شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
او رئیس اداره ی کاراگاهان آمریکا بود. جادوگری بسیار قابل است و حتی در اجرای طلسم بدون چوبدستی آنقدر ماهر است که می تواند طلسم های ساده را اجرا کرده و با حرکت دستش اشیا و حتی موجودات زنده را جابجا کند. او به عنوان یکی از سه جادوگر تاثیرگذار سال در مجله ی تایم ورژن جادویی انتخاب شد.
او رئیس اداره ی کاراگاهان آمریکا بود. جادوگری بسیار قابل است و حتی در اجرای طلسم بدون چوبدستی آنقدر ماهر است که می تواند طلسم های ساده را اجرا کرده و با حرکت دستش اشیا و حتی موجودات زنده را جابجا کند. او به عنوان یکی از سه جادوگر تاثیرگذار سال در مجله ی تایم ورژن جادویی انتخاب شد.
او کیست که... آبیه! فکر کنم خونشم آبیه. عقابم هست. کارآگاه هم هست. محفلی هم هست. گروهشم ریونکلاوه. یه دستکش هم می پوشه تا زیر گلو. یه بارم انگشتش رفت تو دماغ دای لوولین. دستکش دستش بود البته. بعدم دستکشه رو انداخت دور. کاملا بهداشتی! از این واضح تر؟
او کیست که نامش ننهند آدمی خورد روح و ترساند ملتی! او کیست که قاتل بوده و قلاده ای ز پایش آویزان... عه وا یاد لیلی افتادم در فصل برگ ریزان نه هیچی... چیزه او کیست که نامش لرزاند جسم و تن ای تسترال بگو که وقت گذاشته ام از جان و بدن
راستش؟ پيوز هم گروهي خودمي
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
عمو نوروز نیا اینجا که این خونه عزا داره پدر خرج یه سال قبل شب عید و بدهکار چشای مادر از سرخی مثل ماهی هفت سینن که ازبس تر شدن دائم دیگه کم کم نمیبینن برادر گم پشت سرنگ های فراموشی تن خواهر شده پرپر تو بازار هم آغوششی توی این خونه ی تاریک کسی چشم انتظارت نیست تا وقتی نون و خوش بختی میون کول بارت نیست عمو نوروز نیا اینجا بهار از یاد ما رفته روی سفره نه هفت سین نه نون نه ___ عمو نوروز تو این خونه تموم سااال زمستونه گل وبلبل یه افسانه است فقط جغد که میخونه بهارو شادی عید و یکی از اینجا دزدی یکی خاکستر ماتم رو تقویم ما پاشیده عمو نوروز نیا اینجا
او کیست که نامش ننهند آدمی خورد روح و ترساند ملتی! او کیست که قاتل بوده و قلاده ای ز پایش آویزان... عه وا یاد لیلی افتادم در فصل برگ ریزان نه هیچی... چیزه او کیست که نامش لرزاند جسم و تن ای تسترال بگو که وقت گذاشته ام از جان و بدن
آن چیست که هنگام غریدن،سر در لاک همه فرو میبرد؟آن چیست که تیغه ی آبگینه و آبدیده ی آن،از هر شمشیری برنده تر است؟...آن چیست که اگر صاحبش اراده کند،روی خود را به سرخ فامی شنل صاحبش در می آورد؟ آن چیست که هنگام خروشیدن،با فریاد صاحبش هم آوا می شود؟...فریادی که سرآغازش(عین) است و هزاران(الف) روبه رویش را لشکر وار،سان میبیند؟ آن چیست که قرینِ لبه ی تیزش،به ماهِ دوهفته پهلو میزند؟...و به موازات تارمویی،کالبد هردشمنی را قیمه قیمه میکند و به بوووووق میکشاند؟؟ آن چیز... . . . . . . . . . . . . . . . . . . اره ی ورونیکا اسمتلی است!
آسایش دوگیتی،تفسیر این دو حرف است: بادوستان مروت،با دشمنان مدارا.
باسیلیسک سواران:باسیلیسک ها می ایند!
And if we should die tonight Then we should all die together Raise a glass of wine ... for the last time
Now I see fire Inside the mountain I see fire Burning the trees And I see fire Hollowing souls I see fire Blood in the breeze ...And I hope that you remember me
سالیان سال است در سایت زندگی میکند، برترین و بهترین عضو است و هیچ کسی را یارای کوچکترین رقابتی با او نیست. وی را یاران و پیروان غایب و حاضر بسیار است که حاضرند از برای وی جان بدهند، شناسه که هیچ!