گیرنده: جیسون سوان
مقصد: ناکجا آباد
سلام و درود بر جیسونی که مشغولِ انجام ماموریت لرد عزیزت هستی. همان لردی که همیشه خدا با فرمت "
" به او خیره هستی.ابن نامه را نوشته و برایت ارسال می کنم بلکه خودت چاره ای بیاندیشی! از وقتی که جناب عالی عزم سفر کرده و رفته اید، این آرکو شروع به گریه، زاری، بی تابی، بی قراری و خلاصه کلی چیز
الان چیزی حدود یک هفته است که نه غذایی می خورد نه کاری انجام می دهد، فقط گریه می کند. هیچ کس هم جرئت ندارد چیزی بگوید و گر نه توسط چاقوهای آرکو...عه، نه! چیزه...و گر نه احساسات پاک آرکو جریحه دار می شود.
آره خلاصه. خودمانیم دیگر، معجون عشق به این آرکوی بیچاره خورانده ای؟ هر کاری که کرده ای؛ باور کن می توانی یک کتاب با عنوان "چگونه کاری کنیم ملت رویمان
بگذار کمی غر هم بزنم! ما که این نامه را نوشتیم. حیف است فرصت غر غر بر سر خون آشام خونسردمان از دست برود. باز یادم افتاد! هوف! جمله "جیسون کجایی؟" از دهان آرکو نمی افتد. واقعا تمرکزم بهم ریخته است! باورت می شود نتوانستم برای مقاله کلاس موجودات جادویی نمره کامل را بیاورم؟ چه ننگی! همه اش از صدقه سری این یارِ غار شماست.
دو روز پیش چند گوش گیر ماگلی سفارش دادم بلکه صدای آرکو کمتر آزارمان بدهد، ولی خب رفت که با برف سال بعد بیایند!
باور کن جیب ما دیگر توانایی پرداخت گالیون گالیون هزینه دستمال کاغذی های مصرفی آرکو برای آب غوره گرفتن هایش را ندارد. باز هم انتخاب با خودت، اگر دیر برگردی به مالی می گویم برای اسقبالت یک سوپ پیاز خیلی خیلی مخصوص تدارک ببیند. میزان مخصوص بودنش رابطه مستقیمی با زمان بازگشتت دارد و همه ما می دانیم که برای رودربایستی هم که شده تا قطره آخرش را می خوری! خود دانی!
تا درودی دیگر بدرود
الکس
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





و البته که اگه چشم داشتی هم باز موفق نمیشدی بفهمی توی این نامه چیه، چون دست نداری تا بتونی بازش کنی!

شاید مرلین رو هم از نزدیک دیده باشی حتی. 





تو به چیه خودت می نازی که می خوای با من دوست شی؟


