هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۷:۲۹ سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۶:۲۶:۴۸ شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6938
آفلاین
سلام کتی جسور!


بررسی پست شماره 583 خاطرات مرگخواران، کتی بل:


نقل قول:
حل کردن معما توسط 2 نفر سخت ترین کاری بود که کتی و پلاکس کردن.
حل کردن معما توسط دو نفر، سخت ترین کاری بود که کتی و پلاکس تا آن روز انجام داده بودند.

بهتر نشد؟


نقل قول:
- هی، نوبت منه!
- کور خوندی مال منه!

کتی و پلاکس میخواستند معمایی که ارباب به ایوا داده بود رو حل کنند. منتها میخواستند خودشان را ثابت کنند. برای همین وقتی کتی معما را شنید و به پلاکس گفت جرقه ای به ذهنشان زد:
این قسمت چند تا ایراد داره.
اولیش اینه که مرگخوارا مثل بچه های ده- دوازده ساله به نظر می رسن! لرد هم مثل معلمشون که بهشون معما داده که حل کنن. مرگخوارای کم سن و سال داریم. ولی دیگه نباید همه و کل جو خانه ریدل ها بچگونه بشه.

دومی جمله ها هستن که هنوز هم خیلی تغییر نکردن و ایراد دارن. دلیل این که می گیم پشت سر هم نقد نخوایین همینه. همچین اشکالی نمی تونه با یکی دو پست و طی یکی دو روز برطرف بشه. زمان لازم داره، تمرین لازم داره.

سومی کلمه "ارباب" هست. توی قسمت توضیحات نباید بگیم ارباب. می تونیم بگیم لرد، لرد سیاه، یا اربابشان.

نذارین درسته.


دیالوگ ها خیلی زیادن. منظورم از نظر مقدار نیست. خواننده رو خسته می کنن. انگار کل ماجرا رو سعی کردی با دیالوگ توضیح بدی. اینم ایرادیه که قبلا وجود داشت و الان هم وجود داره.


نقل قول:
- خب کتی چرا راحت نمیگی هاگزمید؟ سر ناترس رو مجبوری بگی؟
این چی بود! اینو کلا نفهمیدم!


شکلک ها خیلی زیاد و اضافه هستن. پست رو شلوغ کردن.


نقل قول:
-دابی میخواد کمک کنه.

سپس پلاکس جیغی کشید و در بغل کتی پرید و هر دو کله پا شدند.

- هی دابی اینجا چی کار میکنی؟ میدونی چون حامی کله زخمی هستی اینجا جونت در خطره؟
الان با فرض مرگخوار بودن کتی، دو تا مرگخوار نگران جون دابی شدن؟ این یه حرکت سفیده مثلا. برای یه مرگخوار یا سیاه خوب نیست.
اومدن و رفتن دابی هم خیلی منطقی نبود. کتی چرا باید ارباب دابی باشه؟


نقل قول:
* به دیالوگ های اول صفحه برگردید.
واقعا؟ خواننده برگرده بالا؟


نقل قول:
وقتی چکش را روی کاغذ کوبیدند، بخاری بلند شد ازش
ترتیب کلمات رو درست بنویس. بخاری ازش بلند شد.


نقل قول:
پس از 10 مین بار کاغذ به رنگ زرد در آمد و نوشته ای تغییر کرد.
10مین؟
عدد رو به حروف بنویسی این مشکل پیش نمیاد. دهمین!


نقل قول:
آخرش مجبور شدند با منقال کاغذ را بردارند.
منقال؟! همچین وسیله ای وجود داره؟!


سوژه کلی جالب بود... ولی خود داستان نه. کتی و پلاکس اونقدر حرف زدن که حتی موقع خوندن هم سردرد می گیری!

شخصیت ها شدیدا بچگونه حرف می زدن و رفتار می کردن.

طنز داستان شدیدا تحمیلی بود! یعنی به خواننده می گفت زود باش بخند! این حالت نباید وجود داشته باشه. طنز خودش باید بیاد. طنز پست شما اینجوری به نظر میاد که یقه شو گرفتیم و آوردیم توی پست.


پست ایراد داره... خیلی از ایرادایی که پست های قبلی شما داشت. برای همین، روی درست تری تمرکز کن. روی خوندن پست های خوب، و نوشتن و شناختن شخصیت ها و طنزشون. درست نوشتن جمله ها و بکار بردن درست طنز.


موفق باشی و جسور!




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۳:۰۷ سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹

گریفیندور، مرگخواران

کتی بل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۴ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۸:۴۹ سه شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲
از زیر زمین
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
پیام: 454
آفلاین
سلام ارباب ببخشید دوباره جسارت کردم و در خواست نقد دارم. ارباب ببخشید ولی احساس کردم این بیشتر به نقد میخوره. ممنون میشم طبق نکاتی برای مرگخواری برام توضیح بدید با تشکر!


ارباب من Lord

گر کسی مرا ببیند نتواند که ببیند چون که او قارقارو نیست!

قاقاروی بدون مو!



پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۵۰ دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۶:۲۶:۴۸ شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6938
آفلاین
جادوگران، ساحرگان، موجودات جادویی!

اینو قبلا هم گفتم... یه بار دیگه تکرار می کنم.

پست قابل نقد داریم... پست غیر قابل نقد هم داریم. برای هر پستی درخواست نقد نکنین. پست کوتاهی که از چند دیالوگ تشکیل شده و مورد خاصی(چه مثبت و چه منفی) توش نداره، قابل نقد نیست. نه این که نشه نقدش کرد. نقد کننده اگه بخواد می تونه کلی آسمون و ریسمون ببافه و بنویسه؛ ولی فایده ای نداره.
برای پستی که سوالی در موردش دارین یا کار خاصی انجام دادین و می خوایین ببینین که درست انجام گرفته یا نه درخواست نقد کنین.

و بازم اشاره می کنم. پست های خالی و غیر قابل نقد، همیشه بد نیستن. گاهی خیلی هم مفیدن. فقط نکته خاصی ندارن که بشه در موردش بحث کرد.


مورد بعدی مرگخوار شدنه.

اولا که عجله نکنین! این عجله باعث می شه خودتون زود خسته بشین. چون هی درخواست می دین و رد می شه. همونطور که توی قوانین نقد گفتم هم، با یه نقد مثبت به این نتیجه نرسین که می تونین مرگخوار بشین. ممکنه دلیل اون نقد مثبت این باشه که نسبت به گذشته خودتون پیشرفت کرده باشین.

نکات مربوط به مرگخوار شدن رو هم توی هر نقدی نمی شه گفت. مثلا توی خاطره ای که تو هاگوارتز اتفاق افتاده معمولا نکته خاصی برای مرگخوار شدن وجود نداره که من بهش اشاره کنم.


کتی عزیز

پستی که درخواست نقدش رو دادین، یکی از همون پست هاس که نکته خاصی نداره. نه برای نقد و نه برای مرگخوار شدن. برای همین هر چی هست همین جا می گم.

روند اون تاپیک رو نمی دونم... ولی وقتی اسمش "دفترچه خاطرات هاگوارتز" هست، به نظر من پست هاش باید به شکل خاطره نوشته بشن، نه نمایشنامه. مثلا توی خاطرات مرگخواران، خود خاطره رو شرح می دیم... ولی این جا دفترچه وجود داره. باید خاطره وار نوشته بشه. ولی به هر حال همه نمایشنامه نوشتن و برای همین اشکالی نداره.


سیلی و کشیده هر دو یک معنی رو می دن. برای همین سیلی کشیده درست نیست.


نقل قول:
منم بلند شدم و یک کشیده توی گوشش خوابودنم.
- چطور جرعت میکنی این کار رو بکنی؟

و پس از اون بود که پروفسور مگ گونگال من رو به دفترش دعوت کرد.

- کتی تو متهم شدی به اینکه یک سیلی به گوش رونالد ویزلی زدی. راسته؟
فاصله ها رو برعکس گذاشتین. وقتی در مورد یه نفر توضیح می دیم و بعد، دیالوگش رو می نویسیم فاصله نمی ذاریم. درستش اینه:

منم بلند شدم و یک کشیده توی گوشش خوابودنم.

- چطور جرعت میکنی این کار رو بکنی؟

و پس از اون بود که پروفسور مگ گونگال من رو به دفترش دعوت کرد.
- کتی تو متهم شدی به اینکه یک سیلی به گوش رونالد ویزلی زدی. راسته؟



شخصیت خاصی توی داستان نبود که خودشو اونقدر نشون بده که بشه در موردش قضاوت کرد.


سوژه خیلی ضعیفه. در واقع هیچی توی داستان نیست. سوژه ها می تونن ساده باشن... ولی حداقل باید به شکلی نوشته بشن که برای خواننده جذابیت داشته باشه.


با خوندن اینا ناامید نشین. شما همیشه ضعیف نمی نویسین. ولی این پست خالی بود!




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۹:۴۸ دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۹

گریفیندور، مرگخواران

کتی بل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۴ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۸:۴۹ سه شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲
از زیر زمین
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
پیام: 454
آفلاین
ارباب ببخشید میخوام زود تر مرگخوار بشم و اصلا صبر ندارم.
برای نقد کردن لطفا بهم نکات مرگخوار شدنم بگید. سپاس!
لطفا این پست رو برام نقد کنید ممنون ارباب عزیز!


ارباب من Lord

گر کسی مرا ببیند نتواند که ببیند چون که او قارقارو نیست!

قاقاروی بدون مو!



پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۶:۴۱ یکشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۶:۲۶:۴۸ شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6938
آفلاین
سلام مارکوس


بررسی پست شماره 441 قصر مالفوی ها، مارکوس فنویک:


نقل قول:
وسط بیابون نا کجا آباد پادگان سربازی


-اینجا کجاست ما را آورده ای مردک؟

-پادگان سربازی! احترام بگزارید!
بگذارید درسته.

آخر پست قبل رو در شروع پست خودتون تکرار نکنین. کسی که اینا رو می خونه، پشت سر هم می خونه و این تکرار براش جالب نیست. از جایی که مونده ادامه بدین.


دیالوگ های پشت سر هم رو بدون فاصله بنویسین. یعنی اینجوری:

-اینجا کجاست ما را آورده ای مردک؟
-پادگان سربازی! احترام بگزارید!
-دراکو اگر ما را از اینجا خارج نکنی !خون خودت ،،، خانواده ی مالفوی ،،، این پادگان گردن تو خواهد بود.
-سرهنگ وارد میشود! احترام بگذارید!
-دراکو اینجا همه مانند سرهنگ دارای اضافه وزن هستند؟



کل پستتون از دیالوگ تشکیل شده. این اشکالی نداره... ولی دو تا نکته وجود داره. اول این که این کار احتیاج به مهارت و تسلط زیادی داره که درست در بیاد. شما هنوز تازه کاری. و دوم این که سوژه باید مساعد باشه. این جا اینا تازه وارد یه مکان ناشناس شدن و با آدمای جدیدی برخورد کردن. این سوژه صد در صد توضیح لازم داره. هم مکان و هم اشخاص رو باید کاملا توضیح می دادین.


نقل قول:
-دراکو اگر ما را از اینجا خارج نکنی !خون خودت ،،، خانواده ی مالفوی ،،، این پادگان گردن تو خواهد بود.
سه نقطه دیده بودیم، سه ویرگول نه! یکی کافی بود!


نقل قول:
-سرهنگ وارد میشود! احترام بگذارید!

-دراکو اینجا همه مانند سرهنگ دارای اضافه وزن هستند؟
این جا سرهنگ وارد شده. دراکو و لرد اونو دیدن... ولی خواننده ندیده! برای همین، باید برای خواننده توصیفش کنیم. و به همین دلیله که این پست نباید بدون توضیح پیش بره.


نقل قول:
-نه خوشمان آمد. اگر تو ماموریتت را انجام بدهی من از این سرهنگ می خواهم در استخر خصوصی به من تعلیم عضله در آوردن بدهد.
این شکلک برای لرد سیاه؟
حتی توی سوژه طنز هم نمی شه قبولش کرد. شخصیت ها رو از قالب اصلیشون خارج نکنین. ما داریم ایفای نقش می کنیم. داستان عادی نمی نویسیم. شخصیت های مورد استفاده ما محدودیت دارن و از قبل معرفی شدن. نه دیالوگ ها و نه شکلک های لرد اصلا براش مناسب نیست و اینم یکی از چیزاییه که مانع مرگخوار شدن می شه.


نقل قول:
-دراکو نیاز نیست تو به ما ارباب سیاهه لرد....
این جمله ناقصه. قرار بوده ناقص بمونه، ولی قرار بوده خواننده حداقل حدس بزنه که چطوری تموم می شه. ولی اشتباه نوشته شده و برای همین ایراد داره.
سه نقطه می ذاریم. سه نقطه! جاش درست بود؛ چون صحبت لرد نصفه مونده ولی تعدادش درست نبود. خیلی مهم نیست، ولی بهتره رعایت بشه.


ورود تام(و بعدش بقیه مرگخوارا) به سوژه بد نبود. ولی کمی زود بود. فعلا می شد درباره لرد نوشت و همینجوری ادامه داد. مرگخوارا می تونستن بعدا وارد بشن.


پست شما خیلی خامه. مهم ترین ایرادش شخصیت ها هستن. باید یاد بگیرین که چطوری از شخصیت ها طنز بگیرین، ولی خرابشون نکنین.
دومین مورد توصیف صحنه هاست. اینم باید تمرین کنین که درست و به موقع و به اندازه انجام بدین.

طنزش قوی نیست... ولی با شناختن شخصیت ها کم کم بهتر می شه.

سوژه بد پیش نرفته... ولی اگه تام فعلا وارد نمی شد بهتر بود.


بخونین و بنویسین. ایرادا کم کم بر طرف می شن.




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۹:۵۱ شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۹

ریونکلاو

مارکوس فنویک


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۷ سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۲:۴۰:۰۷ سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۲
از صومعه ی سند رینگ رومانی
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 137
آفلاین
سلام اگه ممکنه این تایپیک رو برام نقد کنید ارباب. ممنون!
http://www.jadoogaran.org/modules/new ... wtopic.php?post_id=355205


Mr.Marcoos Fenoeek


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۸:۳۰ جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹

گریفیندور، مرگخواران

کتی بل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۴ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۸:۴۹ سه شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲
از زیر زمین
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
پیام: 454
آفلاین
سلام ارباب ببخشید ارباب این پستم را که امید وارم درست زده باشمش را نقد کنید لطفا نکاتی برای مرگخوار شدن هم بهم بگویید با تشکر.


سلام کتی.

انجمن خانه ریدل ها تحت نظارت منه. باید سوژه هاشو خونده باشم و بدونم؛ ولی انجمنای دیگه اینجوری نیستن. برای همین، لطفا وقتی درخواست نقدتون مال انجمن دیگه ایه، یه خلاصه کلی از داستان رو هم بگین.

و آفرین که لینک رو درست دادی.

نقد پست شما رو با موش کور فرستادیم. امیدواریم آدرس رو پیدا کنه!



ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۸/۲۵ ۱۵:۵۰:۰۶

ارباب من Lord

گر کسی مرا ببیند نتواند که ببیند چون که او قارقارو نیست!

قاقاروی بدون مو!



پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱:۲۶ پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۹

مرگخواران

الکساندرا ایوانوا


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۳۸ پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۳:۱۰:۳۵ چهارشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۲
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
مرگخوار
پیام: 312
آفلاین
سلام ارباب!
ارباب میشه اگه میشه که بشه اینو نقد کنید ارباب؟

ارباب خوب بود ارباب؟! دچار سفت شدگی مغز که نشده بودم ارباب؟


سلام ایوا!

نقد شما رو با عروس دریایی فرستادیم. داماد دریایی پیدا نکردیم، قراره به جاش از اگلانتاین استفاده کنیم!

خوبِ معمولی بود. و نه... مغزت کاملا شُله ایوا!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۸/۲۴ ۲۲:۵۶:۰۳



پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۰:۰۰ چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۶:۲۶:۴۸ شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6938
آفلاین
کتی!


برای دادن لینک پست، شماره شو کپی نمی کنیم. روی اون شماره کلیک می کنیم و آدرس صفحه ای که باز می شه رو می دیم. راه های دیگه هم داره ولی همین راحت تره. اگه نشد، همون آدرس تاپیک رو بده و شماره پست رو هم بگو.


نقل قول:
من اصلا از اینکه ازم انتقاد کنند ناراحت نمیشم تازه شاد هم میشوم
خب خوش به حالت. این خیلی خوبه. سخت هم هست. همینجوری بمون.


بررسی پست شماره 576 خاطرات مرگخواران، کتی بل:


نقل قول:
- هی پلاکس، مطمئنی مشکلی برات پیش نمیاد؟
- نه کتی، هیچ مشکلی ندارم فقط این دهنتو بسته نگه دار، باشه؟
شروع پست تکی می تونه با دیالوگ باشه. دیالوگی که قدرت کافی برای جذب مخاطب رو داشته باشه. دیالوگ های شما برای شروع خوب بودن.


نقل قول:
-باشه پلاکس به کسی نمیگم، حتی علی!
علی؟ علی کی بود این وسط؟!


نقل قول:
هر دو برای مرگخوار شدن درخواست داده بودند و شرط قبول شدنشان این بود:
باید پایگاه محفل را منفجر میکردند!
آخر این چه شرطی بود؟ پلاکس درونش مانده بود که باید چه کنند و مثل همیشه کتی پرسیده بود:
ایده ماموریت برای ورود به گروه خوب بود. ولی خود ماموریت کمی سنگین بود. مثل این می مونه که یکی بیاد درخواست مرگخوار شدن بده. بهش بگیم برو کل محفلو نابود کن و بیا! این هدف لرد و کل مرگخواراست، نه کسی که تازه می خواد عضو بشه. بهتر بود ماموریت رو کمی سبک تر در نظر می گرفتی.
"آخر این چه شرطی بود؟" اظهار نظر نویسنده اس. نباید احساسات نویسنده رو اینقدر واضح و مستقیم توی متن بیاریم. می تونستی به یکی از شخصیت ها نسبتش بدی. مثلا "پلاکس با خودش فکر کرد که این چه شرطی است!".
"پلاکس درونش مانده بود" هم جمله خوبی نیست. به شکل محاوره ای می شه گفت "توش مونده بود"... ولی نوشتاریش خوب نمی شه.


نقل قول:
مثل همیشه کتی پرسیده بود:
- نقشه ای داری؟

و مثل همیشه پلاکس پاسخ داده بود:
- آره یک نقشه عالی!

و مثل همیشه نقشه ای نداشت!
این جاش خیلی خوب بود. جمله های شبیه به هم و علامت ها خیلی خوب استفاده شدن.


نقل قول:
طبق نقشه باید پیش میرفتند، بله مطمئنن اول که گفتند قصد آتش زدن محفل را داریم نقشه عمل نکرد و به جایش رویشان پودر عطسه آور ریخت. باز هم البته، همه سازندگان آن نقشه عضو محفل بودند. ( به جز پیتر پتی گرو) که به شدت بچه ها از او متنفر بودند! بنابراین باید حیله ای به کار میبردند! این نقشه ای بود که به ذهن کتی رسید:
جمله ها درست نیست. مشخصه که اولین چیزی که به ذهنت می رسه رو نوشتی. مثلا:
نقل قول:
طبق نقشه باید پیش می رفتند.
اینو می تونیم بگیم، ولی نمی تونیم بنویسیم. قشنگ نمی شه.
قسمت پودر عطسه آور خوب بود. ولی "بله" اول جمله، اضافه بود. اگه قصد داری روش تاکید کنی می شد اینجوری نوشت:
همانطور که پیش بینی می شد، بار اول که گفتند قصد آتش زدن محفل را دارند، نقشه عمل نکرد و به جایش رویشان پودر عطسه آور ریخت.
البته جای تعجبی نداشت... همه سازندگان آن نقشه عضو محفل بودند!



توی پرانتز هیچ توضیحی نده. توضیح رو جزئی از داستان کن.

با شکلک ها چه مشکلی داری؟ ازشون استفاده کن!


نقل قول:
به زور مکان پایگاه را از زیر زبون اسنیپ درآورده بودند
منظورت به سختی بوده. به زور نمی شه از زیر زبون اسنیپ حرف کشید.


نقل قول:
قرار بود آنجا را اینجوری منفجر کنند.
بین جمله های نوشتاری از کلمات محاوره ای استفاده می کنی. این لحن جمله رو خراب می کنه.
یا اینجوری بنویس:
قرار بود اونجا رو اینجوری منفجر کنن.

یا اینجوری:
قرار بود آنجا را به این شکل منفجر کنند.


نقل قول:
حالا طبق نقشه باید به پایگاه میرفتند.( به زور مکان پایگاه را از زیر زبون اسنیپ درآورده بودند) کمی ترقه و بمب ساعتی هم همراهشان برده بودند.( پلاکس پیشنهاد داد) قرار بود آنجا را اینجوری منفجر کنند. باید تبدیل به حیوان میشدند.( هر دو حیوان نما بودند برای همین نقشه این پیشنهاد را داد) و صد البته پلاکس باید تبدیل میشد چون کتی یک شیر سفید ماده بود و پلاکس مار بود و مار هم حیوانی انعطاف پذیر بود. قرار بود سپر لوپین را بشکنند و نقشه هم پیشنهاد داده بود: قلقلکش کنید!
این جا مطالب حدود ده پست رو توی چند خط توضیح دادی. این کار باعث می شه داستان تاثیر گذار نشه. مثل این می مونه که به جای تعریف کردن یه داستان کامل، فقط تیترها و خلاصه شو بگیم. طرف می فهمه چی شده، ولی ازش لذت نمی بره. یا باید وقت گذاشت و توضیح بیشتری داد و یا ازشون صرفنظر کرد. می تونستی یکراست بری سراغ اجرای نقشه و حین اجرا خواننده متوجه بشه که اینا جانور نما هستن.


نقل قول:
ناگهان شیری ماده و سفید دید!
-چقدر زیبایی!
حداقل گرگ سفید می شد که جذب شدن لوپین و گیج شدنش یه دلیلی پیدا می کرد! لوپین اومده یه شیر سفید رو توی محفل دیده و طوری که انگار یه گربه دیده باشه می گه چقدر زیبایی!


ایراد اصلی شما جمله ها هستن. چیزی که تو ذهنته خوبه، ولی نمی تونی درست بیانش کنی. صحنه ها درست توصیف نمی شن. دیالوگا روون و واضح نیستن. اینا کم کم اصلاح می شه. با خوندن پست های خوب و نوشتن و تمرین کردن.


نقل قول:
کتی سرش را تکان آرامی داد و به سمت پلاکس حرکت کرد.
-خب بچه ها کجان؟ آهان دارم میام!

همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد! پلاکس روی لوپین افتاد پر را نصف کرد و تا میتوانست لوپین را غلغلک کرد!و در آن لحظه جلوی چشم لوپین کتی دوباره انسان شد!
قلقلک داد.
این صحنه هم مبهم توضیح داده شده.


نقل قول:
ناگهان چیزی یادش اومد، سپر!
تا برگشت پایگاه منفجر شد. هر دو کارشان را خوب انجام داده بودند.
لوپین زیادی ضعیف و خنگ نشون داده شده. این دو نفر طبق توضیحات داده شده، بزرگسال نیستن. با یه نقشه خیلی ساده وارد محفل می شن و منفجرش می کنن. این منطقی نیست. مهم نیست که کی موفق می شه... مهم اینه که داستان قشنگ باشه. مثلا توی این داستان اگه پلاکس و کتی گیر میفتادن، یا بمب تو دست خودشون منفجر می شد به نظر من جالب تر می شد.


ایده اصلی داستان خوب بود. ولی اجراش اشتباه بود.
جمله ها احتیاج به اصلاح دارن.
توضیح ها باید قوی تر بشن. منطق باید به داستان برگرده. البته تا حدی که یه پست طنز احتیاج به منطق داره.
در مورد شخصیت ها تعادل باید رعایت بشه. نباید کاملا از قالبشون خارج بشن.
یه راهنمایی دیگه هم دارم. هیچوقت توی پست همه چیز رو برای موفقیت شخصیت های مورد نظرت پیش نبر. موانع سر راهشونو بی دلیل برندار. اینجور موفقیت ها، کیفیت نوشته رو پایین میارن.


هنوز خیلی چیزا برای تقویت و بهتر شدن وجود داره. ولی تشخیصت درست بود. این پست از دوتای قبلی بهتر بود.

......................................................

بینز!


بینز... بسیار ازت متنفریم!


اخطار: این نقد، با خشم و غضب و نفرت فراوان انجام گرفته است. لطفا نخوانید! مخصوصا زیر 15 سال و اشخاص دارای روحیه حساس! نخوانید! گفتیم نخوانید!


نقل قول:
با شرمندگی تمام، آمده ام درخواست نقدی داشته باشم.
نیا خب! ما راضی به شرمندگیت نیستیم!


نقل قول:
این پستی که تازه زده ام ارباب. این سوژه ای که دادم ارباب، تونستم اون مفهومم رو برسونم؟ اون پیش زمینه ای که باید لرد بیدار بشه؟ فضاسازی ای که داشتم در مورد این ماجرا؟
هفتصد و پنجاه تا سوال پرسیده که یه نقد بخواد! نخونده می گم، خیر... هیچکدومو نتونستی. چنین توانایی هایی نداری!


نقل قول:
شب شده بود و مرگخواران در اتاق جلسات سری و مخوف خانه ریدل ها، منتظر بودند تا اربابشان بیاید. آن روز، صبح زود، لرد سیاه با استفاده از وردی، صدایش را همانند بلندگو بلند کرده و گفته بود که شب، جلسه بسیار مهمی داشتند.
از رو صحنه ها چرا می پری؟ صحنه بلندگو جالب بود خب! نمی شد به جای دو خط توضیح دادن، صحنه رو بنویسی؟انگشت درد می گرفتی؟ مرگخوارا نشسته باشن و یهو صدای لرد از جاهای مختلف خونه به گوش برسه. این جالب تر نمی شد؟ دِ می شد دیگه!


نقل قول:
با اینکه مرگخوار ها همگی از خواب ناز بیدار شده بودند و هنوز ویندوزشان بالا نیامده بود، اما وقتی ارباب جلسه مهم می گذاشتند، حتما مرگخوار ها می آمدند. حتی برای صرف موز و آبمیوه جلسه.
"ویندوزشون" خیلی بد بود! توی پست، مزه اضافه چرا می ریزی؟ "صرف موز و آبمیوه" خوب بود. ولی اگه با چیزای جادویی تری جایگزین می شد بهتر می شد.
توی توضیحات نمی گیم "ارباب"... لرد، اربابِ نویسنده نیست. توی توضیحات همون لرد یا لرد سیاه یا لرد ولدمورت یا "اربابشان" هست. خودشیرینی اضافه نکن!


نقل قول:
با ورود لرد سیاه، مرگخواران به پا خاستند. لرد آن ها را از نظر گذراند
آها... ببین... اینجا نوشتی لرد! لرد سیاه! پس بلدی. تو قبلی چرا نوشتی ارباب؟ که کار منو زیاد کنی؟ بیماری؟ آزار داری؟


نقل قول:
با نشستن او، مرگخواران نیز صندلی هایشان را کشیدند تا بنشینند که لرد گفت:
- کجا با این همه عجله؟ ما دلمون می خواد مرگخوارانمون به احترام ما سر پا بایستند.
- اما ارباب، پامون درد می گیره!
- خب بگیره!
- خسته میشیم!
- خب بشید!
- خسته بشیم که نمی تونیم به شما در راه رسیدن به اهداف شیطانی و تاریکتون کمک کنیم.
"کجا با این همه عجله" رو به کسی می گن که داره می ره. کی به تو گفته از ضرب المثل استفاده کنی؟
بقیه این قسمت ایده خوبی داشت... ولی دیالوگا ساده و کمی خسته کننده بود. یه کمی باید شخصیت دارتر و قوی تر می شدن. بلد نیستی ننویس! مرگخوارات هم کمی روشون زیاده!


نقل قول:
شاید این هم یکی از کار های اربابشان بود، اما رفته رفته نگران شدند.
معنی "کارها" این جا مشخص نیست. من می فهمم می خوای چی بگی... ولی شاید هر خواننده ای متوجه نشه. درست بنویس!


نقل قول:
- معجون بیدار شدگی بدم؟
یه کمی سعی کن ببین می تونی سوژه هکتور رو مستقیم تر از این بنویسی؟ سخته واقعا.


نقل قول:
مرگخواران هر کدام در حال ارائه نظریه ای برای این حالت لرد بودند، بعضی از آن ها حتی جرئت کرده و لرد را از نزدیک مورد بررسی قرار می دادند تا شاید بتوانند در نحوه ضربان نبض اربابشان که میگویی است یا پر قدرت، نشانه ای در مورد حال او پیدا کنند.
این قسمت "جرات کردن" خوب بود... ولی میگویی؟! اصطلاح مسخره چرا بکار می بری؟ نبر!


سوژه تموم شدن شارژ لرد سوژه خوبیه. به این شرط که مسیر خوبی هم براش در نظر گرفته بشه که خیلی تکراری نشه. در واقع بار اصلی سوژه رو روی دوش نفر بعدی گذاشتی.اونه که باید تعیین کنه چیکار باید بکنن. برای من فقط یه سوال پیش میاد. وقتی داشتی این کارو انجام می دادی خجالت نکشیدی؟


برگردیم سراغ سوالای بی سروته اول پستت:

نقل قول:
تونستم اون مفهومم رو برسونم؟
کدوم مفهوم رو؟! الان باید توی پستت دنبال مفاهیم عمیق بگردیم؟! نخیر... هیچ مفهومی رو نتونستی برسونی. فقط سوژه ساده تو تونستی برسونی.


نقل قول:
اون پیش زمینه ای که باید لرد بیدار بشه؟
سوال تموم شد؟ همینقدره؟ بقیه اش کو؟
خب... خودم کاملش می کنم.
اون پیش زمینه ای که باید لرد بیدار بشه توش وجود داره؟
سوال کامل شد... ولی هنوز نامفهومه!
آخه کی ازت خواسته توی درخواست نقد سوال طرح کنی؟
پیش زمینه ای که باید لرد بیدار بشه؟!!!
این یعنی چی؟
بله بله... این چیزی که گفتی مسلما توی پستت هست!


نقل قول:
فضاسازی ای که داشتم در مورد این ماجرا؟
خیر! نداشتی! ولی یه سوال. این پست فضاسازی می خواست؟ فضاسازی می خواست؟ فضاسازی می خواست؟


دیگه این طرفا نبینمت!


بریم یه چیزی بنوشیم آروم شیم!




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۶:۰۹ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹

مرگخواران

پروفسور بینز


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۳ چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱:۰۲:۰۱ چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۲
از توی دیوار
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 71
آفلاین
اربابا!
قدر قدرتا!
ای نقد کننده آ!

با شرمندگی تمام، آمده ام درخواست نقدی داشته باشم. این پستی که تازه زده ام ارباب. این سوژه ای که دادم ارباب، تونستم اون مفهومم رو برسونم؟ اون پیش زمینه ای که باید لرد بیدار بشه؟ فضاسازی ای که داشتم در مورد این ماجرا؟









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.