- مادر شما دارین تقلب می کنین هیزپا اسمیت فوت کرده , من یادم خودم کشتمش

- منم فوت کرده بودم این سوژه فرا تر از این حرف هاست
در ضمن تو ایفای نقش هیچ کس نمیمیره
در ضمن پسرم نجابت مهم
به تحصیلات بانو فکر کن .دامبلدور امد به نیروی عشق اشاره کنه ولی از اون جا که جاشو با لرد عوض کرده بود عشقش نمیومد

پس سرشو زیر انداخت وارد شد.
انور ماجرا محفل ققنوس
لرد تاز از ارتور و ویزلی ها ماجرای این که عروس هیزپا خود قبلیش شنیده بود. اما از اونجا که اون و دامبلدور فقط جاشون رو عوض کرده بودن و شناسنامه لرد هنوز در دست های مادرش بود لرد نمی دونست به کدوم یکی از تنبون های مرلین پناه ببر

آرتور:
-,پرفسوراگه لرد با هیزپا ازدواج کن و گالیونر بشه و از کشور های غربی اسلحه بخر و نام گروه گریفیندور به الیندور تغییر بده و به هاگوارتز مپ پول بده تا شما را از نقشه حذف کنن ما چی کار کنیم؟
لرد نا خدا گاه گفت:
-نیرو عشق

لرد:

لرد:ما بدبخت شدیم, ما دامبلدور شدیم, ماداریم عاشق می شیم, همین دیروز داشتیم دور شمع می چرخیدیم, هنوز جاش روی بدنمانه, ما مثل پروانه سوختیم.
الانم که داریم تو دستمال صورتی فین می کنیم , ما فینمان سفید شده دیروز فین ما سیاه بود, ما فین خودمان را می خواهیم.
ارتور:
واقعا ما داریم به کدوم سو می ریمانور ماجرا
مروپ:
-خوب عروس گلم از خودت بگو.

جن خانگی هیزپا که از قبل تحت (تهت اخا من املام خوب نیست) اوامر هیزپا متنی را اماد کرده بود قرائت کرد:
-خونه هزیپا اسمیته, وای فای مفتی دار خونه هیزپا اسمیت دیش و النبی -کاملا آسلامی جهت پخش شبکه 1 تا 31 شبکه سیما -داره,خونه هیزپا اسمیته الان اپارتمانه, خونه هیزپا اسمیته سالن جکوزی داره.هیزپا اسمیته ما مزدا تری سواره , هیزپا اسمیته ی ما دکتر خصوصی داره.
مروپ:

دامبلدور:

مروپ خوشحال گفت مبارک پس همین الان بریم عاقد بیاریم و شناسنامه لرد ارجینال رو از جیبش ظاهر کرد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


به پسرش مینگریست که به نظرش اکنون بسیار شادروان تر از همیشه به نظر میرسید،لحظه ای مورگانا را شکر کرد که چه عجب اینبار پسرش به ازدواج این چنین تمایل یافته است و در همان لحظه در فلاش بک فرو رفت.




) چه رویایی! از الان می تونم تو رو تو لباس دامادی ببینم شیرینی خامه ای من.




" به سمت در پشتی رفت تا از آنجا متواری شود ... شاید دامبلدور او را انتخاب میکرد!


