-ما دو روز نبودیم اینجارا فساد و خیانت فرا گرفت؟
هرکس مسئول است خودش با پای خودش ، بیاید خودش را معرفی کند تا با زبان خوش میگیم.
-
-
-
مامان مروپ و باقی مرگخواران همچنان با بی توجهی به کار های خود ادامه میدادند.
-نواده ی ما به یاران ما بپیوند!
-پدرِ پدر جدمان اینها آخرین بار که یادمان است یاران ما بودند ها! جر زنی نکنید بروید برای خودتان یار پیدا کنید.
-روی حرف من حرف میزنی؟ دوره ی ما اینجوری نبود که بچه روی حرف بزرگ تر نمیتونست حرف بزنه.
-بزرگیتان سرجایش است ولی ما یارانمان را میخواهیم.
سالازار از اینکه مدام لرد پایش را در یک کفش کرده خشمگین و غضبناک شد هرچند هرقدر هم قدرتمند و خشمگین باشی وقتی جلوی چشمت ببینی نواده ات اخلاقش حتی ذره ای به خودت رفته ته دلت خالی میشود و حاضر به کمی کوتاه آمدن میشوی.
-حقا که توهم عین خودم یک دنده ای. حالا که کار به اینجا کشید تو رو به یک رقابت دعوت میکنم. برنده ی هر دور یک یار به طرف خودش میتونه ببره. فی الواقع یار کشی میکنیم.
-یاران خودمان را در خانه خودمان یار کشی کنیم؟ آخ...سکته از بغل هورکراسمان رد شد. دامبلدور بی ریش و سبیل شده همچین بلایی را سرمان نیاورده بود که جد خودمان سرمان آورد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

S.O.S




دانش چی شد؟




