- ولی یادت باشه باید افتخارش به اسم من ثبت بشه.
- یا مرلین بزرگ
سدریک و هکتور به سرعت به سمت گل های کنار دریاچه دویدند.
- وای چقدر خوشگله اینجا
- اره موافقم.
- سلام سلام خوش اومدید. به باغ ما خوش اومدید. گل های ما رو کردین شما خوشحال. گل های رو کردید مشتاق. خوشحالیم ما که هستید شما اینجا برای ما.
گل های رنگارنگ بسیار زیادی در باغ بودند و با خوشحالی زیادی برای سدریک و هکتور اواز می خواندند.
- سلام گل های خوشگل من خیلی خسته م واسه ی همین زیاد حرف نمی زنم بهمون مسیر انجا که اب هایش یخ زده است را نشون می دید؟
- شما باید امتحان ما رو قبول بشید اول.
- چی؟! یه امتحان دیگه من دیگه تحمل ندارم.
ولی دیگر خیلی دیر شده بود. گل ها پودر هایی را فوت کردند و سدریک و هکتور رو به دنیایی دیگر فرستاد.
..........
رویای سدریک.
سدریک در حالی که به ارامی بلند می شد سرش را مالید. وقتی به هوش اومد خودش را در تالار عمومی هافلپاف دید.
- من کجام؟ عه اینجا که همون تالار عمومی خودمونه.
- هی سلام زاخاریاس.
- بعد از اون کارت هنوز خجالت نمیکشی که با ما سلام و احوالپرسی می کنی؟
- چه کاری؟!
- خودت بهتر از همه می دونی
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج










