آگاتا تیمز
مدیر داخلی دیوان جادوگران
- تولد نقش
- 1405/02/26
- آخرین ورود
- امروز ساعت 13:47
- عضویت
- 1405/02/26
- پستها
- 58

صدای نفس نفس زدن و کشیده شدن چیزی روی سنگ فرش های کوچه، درست در لحظه ای که ملت هنوز مشغول هضم دراما، تروما و حتی اگزما های اخیر و بررسی وضعیت ریش و سبیل های سوخته شون بودند، توجه همه رو به خودش جلب کرد.
پیرزنی درشت هیکل و سیاه پوش در حالی که یه دستش رو به کمرش گرفته بود و با دست دیگه اش پوشه ی قطوری نگه داشته بود، خودش رو به محفل مفحلیون و التحریریون رسوند...
آگاتا نگاه چپ چپی به سیبل انداخت که به دلیل لاغر بودنش، خیلی فرتیتر از اون خودش رو به جمع رسونده بود. بعد نگاهی به هیکل گندهی خودش انداخت و زیر لب لعنتی نثار ژنتیک خاندان تیمز کرد که چرا به جای یه جفت پای تند و تیز، این همه گوشت و استخون تحویلش داده بود.
سبیل اما در این فاصله حسابی با جایگاه جدیدش اخت شده بود. از وقتی وزیر شده و جزو بچههای بالا به حساب میاومد، دیگه هر جا میرفت ملت انتظار داشتن مشکلی رو حل کنه، قانونی تصویب کنه یا حداقل یه نفر رو به بخت سیاهی به سیاهی سبیل های خودش محکوم کنه. همین باعث شده بود کلاً یادش بره اصلاً برای چی خودش رو به این جمع رسونده بود. آگاتا که دید وزیر محترم قصد نداره چیزی رو اعلام کنه، یه قُلپ چای نبات سرش کشید و جمعیت رو کنار زد تا توضیحات لازم رو به خدمت حضار برسونه.
- عاممم... ببخشیدا! اجازه هست منم یه چیزی بگم؟! یعنی حالا که همه جمعن و وزیرم اینجاست و اینا...
بعد بدون اینکه منتظر جواب کسی بمونه، پوشهی قطورش رو بالا گرفت.
- به روونا کمرم شکست تا این همه راه رو بیام و شما ها رو در جریان وضعیت حقوقی اموال مرگخوارها بذارم! آخه ما تا کی باید سکوت کنیم؟ تا کی باید شاهد تصرف غیرقانونی املاک و مستغلات مرگخوارها به دست یه مشت مدعیِ بیسند و مدرک باشیم؟!

آگاتا مکثی کرد تا حضار فرصت کنن ادعای ملکی رو توی چای نباتشون حل و هضم کنن. بعد با رضایت خاطر ادامه داد:
-البته که ما فعلاً قصد نداریم موضوع رو از طریق ارباب تاریکی و دختر محفلخوار ایشون پیگیری کنیم. ولی اگه لازم بشه، درخواست خلع ید، رفع تصرف و مطالبهی خسارت ایام تصرف رو یکجا تقدیم میکنیم. اونوقت دیگه خودتون میمونین و پروندهای که معلوم نیست مالی ویزلی چند نسل دیگه بزاد تا مختومه بشه!

بعد پوشه رو باز کرد و برگهای رو بیرون کشید که مُهر سیاهی گوشهاش خودنمایی میکرد. کاغذ رو جلوی جمع گرفت و دماغش رو چین داد.
-اینم سند مالکیت! ملاحظه بفرمایین:
به موجب این سند، حق تصرف، بهرهبرداری و انتفاع از ملک مذکور منحصراً در اختیار مرگخواران بوده و هرگونه واگذاری، تقسیم، اجاره و احداث بنا در محدودهی ملک، منوط به اخذ مجوز کتبی از نمایندهی قانونی مالکان می باشد؛ یعنی لرد تاریکی!
آگاتا برگه رو جلوی چشمای گرد و دهنای باز سفید زاده ها گرفت.
- اگه کسی هم نسبت به اصالت سند ادعایی داره، میتونه از نزدیک بررسیش کنه. فقط لطفاً به کاغذ دست نزنین، چون با زحمت زیادی تهیه شده و من حوصله ندارم دوباره از اول جعل... یعنی تنظیمش کنم!

سبیل که متوجه شد هرلحظه ممکنه لو برن، چینی به سیبیلای خوش فرمش داد و خیلی سریع برگه رو از آگاتا گرفت و پشتش قایم کرد.
- خلاصه که از این لحظه به بعد، هرگونه قرعهکشی، تصرف، ساختوساز، سبزیکاری، پهن کردن رخت یا حتی نفس کشیدن در حیاط پشتی گریمولد، بدون کسب اجازهی قبلی و کتبی از مرگخوارها ممنوعه!
ادعای ملکی مرگخوارا، باعث شده بود التحریریون به این فکر بیافتن که اونا هم از عمارت گریمولد سهم دارن، به هر حال اونا با محفلیون وصلت کرده بودن که ثمره ش یه وارث و حجم زیادی مهریه پرداخت نشده از طرف محفلیون بود...
افرادی که لایک کردند
غـصــہ نـخـور، چاے نـبـات بـخـور!












آرمان های دامبلدور رو فراموش کردی؟




