-ارباب من میتونم توضیح بدم!
در نگاه لرد حتی نیاز به توضیح دادن هم دیده نمیشد!
-سرورم!

-ما رو در حال میوه خوردن میکشی؟ روی آشپزخانه خونه ما میوه میکشی؟ یخچال خونه ما رو میخوری؟

در نگاه لرد اینبار خیلی چیزها دیده میشد.
-چندبار بکشیمت که هم ما رو خوش بیاد و هم مرگخوارانمون رو؟
-جواب لگن ترک خورده من رو هم ازش بگیرین ارباب!

مادام ماکسیم هم حتی حق داشت.
در این بین پلاکس، مرگخواری بود فرصت طلب و خودشیرین.
-ارباب ایوا هممون رو بازی داد. اصلا میدونین چیه؟ شما زحمت نکشید...

و به سمت قلممو-ایوا جهید، آن را در دست گرفت و...
تق!
شکست!
لرد سیاه خواهان ابرچوبدستی بودند و قوانین واضح! صاحب قبلی باید به دست صاحب بعدی کشته میشد.
همه نگاه ها روی پلاکس خشک شد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج










