هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
پیام زده شده در: ۲۳:۳۴:۰۹ یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱۴:۵۸:۵۱
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6362
آفلاین
کتی!

نقد می کنیم! برای ما دست تکون می ده. ادوارد هم دست تکون می داد.


بررسی پست شماره 598 خاطرات مرگخواران کتی بل:


مهمترین چیزی که توی این پست داریم " قاقارو" هست. موجودی که منم هنوز نمی دونم دقیقا چیه و چیکار می کنه. ولی به نظرم همین ابهام جالبش کرده. به نظر من لازم نیست زیادی معرفیش کنی.
چیزی که توی این پست توجهمو جلب کرد، دیالوگ هاشون بود. حرفای رد و بدل شده بین کتی و قاقارو. اونا جالب بودن.


نقل قول:
-قاقارو، بیا اینجا پسر!
اولا که شروعت خوب بود. جلب توجه می کنه. مخصوصا چون قاقارو هنوز خیلی شناخته شده نیست. اگه همینجوری وسط پست ازش اسم برده می شد، زیاد جالب نمی شد. با یه دیالوگ ساده اول پست، بهتر وارد داستان کردیش.
دوما از شکلک خیلی خوب استفاده کردی.


نقل قول:
کتی، یک دستش را سایه ی چشمانش کرده بود و دست دیگرش را به کنار پایش کوبید تا قاقارو را به آنجا بکشاند.
خیلی خوب می دونم وقتی شروع به فعالیت کردی، چه جور جمله هایی می نوشتی. برای همین، خوندن این جمله ها واقعا خوشحال کننده اس. عالی بود. هم صحنه، هم جمله ها و هم شکل توصیفت. خیلی روشن و واضح و قشنگ. بهت افتخار کردم که اینقدر پیشرفت کردی. مخصوصا پیشرفتی که فقط محدود به سایت نیست. درست و واضح نوشتن، همیشه و همه جا به دردت می خوره.


صحنه های ساده، ولی خیلی قشنگی خلق و توصیف می کنی. صدا کردن یه حیوون کار ساده ایه... ولی با دیالوگ و شکلک بالایی و این توضیح، از سادگی درش آوردی و جالبش کردی.


نقل قول:
-قاقارو! من ریسک کردم و با اینکه خطر داشت، اومدم تو این جای مشنگی تا بهت اصول اولیه من "من سگ هستم" رو یاد بدم! تازه کلاهم ندارم و آفتاب داره عین نیزه تو چشم نور میندازه.

قاقارو ایستاد و غرشی کرد.
- من پشمالوعم. مگه سگم؟
جرو بحثشون خیلی بامزه اس. مخصوصا قاقارویی که مثل آدم حرف می زنه. زیادی جدی و منطقیه. همین، خنده دارش کرده.
جمله "من پشمالوئم" جالب بود. یه جوری گفت که انگار به شخصیتش توهین شده.


نقل قول:
- مگه گفتم تو سگی؟ منظورم از اصول اولیه "من سگ هستم"، گرفتن توپ در هوا، آوردن وسایل با دستور صاحب و از اینجور چیزا بود!
- من میتونم حرف بزنم و حرفاتم میفهمم. این کارا به چه درد میخوره؟ اصلا تا حالا ویژگی های منو دیدی؟
این قسمت هم خیلی خوب بود. جمله هات عالی شدن. همینجوری بنویس. ولی گذشته از ساختار جمله ها، محتواشون هم جالبه. این دو تا با هم خیلی بامزه شدن.


نقل قول:
دود داشت از کله ی کتی بیرون میزد.
- آره! ویژگی هاتو میدونم. تو ی پشمالو هستی که بدرد نمیخوره.
اون "یه" اون وسط کمی اضافه اس. کمی اضافه بودن یعنی بودنش ضرری نداره. ولی اگه نباشه بهتر می شه. به نظرم اینجا بیشتر از اسم "پشمالو" بهتره که روی صفت پشمالو بودن تاکید بشه. بگه بله می دونم. تو پشمالویی و این(پشمالو بودن) به درد نمی خوره.


نقل قول:
- به سرعت لاکپشت راه میری و خیلی هم سنگینی. هیچ چیز شگفت انگیزی هم نداری جز اون دندونای کوچولو که به درد هیچ کاریم نمیخورن. برامم مهم نیست یکی از اون مشنگا بفهمه حرف میزنی!
این که کتی معتقده حرف زدن قاقارو اصلا شگفت انگیز نیست، خیلی خنده داره. به جاش سعی می کنه کارای ساده سگی بهش یاد بده. این قسمت رابطه این دو تا خیلی بامزه اس.


نقل قول:
کتی، به سمت قاقارو برگشت؛ اما به جای او، با کلاهی پشمالو رو به رو شد. نفسی راحت کشید و زد زیر خنده.
اینجاش یه کمی ناقص بود. قاقارو تبدیل به چیزای دیگه می شه؟ اینو باید کمی واضح تر توضیح می دادی. جایی که کتی نفس راحتی کشید. مثلا:
نفس راحتی کشید و زد زیر خنده. قاقارو به موقع خودش رو تبدیل کرده بود.


گفته بودی خیال داری توی هر پست، یه ویژگی قاقارو رو بنویسی. این کارو نکن. حداقل الان نه. همین الانشم قاقارو ویژگی های زیادی داره. حرف زدن و تبدیل شدن زیادن! به نظر من روی همینا کار کن. ویژگی های دیگه می تونه پیچیده و غیر منطقیش کنه. ممکنه طنزش رو هم ازش بگیره. کی با احتیاط پیش برو.


نقل قول:
مردم کمی:
– این دختره دیوونس.

راه انداختند و بعد رفتند.
اینجاش خیلی خوب نوشته نشده. بهتر بود یا ساده تر نوشته می شد:
مردم کمی زیر لب غر زدند و چیزهایی در مورد دیوانه بودن کتی گفتند و بعد، رفتند.

و یا اینجوری:

مردم در حال دور شدن بودند که کتی صدایشان را شنید.

-این دختره دیوونس!
-داشت با کلاه حرف می زد!
-بی دلیل هم می خندید...



پستت خوب بود. طنز خیلی پررنگ و واضحی نداشت. با وجود این خنده دار بود. ارتباط قاقارو و کتی خیلی خوب بود. جدی بودنشون جالب بود. شخصیت هاشون بطور جداگان هم خوب بود.
جمله ها و صحنه ها خوب بودن.
خیلی پیشرفت کردی. خیلی!


برو بیشتر پیشرفت کن. پیشرفت تر کن.




پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
پیام زده شده در: ۸:۰۳:۰۲ شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹

گریفیندور، مرگخواران

کتی بل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۴ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۱۱:۳۰:۱۱
از زیر زمین
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
مترجم
مرگخوار
پیام: 159
آفلاین
اوه، اینجا هم که رنگ و وارنگ تره! اربابا! اومدم اینجا... بی زحمت اینو برام نقد میکنین؟


ارباب من Lord

گر کسی مرا ببیند نتواند که ببیند چون که او قارقارو نیست!


پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
پیام زده شده در: ۱۶:۵۱:۳۱ جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۹

ریونکلاو

آلنیس اورموند


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۲۲:۲۵ دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۳۸:۰۸
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 63
آفلاین
سلام لرد!
اگه امکانش هست این رو برام نقد کنید.



سلام آلنیس!

ما امکانات لازم رو داشتیم. انجامش دادیم. با عقابی آبی رنگ برات فرستادیم. البته خودش آبی نبود. روش رنگ پاشیدیم. عصبانی هم شد. بلا رو نوک زد!




ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ ۱۶:۲۵:۱۰

منو از روی خودم قضاوت کنین نه از روی خانواده ام...


"Ravenclaw"

تصویر کوچک شده


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۳:۱۱:۳۶ چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱۴:۵۸:۵۱
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6362
آفلاین
چقدر شکلک زدی بچه!

بررسی پست شماره 649 باشگاه دوئل، پلاکس بلک:


نقل قول:
خوبه ارباب؟ نسبت به دوئل های قبل بهتر شده؟ می‌دونم نشده!
می دونه نشده.


کار خوبی کردی که نقد خواستی. چون پست های عادیت خیلی خوبن. گاهی حتی هیچ ایرادی ندارن. طنزت خوبه. سوژه ها رو خوب ادامه می دی.
پست های دوئلت کمی ضعیف ترن. وقتی بین این دو تا، اختلاف کیفیتی وجود داره، یعنی مشکلت در مورد چهارچوب دوئل هاست.
موقع دوئل کردن نباید احساساتی بشیم! این اشتباه رو خیلیا مرتکب می شن. چیزی رو که برای خودشون خاصه یا معنی عمیقی داره، وارد دوئل می کنن. مثلا یکی برادرش رو از دست داده. اینو تو دوئل می نویسه. خیلی هم ماجرا رو تغییر نمی ده... چون روی این قضیه حساسه. ولی خواننده ها و داورا چیزی از این موضوع نمی دونن. معنی خاصی براشون نداره. نوع خفیف ترش هم درگیر بعضی از شخصیت ها شدنه. که تو دچار این یکی هستی. زیادی درگیر شخصیت اسنیپ شدی. ببین... حتی ننوشتی آیلین. گفتی مادر پروفسور. همین محدودت کرده. این کارو گاهی با دوستای سایتیمون هم انجام می دیم. مثلا کسایی که توی رولاشون فقط و تا جایی که ممکن باشه از دوستای خودشون استفاده می کنن.
این دو مورد از نظر قوانین سایت و رول نویسی اشکالی نداره. کمش ضرری هم نداره. خودتم یادته که از من پرسیدی و گفتم هیچ اشکالی نداره. ولی وقتی به همه جا سرایت کنه، نویسنده رو محدود می کنه. دست و پاشو می بنده. خلاقیت رو ازش می گیره. این که برای استفاده از شخصیت های خاصی احساس اجبار کنیم، ما رو از دیدن پتانسیل شخصیت های دیگه محروم می کنه.


سوژه شما هدیه بود. اولین چیزی که به ذهن هر کسی که پلاکس رو کمی می شناسه می رسه، اینه که پلاکس برای اسنیپ هدیه سال نو بخره.
اولین اشکالت همینه. دم دست ترین سوژه رو برداشتی. سوژه هایی که به ذهن همه می رسه رو باید کنار بزنی و بری جلو... بری سراغ سوژه ای که کمتر در معرض دیده. به ذهن همه نمی رسه. می تونه غافلگیر کنه. می تونی چیزای جدیدی در موردش بنویسی.
این جا دو تا انتخاب داشتین. یکی شخصیه که قراره هدیه رو بهش بدین و یکی هم خود هدیه.
دو مورد اصلی که باید روشون تمرکز کنی اینا هستن. اینا باید جالب و جذاب و متفاوت باشن.


نقل قول:
هکتور آخرین پاتیل در دستش را درون قفسه گذاشت، از ویبره های شدیدش معلوم بود که خیلی خوشحال است، چون بلاخره یک نفر پیدا شده بود که قدر معجون هایش را بداند.
شروعت خوب بود. از شخصیت هکتور خوب استفاده کردی و موفق شدی توجه خواننده رو جلب کنی. همین موضوع که چی شده و کی به معجون های همیشه اشتباه هکتور اعتماد کرده، برای ایجاد کنجکاوی کافیه.


نقل قول:
پشت در یک تپه گل قرار داشت که کم کم از بالای آن کله ای با موهای فرفری نمایان شد:
_ روزبخیر استاد!
صحنه بامزه بود. بهتر بود کمی وسطش مکث می کردی. بعد از این که هکتور باتپه گل مواجه شد. می تونست کمی گیج بشه... یا بهتر از اون، خیلی عادی با تپه گل سلام و احوالپرسی کنه. همینجوری که نوشتی هم خوب بود.


نقل قول:
هکتور در را باز تر کرد و تپه گل وارد شد:
این جا خیلی کار خوبی کردی که به جای اسم پلاکس، از تپه گل استفاده کردی. طنزش خوب شده.


نقل قول:
مردمک چشم هکتور گشاد شد و ویبره ای به ظاهر تمام ناشدنی آغاز گشت.
این صحنه هم خوب بود. صحنه های ساده رو می تونی به شکل متفاوت توصیف کنی. همون تپه گل بالایی هم اینجوری بود. این ویژگی مهم و خوبیه که داری. کافیه سوژه های جالب و خلاقانه هم بهش اضافه بشه. اینجوری همه چی عالی می شه. خلاقیت رو هم داری. فقط باید ازش استفاده کنی.


نقل قول:
_ خب، من یه شامپو میخوام! کـــه... چشم های براق و مشکی پرفسور رو قشنگ تر و موهای براق و مشکی شون رو خوش حالت تر نشون بده؛ در ضمن برای قد و قامت رعناشون هم مناسب باشه!
این قسمت، برای یه پست عادی بد نیست. جایی که سوژه اجازه بده و موقعیتش باشه. ولی برای دوئل همونطور که گفتم زیاد جذاب نیست.


نقل قول:
_ این پرفسور خوشگل که میگی کی هست؟ چرا تا حالا ندیدمش؟

چشمان پلاکس پر از اشک‌ شد:
_ پرفسور اسنیپ دیگه، میخوام بهشون هدیه سال نو بدم!
_ آوو! من کارم رو شروع میکنم، تو هم بی حرکت میشینی همونجا!
باید یه حقیقت تلخ رو بهت بگم. پروفسور اسنیپ خوشگل و جذاب و رعنا و صاحب چشمای براق و موهای خوش حالت نیست. این که پلاکس اونو اینجوری ببینه کاملا قابل قبوله... ولی هکتور می تونست کمی تعجب کنه.


نقل قول:
_ میشه تو این فاصله شیشه شامپو رو نقاشی کنم؟
سوژه نقاشی پلاکس تا حد زیادی بهتر شده. توی رول های دیگران هم می بینم که ازش خوب استفاده می کنن. خودت هم سعی کن عادی نباشه. شیشه شامپو کمی عادیه. چیزای غیر عادی تری رو نقاشی کن. مثلا یکی از ویتامینای توی شامپو رو! چون به هر حال عکسشو قرار نیست بکشی... خود موضوع نقاشی باید عجیب باشه.

نقل قول:
___________________
خوابگاه اسلیترین خالی شده بود و همه برای تعطیلات سال نو به خانه هایشان رفته بودند.
خط نه! تیتر!
اینجا کجاست... یا چه زمانیه. اینه که باید تعیینش کنی.


نقل قول:
_ اگه خوششون نیاد چی؟ اگه ناراحت بشن چی؟

بلاخره نویسنده تصمیم گرفت به تفکرات بیهوده و مسخره خاتمه دهد و پلاکس را روانه دفتر اسنیپ کند.
نویسنده رو بی دلیل وارد ماجرا نکن. تمرکز خواننده رو به هم می زنه. برای وارد شدن نویسنده، صحنه یا جمله قبلی باید خیلی قوی باشه. ولی افکار و جمله های پلاکس خیلی ساده و حتی خسته کننده بودن.


اسنیپت شدیدا ایراد داشت. زیادی ملایم و مهربون بود. بخشی از برخوردش رو می شه به اسلیترینی بودن پلاکس ربط داد. ولی بازم زیادی ملایم بود. شخصیت ها نباید از چهارچوبشون خارج بشن. اسنیپ رو باید توی جمله ها و برخوردش هم نشون می دادی.


نقل قول:
اسنیپ به دیوار تکیه زد و کاملا افسرده و غمگین از خوشحالی قر داد و ایول گفت و جشن گرفت.
یعنی اگه لیلی رو زنده کنن و بیارن بذارن جلوش هم امکان نداره اسنیپ این حرکات رو انجام بده. برای همینم این قسمت رو حتی به عنوان طنز هم نمی شه قبول کرد.
شخصیتی که بهش تکیه کردی، بزرگترین نقطه ضعف پستت شده.


نقل قول:
سپس با خوشحالی و دلسردی تمام به حمام رفت.
تصور دو احساس خوشحالی و دلسردی بطور همزمان، منطقی به نظر نمی رسه.


نقل قول:
پلاکس نگاهی به چهره اخم آلود اسنیپ و کلاه پشمی روی سرش انداخت و نشست.
شکلک مال دیالوگه. بجز موارد خیلی خاص که این قسمت یکی از اون موارد نیست. این شکلک رو نمی شه به هیچکدوم از شخصیت ها نسبت داد. به نویسنده هم اصولا نباید بشه!

کچل شدن اسنیپ، اتفاق غافلگیر کننده ای نبود.
چطوری می شد کمی غافلگیر کننده کردش؟
اینجوری که از اول نمی گفتی شامپو رو از هکتور گرفتی. بعد از این صحنه توضیح می دادی.


توضیحات خوبن. طنزت خوبه. خودتو محدود نکن. اگه بتونی پست های دوئلت رو مثل پست های عادیت راحت و آزاد بنویسی امتیازات خیلی بالاتر می شن. چون سطحت در حالت عادی بالاتر از اینه.


تموم شد پلاکس! بیا با هم از این جا بریم.




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۴:۵۰:۳۰ سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹

ریونکلاو

آلنیس اورموند


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۲۲:۲۵ دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۳۸:۰۸
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 63
آفلاین
سلام لرد سیاه!
میشه لطفا اینو نقد کنین؟


سلام آلنیس!

نقد شما رو با گرگ سفید فرستادیم. برف هم می باره. خواستیم گمش کنی!


ویرایش شده توسط آلنیس اورموند در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ ۱۹:۴۰:۳۶
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۲ ۰:۳۳:۱۸

منو از روی خودم قضاوت کنین نه از روی خانواده ام...


"Ravenclaw"

تصویر کوچک شده


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱:۵۴:۴۳ سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

پلاکس بلک


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۰۸ شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۱۰:۰۹:۴۱
از ما هم شنیدن!
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 151
آفلاین
هعیییییییی!
ارباب بسی نقد کنندمون!

چقدرررررر دلم برای اینجا تنگ شده بود!

اممم... اربابا، بی زحمت خواهشا این کوچولو رو نقد میکنید؟
البته چندان کوچولو نیست داره وارد سنین نوجوانی میشه!

خوبه ارباب؟ نسبت به دوئل های قبل بهتر شده؟ می‌دونم نشده!

پیشاپیش بسیار بسیار بسیار متشاکرم‌.



My beautiful lord

I am a Strange painter


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۲:۴۵:۴۰ شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹

گریفیندور

لیلی لونا پاتر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۴۰:۲۵ پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۳:۵۶:۲۶ یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹
از اینا می‌خوام! :cry2:
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 12
آفلاین
سلام اگه میشه اینو نقد کنین.


سلام.

نقد شما رو با اسب ماده فرستادیم. تحویل بگیرینش. ولی سوارش نشین. جفتک می ندازه.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۲۹ ۰:۱۱:۵۲

بابا!!!!!!!

من از این ها می خوام


تصویر کوچک شده


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۹:۵۱:۴۰ سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹

ریونکلاو، مرگخواران

آیلین پرینس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۲ پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۴:۱۱:۲۷ یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹
از بالای سر ارباب
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 182
آفلاین
سلام ارباب! خوبین؟
ارباب جاعون نگرفتین که؟
ارباب من چشای این پایینی رو میخوام!


سلام ایلین! ما خوبیم.
هیچ بیماری ای نگرفتیم. ما مسدودالبیماری هستیم. بیماری اگه بیاد به در بسته می خوره.

این پایینی ایوای ماست! چشماش هم سر جاش می مونه.

نقد پست یه وجبیتو با موشی آلوده و بسیار هپلی فرستادیم.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۰ ۲۳:۵۴:۵۷

ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۲:۴۴:۳۷ دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹

گریفیندور، مرگخواران

الکساندرا ایوانوا


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۳۸ پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۹:۰۶:۰۸
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
مرگخوار
ناظر انجمن
پیام: 207
آفلاین
سلام ارباب!
خوبید ارباب؟
ارباب میشه اینو نقد کنید؟
خلاصه داره خودش... خلاصه ی خوبیه؟
نمیدونم شکلک های اون دیالوگ بد بودن یا نه؟
نمیدونم سوژه رو درست پیش بردم ارباب؟


ایوای عزیزم!

وقتی داری این سطرها رو می خونی، ما در دور دست ها خواهیم بود.
دنبال ما نگرد...
از دیدن قیافه کج و کوله ات بسیارخسته و تکیده شدیم.

خوبیم!

شد و اونو نقد کردیم. می دیم مادام ماکسیم بیاره.

خلاصه خیلی خوبی بود. داستان رو بطور کامل و روشن و واضح و بسیار خلاصه تعریف کردی. چیزی کم و زیاد نداره.

در مورد شکلک ها و سوژه هم توی نقد توضیح دادم.

دور شو دیگه!



ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۰ ۲۳:۳۲:۱۶



پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۱:۴۴:۰۰ یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹

هافلپاف، محفل ققنوس

آموس دیگوری


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۰ پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۸:۴۰:۱۷
از بچم فاصله بگیر!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مترجم
محفل ققنوس
پیام: 78
آفلاین
دوباره اومدم. به دلایل نامشخصی نميتونم ويبره بزنم.

لطفا اينو نقد کنید. اینجا سعی کردم تا جاییکه ممکنه سوژه رو جلو نبرم و رو موقعیت تمرکز کنم. ميخواستم ببینم پستم کمکی هم به سوژه کرده یا نه.


نقد شما رو دادیم سدریک بیاره. بعد از تحویل گرفتن نقد، پسش بدین. لازمش داریم. سدریک خودمونه.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱۷ ۲۳:۵۵:۳۰

گاد آو دوئل

با عصا







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.