-اون جام به درد میخوردا !
- فعلا جیبمون خالیه از طرفی اگر بتونیم سالازارو مال خودمون کنیم این موزه به هیچ چیز دیگه ای نیاز نداره.
- چرا شما وسط عرایض و افکار بنده مزاحمت ایجاد میکنید؟

سالازار که اصلا از این بی توجهی خوشحال به نظر نمیرسید ، ایستاد و تکانی به لباس هایش داد.
- خاک! نه ! نه! نکن همه جا رو خاکی میکنی!
- چه میگویید؟ اصلا میدانید ما که هستیم؟
- یه کپه چرک!
مدیر موزه خوشحال به نظر نمیرسید.گابریل مسبب عصبانیت سالازار شده بود و مدیر خوب میدانست یک سالازار اسلیترین عصبانی چقدر میتواند خطرناک باشد. هر چه نباشد او جد لرد سیاه بود و اخلاقیات مشابهی داشت.
-میگم که شما صد سال خواب بودید حتما بدنتون گرفته.

- ما از همیشه جوان تر و سرزنده تر و باز تریم. گرفتگی در ما جایی ندارد.

-کثیفی که جا داره! میکروب ... چرک ... یه نگاه به اون گلای رداو ...
- چیز... منظور ایشون اینه که شما نیاز به حمام و تعویض لباس دارید تا از همیشه بهتر و خوشتیپ تر به نظر بیاید بالاخره شما سالازار اسلیترین کبیر و قدرتمند و جاه طلب هستید.

گویی جمله ی آخر در سالازار اثر کرده بود . او به فکر فرو رفت.
- بهتر؟
- قطعا.

- خوشتیپ تر؟
- صد البته.
-باشد . ما را بشویید. فقط آرام. دردمان نیاید.

و گفتن همین جمله کافی بود تا گابریل که به سختی مدتی سکوت کرده بود با سطلی حاوی وایتکس و الکل به سالازار حمله کند.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



خود خودش؟ خاص نیست؟ خیلیم خاصه. اینو می خرم. به هر قیمتی که بخوایین.




