جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
20 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
19
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[chat]] درگاه جهنم: گذرگاه هاگوارتز
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1404/04/20
تولد نقش: 1404/04/20
آخرین ورود: امروز ساعت 13:11
از: جایی میان خیال و واقعیت
پستها:
421
شغل
ارشد ریونکلاو، ساحره سرشمار

درود بر سالازار اسلیترین بزرگ...
اینم از گناهان:
اول
دوم
سوم
چهارم
من
صدای سالازار اسلیترین:
لیلی لونا پاتر،
محتوای خوبی برای جوتیوب تولید کردی لیلی؛ با خانوادهات آشنا شدیم، از آرزوها و امیدهایت گفتی، از تفریحات و شیطنتهایت نوشتی، و همهی اینها کمک کرد که شخصیتت را بهتر بشناسیم. اگرچه اگر برای کانال جوتیوبت یک نام مناسب هم انتخاب میکردی و بالای پستها مینوشتی، میتوانستی دنبالکنندگان بیشتری هم جذب کنی.
برویم سراغ مأموریت:
گناه پنجم: حالا که با لیلی تا حد خوبی آشنا شدیم، وقت آن رسیده که او را در عمل و در جریان داستانها ببینیم. برای این کار، در ۵ تاپیک ادامهدار به نامهای «شبی از شبهای ریونکلاو»، «۩کافه ریون۩»، «خوابگاه پسران ریونکلاو»، «زیر نور ماه! (ریونکلاو)» و «شیطنتهای گریفیندوری» پست بزن. در هرکدام داستان را ادامه بده و سعی کن بهطور طبیعی شخصیت لیلی را پررنگتر از قبل وارد ماجراها کنی تا بتوانیم او را در تعامل با دیگران هم ببینیم.
اینم از گناهان:
اول
دوم
سوم
چهارم
من
صدای سالازار اسلیترین:
لیلی لونا پاتر،
محتوای خوبی برای جوتیوب تولید کردی لیلی؛ با خانوادهات آشنا شدیم، از آرزوها و امیدهایت گفتی، از تفریحات و شیطنتهایت نوشتی، و همهی اینها کمک کرد که شخصیتت را بهتر بشناسیم. اگرچه اگر برای کانال جوتیوبت یک نام مناسب هم انتخاب میکردی و بالای پستها مینوشتی، میتوانستی دنبالکنندگان بیشتری هم جذب کنی.
برویم سراغ مأموریت:
گناه پنجم: حالا که با لیلی تا حد خوبی آشنا شدیم، وقت آن رسیده که او را در عمل و در جریان داستانها ببینیم. برای این کار، در ۵ تاپیک ادامهدار به نامهای «شبی از شبهای ریونکلاو»، «۩کافه ریون۩»، «خوابگاه پسران ریونکلاو»، «زیر نور ماه! (ریونکلاو)» و «شیطنتهای گریفیندوری» پست بزن. در هرکدام داستان را ادامه بده و سعی کن بهطور طبیعی شخصیت لیلی را پررنگتر از قبل وارد ماجراها کنی تا بتوانیم او را در تعامل با دیگران هم ببینیم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/18 13:34:24
Only Raven

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1404/04/21
تولد نقش: 1404/04/22
آخرین ورود: دوشنبه 31 فروردین 1405 03:38
از: درون عمیق ترین افکارم
پستها:
298
شغل
ساحره سرشمار

سلام جناب سالازار
اینم گناه اول من
امیدوارم خوشتون بیاد.
صدای سالازار اسلیترین:
جینی ویزلی،
از ایدهی تو برای ساخت هاگوارتز بسیار لذت بردیم؛ کتابخانهی مخصوص هر تالار خصوصی، پر از کتابهای مورد علاقهی جادوآموزان همان گروه. این ایده بدون شک تجربهای خاص و لذتبخش برای جادوآموزان ایجاد خواهد کرد.
برویم سراغ مأموریت:
گناه دوم: برای گناه دوم، میخواهیم جینی ویزلی را فراتر از آنچه در کتابها نوشته شده بشناسیم. دوست داریم خاطراتی تازه و ناگفته را برای ما بازگو کنی؛ خاطراتی که هیچجا مطرح نشده و تنها نزد خودت مانده. این خاطرات میتواند مربوط به روابطت با دوستانت باشد، خرابکاریهایت در هاگوارتز، یا حتی لحظات خوشی که در قلعه تجربه کردهای. در قالب دو پست و در تاپیک دفترچه خاطرات هاگوارتز، دو خاطره از این دست را برای ما روایت کن.
اینم گناه اول من
امیدوارم خوشتون بیاد.

صدای سالازار اسلیترین:
جینی ویزلی،
از ایدهی تو برای ساخت هاگوارتز بسیار لذت بردیم؛ کتابخانهی مخصوص هر تالار خصوصی، پر از کتابهای مورد علاقهی جادوآموزان همان گروه. این ایده بدون شک تجربهای خاص و لذتبخش برای جادوآموزان ایجاد خواهد کرد.
برویم سراغ مأموریت:
گناه دوم: برای گناه دوم، میخواهیم جینی ویزلی را فراتر از آنچه در کتابها نوشته شده بشناسیم. دوست داریم خاطراتی تازه و ناگفته را برای ما بازگو کنی؛ خاطراتی که هیچجا مطرح نشده و تنها نزد خودت مانده. این خاطرات میتواند مربوط به روابطت با دوستانت باشد، خرابکاریهایت در هاگوارتز، یا حتی لحظات خوشی که در قلعه تجربه کردهای. در قالب دو پست و در تاپیک دفترچه خاطرات هاگوارتز، دو خاطره از این دست را برای ما روایت کن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/18 13:22:37
میدان نبرد عبادتگاهم است
نوک شمشیر کشیشم است
رقص مرگ دعایم است
ضربه مرگبار ازادی بخشم است



نوک شمشیر کشیشم است
رقص مرگ دعایم است
ضربه مرگبار ازادی بخشم است



جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1403/05/22
تولد نقش: 1403/05/22
آخرین ورود: شنبه 25 بهمن 1404 20:57
از: گور برخاسته.
پستها:
338

Pour mon cher grand-père
Première partie - Six heures du matin
Deuxième section - sept heures et vingt minutes du matin
Troisième section - sept heures et trente minutes
Quatrième section - sept heures quarante-cinq minutes
Cinquième section - huit heures
Section six - l'infini
J'espère que tu prendras plaisir à le lire, tout comme j'ai pris plaisir à l'écrire de cette œuvre.
صدای سالازار اسلیترین:
لرد ولدمورت،
چه داستان عمیقی بود نواده ما؛ پر از توصیفاتی که از خوندنش لذت بردیم، پر از مباحث جذاب دربارهی غذای سالم و ناسالم، خوشمزه و بدمزه. در کنار اینها، تصویری تازه و متفاوت از خانوادهی تاریک گانت ارائه دادی؛ تصویری از یک رابطه خانوادگی سالم که خوندنش برای ما جذابیت زیادی داشت، چرا که متنوع بود. از آن روابط تاریک و همیشه پر از نفرت خبری نبود و در عین رعایت خصوصیات شخصیتها، نزدیکی بیشتری میانشان برقرار کرده بودی، بهویژه بین دلفی، لرد و بلاتریکس. حتی یک حال و هوای درامای طنز سریالهای ایرانی هم به داستان اضافه کرده بودی که باعث شد در کنار همهی عمقها، لبخند هم بر لبان ما بیاید.
داستانت ما را به یاد تار عنکبوتی پیچیده انداخت؛ تارهایی که از چندین وجه بافته شده بودند اما در نهایت همه به یک مرکز ختم میشدند، و همین انسجام زیبایی خاصی به نوشته داده بود. خوشحالیم که توانستیم چندین بار نوشتهات را بخوانیم و هر بار از آن لذت ببریم. ممنونیم لرد عزیز، که چنین مجموعهای از داستانهای زیبا را به ما هدیه کردی.
برویم سراغ مأموریت:
گناه پنجم: در این مرحله، میخواهیم رابطهی تو با پنج نفر از مرگخوارت را بهصورت تکی ببینیم. مکان این روابط هر جا در سایت که بخواهی میتواند باشد، اما همیشه باید دو نفره باشد، تنها تو و یکی از مرگخوارانت. مشتاقیم ببینیم ذهن خلاق تو چه نوع روابط و ماجراهایی را میان خود و آنان به تصویر خواهد کشید.
Première partie - Six heures du matin
Deuxième section - sept heures et vingt minutes du matin
Troisième section - sept heures et trente minutes
Quatrième section - sept heures quarante-cinq minutes
Cinquième section - huit heures
Section six - l'infini
J'espère que tu prendras plaisir à le lire, tout comme j'ai pris plaisir à l'écrire de cette œuvre.
صدای سالازار اسلیترین:
لرد ولدمورت،
چه داستان عمیقی بود نواده ما؛ پر از توصیفاتی که از خوندنش لذت بردیم، پر از مباحث جذاب دربارهی غذای سالم و ناسالم، خوشمزه و بدمزه. در کنار اینها، تصویری تازه و متفاوت از خانوادهی تاریک گانت ارائه دادی؛ تصویری از یک رابطه خانوادگی سالم که خوندنش برای ما جذابیت زیادی داشت، چرا که متنوع بود. از آن روابط تاریک و همیشه پر از نفرت خبری نبود و در عین رعایت خصوصیات شخصیتها، نزدیکی بیشتری میانشان برقرار کرده بودی، بهویژه بین دلفی، لرد و بلاتریکس. حتی یک حال و هوای درامای طنز سریالهای ایرانی هم به داستان اضافه کرده بودی که باعث شد در کنار همهی عمقها، لبخند هم بر لبان ما بیاید.
داستانت ما را به یاد تار عنکبوتی پیچیده انداخت؛ تارهایی که از چندین وجه بافته شده بودند اما در نهایت همه به یک مرکز ختم میشدند، و همین انسجام زیبایی خاصی به نوشته داده بود. خوشحالیم که توانستیم چندین بار نوشتهات را بخوانیم و هر بار از آن لذت ببریم. ممنونیم لرد عزیز، که چنین مجموعهای از داستانهای زیبا را به ما هدیه کردی.
برویم سراغ مأموریت:
گناه پنجم: در این مرحله، میخواهیم رابطهی تو با پنج نفر از مرگخوارت را بهصورت تکی ببینیم. مکان این روابط هر جا در سایت که بخواهی میتواند باشد، اما همیشه باید دو نفره باشد، تنها تو و یکی از مرگخوارانت. مشتاقیم ببینیم ذهن خلاق تو چه نوع روابط و ماجراهایی را میان خود و آنان به تصویر خواهد کشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/18 13:14:47
THERE IS NO GOOD OR EVIL.THERE IS ONLY POWER, AND THOSE TOO WEAK TO SEEK IT
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1403/08/09
تولد نقش: 1403/08/11
آخرین ورود: سهشنبه 14 بهمن 1404 20:50
از: دی که گذشت، هیچ از او یاد مکن
پستها:
149

درود جناب اسلیترین.
آندرومدا- حس میکنم زیاد خوب نشده.
پدرم
مادر محترم
صدای سالازار اسلیترین:
ریگولوس،
توصیفات احساسات شخصیتت در هر سه پست بسیار زیبا نوشته شده بودن و توصیفات محیطی هم هرچند کمتر، اما در سطح خوبی قرار داشتن. در مجموع، برای خواننده تصویر محیط و احساسات افراد بهراحتی و با لذت منتقل میشد. از دید ما هر سه پست در سطح بسیار خوبی قرار داشتن.
برویم سراغ مأموریت:
گناه چهارم: در سه گناه قبلی به احساسات ریگولوس و روابطش با افراد مختلف پرداختیم. حالا وقتشه کمی بهت استراحت بدیم و این بار مأموریتی آرامشبخشتر برات در نظر بگیریم. به تاپیک «جوتیوب» برو و 4 پست برای کانالت با عنوان (کتابخوانی با ریگولوس بلک) تولید کن. سپس به اینجا برگرد و توضیح بده هر پست درباره کدوم کتاب بوده. ترجیح میدیم این کتابها زادهی تخیل خودت باشن و از قبل وجود نداشته باشن تا از خلاقیتت در این زمینه هم لذت ببریم.
آندرومدا- حس میکنم زیاد خوب نشده.
پدرم
مادر محترم
صدای سالازار اسلیترین:
ریگولوس،
توصیفات احساسات شخصیتت در هر سه پست بسیار زیبا نوشته شده بودن و توصیفات محیطی هم هرچند کمتر، اما در سطح خوبی قرار داشتن. در مجموع، برای خواننده تصویر محیط و احساسات افراد بهراحتی و با لذت منتقل میشد. از دید ما هر سه پست در سطح بسیار خوبی قرار داشتن.
برویم سراغ مأموریت:
گناه چهارم: در سه گناه قبلی به احساسات ریگولوس و روابطش با افراد مختلف پرداختیم. حالا وقتشه کمی بهت استراحت بدیم و این بار مأموریتی آرامشبخشتر برات در نظر بگیریم. به تاپیک «جوتیوب» برو و 4 پست برای کانالت با عنوان (کتابخوانی با ریگولوس بلک) تولید کن. سپس به اینجا برگرد و توضیح بده هر پست درباره کدوم کتاب بوده. ترجیح میدیم این کتابها زادهی تخیل خودت باشن و از قبل وجود نداشته باشن تا از خلاقیتت در این زمینه هم لذت ببریم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/7 12:52:47
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/7 12:53:14
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/7 12:53:14
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1403/11/11
تولد نقش: 1403/11/12
آخرین ورود: چهارشنبه 15 بهمن 1404 21:13
از: سیرک عجایب
پستها:
165

میدونین جناب سالازار؟ من یکمی خیلی منم! یعنی وقتی ازم میخواین که ویژگی خاص خودمو نشون بدم، میرم به خودم توی آینه نگاه میکنم و ساعت ها مشغول بررسی خودم میشم. که در آخر از بین ویژگی های خاصم، یکیشونو برگزینم و بهتون نشون بدم! یه قسمتی که هم به اون موضوع بخوره، هم بزرگ باشه هم اینکه به جا باشه. واسه همینم از دلقک بودن و تال بودن و همهی اینا گذر کردم تا به آینده برسم. شاید باورتون نشه ولی من بیشتر از اینکه اینجا و پیش آدما زندگی کنم، توی آینده زندگی کردم. پس طبیعیه که گناه اولم هم یه ربطی به این آیندهی کذایی داشته باشه دیگه.
پس من سعی کردم قسمتی از ویژگی های قشنگم رو بهتون نشون بدم.
صدای سالازار اسلیترین:
هیبرنیوس مالکولم،
جناب تال، پست خوبی بود و یکی از مهمترین خصوصیات شخصیتت رو معرفی کردی؛ خصوصیتی که شاید خیلیها ازش خبر نداشتن. این توانایی در دست هر فردی میتونه منجر به اتفاقات خوب یا بد زیادی بشه، از جمله خود ما.
برویم سراغ مأموریت:
گناه دوم: ما از توانایی آیندهنگری شما لذت فراوانی بردیم و حالا دوست داریم از این توانایی در راستای اهداف خودمون استفاده کنیم. چون آینده رو از قبل دیدی، حتی تاپیک هم معرفی نمیکنیم. خودت دو تا تاپیک در انجمنهای هاگوارتز، چه ادامهدار و چه تکی، انتخاب کن. پشت سر سالازار اسلیترین به دو مأموریت برو و اتفاقات این مأموریتها رو، که به کمک آیندهنگری تو برنامهریزی شده، شرح بده.
پس من سعی کردم قسمتی از ویژگی های قشنگم رو بهتون نشون بدم.

صدای سالازار اسلیترین:
هیبرنیوس مالکولم،
جناب تال، پست خوبی بود و یکی از مهمترین خصوصیات شخصیتت رو معرفی کردی؛ خصوصیتی که شاید خیلیها ازش خبر نداشتن. این توانایی در دست هر فردی میتونه منجر به اتفاقات خوب یا بد زیادی بشه، از جمله خود ما.
برویم سراغ مأموریت:
گناه دوم: ما از توانایی آیندهنگری شما لذت فراوانی بردیم و حالا دوست داریم از این توانایی در راستای اهداف خودمون استفاده کنیم. چون آینده رو از قبل دیدی، حتی تاپیک هم معرفی نمیکنیم. خودت دو تا تاپیک در انجمنهای هاگوارتز، چه ادامهدار و چه تکی، انتخاب کن. پشت سر سالازار اسلیترین به دو مأموریت برو و اتفاقات این مأموریتها رو، که به کمک آیندهنگری تو برنامهریزی شده، شرح بده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هیبرنیوس مالکولم در 1404/6/6 16:28:29
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/7 12:37:19
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/7 12:37:19
جزئیات کاربر
شغل
وزیر سحر و جادو، مدیر فنی جادوگران، استاد هاگوارتز

سلام دوباره به دوست قدیمی.
بعد از مدتها که دست و دلم به گناه نمیرفت یه لبی تر کردم!
بفرما. خیالت راحت شد؟
صدای سالازار اسلیترین:
هلگا،
باید اقرار کنیم که پست زیبایی برای مأموریت اول نوشتی و از خوندنش لذت بردیم. درگیریهای ذهنی هلگا در برابر انتظارات اجتماعی که هر روز باهاش روبهرو میشه رو خیلی خوب به تصویر کشیدی.
بریم سراغ مأموریت:
گناه دوم: تا حالا بخشهای مختلفی از شخصیت هلگا رو دیدیم، اما چیزی که کمتر دیده شده روابط رومانتیکشه. در جوانی، میانسالی و حتی همین حالا، آیا هلگا به کسی دلبسته شده؟ این علاقه رو چطور نشون داده؟ آیا ممکنه پشت اون مهربونی همیشگی، یک مامیِ عاشقِ کنترل پنهون باشه؟ چون خودت با هاگوارتز به اندازه کافی آشنایی، دو تا تاپیک به انتخاب خودت پیدا کن و اونجا این موضوع رو به نمایش بذار.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/6 13:02:56
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/6 13:04:17
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/6 13:04:17
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1403/11/11
تولد نقش: 1403/11/12
آخرین ورود: چهارشنبه 15 بهمن 1404 21:13
از: سیرک عجایب
پستها:
165

سلام آقای مدیر.
میگم که، اینجا شما دلقک ها رو هم راه میدید داخل؟ چون هرچقدر گوشه و کنار رو نگاه کردم، هیچ دلقکی پیدا نکردم. به هرحال من دلقک خوبیم، تکلیفم کلا با باقی دلقک ها جداست. به بچه ها بادکنک نمیدم و شبا میرم تو خوابشون که خواب قشنگشون رو به کابوس تبدیل کنم! گناه هم میکنم. گناه های خوبا! ما گناه الکی نمیکنیم. و بله... محفلی هم هستم. که چی؟ مگه محفلی ها گناه نمیکنن؟ یعنی میخواین بگین اینجا جایی برای محفلی ها نیست؟ هوم؟
صدای سالازار اسلیترین:
هیبرنیوس مالکولم،
جناب تال، به نظر میاد شما جهنم رو با بهشت قاطی کردین که فکر میکنین اینجا بین افراد فرق میذاریم و به بعضیا اجازه ورود میدیم و به بعضیا نه. خیر، درست برعکس اون تبلیغات منفی، جهنم جاییه که همه فرصت برابر دارن؛ چه دلقک باشی، چه جانور جادویی، چه جادوگر و حتی ماگل. اینکه بعضی گروهها (بهخصوص ماگلها
) از پس مأموریتهای جهنمی برنمیان و از بین میرن، تقصیر خودشونه که خواستن پا جای پای موجودات برتر بذارن.
برویم سراغ مأموریت:
گناه اول: برای شروع میخوایم ببینیم آقای تال دقیقاً چهجور آدمیه. به تاپیک یک جرعه چای در فنجان هافلپاف برو. اونجا سالازار اسلیترین و هلگا هافلپاف مشغول بحث مهمی درباره آینده جامعه جادوگری هستن. وارد این بحث شو و طوری رفتار کن که یکی از ویژگیهای مهم شخصیتت مشخص بشه. بعد برگرد اینجا و توضیح بده که کدوم ویژگی باعث اون رفتار شد.
میگم که، اینجا شما دلقک ها رو هم راه میدید داخل؟ چون هرچقدر گوشه و کنار رو نگاه کردم، هیچ دلقکی پیدا نکردم. به هرحال من دلقک خوبیم، تکلیفم کلا با باقی دلقک ها جداست. به بچه ها بادکنک نمیدم و شبا میرم تو خوابشون که خواب قشنگشون رو به کابوس تبدیل کنم! گناه هم میکنم. گناه های خوبا! ما گناه الکی نمیکنیم. و بله... محفلی هم هستم. که چی؟ مگه محفلی ها گناه نمیکنن؟ یعنی میخواین بگین اینجا جایی برای محفلی ها نیست؟ هوم؟

صدای سالازار اسلیترین:
هیبرنیوس مالکولم،
جناب تال، به نظر میاد شما جهنم رو با بهشت قاطی کردین که فکر میکنین اینجا بین افراد فرق میذاریم و به بعضیا اجازه ورود میدیم و به بعضیا نه. خیر، درست برعکس اون تبلیغات منفی، جهنم جاییه که همه فرصت برابر دارن؛ چه دلقک باشی، چه جانور جادویی، چه جادوگر و حتی ماگل. اینکه بعضی گروهها (بهخصوص ماگلها
) از پس مأموریتهای جهنمی برنمیان و از بین میرن، تقصیر خودشونه که خواستن پا جای پای موجودات برتر بذارن.برویم سراغ مأموریت:
گناه اول: برای شروع میخوایم ببینیم آقای تال دقیقاً چهجور آدمیه. به تاپیک یک جرعه چای در فنجان هافلپاف برو. اونجا سالازار اسلیترین و هلگا هافلپاف مشغول بحث مهمی درباره آینده جامعه جادوگری هستن. وارد این بحث شو و طوری رفتار کن که یکی از ویژگیهای مهم شخصیتت مشخص بشه. بعد برگرد اینجا و توضیح بده که کدوم ویژگی باعث اون رفتار شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/6 12:51:36
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1404/04/21
تولد نقش: 1404/04/22
آخرین ورود: دوشنبه 31 فروردین 1405 03:38
از: درون عمیق ترین افکارم
پستها:
298
شغل
ساحره سرشمار

سلام جناب سالازار بزرگ
من اماده برای انجام ماموریت هستم.
( البته اگه بتونم قبل از تموم شدن درسم شروع کنم)
صدای سالازار اسلیترین:
جینی ویزلی،
جهنم و هاگوارتز هر دو محل یادگیریاند، اما در جهنم درسی میآموزی که در هیچ کلاس هاگوارتزی به تو یاد نمیدهند. اینجا نه خبری از تکلیف شب است و نه از امتحانات پایانترم؛ اینجا آزمونها واقعیترند، هر قدم میتواند سقوط یا پیروزی باشد. میخواهم ببینم تو از کدام دروس جهنم عبور میکنی و چه چیزی را برای خودت برمیداری.
برویم سراغ مأموریت:
گناه اول: برای اینکه ما تو را بهتر بشناسیم، به تاپیک پروژه بازسازی هاگوارتز برو و در آنجا بخشی از هاگوارتز را بساز؛ بخشی تازه که به بهترین شکل بازتابدهنده شخصیت تو باشد. این بخش میتواند یک تالار، یک حیاط، یک برج یا حتی یک اتاق مخفی باشد؛ هر چیزی که دیدگاه تو از هاگوارتز و جایی که میخواهی نوادگان بعدی در آن پرورش پیدا کنند را به نمایش بگذارد.
بگذار قلمت نشان دهد جینی ویزلی در قلبش چه تصویری از هاگوارتز دارد و چگونه میخواهد میراث خودش را در آن حک کند.
من اماده برای انجام ماموریت هستم.
( البته اگه بتونم قبل از تموم شدن درسم شروع کنم)
صدای سالازار اسلیترین:
جینی ویزلی،
جهنم و هاگوارتز هر دو محل یادگیریاند، اما در جهنم درسی میآموزی که در هیچ کلاس هاگوارتزی به تو یاد نمیدهند. اینجا نه خبری از تکلیف شب است و نه از امتحانات پایانترم؛ اینجا آزمونها واقعیترند، هر قدم میتواند سقوط یا پیروزی باشد. میخواهم ببینم تو از کدام دروس جهنم عبور میکنی و چه چیزی را برای خودت برمیداری.
برویم سراغ مأموریت:
گناه اول: برای اینکه ما تو را بهتر بشناسیم، به تاپیک پروژه بازسازی هاگوارتز برو و در آنجا بخشی از هاگوارتز را بساز؛ بخشی تازه که به بهترین شکل بازتابدهنده شخصیت تو باشد. این بخش میتواند یک تالار، یک حیاط، یک برج یا حتی یک اتاق مخفی باشد؛ هر چیزی که دیدگاه تو از هاگوارتز و جایی که میخواهی نوادگان بعدی در آن پرورش پیدا کنند را به نمایش بگذارد.
بگذار قلمت نشان دهد جینی ویزلی در قلبش چه تصویری از هاگوارتز دارد و چگونه میخواهد میراث خودش را در آن حک کند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/4 14:28:27
میدان نبرد عبادتگاهم است
نوک شمشیر کشیشم است
رقص مرگ دعایم است
ضربه مرگبار ازادی بخشم است



نوک شمشیر کشیشم است
رقص مرگ دعایم است
ضربه مرگبار ازادی بخشم است



جزئیات کاربر

نقل قول:
شما هفتخان سالازار اسلیترین را با موفقیت و در زمان تعیینشده (تابستانی که گرمایش این سالها شاید کمتر از جهنم نباشد) به پایان رساندید و به همین دلیل عنوان **برگزیده جهنم** از سوی پادشاه جهنم، سالازار اسلیترین، به شما تعلق میگیرد.
این نشان، حکایت از گناهآلود بودن زندگی شما دارد؛ چیزی که شاید برای بسیاری منفی به نظر برسد، اما از نگاه ما معنای واقعی قدرت است. قدرتی که برای رسیدن به اهدافش هیچ مانعی را به رسمیت نمیشناسد و حتی از آنچه جامعه امروز جادوگری «گناه» مینامد نیز به نفع خود بهره میگیرد. ما بر خلاف نگاه رایج به گناهکاران، به شما به عنوان کسی مینگریم که توانسته هفتخان سالازار را پشت سر بگذارد و اکنون شایسته حضور در جهنم است.
به همین منظور، نشان برگزیدگان جهنم به افتخارات شما افزوده خواهد شد و به مدت سه ماه (تا پایان آبانماه) بر اکانتتان باقی خواهد ماند. باشد که گناهان بیشتری مرتکب شوید و از محدودیتهای اجتماعی که سد راه پیشرفتتان هستند بگریزید.

گابریلا پرنتیس نوشت:
سلام بابایی.
1. پرت و پلاهای مقدس: من و سیبل به هم اعتماد کردیم.(سیبل میفهمه میتونه رو گابریلا حساب کنه)
2. پرت و پلاهای مقدس: من و آلنیس تیم خوبی هستیم.(آلنیس میفهمه گابریلا به یه دردایی هم میخوره)
3. ناگفتههای فرزندان ریونکلاو: من و سالازار رابطه پدر دختری داریم.(سالازار میذاره گابریلا هرکار میخواد بکنه)
4. آبی مثلِ... ریونکلاو!: من و هلگا آشپز و دستیار آشپز خوبی میشیم.(هلگا میفهمه که گابریلا میتونه دستیار خوبی برای آشپزی باشه)
5. ریگولوس بلک: من و ریگولوس دوستای خوبی هستیم.(ریگولوس میفهمه گابریلا به چیزایی که بقیه اهمیت میدن، اهمیت نمیده)
6. خاطرات مرگخواران: ارباب دیگه میتونه نجینی رو بهم بسپاره.(لرد به گابریلا برای سپردن نجینی بهش ایمان میاره)
7. روزی در کوچه دیاگون: گابریلا تونست اربابِ دابی شد؟(دابی فهمید گابریلا مثل باقی ساحرهها نرمال نبود)
رفتم نهایت ارتباط عمیقی که میتونستم رو با 7 عضو فعال ایفای نقش برای گناه هفتم گرفتم.
گابریلا پرنتیس


شما هفتخان سالازار اسلیترین را با موفقیت و در زمان تعیینشده (تابستانی که گرمایش این سالها شاید کمتر از جهنم نباشد) به پایان رساندید و به همین دلیل عنوان **برگزیده جهنم** از سوی پادشاه جهنم، سالازار اسلیترین، به شما تعلق میگیرد.
این نشان، حکایت از گناهآلود بودن زندگی شما دارد؛ چیزی که شاید برای بسیاری منفی به نظر برسد، اما از نگاه ما معنای واقعی قدرت است. قدرتی که برای رسیدن به اهدافش هیچ مانعی را به رسمیت نمیشناسد و حتی از آنچه جامعه امروز جادوگری «گناه» مینامد نیز به نفع خود بهره میگیرد. ما بر خلاف نگاه رایج به گناهکاران، به شما به عنوان کسی مینگریم که توانسته هفتخان سالازار را پشت سر بگذارد و اکنون شایسته حضور در جهنم است.
به همین منظور، نشان برگزیدگان جهنم به افتخارات شما افزوده خواهد شد و به مدت سه ماه (تا پایان آبانماه) بر اکانتتان باقی خواهد ماند. باشد که گناهان بیشتری مرتکب شوید و از محدودیتهای اجتماعی که سد راه پیشرفتتان هستند بگریزید.

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
همهچیز را میفهمم… جز آنچه باید احساس شود.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1403/11/27
تولد نقش: 1403/11/30
آخرین ورود: یکشنبه 4 مرداد 1405 13:33
از: هر جا که بخوام!
پستها:
539

سلام بابایی. 
1. پرت و پلاهای مقدس: من و سیبل به هم اعتماد کردیم.
(سیبل میفهمه میتونه رو گابریلا حساب کنه)
2. پرت و پلاهای مقدس: من و آلنیس تیم خوبی هستیم.
(آلنیس میفهمه گابریلا به یه دردایی هم میخوره)
3. ناگفتههای فرزندان ریونکلاو: من و سالازار رابطه پدر دختری داریم.
(سالازار میذاره گابریلا هرکار میخواد بکنه)
4. آبی مثلِ... ریونکلاو!: من و هلگا آشپز و دستیار آشپز خوبی میشیم.
(هلگا میفهمه که گابریلا میتونه دستیار خوبی برای آشپزی باشه)
5. ریگولوس بلک: من و ریگولوس دوستای خوبی هستیم.
(ریگولوس میفهمه گابریلا به چیزایی که بقیه اهمیت میدن، اهمیت نمیده)
6. خاطرات مرگخواران: ارباب دیگه میتونه نجینی رو بهم بسپاره.
(لرد به گابریلا برای سپردن نجینی بهش ایمان میاره)
7. روزی در کوچه دیاگون: گابریلا تونست اربابِ دابی شد؟
(دابی فهمید گابریلا مثل باقی ساحرهها نرمال نبود)
رفتم نهایت ارتباط عمیقی که میتونستم رو با 7 عضو فعال ایفای نقش برای گناه هفتم گرفتم.

1. پرت و پلاهای مقدس: من و سیبل به هم اعتماد کردیم.
(سیبل میفهمه میتونه رو گابریلا حساب کنه)2. پرت و پلاهای مقدس: من و آلنیس تیم خوبی هستیم.
(آلنیس میفهمه گابریلا به یه دردایی هم میخوره)3. ناگفتههای فرزندان ریونکلاو: من و سالازار رابطه پدر دختری داریم.
(سالازار میذاره گابریلا هرکار میخواد بکنه)4. آبی مثلِ... ریونکلاو!: من و هلگا آشپز و دستیار آشپز خوبی میشیم.
(هلگا میفهمه که گابریلا میتونه دستیار خوبی برای آشپزی باشه)5. ریگولوس بلک: من و ریگولوس دوستای خوبی هستیم.
(ریگولوس میفهمه گابریلا به چیزایی که بقیه اهمیت میدن، اهمیت نمیده)6. خاطرات مرگخواران: ارباب دیگه میتونه نجینی رو بهم بسپاره.
(لرد به گابریلا برای سپردن نجینی بهش ایمان میاره)7. روزی در کوچه دیاگون: گابریلا تونست اربابِ دابی شد؟
(دابی فهمید گابریلا مثل باقی ساحرهها نرمال نبود)رفتم نهایت ارتباط عمیقی که میتونستم رو با 7 عضو فعال ایفای نقش برای گناه هفتم گرفتم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
🦅 Only Raven 🦅
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج