هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۲:۰۶ سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶
#1
میشه لطفا ایشون نقد شن؟


Im a haffley
Where words fail, music speaks.تصویر کوچک شده
🎵🎼Dιαɴα Wιllιαмѕoɴ🎹🎶
just lord
تصویر کوچک شده


پاسخ به: گورستان ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۱:۴۵ سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶
#2
روده متوسط گفت:
-اممم...چیزه من معنی معده رو نفهمیدم، واسم توضیش میدی؟
لایتینا:
روده بزرگه گفت:
-خب من میدونم معده چیه.معده همونجایی که اطلاعات نجینی توی اون پردازش میشه.

این حرف روده ی بزرگ باعث شد که لایتینا کاملا در پوکر فیسی فرو رود!
-اممم...نه نه.معده جایی است که خون را به تمام بدن میرسونه.
-
ناگهان روده کوچیک داد زد:
-من یه فکری دارم!مسابقه ی حدس بزن معده چیه، راه بندازیم!به برنده هم یه بستنی بدیم!
-بستنی از کجا گیر بیاریم؟!
-بعدا به اون قسمت ماجرا فکر میکنیم.

وضعیت طوری شده بود که لایتینا تصمیم گرفت اصلا از افق بپرسه که معده کجاست!پس با خودش فکر کرد و فکر کرد و فکر کرد تا از این گرفتاری و مسابقه نجات یابد.
فکر اولش این بود که فقط بدود و بدود و بدود.


ویرایش شده توسط دیانا ویلیامسون در تاریخ ۱۳۹۶/۱۱/۲۴ ۲۲:۰۴:۴۲
ویرایش شده توسط دیانا ویلیامسون در تاریخ ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ ۱۵:۰۸:۴۳

Im a haffley
Where words fail, music speaks.تصویر کوچک شده
🎵🎼Dιαɴα Wιllιαмѕoɴ🎹🎶
just lord
تصویر کوچک شده


پاسخ به: افسانه لرد ولدمورت
پیام زده شده در: ۲۳:۴۴ جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۶
#3
هکتور میره به سمت جمع تا فیلم بازی کنه.
-آیی کمرم...آیی ملاجم...جوونی کجا رفتی من بی قرارم.
-چی شده پدرجان؟
-من از این آقاهه، معجون تقویتی گرفتم ولی بدتر شدم.

در این هنگام که هکتور میاد خودشو به غش و ضعف بزنه، یه زنبور نیشش میزنه.
-آییییییی.آی کمرم.آی میسوزه.درد میکنه.اصلا من دیگه غلط بکنم از این اسنیپ چیزی بگیرم.کل بدنم اون طرف جا موند.

مثل اینکه اون نیش زنبور خیلی تاثیر گذار بوده.هکتور خودشو به کمر دردی میزنه و هی راه میره و غر میزنه تا که پاهاش به یه سنگ گیر میکنه و بر طبق قانون پایستگی ویبره ی هک میفته رو زمین.

-ببین.خودتون ببین.من معجون تقویتی خوردم که قوی شم ولی حتی نمیتونم راه برم.بیا درستش کن آقاهه.

یه توده زنبور به سمت هکتور اومدن، مثل اینکه به کلمه ای حساس بودن.بله یه توده زنبور، هکتور رو نیش بارون کردن و بعد با خیال راحت رفتن.
-آییییییی.اصلا من غلط بکنم دیگه معجونای تورو استفاده کنم.از اون لحظه که از معجونای تو خوردم، داره هرچی گرفتاریه سرم میاد.


ویرایش شده توسط دیانا ویلیامسون در تاریخ ۱۳۹۶/۸/۱۲ ۲۳:۴۸:۰۵
ویرایش شده توسط دیانا ویلیامسون در تاریخ ۱۳۹۶/۸/۱۲ ۲۳:۵۰:۲۳
ویرایش شده توسط دیانا ویلیامسون در تاریخ ۱۳۹۶/۸/۱۲ ۲۳:۵۲:۴۰

Im a haffley
Where words fail, music speaks.تصویر کوچک شده
🎵🎼Dιαɴα Wιllιαмѕoɴ🎹🎶
just lord
تصویر کوچک شده


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۳:۲۰ جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۶
#4
لطفا میشه ایشون نقد شن؟


Im a haffley
Where words fail, music speaks.تصویر کوچک شده
🎵🎼Dιαɴα Wιllιαмѕoɴ🎹🎶
just lord
تصویر کوچک شده


پاسخ به: نیروگاه اتمی سیاهان(بمب جادویی)
پیام زده شده در: ۲۳:۱۷ جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۶
#5
چندی بعد لرد سیاه رو باز میکنن.
-ولمان کنید.ما اربابیم.با چه حقی ما رو هرکجا که دلتون میخواد میبرین؟
-حقی به نام حق لینی بلدان چر.
-لینی بلدان چر دیگه چه چیزی است؟نکنه لینی خودمان این دستور هارو داده؟اگه لینی رو گیر نیاوردیم.

در این هنگام که لرد سیاه در حال اعتراض کردن، بودند.مدیر کمپ ترک اعتیاد با سرعت میاد و خودشو به زور وارد سوژه میکنه.
-اینجا چه خبره؟
-اینجا ماییم که سوال میپرسیم.بدیم مرگخوارانمان تیکه تیکتان کنن؟
-وضع بدتر از اونیه که فکرشو میکردم.زود به بخش جی پی اس تی آر منتقلش کنید.

در این هنگام در خانه ی ریدل:
بلاتریکس خونه ی ریدل رو میخواد، چراغ کاری کنه و بالای نردبون رفته.
-گویل اون چراغ رو به من میدی؟
-نهه.استاد آستوریام رفته.ایشون این چراغارو خیلی دوست داشتن.من نمیتونم به این چراغا حتی نگاه کنم.
-لیسا تو بده.
-چراغ با من قهر کرده و روشن نمیشه.منم باهاش قهر کردم نمیخوام حتی بهش نزدیک شم.
-خوب تا به برق وصل نشه که روشن نمیشه.
-به هر حال من دیگه قهرم.معذرت خواهی هم فایده ای نداره پس تلاش نکن.
-دلفی...
-حرفشم نزن...این چراغ خلوت تنهاییم رو روشن میکنه پس دشمن منه.
بلاتریکس:



Im a haffley
Where words fail, music speaks.تصویر کوچک شده
🎵🎼Dιαɴα Wιllιαмѕoɴ🎹🎶
just lord
تصویر کوچک شده


پاسخ به: من کیستم؟من چیستم؟
پیام زده شده در: ۱۵:۳۹ شنبه ۶ آبان ۱۳۹۶
#6
بوگارت؟


Im a haffley
Where words fail, music speaks.تصویر کوچک شده
🎵🎼Dιαɴα Wιllιαмѕoɴ🎹🎶
just lord
تصویر کوچک شده


پاسخ به: سوال و پاسخ کوتاه
پیام زده شده در: ۲۱:۱۵ پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶
#7
نقل قول:

RBK نوشته:
سلام جادوگران زبر دت
من یه راهنمایی می خوام
می تونیم شخصیتی جدید به انتخاب خودمون انتخاب کنیم ؟
مثلا انابث چی؟
با تشکر


شخصیت هایی که کسی هنوز ان ها رو برنداشته رو شما میتونید بردارید.لیست شخصیت های گرفته نشده.
اگر شخصیتی که اسم نداشته باشه به انتخاب خودتون میتونید براش اسم بذارید و براش میتونید شهصیتی به دلخواه خودتون بسازید به شرطی که مثلا توی کتاب شخصیتش معرفی نشده باشه.
و با شخصیت های ساختگی نمیتونید ایفای کنید


Im a haffley
Where words fail, music speaks.تصویر کوچک شده
🎵🎼Dιαɴα Wιllιαмѕoɴ🎹🎶
just lord
تصویر کوچک شده


پاسخ به: درخواست نظارت
پیام زده شده در: ۰:۱۶ چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶
#8
من میتونم نظارت کارگاه فن فیک شن نویسی رو برعهده بگیرم.


Im a haffley
Where words fail, music speaks.تصویر کوچک شده
🎵🎼Dιαɴα Wιllιαмѕoɴ🎹🎶
just lord
تصویر کوچک شده


پاسخ به: جانورنماها
پیام زده شده در: ۱۶:۱۳ دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۶
#9
لرد سیاه آروم آروم راه میرفت تا برگه هارو بگیره؛ اما...اما اکثریت چیزی نکشیده بودن.
-لیسا...چرا هیچی نکشیدید؟
-ارباب، من با مداد چند روز پیش قهر کرده بودم الان اون با من قهره و کمکم نکرد که نقاشی بکشم.:CRY3:

هرکس به دلایلی نقاشی نکرده بود مثلا ریتا نشسته بود داشت با مداد مصاحبه میکرد تو همچین موقعیتی، رز که نمیتونست مداد تو دستش بگیره...اما چند نفر هم نقاشی کرده بودن.
یکی از این اشخاصی که نقاشی کرده بود، گیبن بود.لرد به سمت گیبن رفت تا برگش رو بگیره.
-این چیه که شما کشیدید؟
-ارباب...اخه من بلد نبودم از مداد خوب استفاده کنم به همین دلیل همین جوری کشیدم.
-این فقط یه نقطس.
-این نقطه راه ورود به اعماق ذهن من است.
-اصلا هرکس که کشیده، خودش بیاره بده.

ملت مرگخوار ناگهان به سمت لرد هجوم بردن.
-له شدیم، اصلا خودم صدا میزنم...خوب گویل تو بیار.

گویل به سمت لرد رفت و اصلا خبر نداشت چی شده چون تمام مدت تو فکر هکتور بود، فقط چون یکی صداش کرده بود به سمت صدا رفت.
-ارباب شما منو صدا کرده بودید؟
-بله حالا برگه هاتون رو بدید.

گویل هر چی برگه داشت داد.
-اینا چیه؟من گفتم جانوری که فکر میکنید بانز شده رو بنویسید بعد شما برگه هایی به ما دادید که پر از حرفای هکتور؟


Im a haffley
Where words fail, music speaks.تصویر کوچک شده
🎵🎼Dιαɴα Wιllιαмѕoɴ🎹🎶
just lord
تصویر کوچک شده


پاسخ به: پيام امروز
پیام زده شده در: ۲۳:۴۷ یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶
#10
-سلام به بینندگان عزیز، به برنامه ی "هرکی خودش رو لو بده" خوش آمدید.
اینجانب دیانا ویلیامسون در اینجا ملقب به "خبرنگار آبی" می خواهم زیر آب یکی را...اممم چیزه ببخشید، میخواهم از آقای گیبن درخواست کنم تا برای مصاحبه بیان.
این شما و اینم گیبن خفن هافل!داداداااام!
-بله من خیلی خفنم.
-آقای گیبن به اطلاع ما رسیده که شما باعث شدید که برادرتون برن زندان؟
- نه ،من کاری نکردم، تقصیر خودش بود.
-خوب میریم سر سوال بعدی...چرا شما لقب گیبنشتاین رو گرفتید؟
-چرا شما ایقدر سوال میپرسید؟
- من قراره با تو مصاحبه کنم...حالا جواب بده.
- باشه الان میگم، من کلی لقب دارم مثل راهرو، گیبن خفن و...

بعد از کلی حرف خسته کننده، بازم گیبن سوال اصلی رو جواب نداد.

-خوب داشتم میگفتم، دلیل اینکه چرا به من میگن"گیبنشتاین" اینه که خودم خواستم.
-نمیشد اینو زود تر میگفتی؟ و در ضمن دلیلش این نیستش به نظر من اشتباه گفتی.
- کاملا درست گفتم.
- راستشو بگو...آملیا چند بار تلسکوپشو تو سرت شکونده؟
-خیلی کم.
- من هی میام شایعه سازی کنم تو...اممم چیزه ببخشید...خوب از یک تا صد یه عدد رو انتخاب کن.
-رادیکال پنجاه و یک.
- نمیشه یه عدد بهتر بگی؟
-نه.
-یکی از ترساتون؟
-اینکه تو یه سوال دیگه ازم بپرسی.
-مطمئن باش میپرسم...میشه یه لبخند بزنید؟
گیبن:
-خوب خودمم خسته شدم...میتونی بری.

چند روز بعد در روزنامه ها:

نقل قول:
گیبن خفن ملقب به "گیبنشتاین" از این مصاحبه ترس داشت، البته بیشتر از اینکه من ازش سوال بپرسم استرس داشت، ایشون همیشه یه هافلیه خندانن به این صورت هم هستنتا الان رادیکال پنجاه و یک بار عضو مرگخواران شده، مشکلی نیست، حتما خودشون دوست داشتن و همچنین کلی تلسکوپ آملیا فیتلوورت، خورده تو سرش.البته ایشون یه شخص کاملا وفادار هستن و یکی از اشخاصین که من خیلی دوسشان دارم.:))
خوب برای اطلاعات بیشتر میتونید خودتون برین اطلاعاتی رو جمع کنید.
پایان.
امضا:دی ملقب به ساز دوست!



Im a haffley
Where words fail, music speaks.تصویر کوچک شده
🎵🎼Dιαɴα Wιllιαмѕoɴ🎹🎶
just lord
تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.