هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۲:۳۸:۰۵ چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸

جودی جک نایفold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۰:۴۴ شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۵:۳۱:۳۶ چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸
از هـᓄـیــטּ ᓗـوالیـ جهنـᓄـ...
گروه:
کاربران عضو
پیام: 91
آفلاین
ارباب!تصویر کوچک شده

فقط شما از این به بعد نقد بکنین! شما رو جون بابام! شما رو جون ابلیسی که وسوسه تون کرد این راه زیبا رو در پیش بگیرین!
اینو نقد بفرمایید!تصویر کوچک شده




پ.ن: شک دارمااااااااا! بلا اونجوری نگام نکن!تصویر کوچک شده


...You must believe me to exist
...wait
God is busy
?Can i help you

***
آری، آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنیِ «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۲:۱۹:۴۲ چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۳:۱۴:۴۸ دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5580
آفلاین
بررسی پست شماره 445 انجمن تفرقه، آستریکس:


نقل قول:
_ اوه چرا که نه فرز... ای یاور سیاهی ولی بعضی وقتا تنوع هم لازمه.
شروعتون مناسب بود. چون پست قبل با دیالوگی تموم شده که حاوی یک سواله. باید به اون سوال، جواب داده می شد. شما هم همین کار رو انجام دادین. این جواب دادن می تونه با دیالوگ باشه...و یا با توصیف یه حالت یا اشاره. ولی به هر حال باید جواب داده بشه.


نقل قول:
لرد و دامبلدور بطور همزمان از وضعی که پیش اومده بود خسته شده بودند. بی دلیل هم نبود هرچی زور زده بودند نتیجه خاصی نداشت تاحالا. هردو نفسی بیرون دادند و به اتاق کار خود رفتند و درو بستند.
این قسمت، مبهم بود. نوشتین لرد و دامبلدور، هردو...
لرد تو محفله و دامبلدور تو خانه ریدل ها. خواننده اولش فکر می کنه که هدفتون، بازی با کلمه "لرد-دامبلدور" هست، اینم بیشتر، خواننده رو گیج می کنه که پس چرا نوشته "هر دو رفتند"...آخر پست می فهمه که منظورتون هر کدوم از اینا بصورت جداگانه بوده، ولی خواننده رو نباید گیج کرد. این جاشو می شد کمی واضح تر توضیح داد.


نقل قول:
لرد-دامبلدور به زور جای تمیز و نسبتا مناسبی وسط اون همه سیاهی پیدا کرد و روش نشست.
کمی با کلمات مشکل دارین. طوری که روی منظورتون هم تاثیر می ذاره. سیاهی به معنی کثیفی نیست که بگیم به سختی یه جای تمیز پیدا کرد و نشست. می شد مثلا بگین که همه جا رو سیاه رنگ کرده بودن و دامبلدور نمی خواست جای سیاه بشینه. برای همین کلی گشت تا یه نقطه روشن تر پیدا کنه و همون جا بشینه.


نقل قول:
_ هوووووف. فرزندان بسی در تاریکی فرو رفتند اینگونه نمیتوان انهارا به روشنایی هدایت کرد باید راه دیگری هم باشه.
دیالوگ خوب بود...ولی کمبود علامت داشت! علامت نذاشتن، باعث می شه نشه جمله رو درست خوند. لحنش گم می شه:
_ هوووووف. فرزندان بسی در تاریکی فرو رفتند! اینگونه نمیتوان انهارا به روشنایی هدایت کرد. باید راه دیگری هم باشه.

یه مشکل دیگه لحن دامبلدوره. دامبلدور با لحن ثابتی حرف می زنه. این لرده که گاهی کتابی حرف می زنه و گاهی محاوره ای. چون این جا تنها هم بود. نمی شه گفت داشت ادای لرد رو در میاورد.


داستان رو خوب پیش بردین. می شد یه کمی واضح ترش کرد. کمی جلوتر برد. چون اینطور به نظر رسیده که دامبلدور و لرد، فکر جدید و جالبی به ذهنشون رسیده. ولی چیزی که می گن جدید نیست. همون کاریه که تا حالا داشتن انجام می دادن.
این سوژه دو شاخه اس. بهتره خیلی از این شاخه به اون شاخه پریده نشه. هر دو طرف می تونن هماهنگ با هم پیش برن، ولی مثلا این که یه نفر تو پستش چندین بار از محفل به خانه ریدل ها و برعکس، تغییر مکان بده، خواننده رو گیج و خسته می کنه.


توی سوژه ها، کسی که مرگخوار نیست رو نمی شه مرگخوار حساب کرد. البته این جا جودی از قبل توی داستان بود و شما هم نمی تونستین خارجش کنین.


شکلک هاتون خوب بودن. بجز این یکی:
نقل قول:
جودی و لسترنج با تعجب به همدیگه نگاه میکنند.
نوشتین با تعجب به همدیگه نگاه می کنن...دیگه چه لزومی به استفاده از شکلک بود؟
شکلک، بجز موارد استثنایی، مال دیالوگه. چون احساس شخصیت رو قراره نشون بده. وقتی تو قسمت غیر دیالوگ زده بشه، بر می گرده به نویسنده. اینم چیزیه که معمولا نباید اتفاق بیفته.


شخصیت ها رو خوب بشناسین.


زیر سایه یارانمان این شکلی شدیم!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱:۵۱:۵۳ چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۳:۱۴:۴۸ دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5580
آفلاین
وین

این پست رو استثنائا اینجا نقد می کنم که توضیحات لازم رو بتونم بدم.

اینجا یه کم پیچیده اس. برای همین یه بارم درباره روش کارش توضیح می دم.

این انجمن و این تاپیک دو تا نقد کننده داره.
یکیش منم. که پست های همه انجمن ها رو نقد می کنم. درخواستشون هم همین جا باید داده بشه.
ولی یه شرط داره! من فقط پست کسایی رو نقد می کنم که کل درخواست های نقدشون از خودم باشه. چون طرف میاد اینجا من یه چیزی می گم. می ره یه جای دیگه دقیقا برعکس همون حرف رو بهش می زنن. چون سبک و سلیقه و نظر نقد کننده ها با هم فرق می کنه. طرف هم گیج می شه که کدوم درسته. کدومو اجرا کنم. اگه قرار باشه خودش تصمیم بگیره هم که کلا درخواست نقد کردن بی معنی می شه. اینجوری حداقل تکلیفش روشن می شه. معنیش اصلا این نیست که نقد کننده های دیگه رو قبول ندارم. با این روش، کمی هم کار خودمو سبک تر و متمرکز تر می کنم. چون شخصی رو که پست هاش رو نقد می کنم می شناسم. با شخصیت و سبک نوشتنش و نقاط ضعف و قوت و پیشرفت و پسرفتش آشنا می شم.
دومین نقد کننده بلاتریکسه...که فقط پست های زده شده در انجمن خانه ریدل ها رو نقد می کنه. ولی شرط بالایی رو نداره. یعنی شما می تونین از ده نفر درخواست نقد کرده باشین و بعد بیایین برای یه پستی که در خانه ریدل ها زده شده، درخواست نقد کنین.

الان پست مورد درخواست شما جزو هیچکدوم از این دو گروه نیست. ولی استثنائا چون تا اینجا اومدین و درخواستشو زدین، نقد می کنم.
از این به بعد، نقد پست های خانه ریدل ها رو می تونین این جا درخواست بدین.
بقیه رو اگه تو انجمن خودش نقد می کنن، همون جا و اگه نمی کنن مثلا می تونین ببرین تالار نقد.

...........................

بررسی پست شماره 70 اتاق خون، وین هاپکینز:


چون مدت زیادی از شروع سوژه گذشته و ناظرا هم عوض شدن اینو می گم. سوژه ایراد داره. البته این تقصیر شما نیست. سوژه رو خیلی وقت پیش دادن و شما ادامه می دین. فقط برای آینده می گم که ویژگی های شخصیت ها و جبهه ها رو رعایت کنین. مخصوصا شما که محفلی هستین، حواستون باشه که عضو چه جور گروهی هستین. محفلیا تحت هیچ شرایطی ممکن نیست بخوان برای دامبلدور هورکراکس(جان پیچ) درست کنن...این کار یکی از سیاه ترین کارای توی کتاب بود. حتی مرگخوارا هم بهش فکر نمی کردن.
مراحلش هم اصلا با شخصیت دامبلدور سازگاری نداره...با شخصیت محفلی ها هم همینطور. این که بشینن و فکر کنن که کیو بیاریم که دامبلدور بکشه...اصلا منطقی نیست.
اگه قرار باشه همچین کاری انجام بدن، باید دنبال راه دیگه ای باشن. اتفاقا می تونست جالب تر باشه. مثلا از یه جادوگر خیلی پیر می پرسیدن که راهی بجز هورکراکس وجود داره؟ اونم یه روش کمتر سیاه رو توصیه می کرد و می تونستن مراحل منطقی تری براش طراحی کنن.


در نگاه اول، تعداد زیاد شکلک ها تو پست شما جلب توجه می کنه.
سوالی که پیش میاد اینه که آیا واقعا به این همه شکلک احتیاج داشتین؟
شکلک مال جاییه که ما نتونیم با استفاده از کلمات و جمله ها منظورمونو برسونیم. یا زدن شکلک، مفید تر و جالب تر از توصیف با جمله ها باشه. با این حساب، خیلی از شکلک های شما غیر ضروری بودن. شکلک هایی که بعد از دیالوگ های هاگرید زده شده اصلا لازم نبود. قیافه هاگریدو همه می شناسن. شکلک برای منتقل کردن احساسه. اگه احساس خاصی داشت یا حالتش عوض شد باید از شکلک استفاده کنین.


نقل قول:
_خب اون که راحته! دامبلدور رو قانع می کنیم تا این جن رو بکشه!
_نه، هاگرید! پروف انقدر مریضه که نمی تونه از سر جاش بلند شه!
اشکال کلی سوژه، تو پست شما هم هست.
منطق و شخصیت ها.
الان مشکل اینه که دامبلدور مریضه؟ یعنی اگه مریض نبود حاضر می شد یه جن رو بکشه که خودش بیشتر زندگی کنه؟
دیالوگ هاگرید رو می شه به حساب گیج و منگ بودن همیشگیش گذاشت...ولی جواب ماتیلدا غیر منطقی بود.


نقل قول:
_کریچر با شما میاد تا دامبلدور تیکه پاره اش بکنه!
این دیالوگ خوب بود. شکلکش اشتباه بود. اشکال شما همینه که به جای احساس، سعی می کنین قیافه طرف رو نشون بدین. اونم قیافه ای که هممون می دونیم و می شناسیم و تغییر خاصی نکرده. این دیالوگ شکلک لازم داشت...ولی یه شکلک دیگه که حالت کریچر رو موقع گفتن این دیالوگ نشون بده. یه شکلک خونسرد یا خوشحال می تونست مناسب باشه.


نقل قول:
پس از مدتی، ماتیلدا، کریچر و هاگرید تصمیم گرفتند که گوشه ای ساکت بنشینند و به این فکر کنند که چکار می توانند بکنند.
این صحنه بامزه بود. این که کریچری که قراره کشته بشه هم با اینا بشینه و فکر کنه که چیکار کنه که کشته بشه!


نقل قول:
ماتیلدا که بیشتر از همه غرق تفکر بود و فکرش هم بهتر از ان دو کار می کرد، ناگهان از سر جایش بلند شد.
_من فهمیدم! باید هکتور رو از خونه ی ریدل ها بدزدیم و مجبورش کنیم تا برای پروف معجون هوشیاری درست بکنه!
اصل ایده ایراد داره. اینو گفتم بالا. این که دامبلدور هوشیار بشه که کریچرو بکشه...ولی این ایده دزدیدن هکتور خوب بود.
سوژه اصلی اینه که برای دامبلدور هورکراکس درست کنن. مراحل درست کردنش، سوژه های فرعی هستن...و گره هایی که تو این مسیر ها ایجاد می شه سوژه های فرعی تر.
معنیش اینه که مثلا همین جریان دزدیدن هکتور، نباید خیلی طول بکشه. مثلا ده پست دربارش زده نشه. اونقدر طولانی نشه که از سوژه اصلی دور بشین. همیشه باید دقت کنین که کجای سوژه هستین. تو بخش اصلیش؟ فرعیش؟ فرعی ترش؟ باید دقت کنین که می شه جلو تر رفت یا وقت برگشتن شده؟
ایده ای که دادین خوب بود. چون اینا محفلی هستن و ممکنه زیاد هکتور رو نشناسن و ندونن که معجوناش درست کار نمی کنه.

نقل قول:
_پس باید همزمان دو نفر رو بدزدیم!
اشاره به محل زندگی هکتور، بامزه بود. دزدیدن آریانا به معنی دزدیدن هکتوره...و شاید برای محفلیا دزدیدن خواهر دامبلدور، کمی آسون تر از دزدیدن هر مرگخوار دیگه ای باشه. اونم وقتی که دامبلدور مریضه. شاید اصلا لازم نشه بدزدنش...بتونن راضیش کنن که بره دیدن برادرش که رو به مرگه!


نقل قول:
_کریچر می تونه به سالن ریونکلاو اپارات کنه!
این، همون مسیر خیلی فرعی تره! همون مسیری که می تونین واردش بشین...ولی سریعا باید ازش برگردین. یعنی اگه قراره این اتفاق بیفته، کریچر باید سریع آپارات کنه و سوالشو بپرسه و برگرده. با توجه به این که جنه، می شه از محدودیت رفت و آمد هاگوارتز هم صرفنظر کرد.
ایراد پست شما از همین جا شروع می شه. جایی که سوژه خیلی فرعی رو جمع نمی کنین:
نقل قول:
کریچر دست ان دو را گرفت تا به تالار خصوصی ریونکلاو اپارات بکنند؛ اما ناگهان سر از شهربازی ویزاردلند سر دراوردند! ماتیلدا گفت:
_کریچر!
_کریچر اشتباه اپارات کرد.

ماتیلدا به کریچر شک کرده بود. نگاه معنی داری به هاگرید و سپس به کریچر کرد. احتمال اینکه کریچر بخواهد انها را فریب بدهد هم وجود داشت.
این جا حواس خواننده از سوژه اصلی و کاری که باید انجام بدن پرت می شه. این دو تا اصلا لزومی نداشت همراه کریچر برن. کریچر می تونست بره و سوالشونو بپرسه و برگرده. یا یکیو همراه خودش بیاره.
با این وجود، دیالوگ کریچر بعد از آپارات اشتباهش خوب بود.

قسمت "شک کردن ماتیلدا به کریچر" هم اشاره ایه که می تونه سوژه رو منحرف کنه. وقتی خود سوژه به اندازه کافی پیچیده اس، لزومی نداره شاخ و برگ اضافه بهش بدیم...خواننده توشون گم می شه. حتی خیلی وقتا لازم می شه که ناظر سوژه رو هرس کنه! شاخ و برگ اضافه شو بچینه. یه چیزایی رو حذف کنه. ساده سازیش کنه.


الان کاری که ادامه دهنده ها باید انجام بدن اینه که سوژه رو در اولین فرصت ممکن، به مسیر اصلیش که دزدیدن آریاناست برگردونن. این که اینا چطوری به خانه ریدل ها برن هم می تونه منطقی باشه یا کمی خلاقانه تر.
اگه قراره منطقی باشه، می شه گفت از یه راه مخفی برن...از یه تونل زیر زمینی...یا مخفیانه از در وارد بشن و همچین چیزایی.
این زیاد جالب نمی شه.
ولی می تونن به شکل های دیگه وارد بشن. تغییر قیافه بدن...به شکل یه فروشنده(فروشنده هر چیزی) وارد بشن...برای استخدام شدن یا انجام هر کار دیگه ای برن...
خیلی ایده ها می شه پیدا کرد که سوژه دار تر باشن. این جاست که باید فکر کنین. سعی کنین عادی نباشین.


احتمالا پستتونو کلا منفی در نظر گرفتین که گفتین اگه نکته مثبتی داشت هم بگم.
اینجوری نیست. شما کلا کمی هیجان زده این! چه در مورد حرف زدن و چه رفتار و چه ایفای نقش و چه رول نویسیتون.
یه ذره باید آروم باشین! فقط یه ذره. چون این هیجان خوبه. فقط باید کنترلش کرد.
بعدش به شخصیت ها دقت کنین. به ویژگی هاشون...به جبهه شون. به هدف اون جبهه و اعضاش. مثلا قرار نیست محفلیا بطور مطلق آدمای خوبی باشن و مرگخوارا بد. ولی مثلا مرگخوارا به دستور یا به خاطر لرد ممکنه خیلی کارای بد و غیر قابل قبول رو انجام بدن. در کنارش، مرگخوار می تونه مهربون باشه...می تونه عاشق بشه. محفلی می تونه دزد باشه. می تونه دروغ بگه. ولی مثلا کشتن یه موجود بی گناه، کار یه محفلی نیست. سیاه و سفید بودن، به معنی خوب یا بد بودن نیست. اینا رو باید درست در نظر گرفت. موقع نوشتن باید فکر کنی که یه مرگخوار می تونه اینو بگه؟ می تونه این کارو بکنه؟ یه محفلی فلان کار رو ممکنه قبول کنه و انجام بده؟
.

دیالوگ های پستتون زیاده...ولی معنیش این نیست که کم توضیح دادین. توضیحا به نظر من خوب و کافی بودن.
لحن ساده و قشنگی دارین که به صحنه ها هم سرایت می کنه. یه سادگی دوست داشتنی داره. مثل صحنه ای که یه جن و یه غول و یه ماتیلدا، سه تایی نشستن که فکر کنن.
توضیحاتتون واضح و روشن هستن. این خیلی خوبه.

پست، طنز واضح و پررنگی نداره...ولی ساده و خالی هم نیست. رفتار شخصیت ها، طرز فکرشون یه طنز خفیف، ولی دوست داشتنی ایجاد کرده. اینجوری نوشتن خیلی بهتر از تلاش بی جا و بی دلیل برای خنده دارتر شدنه. شما بنویسین...طنز خودش کم کم میاد. تو موقعیت های مختلف. با شخصیت های مختلف.


من پست های زیادی از شما نخوندم...ولی خوب یادمه که قبلا خیلی ضعیف تر از این می نوشتین. این پست اصلا ضعیف نبود. حتی اگه تیکه آخرش حذف می شد و قسمت آپارات درست اجرا می شه و کمی هم از ایرادای منطقیش صرفنظر می کردیم پست خوبی بود. سوژه رو خوب پیش برده. ایده خوبی به داستان داده.



برین یکی از جغدهای ارسالی دامبلدور رو شکار کرده و برای ما بفرستین! لازمش داریم!


زیر سایه یارانمان این شکلی شدیم!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۰:۱۴:۴۹ سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۸

هافلپاف، محفل ققنوس

وین هاپکینز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۱۶:۲۱ چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۶:۵۲:۱۳
از خانه ی فلفل دلمه ای زرد هاگزمید!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 189
آفلاین
سلام.
لطفا این پست رو نقد بکنید.
(لطفا اگه نکته مثبتی هم داشت بگین خب. )



در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سوسو می زنند... فرزندان هلگا می درخشند!

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شدهتصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۹:۴۷:۳۶ دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

بلاتریکس لسترنج


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۵ سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۲۹:۳۴
از زير سايه لرد سياه
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 506
آفلاین
بررسی پست شماره ۲۲۹ فرهنگستان ریدل، جودی جک‌نایف:

پستتون نقد خاصی نداره. یه پست ساده است.
عموما درخواست نقد پست‌هایی رو می‌دیم که در مورد چیزیشون شک داشته باشیم. مثلا به یه سبک جدید نوشتیم، یا تغییری تو سوژه‌ بوجود آوردیم و می‌خوایم بدونیم خوبه یا نه.
یا سوژه خاصی داره و می‌خوایم ببینیم برخوردمون باهاش خوب بوده یا نه.
حتی می‌تونیم چیزی که می‌خوایم بدونیم رو بپرسیم تو درخواست نقدمون. که آقا گفته بودی این‌کار رو بکن، کردم، خوب شده؟

من الان صرفا چندتا نکته مثبت و منفیش رو می‌گم بهتون.

طول پست خیلی خوب بود.
روند پست همچنین. فقط دامبلدور می‌تونست مقاومت بیشتری نشون بده. مخالفت کنه، سعی کنه کراب رو راضی کنه بیخیال زدن ریشش بشه. خیلی راحت قبول کرد.
کلا ریش دامبلدور سوژه زیاد داره. چیزایی که ممکنه تو ریشش وجود داشته باشن، مخالفت کنن و نخوان بی‌خانمان شن.

نقل قول:
-هی؟ پروفشون؟ به یه خوشمل نگاه کن دیگه!

اونقدر ریز ریز خندید که دامبلدرو بهش نگاه کرد.
-بله بابا جان؟
-هیچی!... آخیــــــــــــش! راحت شدم!


پروفشون جالب بود. ولی بقیه جمله حتی برای کراب هم لوس بود.

ببینین یه چیزی یادتون باشه.
دامبلدور یکی از قوی‌ترینِ جادوگراست.
مرگخوارا همه ازش می‌ترسیدن. شاید اینو بروز ندن اما خیلی هم پررو و بی پروا رفتار نمی‌کنن باهاش. دامبلدوره به هر حال.
قبلا ها این چیزا تو سایت مد بودا. سیاها به دامبلدور تو چت‌باکس می‌گفتن دمبل و فلان. سفیدا هم لرد رو مثلا کچل صدا می‌کردن. اما شکر سالازار این چیزا از مد افتاد. چون کلا خلاف ایفای نقش صحیح بود. کجای کتاب ملت (چه سفید چه سیاه) اینقدر لوس و پررو صحبت می‌کردن با لرد؟ یا با دامبل؟
خوبه حواستون به اینا باشه.

کیفیت پستاتون بهتر شده. از الان فقط باید سعی کنین بهتر بنویسین و پسرفت نداشته باشین.

موفق باشی.


I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۸:۳۹:۳۱ دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۳:۱۴:۴۸ دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5580
آفلاین
سلام آگاتا


نه...این جا مختص مرگخوارا نیست. همه(مرگخوار، محفلی، عضو بدون گروه) می تونن پست بزنن. همونطور که مرگخوارا هم می تونن تو انجمن محفل ققنوس پست بزنن.


بررسی پست شماره 159 گلخانه تاریک، آگاتا تراسینگتون:


پست شما کمی طولانیه. این یه ایراد نیست. فقط برای این می گم که خیلیا فکر می کنن کوتاه نوشتن یه ایراده. اگه لازمه داستان رو به جای خاصی برسونین می تونین طولانی بنویسین، یا اگه مثلا پستتون توضیحاتی لازم داره که باعث طولانی شدنش می شه هم اشالی نداره که طولانی بشه. ولی اگه دلیل خاصی نداره، بهتره کوتاه بنویسین. اینجوری هم وقت خودتون خیلی گرفته نمی شه و هم پست های کوتاه معمولا خواننده های بیشتری دارن. احتمال ادامه داده شدنشون بیشتر می شه.

نقل قول:
_پیا...پیاز؟
_آره،پیــــــــــــاز.
_ولی آخه...
_ولی و اما نداریم،من پیاز میخوام.
دیالوگ، توضیح، توصیف بی دلیل ننویسین. هر چیزی باید هدفی داشته باشه. یا برای داستان مفید باشه، یا طنز خوبی داشته باشه، یا بالاخره به یه دردی بخوره. حرفا و توضیحای اضافی و بی هدف، خواننده رو خسته می کنه. پست رو هم بی دلیل طولانی می کنه. اینا رو بهتره حذف کنین.


در مورد یه موضوعی توضیح بدم. این حالت رو بیشتر تازه واردا دارن.
وقتی یه سوژه ای داده می شه، فکر می کنن هدفمون اینه که سریع بریم جلو و به هدف برسیم. به آخر سوژه.
ولی وقتی برسیم چی می شه؟
مجبوریم بگردیم و یه سوژه جدید بدیم!
برای همین، هدفمون اصلا سریع پیش رفتن نیست. استفاده از موقعیت هاست. سوژه رو باید تا جایی که می تونین کند پیش ببرین. باید از هر موقعیت و سوژه ای که وجود داره استفاده کنین.
الان اینا می خوان سوپ درست کنن. این که هکتور مجبور بشه مدتها دنبال یه پیاز بگرده و گیرش نیاره، خیلی مفید تر از اینه که فورا یه کاسه سوپ بدن دستش.
تو سوژه های دیگه هم اینجوریه. گره های ماجرا رو سریع باز نکنین...گاهی همون گره ها بهترین ایده برای نوشتن هستن.
دلیل طولانی شدن پست شما همینه که می خواستین داستان رو به اون قسمت برسونین. این کار لزومی نداشت. شما می تونین فقط تا یه قسمتی جلو برین و بقیه شو بذارین به عهده نفر بعد.


شخصیت ها رو حتما بشناسین. شخصیت های سایت، مهم تر و گاهی به دردبخورتر از شخصیت های کتاب هستن. مثلا ممکنه لوسیوس سایت یه ویژگی خاصی داشته باشه که لوسیوس کتاب نداره. هر شخصیتی اخلاق و رفتار و سبک زندگی خودشو داره. اینا موقع نوشتن خیلی بهتون کمک می کنن. مثلا هکتور یکی از شخصیت های خیلی مشخص سایته. معجون سازه...ولی معجوناش هیچوقت درست از آب در نمیان. یه ذوق زدگی بی دلیل داره...حرف حساب هم سرش نمی شه. هکتور پست های شما هم باید کم و بیش اینجوری باشه. تا حدودی هم بود البته...برای قسمت های ساده پست می شه از شخصیت های کم سوژه تر استفاده کرد.


جمله هاتون خوبه. این خیلی مهمه که بتونین منظورتونو خوب و درست برسونین. چون مثلا با شخصیت ها بالاخره آدم آشنا می شه، ولی یاد گرفتن جمله بندی سخت تره. این که از اول، درست بنویسین خیلی خوبه. بهترین ایده ها هم اگه مبهم نوشته بشن به درد نمی خورن.


نقل قول:
چند دقیقه بعد،آشپزخانه هاگواتز
چرا هاگوارتز؟ اگه می رفت تو آشپزخونه یه رستوران کار می کرد منطقی تر بود. هاگوارتز رو نمی شه همینجوری و به همین سادگی رفت.


نقل قول:
هکتور با شنیدن این مکالمه فکری به سرش زد،تا بناگوش لبخند زد و به سمت آشپزخانه هاگوارتز دوید.
هکتور به خود افتخار می کرد و می بالید که همچین فکر نابی به سرش زده است.
این "هکتور" لازم نبود تکرار بشه. بهتر بود دو تا جمله با هم ادغام بشن. اینجوری:
با شنیدن این مکالمه فکری به سر هکتور زد. در حالی که از این فکر به خودش افتخار می کرد و می بالید، تا بناگوش لبخند زد و به سمت آشپزخانه هاگوارتز دوید.


فضای آشپزخونه رو خوب توصیف کردین. جمله ها کوتاهن و کمی خلاصه اس. مثلا همین قسمت می تونست یه پست کامل باشه. روی هدف تمرکز نکنین. موقعیت ها مهم ترین. تو همچین موقعیتی، فقط در مورد آشپزخونه بنویسین. اینم همیشه یادتون باشه که این جا دنیای جادوییه. برای همین کمی آزاد تر و خلاق تر باشین. اتفاقایی که تو یه آشپزخونه جادویی می تونن بیفتن، خیلی می تونن عجیب و غریب و جالب باشن.


نقل قول:
سرآشپز که یک جن خانگی بود تا به حال ازش این چنین تعریف نشده بود،میخواست جیغ بزند،اما جلوی خود را نگه داشت.
این جاش خیلی خوب بود. یه سرنخ خوب هم بهمون می داد. این که شما اگه شخصیت ها رو خوب بشناسین، خیلی خوب می تونین درباره شون بنویسین. چون اینجا شخصیتی داریم که نمی شناسیمش...ولی همین "جن" بودنش باعث شده شما بتونین طنز خوبی از شخصیتش بگیرین.


نقل قول:
_خب من خواهر کوچیکم سخت مریضه و دکتر یه سوپ مخصوص براش تجویز کرده که فقط آشپز های زبر دست شم بلدن اونو درست کنن.اگه شما لطفا کنیدو به من کمک کنید.
ایده خوبی بود.
هنوزم معتقدم که اینجور سوژه ها باید مرحله به مرحله پیش برن، نه یهویی. ولی گذشته از این، روش پیش بردن داستان خوب بود. یه ذره می شد از سادگی درش آورد:
نقل قول:
_اینم خدمت شما.امیدوارم خواهر کوچولوت حالش بهتر بشه.
این که هکتور گفت خواهرم مریضه و آشپز قبول کرد و سوپ رو بهش داد...
اینو می شد کمی متفاوت نوشت. مثلا هکتور به عنوان آشپز یا ظرفشور یا سبزی پاک کن یا هر چی، وارد آشپزخونه می شد...و به محض آماده شدن سوپ برش می داشت و فرار می کرد.


نقل قول:
آشپز ها همینطور که فریاد زنان دور آشپزخانه می چرخیدند گارد را صدا زدند.
داستان رو خوب پیش بردین...خوب توضیح دادین. عضویتتون خیلی جدید نیست ولی تعداد پست های ایفای نقشتون خیلی کمه. اینم یعنی تازه کار محسوب می شین. با توجه به این موضوع، نوشته تون خیلی خوب بود. خیلی از ایرادای رایج تازه کارا رو نداشتین. ایرادایی داشتین که خیلی ساده رفع می شه. مثلا آشنا شدن با شخصیت ها و سوژه ها و بهترین روش پیش بردنشون. اینا موارد پیچیده ای نیستن. با خوندن و نوشتن چند پست می شه یاد گرفت.

از روی سوژه ها رد نشین. وقتی می شه توی سوژه در جا زد این کارو بکنین. مثلا یکی قراره بره یه جایی...لازم نیست سریع به مقصد برسه. تو مسیر می تونه خیلی اتفاقا براش بیفته. شما نباید از همون اول روی این موضوع تمرکز کنین که اینو برسونم به فلان جا.
از موقعیت ها هم رد نشین. مثلا قسمت آشپزخونه و اون جن آشپز و تعریف هکتور ازش به نظر من خیلی جالب بود. موقعیت خوبی بود که خودتون ایجاد کرده بودین. اون قسمت اگه کمی مفصل تر نوشته می شد می تونست یه پست کامل باشه.
یا حتی نشستن و فکر کردن هکتور به بدبختیاش...این جا می شه از تخیلمون کمک بگیریم و چند مورد از بدبختیای هکتورو مثال بزنیم. سوژه پیش نمی ره...ولی ما ایده برای نوشتن داریم.


فاصله ها رو خوب گذاشتین، تیتر ها رو خوب مشخص کردین. اینا باعث می شن پستتون راحت تر خونده بشه.


بازم بنویسین...و حتما بخونین. شخصیت ها رو از پست های اعضای قدیمی تر بشناسین. بعدش نوشتن براتون خیلی راحت تر می شه.


زیر سایه یارانمان این شکلی شدیم!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۷:۲۲:۵۳ دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۸

هافلپاف

آگاتا تراسینگتون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۰۴:۵۵ یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۹:۳۳
از کتابخونه
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 53
آفلاین
سلام
نمیدونم چون من مرگخوار نیستم اشکالی داره اینجا پست بزنم اما خب یدونه زدم.
اگر داره بیزحمت تذکر بدید تا بدونم.
لطف می کنید پست من تو گلخانه تاریک رو نقد کنید؟
ممنونم


نذار مشنگ ها روزت رو خراب کنن :)

هافلپاف عشقه


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۰:۵۳:۳۴ یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۳:۴۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۶:۲۶:۰۶
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
پیام: 140
آفلاین
سلام ارباب. خوبین ارباب؟
میشه اینو واسمون نقد کنین ارباب؟


سلام خالی!

بله...می شه...شد!
نقد پست شما ارسال شد.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۱۱ ۱۶:۵۰:۴۱

رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۷:۳۵:۵۱ یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸

گریفیندور

آستریکس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۹ شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۳:۱۶:۱۲ جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸
از شبانگاه توی سایه ها.
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
گریفیندور
پیام: 142
آفلاین


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۲:۴۷:۳۳ شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۳:۱۴:۴۸ دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5580
آفلاین
نقل قول:
لطفا اینو برای مادر سالخوردت نقد میکنی؟
مامان، شما در اوج جوانی و نشاط می باشید!


بررسی پست شماره 160 زمان برگردان مرگخواران، مامانمون:


نقل قول:
_پیشنهاد می کنیم نظر بچه را بپرسید.
نفر قبلی چقدر خوب بوده، چقدر راه حل های خوبی داده، چقدر خوب پستش رو تموم کرده. لذت بردم!
شما هم بهترین راه حل رو انتخاب کردین. موقع ادامه دادن سوژه ها همیشه مجبور به انتخاب هستیم. چیزی که باید بهش توجه کنیم اینه که کدوم مسیر در درجه اول جالب تر و در درجه دوم طولانی تره. چون ممکنه سوژه ای جالب باشه، ولی سریع تموم بشه و نشه کاری باهاش کرد. اگه مسیری پیدا بشه که کمی کمتر جالب باشه، ولی قابل ادامه دادن باشه، مفید تره. این مسیر هم جالبه و هم می شه ادامه دادش.


نقل قول:
دامبلدور شیشه شیرش را به کناری پرتاب کرد و به لرد زل زد.
جلب توجه دامبلدور با این کلمه، حرکت جالبی بود و بعد از اون، استفاده از کلمه اعتماد، هم به همون اندازه جالب بود.

شما سوژه رو کمی پیش بردین، ولی تمرکزتون روی شخصیت دامبلدور بوده. کل پست برای این نوشته شده که با توجه به ویژگی های شخصیتی دامبلدور سوژه رو پیش ببریم. این تمرکز روی یک شخصیت، باعث می شه پیخ و خم هاش رو بهتر ببینیم و راحت تر بتونیم تصمیم بگیریم که تو همچین موقعیتی، چه استفاده ای ازش بکنیم.


نقل قول:
چشم های دامبلدور از پشت عینک هلالی شکل کوچکش درخشیدند. از ته دل انگیزه داشت که بگوید به در و دیوار اعتماد کامل دارد!
پایان ناتمام پست، کاملا ترغیب کننده اس. نفر بعدی می تونه تصمیم بگیره که دامبلدور حرف بزنه یا نه...چی بگه...یا حرف نزنه و لرد همچنان به تلاشش ادامه بده.
این "دادن حق انتخاب" ترفند خیلی خوبی برای تشویق خواننده ها به ادامه دادنه.


شما طنز خیلی خوب و قوی ای دارین که جاش کمی توی این پست خالی بود. ولی از نظر داستانی، سوژه خوب پیش رفته.


پست کوتاهی بود. حرف زیادی هم برای گفتن وجود نداره. به عنوان یه پست معمولی، قابل قبول بود.


زیر سایه یارانمان این شکلی شدیم!







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.