نقل قول:
دابی نیز با هری پاتر وصلت کرد و هَووی جینی شد.
پس تفنگش را درآورد و گرفت میان دو چشم لیلیگون هری جیمز پاتر و ماشهاش را کشید تا یک عالمه مغزیجات پخش شود روی سر و صورت همه. هری پاتر که دید سر ندارد، دید دیگر فایدهای ندارد و نشست و مُرد. آن طرف، دابی که دید شوهر آیندهاش را کشتهاند، خواست موهایش را بکِشد که دید موهایش تمام شده و عوضش شیهه کشید و پرید روی کلهٔ جینی ویزلی و گرفتش زیر مشت و لگد. مدادتراش که این را دید، گفت اگر دابی شوهر سابق آیندهاش است و به جینی حمله کرده که شوهر آیندهٔ شوهر سابق آیندهٔ مدادتراش را کشته، دشمنِ دشمنش دوستش است. ولی از سمت دیگر هم اگر جینی زن خوبی برای شوهر سابق آیندهٔ خودش که شوهر آیندهٔ شوهر سابق آیندهٔ تراش میشد، میبود، هیچوقت دابی تراش را ول نمیکرد و بچهشان قاتل سریالی نمیشد و جینی دوستش نیست. ولی تراش یک قدم دیگر که با این منطق برداشت، فهمید این قانون برای خودش هم صدق میکرد و ای بابا. پس خودش را تراشاند.
سمت دیگر، بچهٔ دابی و مداد تراش، مدادبی، که دید خانوادهاش را گرفتهاند زیر بار زور، جینی را زد. ویزلیها که این را دیدند، خوشحال نشدند و به حمایت از دُردانهٔ خاندانشان علیهش قیام کردند و زدندنش. مدادبی هم کم نیاورد و به قاتلترین رفیق سریالیاش، هانیبال لکتر، نامه نوشت که لشکر فیلهایش را از آلپ رد کند و بیاورد حیاط پشتی خانهٔ گریمولد که قرار است به زودی همه بفهمند توی رگهای ویزلیها خون میتراود یا آبهویج.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج







آرمان های دامبلدور رو فراموش کردی؟





