ایوان روزیه - ۲
ایوان استخوان جمجمه اش را خاراند و گفت:
- اخه دیگه چی بیارم که بتونم بدهی این...عزیز دل رو باهاش پرداخت کنم؟!
هوریس شکم گنده اش را بالا داد و به حفره خالی چشمان ایوان نگاه کرد و شمرده شمرده گفت:
-هر...چیز...با ارزشی...که داری!
ایوان احساس کرد با هوریس به نتیجه نمیرسد. برای همین به سمت لرد رفت اما حتی قبل از اینکه استخوان فکش را باز کند لرد مسیر اتاقش را با انگشت نشان داد و گفت:
- هر... چیز... با ارزشی...که داری...ایوان!
ایوان دوباره از ترس تعظیم کرد به سمت اتاق شتافت. نگاهی به کوه وسایل وسط اتاق کرد و چند شئی دیگر را بیرون کشید:
- هییی روزگار، عصای جواهر نشانم! یادگار دوران زنده بودنم! چاره ای نیست، اینم باید ببرم...این چیه؟ یه نسخه از کتاب تغییر شکل زمان تحصیل هاگوارتزم؟ هوووم به هر حال نسخه کم یابیه، اینم میبرم!
ایوان به جست و جو ادامه داد و توانست تکه قلوه کن شده دماغ مودی، نامه دعوتش به هاگوارتز و سر خشک شده یک تسترال را لا به لای وسایلش پیدا کند. همه را داخل کیسه ریخت و دوباره به نزد هوریس و مامور وزارتخانه رفت.
اسکورپیوس همان طور که در چنگال مامور وزارتخانه اسیر بود نگاهی ملتمسانه به ایوان انداخت ولی با دیدن چهره خشمگین او ترجیح داد به مورچه ای که از دیوار سالن بالا میرفت نگاه کند!
ایوان کیسه را جلوی پای هوریس خالی کرد:
-این عصا ارثیه خاندان روزیه است. جواهر روشم کاملا اصله. کتاب قدیمی تغییر شکل هاگوارتز، لیمیت ادیشن! هم هست. بقیه اش هم که مشخصه.
هوریس تکه غضروف دماغ مودی را برداشت و با تعجب پرسید:
- این دیگه چیه؟
- تیکه مفقود شده مودیه. یادگاری نگهش داشته بودم!مطمئنم برای برگردوندنش پول خوبی بهت میده!
هوریس که چندشش شده بود غضروف دماغ مودی را داخل کیسه پرت کرد و دستش را با گوشه ردای اسکورپیوس پاک کرد و گفت:
- خیلی خب اینا هم بدرد میخورن. ولی هنوز خیییلی تا تسویه حساب اسکور فاصله داری! برو...بقیه اش...رو هم بیار!
آنلاینها
28 کاربر(ها) آنلاین هستند (26 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
27
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] باشگاه اسلاگهورن
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
پاسخ به: باشگاه اسلاگهورن
پاسخ به: باشگاه اسلاگهورن
پاسخ به: باشگاه اسلاگهورن
پاسخ به: باشگاه اسلاگهورن
پاسخ به: باشگاه اسلاگهورن
پاسخ به: باشگاه اسلاگهورن
پاسخ به: باشگاه اسلاگهورن
پاسخ به: باشگاه اسلاگهورن
پاسخ به: باشگاه اسلاگهورن
پاسخ به: باشگاه اسلاگهورن
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

من هنوز چیز های با ارزش زیادی دارم که رو نکردم و حاضرم اونا رو در راه دستور ارباب به هوریس بدم. 
الان هست که بکشتش. به عنوان مدرک باید زنده داشته باشیمش. 
این کار شما منو متحول کرد. علاقه بسیار زیاد شما به من اینطوری فوران کرد.
حالا من به شما می گم. تو اتاقم یه در مخفی هست که داخلش وسایل و چیز های قیمتی هست و رمز درم اسکورپیوس مالفویه.
اگه منظورت اونه باید بگم قبلاً اونجا رو بازرسی و همه چی اتاق رو مصادره کردیم. 













