هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: فروشگاه لوازم جادويي ورانسكي
پیام زده شده در: ۱۵:۵۰:۲۴ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین

سپتیموس مالفوی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۲:۱۴ چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۰:۵۰:۵۰
از عمارت مالفوی ها
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 21
آفلاین
-به نظرتون خوشش اومد؟
-دیدی چجوری صحنه رو ترک کرد اینکاری که کرد یعنی واقعا خوشش اومده بود و اشک در چشمانش حلقه زده بود و نخواست که....

با پس سری ای که رز به او زد دهنش دیگه باز نشد.

لحظاتی بعد اتاق لرد

-خب مرگخواران من چه کردید؟
-خب راستش ارباب یه نقش پیدا کردیم.
-چی؟
-شوهر خاله پسردایی سیموس.
-
-خوشتون اومد ارباب مگه نه من می دونستم شما خوشتون میاد من...
-کوروشیو....

لرد نفس عمیقی کشید.

-وارد تاپیک که نکردینش؟
-ن...نه قربانتان گردم.
-برید دنبال یه شخصیتی که یه مثقال عقل تو کلش باشه....حالا هم از جلوی من گمشید تا همین بلا رو سر همتون نیاوردم.

مرگخواران سریع راه خودشون رو گرفتن و رفتن.

-میگم خیلی خوشش اومد مگه نه؟
-آره می بینی؟ از ذوقش هم اینکارو باهات کرد.
-مگه چکار کرد؟
-هیچی انگار ضربش زیادی شدید بوده.


ویرایش شده توسط سپتیموس مالفوی در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۲ ۲۰:۵۰:۱۰

?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: فروشگاه لوازم جادويي ورانسكي
پیام زده شده در: ۴:۱۴:۴۳ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸

هوريس اسلاگهورن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۲۳ جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۳:۵۸:۵۳ چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۹
از می عشق تو چنان مستم، که ندانم که نیست یا هستم
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 269
آفلاین
خلاصه: مرگخوارها وارد یک لپتاپ شدن و از سایتی به اسم جادوگران سر درآوردن. اون ها پس از پشت سر گذاشتن مراخل اول ورود به ایفای نقش، مشغول معرفی شخصیت هستن.

تصویر کوچک شده



- کمکی از دستم ساخته‌ست؟
- خانم تورو مرلین ببخشید ... تکرار نمی‌شه. تقصیر این رودولف بود! دیگه اجازه نمی‌دیم آواتار بذاره.
- آواتار؟ من که متوجه نمی‌شم ... فقط دیدم خیلی وقته توی این تاپیک معطلین. گفتم اگر نیاز به راهنمایی دارید در خدمتتون باشم. شخصیتتون رو انتخاب کردین؟
- چیزه ... راستش ... بله!
- خوب پس معطل چی هستید؟
- خوب راستش ... ما انتخاب کردیم. از توی لیست. چیزو ... شوهرخاله‌ی پسردایی سیموس فینیگان رو انتخاب کردیم! چون می‌خواستیم شخصیتی خاص و جدید داشته باشیم و محدودیت شخصیت‌های شناخته شده دست و پامونو نبنده. اما به جز این که یک بار سیموس گفته بود که برای سال نو براش کارت پستال فرستاده مشخصاتی در موردش ذکر نشده. شما هم که معرفی‌ها کوتاه رو تایید نمی‌کنید. حالا می‌گید ما چه کنیم؟
- خوب سعی کنید خودتون با خلاقیت خودتون براش شخصیت پردازی کنید.
- فهمیدم! شخصیت ما هویج دوست داره.
- نه ... خوب خیلی‌ها هویج دوست دارن! یک مقدار خاص‌تر ...
- فهمیدم! شخصیت ما خیلی خیلی هویج دوست داره. شما چند نفرو می‌شناسی که عاشق هویج باشن؟
- باشه این خوبه. اما یک مقدار در مورد شخصیتش ... یعنی طرز فکرش و عقایدش ...
- همیشه به هویجش فکر می‌کنه. عقیده داره هیچی از هویج خوشمزه‌تر نیست.
- خیلی دقیق و گویا بود. ولی من منظورم اینه که اخلاق و رفتار و ...
- خوب وقتایی که هویج می‌خوره خوشحاله. اگر کسی هویجش رو ازش بگیره عصبانی می‌شه. بعضی وقت‌ها که مدتیه هویج نخورده هم افسرده و بی‌حوصله می‌شه.
- عالیه! اما یکمی هم در مورد هویت و گذشته‌ی شخصیتتون ...
- در خانواده‌ای دوستدار هویج چشم به جهان گشود. مادرش او را با سوپ هویج بزرگ کرد و پدرش با کشت هویج کسب روزی می‌کرد.
- ... دیگه واقعا کم و کسری ندارید. اگر یکمی ظاهرش رو هم توصیف کنید ...
- همیشه با هویجی در دست دیده می‌شود. یک پیکسل هویج به کیفش چسبانده و تی‌شرتی با عکس هویج هم دارد که خیلی دوستش دارد.
- بی نقص! فقط به این هم فکر کردین که توی سوژه‌های طنز چطور از شخصیت پردازیتون استفاده کنید؟
- می‌تونه در مبارزه با لرد سیاه، دندوناشو از دست بده و از اون به بعد آب هویج بخوره.
- این یکی ایده رو گوش کنید! یه دیالوگ طنز شاهکار! ازش بپرسن هویجو چجوری می‌خوری؟ جواب بده با دندان!
- من یک ایده بکر دارم که شخصیت‌پردازیمونو عمیق تر هم بکنه ... می‌تونیم یک حیوون خونگی داشته باشیم که اسمش هویجه و همیشه و همه جا توی سوژه‌ها همراهمونه. !

مسئول راهنمای تازه واردان به آرامی از صحنه دور شد و مرگخوارها را تنها گذاشت تا به ایده پردازی‌های بکر و خلاقانه‌شان ادامه دهند.


ز خاک من اگر گندم برآید،
از آن گر نان پزی مستی فزاید! تصویر کوچک شده


پاسخ به: فروشگاه لوازم جادويي ورانسكي
پیام زده شده در: ۳:۳۸:۱۸ دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۸

هوريس اسلاگهورن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۲۳ جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۳:۵۸:۵۳ چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۹
از می عشق تو چنان مستم، که ندانم که نیست یا هستم
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 269
آفلاین
- چطوره بریم کله زخمی بشیم؟

- بعد میریم فعالیت محدود به تاپیک کی کی کجا میکنیم که کله زخمی رو ارزشی جلوه بدیم!

- بعد میتونیم پست بیناموسی بزنیم که بلاک بشیم و ارباب پیروز بشن!

بلاتریکس فورا مرگخوار گوینده‌ی این دیالوگ را به آرزوی بلاک شدن رساند.

- کله زخمی فقط روی خودش تاثیر داره! یه شناسه بگیرین که بتونیم رو همه محفلی ها اعمال قدرت کنیم.

- آفرین دوسیب مامان! کی موثر تر از مادر خانواده؟ مالی ویزلی بشیم. بعد غذاهای ناسازگار درست کنیم برای کل محفلیا. مثلا برنج رو با کباب کوبیده و گوجه فرنگی و دوغ و پیاز کنار هم بذاریم سر سفره!

- یا دوغ با گوشفیل!

رز ویزلی یک تودهنی به مرگخوار گوینده دیالوگ آخر زد.

- نظرتون در مورد شخصیت ساختگی چیه؟ مثلا حاصل ازدواج پنهانی رودولف با جینی وِیزلی. این طوری میتونیم جاسوس دو جانبه بشیم و توی هر دو جبهه عضو بشیم.

- گفتی ازدواج پنهانی کیا عزیزم؟

- مثال زدم. فرضی. ساختگی.

ظاهرا رشته انتخاب شخصیت، سر دراز داشت.


ز خاک من اگر گندم برآید،
از آن گر نان پزی مستی فزاید! تصویر کوچک شده


پاسخ به: فروشگاه لوازم جادويي ورانسكي
پیام زده شده در: ۱۲:۲۱:۰۴ چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

ربکا لاک‌وود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۷ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۷:۱۰:۱۶
از غار زیر سایه ارباب!
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
مرگخوار
کاربران عضو
ناظر انجمن
پیام: 202
آفلاین
-ربکا ربکا!
-ساکت باش بکا! اون گوشه وایستا، تکون نخور و نفسم کم بکش.
-چشم.

ربکا از اینکه نتوانست پیشنهادش را به کرسی بنشاند، نا امید شد و رفت تا گوشه ای بایستد. اما لحظه ای، فکر خیلی خوبی (به نظر خودش)، به ذهنش رسید.
-ار...ار...
-حرفتو بزن.
-باشه. بیایین یه شخصیت غیر معروف برداریم!
-
-چشم.

و دوباره، مرگخواران به لیست شخصیت ها نگاه کردند...


فقط لرد سیاه
ارباب؟ میشه جیغ بزنم؟
♡Only Raven♡


پاسخ به: فروشگاه لوازم جادويي ورانسكي
پیام زده شده در: ۲۲:۳۱:۰۱ یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۲۸:۵۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5768
آفلاین
-سوپرمن!

پیشنهاد از رودولف بود. ولی نصف مرگخواران نمی دانستند سوپرمن کیست و نصف دیگر، بتمن را ترجیح می دادند.

-ما ساحره ها با بخش "من" مخالفیم. عوض کنین.
-چه قدرت هایی داشته باشه؟
-بگیم نامیراست و هر کیو فوت کنه نابود می شه. توانایی نامرئی شدن و زنده کردن مرده ها رو هم داره و کلا شکست ناپذیره. عالی نیست؟

در این بین، بینز عینک ته استکانی اش را به چشم زده، و سرگرم مطالعه صفحه ای بود.
-همینجوری سرسری که نیست. باید از لیست شخصیت ها انتخاب کنیم. اینجوری ردمون می کنن! ببینین...خیلیا رو رد کردن. باید از لیست انتخاب کنیم. ایول...منم تو لیستم. ولی شخصیتم گرفته شده. عجب مشنگی شخصیتمو گرفته ها...

توجه مرگخواران به صفحه لیست شخصیت ها جلب شد.

-از ریون انتخاب کنین!

مگس کشی بر فرق سر لینی فرود آمده و او را موقتا ساکت کرد.

مرگخواران با اشتیاق به شخصیت های گرفته شده و گرفته نشده خیره شدند. برای آن ها اهمیتی نداشت که شخصیت گرفته شده یا نه. آن ها هر شخصیتی را که دوست داشتند انتخاب می کردند!


glsenaneesrioraebeckmintgidib


پاسخ به: فروشگاه لوازم جادويي ورانسكي
پیام زده شده در: ۱۴:۴۵ سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸

هافلپاف

آنابل انتویسل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۷ پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۲۱:۴۸:۳۰ چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۸
از باغچه
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 15
آفلاین
-پیام شخصی؟ من می ترسم.

مرگخواران بلافاضله روی پیام شخصی کلیک کردند.
نقل قول:
لرد ولدمورت نوشته:
مادر سیریوسان! شناسه ما را می دزدید؟


مرگخواران با عجله جواب پیام شخصی را دادند.
نقل قول:
مرگ خواران نوشته اند:
ارباب! غلط کردیم ارباب!


حالا مرگخواران باید به این فکر می کردند که چه شناسه ای را انتخاب کنند.


Flowers


پاسخ به: فروشگاه لوازم جادويي ورانسكي
پیام زده شده در: ۲۱:۰۰ پنجشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸

ریونکلاو

آبرفورث دامبلدور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۹ یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۲۱:۰۰:۲۱ چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
ریونکلاو
پیام: 37
آفلاین
-خب حالا بايد توي كدوم تاپيك بريم؟
-فكر كنم تاپيك شخصيت خود را معرفي كنيد باشه.
-خب حالا رفتم بزار بنويسم.راستي چه شخصيتي بزاريم؟
-من ميگم لردو بزاريم
-آره تا يادش گرامي بماند
-خب بزاريم بنويسم
نام:ارباب
نام خانوادگي:سياه
-خب حالا بزن تا بشين لرد سياه
-خب حالا بايد صبر كنيم
و مرگخواران نشستند تا بعد از سه دقيقه صفحه را رفرش كنند.



پاسخ به: فروشگاه لوازم جادويي ورانسكي
پیام زده شده در: ۱۱:۵۰ پنجشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸

مرگخواران

ابیگل نیکولا


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۱ جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۹:۲۳ پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸
از همین طرفا!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
مرگخوار
پیام: 40
آفلاین
خلاصه: رودولف بسته‌ای رو که معلوم نیس توش چیه، گذاشته جلوی درِ اتاقِ نجینی و نجینی هم اونو برداشته.
مرگخوارا در اتاق رو می شکنن و وارد اتاق می شن و یه لپ تاپ پیدا می کنن که نجینی هم توشه! مرگخوارا با لپ تاپ وارد سایت جادوگران میشن و فعلا تونستن تو کارگاه نمایشنامه نویسی تایید شن، حالام رفتن سراغ گروهبندی.
.................................


- چقدر بی مسئولیتن اینا! یک دیقه و سی و دو ثانیه و پنج دهم ثانیه اس هنوز جوابمونو ندادن!
- تام بسه! صحفه رو رفرش کن ببین تو کدوم گروه افتادیم!
- رفرش واسه چی معلومه دیگه افتادیم گریف!
- نچ! افتادیم ریون!
- نخیرم افتادیم هافل!
- گریف و ریون و هافل واسه چی!؟ صد در صد اسلی!
- رفرش کن اون صحفه رو!

رابستن صحفه رو رفرش کرد و به سراغ ویرایش زیر پست رفت.

نقل قول:
سلام بر مادر سیریوس جوان، من اینطوری نمی تونم گروهبندیت کنم، یا دوتا از گروهارو الویتت قرار بده یا فعلا بی گروه وارد ایفای نقش شو.


- خب بی گروه وارد ایفاشیم از همه چی بهتره! بریم شخصیت انتخاب کنیم!


BOOM!