دارا ... را ... رام ::::: قراره يكي از خاکستریا معجون مركب پيچيده بخوره، بشه شكل هوكي و شرايطو براي بدست گيري قدرت توسط اتحاد خاكستري حاضر كنه!!
جیلی ... لی ... لینگ ::::: نارسیسا توی فاز 2 توسط اتحاد خاکستری کشته شده. تو داستان نیست!
و اینک، وزیر منتخب جادوگران، تنها و بی یاور در دفتر خویش تحت طلسم بارون خونخوار (اهم ببخشید
) خون آلود، در خواب خویش اسیر است
غریب، بی کس، با یارانی غافل 
اینجاست که بلیز یکی می زنه پس کلۀ نگارنده و میگه:
- آهای بوقی، پس من و ارتشبد ایگور کشکیم؟ یه نارسیسا مرده دیگه! آسمون به زمین (یا شایدم برعکس؟) نرسیده که! تازه گاهی آنیتم راهشو گم می کنه از اینورا پیداش میشه.
نگارنده به راه راست (!!!) هدایت میشه.

*********
بارون خون آلود همینکه برنامه شو میگه و با بقیه به تفاهم می رسه یادش میفته که می خواسته از قدرت توهم زایی خودش روی بقیه وزارتیا هم استفاده کنه ولی فراموش کرده بوده. وقتی می بینه که پیشنهاد معجون مرکبش با استقبال مواجه شده، بی خیال قدرت توهم زایی خودش میشه و میذارش واسه فاز بعدی.
بارون خون آلود (رو به نگارنده): همه شی خیلی فاژ میده... ژون تو

*********
فردا صبح - وزارتخونه
بلیز با انگشتت میزنه روی در اتاق هوکی ولی جوابی نمی شنوه. یواشکی درو باز می کنه و هوکی رو می بینه که روی میزش خوابیده و توی خواب می خنده. درحالی که خیلی حرصش گرفته در رو می بنده و می دوه طرف اتاق ایگور. ایگور جلو آینه وایساده و داره لباس ارتشبدی جدیدشو امتحان می کنه. همینکه بلیز رو می بینه:
- ببین بلیز، به نظرت جبروتم اینجوری بیشتر میشه؟ خاکستریا رو خاک می کنیم؟
- بابا اونا رو ولللش! ما چه الافیم که همه وقتمونو گذاشتیم واسه دفاع از وزارتخونه، اونوقت این وزیر بوقی همش خوابه!
- چی؟ بریم ببینم!
هر دو تاشون هجوم میارن به اتاق هوکی طوری که در اتاق با صدای بلندی از جاش کنده میشه ولی هوکی از جاش کنده نمیشه

ایگور به طور مشکوکیوسی به هوکی نگاه می کنه و میگه:
- این خوابش طبیعی نیست! همونطور که کشته شدن نارسیسا توی دژ / قصر / کلبه / یا هرچی... طبیعی نبود! یه پاتیلی زیر نیم پاتیله
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



به نويسنده خيره ميشن!!!!

حالا هي بنويس نگارنده!
) به سایرین یه نیمچه نگاهی میندازه.