

_بگو لینی؟!

_چی شد لینی؟!:vay:
_حرف بزن لینی؟!

_دِ لامصب *@%$؟!

لینی بلاخره با فحش،از فکر خودش بیرون آمد...
_چیه ننه سیریوسا؟!دارم فکر میکنم خب!

_گفتی یه پیشنهاد خوب دارم الان!

_خب همون...دارم به پیشنهاد خوبم فکر میکنم!

_همون پیشنهاد خوب چیه؟!

_هنوز به ذهنم نرسیده...اگه بذارین، دارم فکر میکنم که به ذهنم برسه!

همه مرگخوار ها غیر از راونکلاوی ها با تعجب به لینی نگاه کردند...سپس به باقی راونکلاوی ها نگاه کردند و وقتی که آثار تعجب را در صورت آنها ندیدند،از ریونکلاوی ها پرسیدند:
_شما فهمیدین چی شد؟!

_البته!
_خب میشه به ما بگی چی شد روونا؟!
_هوف...به زبون ساده،یه فکر داره به ذهن یه راونکلاوی خطور میکنه!
_خب آخه گفت راه حل دارم...قبل از اینکه فکر بکنه راه حل به ذهنش میرسه؟!مگه میشه؟!مگه داریم؟!

روونا و دیگر راونکلاوی های مرگخوار،پوزخندی زدند...
_خب فرق ما با بقیه در چیه پس؟!ما اینقدر باهوشیم که حتما یه پیشنهاد هوشمنداه واسه هرچی داریم...فقط باید یه خورده فکر کنیم تا بهش پی ببریم!

مرگخوارها اینبار با تعجب به هم نگاه کردند...اگر میدانستند معنی "سفسطه" چیست،بدون شک به روونا و دیگر راونکلاوی سفسطه باز میگفتند!
بلاخره سیوروس سکوت مرگخوار ها را شکست و گفت:
_خب...بهتره بذاریم که لینی به تفکرش ادامه بده و راه حلی پیدا کنه که ما گول بستری شدن مرلین رو از کجا این موقع گیر بیارم...اگه به راه حلی نرسید پنجاه امتیاز از راونکلاو کم میکنم! اما بقیه هم چرا دهنشون بازه؟!شما هم به فکر یه راه حلی باشین...هر کی سریعنر به راه حل خوب رسید جایزه داره...جایزه اش هم اینه که از گروهش امتیاز کم نمیکنم...ولی از بقیه گروه ها چرا...هنوزم من رو دارین گاه میکنید چرا؟!خب سریع به چاره ای پیدا کنید!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج














