بانز می خواد جانور نما شدن رو یاد بگیره. برای این کار از لرد سیاه درخواست کمک می کنه. لرد بهش دستور می ده که برای شروع جانوری رو که مایله بهش تبدیل بشه پیدا کنه و برای لرد بیاره.
..............
بانز کلا دوست داشت لخت بگردد! این از مزایای بانز بودن بود. حتی رودولف هم از چنین امتیازی بی بهره بود. ولی گاهی هم بانز دوست داشت دیده شود!
برای همین ردایش را پوشید و از خانه ریدل خارج شد.
درست جلوی در خروجی خانه ریدل با اولین جانور برخورد کرد.
-هی! باید با من بیای بریم نزد لرد سیاه. الان که فکر کردم به این نتیجه رسیدم که من می تونم تو بشم. ریخت و قیافت خوبه. ترسناک هم که هستی...
مار غول پیکر که دم در خانه شان داشت یه قل دو قل بدون دست بازی می کرد، سرش را بلند کرد که ببیند گوینده ارزش حمله کردن دارد یا نه.
که نداشت...
بانز هم با همان یک نگاه متوجه شد نجینی علاقه ای به پیشنهادش نداشته و او یا باید کمی از میزان بلند پروازی اش کم کند...و یا همان جا برای حفظ جانش ردایش را در آورده و مجددا لخت و عریان در جامعه جادویی پرسه بزند.
پس راهش را کشید و به طرف هاگزمید رفت. هر چه باشد در هاگزمید جانوران زیادی برای تبدیل شدن پیدا می شد.
بانز به راهش ادامه داد. تا این که تابلوی درخشان مغازه ای توجهش را به خود جلب کرد:
جانور فروشی نیوت اسکمندر!
نیوت یه تخته اش کم بود! بانز علاقه ای به هم صحبتی با نیوت نداشت. ولی به جانور نما شدن خیلی علاقه داشت. برای همین یک قدم به طرف مغازه برداشت.
به محض این که به در مغازه رسید نیوت با شیرجه ای بلد از داخل مغازه به بیرون پرید و با دو دستش دو طرف چارچوب در را گرفت.
-عمرا اگه بذارم بیای تو!
بانز در حالی که سعی می کرد از بالای شانه نیوت توی مغازه سرک بکشد جواب داد:
-د خب برای چی؟ من باید جانور ببینم!
-مگه نشنیدی ارباب چی فرمودن؟ ارباب فرمودن برو تو طبیعت...زندگی جانورا رو ببین. خودتو بذار جاشون. و تصمیم بگیر که می خوای تبدیل به کدوم بشی. مغازه من الان شبیه طبیعته؟ تو باید بری جنگل! کوه! دشت!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج










اون جادوگر لعنتی می گفت شکنجه ممنوعه! اینجوریشو ندیده بودم.

میخواسّم اینجا استخدام شم تا بتونم با جک و جونوراتون خلوت کنم و از افسردگیشون پیشگیری کنم :ball:
یه جای کارت میلنگه ... برو پی کارت مرد حسابی.
I'm sick of psychotic society somebody save me
