جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

پست‌خانه‌ی هاگزمید

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: پست‌خانه‌ی هاگزمید
ارسال شده در: یکشنبه 6 آبان 1403 16:41
نمایش جزئیات
آفلاین
به مناسب تولد دوریا بلک



به نام میراث جادوی اصیل و غرور جاودانه‌ی اسلیترین،

دوریا، فرزند حقیقی خاندان بلک،

در این روز، تولدت را با افتخار و احترامی بی‌پایان تبریک می‌گویم. چیزی که در تو می‌بینم، فراتر از استعداد یا هوش عادی است؛ این همان حس بی‌نظیر مسئولیت‌پذیری است که در هر جنبه از کارهایت به چشم می‌خورد. در هر وظیفه‌ای که به عهده می‌گیری، تعهدی ویژه، عمیق و با افتخار نمایان می‌سازی. در این دنیای مدرن جادوگران که بسیار از اصالت فاصله گرفته است، این ارزش‌های حقیقی رو به فراموشی گذاشته شده‌اند. کمتر کسی می‌تواند همچون تو عمیقاً متعهد و به وظایف خود وفادار باشد.

امروز، در عین تبریک و قدردانی، نمی‌خواهم با این تحسین و تعریف‌ها تو را درگیر فشار همیشگی برای کمال‌گرایی کنم. بارها دیده‌ام که مسئولیت‌پذیری بالا می‌تواند به سنگینی کشیده شود، و نمی‌خواهم این فشار بر شانه‌هایت بماند. به یاد داشته باش که نیازی نیست همیشه کامل باشی. همین که خودت باشی و به همان قاعده‌ی طبیعی که در وجودت است عمل کنی، همان اصالت و توانایی را می‌نمایی که از آن توست.

اینک که به روز تولدت رسیده‌ای، می‌خواهم لحظه‌ای فقط برای خودت باشی و به آرامی گام برداری. وقتی به وظایف برمی‌گردی، بدان که تلاشت همواره ستودنی‌ست و نیازی نیست که همیشه از خودت بیشترین انتظار را داشته باشی. بگذار آنچه در درونت جوشان و حقیقی است، به طور طبیعی به ثمر برسد و دیگران خودشان ببیند که چه تلاشی در پس آن نهفته است.

همانطور که خودت به خوبی می‌دانی، بزرگی و غرور یک جادوگر اصیل نه فقط در قدرت و مهارت او، بلکه در خلوص نیاتش نمایان است. پس برای تو که از نسلی برگزیده‌ای و از استعدادهایی والا بهره‌مندی، این را می‌گویم: مسیر خود را ادامه بده اما بگذار آزادی و راحتی همواره همراهت باشد. اجازه بده به هر وظیفه و چالش، به طبیعی‌ترین و راحت‌ترین شکل ممکن پاسخ بدهی.

تولدت را با تمام احترام و ستایشی که برای تو قائلم تبریک می‌گویم. امروز را به شادی بگذران، و بدان که قدرت حقیقی درونت از آنِ خودت است، نه چیزی که دیگران از تو انتظار دارند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه‌چیز را می‌فهمم… جز آنچه باید احساس شود.
پاسخ به: پست‌خانه‌ی هاگزمید
ارسال شده در: یکشنبه 25 شهریور 1403 17:48
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام هافلپاف!

نمی‌شه گفت که من فقط عضو توام‌، چون چیزی بیشتر از این حرف‌هاست. روزی که من برای اولین‌بار وارد تو شدم، همه‌چیز خیلی برام مبهم بود. سدریک کمکم کرد تا باهات آشنا بشم. وقتی یه کم گذشت، نیوت بهم کمک کرد تا به خودم باور داشته باشم. بعدا که نیوت رفت و به جاش جعفر وارد شد، جعفر توی همه‌ی کارام هوامو داشت و منم سعی می‌کردم کمکش کنم. الانم که دیگه نه جعفر هست و نه نیوت، روندا جای خالی اونو برام پر کرد. نیکلاس، زاخاریاس، تام و رزالین منو خوشحال می‌کنن و بهم دلگرمی می‌دن.

هافلپاف! فقط دنبال فرصتی‌ام تا همه‌ی لحظات خوبی که باهات داشتم رو جبران کنم. ما هافلپافی‌ها فقط همگروهی نیستیم، ما یه خانواده‌ایم. تام پدر این خانواده‌ی قشنگه، ما هم همه بچه‌های اونیم. تو هم سقفی هستی که اعضای این خانواده‌ی سختکوش زیرش زندگی می‌کنن.

اگرچه شاید به نظر نیاد، اما من عاشق این خانواده‌م. حاضرم هرکاری بکنم تا اینو بهت ثابت کنم.

فلیسیتی فلور ایستچرچ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در پایان روز می‌فهمیم که خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کردیم در توان داریم تحمل کرده‌ایم.
-فریدا کالو-
پاسخ به: پست‌خانه‌ی هاگزمید
ارسال شده در: یکشنبه 25 شهریور 1403 16:53
نمایش جزئیات
آفلاین
هافلپاف! گروه معجزه‌ها. همیشه سبک مدیریتی خانوم هلگا رو تحسین میکردم. مبتنی بر عشق و صداقت. گروهی که برای تمامی جادوگران دنیا جا داره ولی فقط محدود هافلپافی‌هایی که هستن که میتونن عضو خوابگاه های دیگه بشن. شاید همین سیاست‌های خانوم هلگا بود که همچین محیطی رو ساخت. محیطی که من لقب گروه معجزه ها رو بهش دادم.

چون میدونین... هیچ کس از یه گورکن توقع نداره که به یه شیر حمله کنه یا اینکه با یه کلاغ توی هوا پرواز کنه. با اینحال بچه های هافلپاف بارها و بارها اینو ثابت کردن میتونن هر کاری بکنن. حتی رنگ ها مختص به این گروه هم طبیعت رو دچار تناقض میکنه. زرد، به رنگ خورشید و سیاه مثل تاریک ترینِ قلب ها. این گروه میتونه میزبان یه قهرمان یا پلید ترین مخلوق بشریت باشه و صد البته که در اکثر مواقع فضای دوستانه‌ی این خوابگاه باعث رعوف شدن خبیث ترین شیاطین میشه پس مشکل خاصی با چند تا بچه نداره:)

اینجا جاییه که دوتا هم گروهی ممکنه تا مرز کشتن همدیگه پیش برن ولی سر امتحان روز بعد بهمدیگه تقلب برسونن. اینجا کسی فاز اعمال خشونت نداره ولی اگه بخوای نقش محاجم رو بازی کنی باید بگم که جای اشتباهی اومدی. هر هافلپافی یه سوپرایزه.

من عضو هافلپاف نیستم چون یه هافلپافی بدنیا اومدم. من اینجام چون هافلپاف رو به عنوان خونه دومم انتخاب کردم.



با تشکر، زاخاریاس اسمیت
ملقب به زاخار اصلی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زیبا ترین لبخند ها بزرگ ترین درد ها رو پنهان میکنن .
✦ هنر نویسندگی ✦ (آموزشی)
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: پست‌خانه‌ی هاگزمید
ارسال شده در: یکشنبه 25 شهریور 1403 00:51
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به گروه هافلپاف!

سو شاهده من چقد عاشق رنگ زردم و اگه علاقه وافرم به گروهی که منو ساخت نبود، هزاران بار تغییر گروه داده بودم تا بتونم بعنوان یه هافلپافی از حضور تو تالار زرد رنگ و گرم و صمیمانه‌‌ت لذت ببرم. البته که آوازه‌ی خوبت هم مزید بر علته، وگرنه فقط یک رنگ کافی نیست نه؟

به نظر من تو گروهی هستی که بیشترین شباهت رو به گروه کتاب داری. مشخصا منظورم نکات مثبتته. تو گروهی هستی که در بیشتر مواقع با کمبود عضو مواجهی اما همیشه درست مثل چیزی که تو کتاب ازت انتظار می‌رفت، اعضای سختکوشی داشتی و داری که از هیچ تلاشی برای فعالیت و بالا کشوندن گروهشون تو سایت فروگذار نیستن. چه هاگوارتزهایی که جمعیت گروهای دیگه سر به فلک می‌کشید، ولی این تو بودی که فقط با پشتکار اعضات رقیبی جدی برای قهرمانی بودی.

تازه... سدریکتم همونقد محشره که تو کتاب بود!

خیلی خوش‌حالم که رولینگ خلقت کرد و ازون خوش‌حال‌ترم که اینقد به جادوگران اعضای خوب و فعالی تقدیم کردی. از اعضای قدیمی خوبت مثل رز ویزلی و رودولف لسترنج گرفته تا اعضای فعال فعلیت، سایت به همه‌تون مدیونه.

لطفا همیشه باش و همیشه همین‌قدر بدرخش. جادوگران به هر چهار گروهش به یک اندازه نیاز داره و خوش‌حالم که اعضای کوشای گروهت نذاشتن حتی ذره‌ای از درخشش اسمت کاسته بشه.

هافلپاف و تمام هافلپافیای عزیز، روزتون حسابی مبارک باشه.

پ.ن: خبر داری تو دومین دوری که دارم بازی هاگوارتز لگاسی رو می‌رم، هافلپافی هستم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
🦅 Only Raven 🦅
بزرگ شدم!
پاسخ به: پست‌خانه‌ی هاگزمید
ارسال شده در: یکشنبه 25 شهریور 1403 00:04
نمایش جزئیات
آفلاین
درود بر هلگا

سلام هافلپاف عزیزم.

این نامه رو از صمیم قلب مینویسم برای تک تک اعضای خوبت، اسطوره هایی که توی گنجه یادبود ها تا ابد موندگار شدن، صدای خنده ی بچه ها کنار شومینه ی تالار عمومی، بازیگوشی هایی که توی زنگ تفریح میشه، صدای تولدت مبارک هایی که حتی صداش توی مجلس سنا هم طنین انداز میشه، دادگاه خودمونی ای که باهم سر و تهش رو هم میاریم، خلاقیت هایی که توی زنگ انشاء میدرخشن، گورکن هایی که توی باشگاه اصیل زاده ها هم لونه حفر کردن، و برای تک تک اون لحظات و خاطرات مکان هایی که زیباییشون وصف ناشدنیه.

روزی رو به یاد دارم که برای آشنا شدن با این بچه های خون گرم چقدر استرس داشتم. از ته قلب امیدوار بودم همه منو عضوی از خودشون بدونن نه یک غریبه. اما انگار واقعا این آرزوم چیزی بود که از قبل اینجا وجود داشت. از همون بدو ورود هر کدوم از بچه ها به نوع خودشون لطف شون رو نشون دادن و یک گوشه ای از کار رو گرفتن و باهم تونستیم برای یک هدف مشترک که پیشرفت و رونق هافلپاف بود تلاش کنیم. با اینکه هنوز اول راهیم ولی این شوق و همبستگی ای که من دیدم باعث شد امیدوار تر بشم. میدونم هنوز خیلیا بهترین خودشون رو کشف نکردن. وقتی که کشفش کنن و روش حسابی تلاش کنن اون وقت از اینی که من دیدم هم قطعا بیشتر خواهند درخشید.
نیکلاس، جعفر(مرگ)، زاخاریاس، روندا، رزالین، پاتریشیا(فلیسیتی)، گابریل از همتون ممنونم که انقدر قشنگ هوای هم دیگرو دارید. ممنون ازتون که انقدر قلب مهربونی دارید. ممنون از هلگا که منو توی تالار زیباش پذیرفت.
روزت مبارک هلگا، روزت مبارک هافلپاف. روز همتون مبارک.

دوستدار شما تام ریدل(پدر)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
S.O.S

پاسخ به: پست‌خانه‌ی هاگزمید
ارسال شده در: یکشنبه 25 شهریور 1403 00:00
نمایش جزئیات
آفلاین
از طرف مامانی به مامان دیگه! (به مناسبت روز هافلپاف.)


سلام هلگا عزیز.

این نامه رو از طرف یه مامان دریافت می‌کنی که درسته تفکرات و گروه متفاوتی داره ولی از ته قلبش تو رو درک می‌کنه. به نظر مامان یه مادر مسئولیت‌های مختلفی داره یعنی علاوه بر اینکه برای رشد فرزندانش تلاش می‌کنه باید جنبه‌های مختلف اخلاقی‌ای هم داشته باشه که الگوی مناسبی براشون بشه. یکی از این جنبه‌های اخلاقی که هر مادری باید داشته باشه تبعیض نذاشتن بین فرزندانشه؛ اینکه همشونو به یه اندازه دوست داشته باشه و این علاقه رو به یه اندازه بهشون نشون بده.

حالا شاید بپرسی مامان چرا نامه‌شو با این مقدمه شروع کرده؟ باید بگم همه چیز از همین‌جا شروع می‌شه. به نظر مامان تو یه مادر واقعی هستی؛ مادری که درک می‌کنه دانش آموزایی که مثل فرزندانش دوستشون داره آدمای متفاوتین و به طبع، ویژگی و توانایی‌های متفاوتی هم دارن پس تو اونارو قضاوت نکردی که کدوم تواناییشون از اون یکی بهتره. تو اونارو جداسازی نکردی چون فلان ویژگی رو ندارن بلکه هرکسی رو که دوست داشت توی هاگوارتز باشه رو پذیرفتی... با تموم وجود پذیرفتی. خیلیا سر همین بهت تهمت زدن که تو خنگارو دور خودت جمع می‌کنی ولی تاریخ نشون داد که تو افراد بزرگ رو کنار خودت جمع می‌کنی و پرورش می‌دی.

گاهی پیش خودم تصور می‌کنم که اگر مثل بقیه ویژگی خاصی رو برای گروهت در نظر می‌گرفتی چقدر دانش آموز خوب از بودن توی هاگوارتز محروم می‌شدن و هیچ وقت فرصتی برای شکوفا کردن استعداد‌اشون پیدا نمی‌کردن... ولی قلب مامانا خیلی بزرگه نه؟ اونا دلشون نمیاد آرزوی‌های بچه‌هاشونو ازشون بگیرن و ازشون انسان‌های سرخورده بسازن و این تفاوت تصیمات یه مادر با افراد دیگه‌س... و این تفاوت قلب مهربون تو با بقیه‌س.

گفتم آدمای بزرگی رو کنار خودت جمع کردی و پرورش دادی. این یه حقیقت واضح و بدون اغراقه. سالهاست این آدمارو دیدم و می‌شناسم. اعضایی که سالها برای تو زحمت کشیدن و نشون دادن که تو رو با تموم قلبشون دوست دارن. نشون دادن که هافلپافی‌ها هیچ وقت ضعیف نبودن و نیستن. اونا می‌تونن مدیر باشن، می‌تونن ناظر باشن... می‌تونن هر چی که دوست داشته باشن باشن چون اراده خیلی محکمی دارن. چون توانایی اینو دارن که برای خواسته‌هاشون سالها و سالها تلاش کنن و با سخت‌کوشی بدستش بیارن.

مامان، رودولف مامانو به یاد داره که با اینکه قمه‌کش بود ولی همیشه بهترینارو برای هافلپاف می‌خواست. سدریک خوابالو مامانو می‌شناسه که برای کمک به هافل از بهترین لذت دنیاش یعنی خواب می‌گذشت و با تموم وجودش برای گروهش زحمت می‌کشید. نیکلاس که همیشه هافلپافو طور دیگه‌ای دوست داشته و روش تعصب داشته و از تو چه پنهون یه عکسم ازت همیشه توی امضاش نگه می‌داره! مرگ که بخاطر هافل حاضره از خیلی از چیزایی که براش تلاش کرده بگذره. حتی همین شوهر گور به گور شده مامان که می‌دونم چقدر براش سخت بوده از گروهی که توش متولد شده بگذره ولی برای تو اینکارو کرده و چقدر الان با تموم قلبش برای هافلپاف تلاش می‌کنه و دوستش داره. از اعضای جدیدتر هم روندا دوست داشتنی رو دیدم که مهربونی و قلب بزرگش درست به خودت رفته. زاخاریاس و رزالین و فیلیسیتی هم دیدم که شاید یه موقع‌هایی سرشون شلوغ بوده ولی همیشه برای هافل تلاش کردن و پرچم گورکن بامزه‌ت رو بالا نگه داشتن و در نهایت خیلی اعضای دیگه در طول تاریخ که حتی اگر توی جادوگران نباشن یا الان ساکن سایر گروه‌ها باشن همیشه فعالیت‌شون به عنوان یه هافلپافی رو جزو بهترین و لذت بخش ترین دوره‌های زندگی‌شون دونستن و برای این گروه سالها و سالها تاریخ‌سازی کردن.

مامان باور داره که همه اینا از همون قلب بزرگ و حس مادریت نسبت به دانش آموزات شروع شد پس این حس مادرانه رو تحسین می‌کنه و برای اعضای تلاشگرت آرزوی بهترینارو داره. امیدوارم هافلپاف همیشه در اوج بمونه و اعضای دوست داشتنی‌شو از جادوگران دریغ نکنه.

با نهایت احترام.
مامان.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: پست‌خانه‌ی هاگزمید
ارسال شده در: شنبه 24 شهریور 1403 20:16
نمایش جزئیات
آفلاین
به مناسبت روز هافلپاف
بانو هلگا هافلپاف عزیز.
بدون هیچ نوع تملق یا اغراقی، می گویم شما فهمیده ترین بنیانگذار هاگوارتز بودید. آه، نه، من نمی خواهم هوش روونا ریونکلا، تدبیر سالازار اسلیترین و یا دلاوری گودریک گریفیندور را نادیده بگیرم. من نمی خواهم شایستگی های دیگران را نادیده بگیرم، اما دلایلی به روشنی و عیانی آفتاب به من می گویند که شما چیزی را دیدید که از چشم سایر بنیانگذاران، حتی روونا با آن هوش سرشار نهان بود.

بانوی هوشمندمان، می گفت هوش و ذکاوت اصل کار است."هوش و دانش بی کران، بود آدمی را گنج بیکران." نمی گویم این طرز فکرش کاملا نادرست بوده. هر چه باشد، بخشی از وجود خود من هم از تبار عقابهاست، اما آیا واقعا "هوش" می تواند همه چیز را تضمین کند؟ و آیا این خصلت خارج از اختیار، تنها ویژگی و استعدادیست که یک نفر می تواند داشته باشد؟

آن شمشیرزن غیور، شجاعت و دلاوری را می پرستید."شجاعت و دلیری، مهم فقط همین است." خب، قطعا شجاعت یکی از برترین خصلت های انسان است، ولی آیبا می توان گفت"انسان ها یا شجاعند، یا باهوش یا به درد نخور؟"

مارزبان سبزپوش، به بلندپروازی احترام می گذاشت."ولی اسلیترین قدرت طلب بود. از این رو طالبین جاه بستود." او هم مانند آن دو دوست دیگرش، فکر می کرد به سادگی می توان استعدادهای انسان ها را به چند گروه تقسیم کرد.

اما شما، مادر. شما می دانستید در وجود هرکس، استعدادی به ودیعه گذاشته شده که شاید در نگاه اول به چشم نیاید. شما ارزش گنجینه ای را درک کردید که دیگران از آن غافل مانده بودند"مهربانی." شما خیلی خوب می دانستید که مهربانی زینت قلب و روح انسان است. محبت چیزیست که ما را انسان می کند.
از شما ممنونم مادر!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اگر تمام جهان نیز تو را گناهکار بدانند، تا زمانی که وجدان خودت تأییدت کند، تو بدون دوست نمی مانی.
جین ایر
پاسخ به: پست‌خانه‌ی هاگزمید
ارسال شده در: شنبه 24 شهریور 1403 16:36
نمایش جزئیات
آفلاین
به مناسبت روز گروه هافلپاف




هلگای عزیزم،

همیشه می‌دانستی که چه احترامی برایت قائل بوده‌ام، اما در عین حال همیشه هم از انتخاب‌هایی که کردی ناامید شدم. تو می‌توانستی در کنار من باشی؛ ما دو نفر می‌توانستیم در کنار هم به عنوان جادوگرانی بی‌نظیر تاریخ را رقم بزنیم. پتانسیل درون تو برای دستیابی به عظمت بی‌نهایت بود، اما به نظرم تو آن را برای چیزی که من آن را ضعف می‌دانم، یعنی مهربانی و لطف، قربانی کردی.

من هیچ‌وقت نمی‌فهمم چرا این صفات برایت این‌قدر مهم بودند. می‌دانی که من همیشه به قدرت و جاه‌طلبی اعتقاد داشته‌ام. این‌که کسی بتواند از استعدادها و قدرتش به بهترین نحو استفاده کند، او را از بقیه متمایز می‌کند. اما تو؟ تو تصمیم گرفتی که در اولویت‌هایت محبت را بالاتر از همه چیز قرار دهی. این تصمیم برای من همیشه گیج‌کننده بود. تو می‌توانستی در کنار من یکی از بزرگ‌ترین جادوگران تاریخ باشی، اما این راه را رها کردی تا برای صفاتی ضعیف‌تر تلاش کنی.

اما باید اعتراف کنم که علی‌رغم اختلافاتمان، من همیشه به تو احترام گذاشته‌ام، و جادوگرانی که از گروهت بیرون آمده‌اند، شایسته این احترام بوده‌اند. حتی اگر ماگل‌ها را به جمع خودت راه دادی، باز هم توانستی از بین آن‌ها کسانی را تربیت کنی که همیشه برای من جالب و محترم بوده‌اند. در طول تاریخ جادوگران، هافلپاف اعضایی را پرورش داده که با تمام ضعف‌هایی که به نظرم انتخاب‌هایشان به همراه داشت، توانسته‌اند درخششی خاص از خود نشان دهند.

یکی از چیزهایی که همیشه درباره گروهت برایم جذاب بوده، این است که اعضای هافلپاف همیشه خاص بوده‌اند. شاید ما، اسلیترینی‌ها و گریفیندوری‌ها، در بین طرفداران هری پاتر محبوب‌تر باشیم، اما کسانی که گروه هافلپاف را انتخاب می‌کنند، همیشه برای من نشانه‌ای از ویژگی‌های خاص داشته‌اند. این افراد اغلب برخلاف جریان حرکت می‌کنند و انتخابی می‌کنند که دیگران شاید نادیده بگیرند. این انتخاب آن‌ها را متمایز می‌کند.

درست است که من به غرور و قدرت شخصی اهمیت می‌دهم و همیشه سعی کرده‌ام اعضای گروه اسلیترین را به سمت جاه‌طلبی و دستیابی به قدرت هدایت کنم، اما نمی‌توانم انکار کنم که اعضای هافلپاف چیزی دارند که شاید دیگران فاقد آن باشند. شاید تو همان چیزی را در آن‌ها دیده‌ای که من نتوانستم ببینم. شاید این ایمان به نیکوکاری و کار گروهی باعث شده که این افراد به جایگاه خاصی دست یابند. چیزی که باید بپذیرم این است که اعضای گروه تو همیشه در آرامش و ثبات قدم داشته‌اند که شاید در نگاه اول ضعیف به نظر برسد، اما در نهایت باعث پایداری آن‌ها شده است.

اعضای گروه هافلپاف همیشه برای من جالب بوده‌اند، چرا که در دنیایی که اکثریت به دنبال جلب توجه و قدرت هستند، آن‌ها راهی متفاوت انتخاب می‌کنند. آن‌ها در سکوت و با تمرکز بر روی ویژگی‌هایی که شاید دیگران ضعیف بدانند، به عظمت دست یافته‌اند. و این شاید همان چیزی است که باعث می‌شود من حتی علی‌رغم اختلافاتمان، احترام خاصی به گروه تو داشته باشم.

افرادی که هافلپاف را انتخاب می‌کنند، در واقع در برابر جریان عمومی ایستادگی می‌کنند. وقتی همه به سمت گروه‌هایی که بیشتر با قدرت، شهرت، یا شجاعت شناخته می‌شوند می‌روند، آن‌ها مسیری متفاوت انتخاب می‌کنند. و این انتخابی است که نیاز به شجاعتی دارد که بسیاری آن را درک نمی‌کنند. شاید این همان چیزی است که هافلپافی‌ها را این‌قدر خاص می‌کند: آن‌ها همیشه به دنبال درخشش بیرونی نیستند، بلکه به نوعی آرامش و سکون درونی پایبندند که باعث می‌شود در زمان مناسب بدرخشند.

من همیشه معتقد بوده‌ام که قدرت برتر از هر چیز دیگری است، اما باید بگویم که تو و گروهت با چیزی متفاوت اینجا هستید. تو از آن‌هایی که از قدرت دوری می‌کنند جادوگران خاصی ساخته‌ای، و این چیزی است که حتی من هم نمی‌توانم نادیده بگیرم.

در نهایت، باید اعتراف کنم که کسانی که به گروه تو تعلق دارند، حتی اگر از نظر من گاهی ضعیف به نظر برسند، همیشه ویژگی‌هایی داشته‌اند که باعث شده‌اند متفاوت باشند. شاید تو توانسته‌ای چیزی را ببینی که من نتوانستم. شاید قدرت واقعی نه فقط در غرور و جاه‌طلبی، بلکه در پایداری و مهربانی هم وجود دارد. و این را باید به تو تبریک بگویم، چرا که اعضای گروهت همیشه به نوعی خاص و منحصر به فرد بوده‌اند.

با وجود همه‌ی تفاوت‌هایمان، من تو را درک می‌کنم، هلگا. هر یک از ما راهی را انتخاب کردیم که به نظرمان درست بود. و شاید در نهایت، این تنوع و تفاوت‌هاست که ما را به جادوگران بزرگ تبدیل کرده است.

با احترام،
سالازار اسلیترین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1403/6/24 19:08:27
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1403/6/24 20:59:15
همه‌چیز را می‌فهمم… جز آنچه باید احساس شود.
پاسخ به: پست‌خانه‌ی هاگزمید
ارسال شده در: شنبه 24 شهریور 1403 15:28
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده






ای جُغده که میروی به سویش
....................................... از جانب من بِبوی* رویش

*(در اینجا شاعر گرانقدر، گورکن هافلپاف را به گُلی خوشبو تشبیه کرده است که چون راه، دور است و بدانجا دسترسی ندارد، وظیفه بوییدن او را به جُغده محول کرده است.)

یادش بخیر در زمان های دور بنده ساکن هافلپاف شدم. درست یادم نمیاد. شاید حتی بیشتر از یک بار ساکن شدن و خارج شدن و دوباره داخل شدن. چیزی که مهم است این است که خاطرات و فضای خیلی خوبی از آن زمان در ذهن من مانده است و جالب است که بعضی اعضای نازنین آن زمان هافلپاف، هنوز هم در سایت مشغول فعالیت های مفید و ستودنی هستند.
من همیشه هافلپاف را دوست داشتم، چه عضوش بودم و چه نبودم و برای اعضایش همیشه احترام قائل بودم و هستم.

تولدتون مبارک باشه، دوستان زرد طلایی دوست داشنی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: پستخانه ی هاگزمید(نامه سرگشاده)
ارسال شده در: دوشنبه 20 فروردین 1403 01:11
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
فرستندگان: جادوگران سرزمین جادوگران
گیرنده: لینی وارنر




سلام لینی عزیز. حالت چطوره؟ امیدوارم که هر جای این کره خاکی هستی، حالت عالی باشه. و بخاطر این اتفاقاتی که تو این مدت افتاده زیاد دلخور و غمگین نباشی.
راستش وقتی فهمیدیم از مدیریت کناره گیری کردی غم عجیبی وجودمونو فراگرفت. هیچکدوممون انتظار نداشتیم شاهد همچین روزی باشیم. حضور دائمیت تو ایفا و جایگاه مدیریت، همیشه برامون قوت قلب بود.
برای همین همه مون تصمیم گرفتیم تو این نامه ازت بابت تموم کارهایی که طی سالیان برای ما و جادوگران انجام دادی تشکر کنیم. بیا از زبون خود بچه ها بشنو که چقدر قدردان زحماتت هستن:

سیریوس بلک: من دوره های مختلفی از مدیریت سایت رو دیدم. سایت هم همیشه آدمای دلسوز زیادی داشته. ولی کسی که اراده‌ش تداوم و ثبات داشته باشه واقعا کمیابه. لینی واقعا مدیر مردمی، باهوش و با ثباتی بود. ممنونم بابت همه زحماتی که طی این سالها کشید و به جادوگران اهمیت می‌داد. و قطعا هنوزم میده. واقعا دمت گرم لینی.

لادیسلاو زاموژسلی: لینی وارنر؛ برای هر کسی که حداقل یک ماه توی سایت جادوگران فعالیت کرده باشه، این اسم معادل تلاش و کوشش، انرژی و مسئولیت پذیریه. همیشه و برای همه اعضا دست یاریگری بوده که می‌شد و می‌شه روش حساب کرد و اگرچه امیدوارم به سمت مدیریت کل سایت برگرده، این استراحت رو بهانه می‌کنم تا بگم بابت زحماتی که برای اینجا و همه ما کشیدی ازت ممنونم.

کدوالادر جعفر(نیوت اسکمندر سابق): لینی جان!
به اونایی که زودتر از من باهات آشنا شدن حسودیم میشه. خیلی نتونستم مدیریتتو ببینم، اما توی همین تقریبا 3 ماه، چیزی جز دلسوزی، تلاش، پشتکار، فعالیت بی چشمداشت، خوبی و کلی حس مثبت دیگه ازت ندیدم. مطمئنم باقی زمان مدیریتتم همین بوده و چون خوبی همه رو میخواستی، کسی جز خوبی چیزی ازت ندید. هنوزم سختمونه که توی اون جایگاهی که فقط تو لایقش بودی و توش درخشیدی و کلی توقعمون رو بالا بردی، نبینیمت! همیشه جای خالی اسمت اون بالای بالای انجمن ها حس میشه... اما توی قلب های ما هیچوقت! قلبا بابت تمام زحمت هایی که بی چشمداشت واسه این سایت کشیدی و خواهی کشید ممنون و قدر دانتم! امیدوارم ازینجا نری، ولی اگه رفتی، هرجایی که رفتی برات پر از اتفاقای خوب باشه. برات آرزوی موفقیت نمیکنم و براش دلیل دارم؛ چون مطمئنم تو هرجا باشی تمام تلاشتو میکنی و نامبر وان اونجا میشی و درواقع تو برای موفق شدن اصلا به آرزوی من نیاز نداری، تو خودت سنبل موفقیتی!
به جاش برات آرزوی حس خوب دائمی میکنم، چون تو لیاقت کلی احساسات خوب رو داری.

یوآن آبرکرومبی: لینی اگه رئیس جمهور هر کشوری بشه، اون کشور از سوئیس هم سوئیس‌تر میشه.


تلما هلمز: لینی عزیز، از اینکه سایت مدیر مسئولیت پذیر و فعالی مثل تو رو از دست داده، خیلی ناراحتم؛ ولی با تمام وجودم برات آرزوی موفقیت میکنم. بابت تمام زحماتی که برای سایت و کاربرا کشیدی، ازت ممنونم.

جوزفین مونتگومری: لینی نازم! الان که قلم در دست گرفتم و می‌خوام قدری سرانگشت قدردانیم رو بزنم در دریای خوبی‌هات، می‌دونم تکرار مکررات شاید باشه، ولی باید بگم یه وقت فکر نکنی از بس همیشه خوبیت رو دیدیم و از وجودت و تلاش و شور انرژیت بهره‌مند بودیم، مثل اینکه شیشه‌ی پاک و تمیزی بوده باشی دیگه به چشم‌مون نمیای و برامون عادی شده‌ها! شاید بگی این عضو کوچیک، این کاربر کم‌سابقه داره غلو می‌کنه، ولی به چشم من سال‌ها یه‌جورایی حکم مادر سایت رو داشتی و داری! شخصی که آدم دلش به حضور و نظارتش بر امور خونه گرم می‌شه. می‌گیری چی می‌گم؟ این حسیه که من نسبت به لینی وارنر دارم. به خاطر همینه که تا مشورت می‌خوام یا به مشکلی برمی‌خورم بدو بدو میام سراغت دیگه! به خاطر اون حس امنیت و شور عشقی آدم رو ازش لبریز می‌کنی. شعله‌ی آبی‌رنگی که شاید بادهای قوی‌ بلرزوننش، ولی کور خونده کسی که قصد خاموش‌کردنش رو بکنه!

اسکارلت لیشام: لینی عزیز، سهم من از آشناییت کمه، اما بخاطر تک‌تک زحمتای ارزشمندت ممنونم. امیدوارم آرزوهات خاطره بشن.


لیلی لونا پاتر: لیلی قشنگم ، هم اسم نازم!
واقعا ناراحتم که داری میری و این موضوع واقعا باعث تاسفه ولی امیدوارم توی تک تک لحظاتی که قرار بگذرونی خوشحال باشی و همیشه یادت باشه هرجا که بری هرچقدر دور ، گوشه.ی کوچیکی از قلب ما همیشه همراهت. بخاطر این فضا و بخاطر این جوِ دوست داشتنی که به وجود آوردی تا ابدیت از متشکرم.

مروپ گانت:
درک میکنم چقدر توی این سالها برای این سایت چه پشت صحنه و چه جلوی صحنه زحمت کشیدی، همون یه مدت کوتاهی که افتخار داشتم کنارت مدیر باشم با تموم وجودم درک کردم چه دل مهربونی داری و چقدر آدم با وجدان و مسئولیت پذیری هستی. یادت میاد توی یه موقعیت مشابه بهم گفتی فرصت بدم تا اوضاع رو به راه بشه؟ الان ازت میخوام لطف کنی و فرصت بدی تا همه چی درست بشه. پس خودتو اذیت نکن و غصه هیچی رو نخور. این سایت همیشه پر چالش بوده ولی تو همیشه قوی بودی. این دفعه هم مطمئنم قوی می مونی‌.


آلنیس اورموند: لینی عزیزم!
از همون اوایل ورودم به سایت، همیشه با خودم می‌گفتم یعنی منم می‌تونم یه روز مثل لینی وارنر بشم؟ خفن و گودرتمند؟ :)
هیچ‌وقت یادم نمی‌ره دفعاتی که نمی‌دونستم باید دقیقا چیکار کنم، یا اونقدر کسی رو نمی‌شناختم که مشکلم رو باهاش مطرح کنم. ولی تو با خوش‌رویی و صبوری مطلق کمکم کردی جوری که کوچک‌ترین احساس غریبی یا خجالتی نکردم!
ممنونم ازت بابت تمام لحظاتی که کنار ما و خونه‌مون بودی. (و امیدوارم همچنان هم باشی! :') )

لیسا تورپین: وقتی یه تازه وارد سردرگم بودم اون کسی که به سمت کنار شومینه هدایتم کرد لینی بود. خیلی جاها کم آوردم و اشتباه کردم ولی همیشه کنارم بود و با صبوری دوباره مسیر درست رو نشونم می‌داد. خیلی ممنون که همواره مثل یه دوست خوب کنارم بودی لینی.

نیکلاس فلامل: تو آدم خوبی هستی لینی. خوشحالم که در مدتی تورو میشناسم؛ زخم ها و دردهای بسیاری، با یاد خوب بودن تو، التیام یافت.

گادفری میدهرست:
لینی عزیزم، به خاطر زحماتی که کشیدی، مسئولیت پذیریت و دلسوزیت خیلی خیلی ازت ممنونم.

سدریک دیگوری: "به جرئت می‌تونم بگم بخش زیادی از برنامه‌های مختلف و فعالیت‌های سایت و سرپا بودنش بخاطر لینی و همه‌ی زحمتایی بود که براش می‌کشید...میزان وقت و انرژی‌ای که می‌ذاشت پای سایت غیرقابل توصیفه. واقعا حس می‌کنم عبارت "از جون مایه گذاشتن" برای لینی ساخته شده.
حشره‌ی کوچیکی که اندازه‌ی ده تا آدمِ بزرگ فعالیت داشت و تو همه‌ی گوشه کنارا میشد پیداش کرد...
جادوگران تا ابد به همچین مدیر دلسوز و زحمتکش و بامسئولیتی مدیونه. دمت گرم لینی..."

مرلین کبیر( پروفسور بینز سابق): یادش بخیر... از علف تا مرلین، از دوازده سال پیش تا الان، از ابتدای خز بازی و ارزشی بازی تا الان که دیگه نیستم و آنچنان در جریان وقایع نیستم؛ همیشه یکی از افراد تاثیر گذار سایت بودی، چه وقتایی که فقط عضو بودی، چه وقتایی که ناظر بودی و چه در زمان مدیریتت. خوشحالم که تونستم چند صباحی تو ریون و مدت های مدیدی توی مرگخواران در کنارت باشم. امیدوارم همیشه پیروز و موفق باشی.


ایزابل مک دوگال:بار دیگر آشیانه‌ات را در آغوش بگیر تا عشق، همانند رودی خروشان، در رگ‌هایت جاری شود.
مکانی که با تمام وجود برای ساختنش تلاش کردی، هم‌اکنون خانه‌ی ماست.
همچنین کسانی که در کنار تو ایستاده‌اند، خانواده‌ای هستند که در طی تمام این سال‌ها، تلاشت و پشتکار تو را می‌ستایند.
با عشق، ایزابل...


آیلین پرینس: "لینی، لینیِ عزیزِ عزیزمون! یکی از مسئولیت پذیر ترین آدم هایی هستی که تا حالا دیدم و بابت تمام زحمتایی که تا الان کشیدی، تمام وقتی که گذاشتی و سال هایی که مدیرمون بودی، ازت خیلی خیلی ممنونم. "

ساکورا آکاجی (جیانا ماری سابق): لینی ازت ممنونم توی مدتی که توی سایت بودم خاطرات شیرین و زیبایی برای همه ساختی امیدوارم برای خودت هم اتفاقای شیرینی بیوفته.
خب دلم خیلی تنگ میشه برات مخصوصا که از اولی که وارد سایت شدم خیلی هوامو داشتی و میدونم خسته شدی و هیچ چیز دیگه مثل قبل نیست...اما برات بهترین ها رو آرزو دارم و استراحتی که لایقشی.
لوموس، امیدوارم راهت رو روشن کنه.

رزالین دیگوری(دومینیک ویزلی سابق): خانم وارنر عزیز نمی دونم چی بگم... فقط می تونم بگم از تمام زحماتی که برای سایت و اعضاش کشیدین از صمیم قلب ممنونم.

روندا فلدبری: این دنیا پر از آدمه که خیلی زحمت می کشن اما به دلیل آرامشی که برای ما فراهم می کنن زیاد مورد توجه قرار نمی گیرن. البته یکی از ویژگی های بد ما هم اینه که تنها وقتی که آرامش نداریم بهشون فکر می کنیم. لینی فرشته ای با بال های آبی، ازت ممنونم که برامون این همه زحمت کشیدی و آرامش واقعی رو برامون فراهم ساختی. امیدوارم که دوباره به مدیریت برگردی.

ریموند: عصر بی روحی بود. یکی از مدیران هاگوارتز از قلعه خارج می شد. باد سردی بر چمنزار می‌وزید، زمان آهسته آهسته به احترام می‌ایستاد و درون سینه ی جادوگران آتشی می سوخت.
کاغذ کاهی ای در آسمان می رقصید، دست باد را رها کرد و جلوی لینی افتاد.
"متشکرم. در کنار هر آنچه آموختم، مهربانی و خوش برخوردی در انجام مسئولیت ها را از تو آموختم"

سوزانا هسلدن: سلام لینی
تو این زَمونه یا تو هر زمونه ی دیگه ای ، تو این شرایط یا تو هر شرایط دیگه‌ای ، تو این لحظه یا تو هر لحظه ی دیگه ای ، تو این فضا و پلتفرم یا تو هر فضای دیگه‌ای ، یکی هست که... هست! و همین بودن و حضورش که شاید بعضیا ادعا کنن خیلی کار شاقی نیست بعد چندین سال خیلیا رو متحیر میکنه ، خیلیا رو متبحر(!) و خیلیای دیگرو خوشحال.
اون کسی که فارغ از خوب یا بد بودن و فارغ مدیر کل یا یه عضو عادی بودن ، فقط بودنش کفایت میکنه ؛ ریونکلایی بودنش که حتی فراتر از کافیه!
بهت دلگرمی میده و وقتی بین پستای داغونت یه پست درس حسابی میزنی یه جغد میفرسته تا تشویقت کنه ، خب... شما رو نمیدونم ، ولی فک نکنم این جزوی از وظایفش باشه.
دلخوریا پیش میاد لینی ولی اگه بعدها توی شرایطی قرار بگیرم که قرار باشه بگم دلم برای "جادوگران" تنگ شده ، بیشتر منظورم اینه که دلم برای آدماش تنگ شده...

کوین کارتر: داشتم یه رول می خوندم. یه رول خیلی خیلی خیلی قدیمی که داخلش نویسنده پست با موضوع مدیریت لینی، شوخی کرده بود. رفتم تاریخ آخرین لاگین نویسنده رو نگاه کردم. 7سال پیش بود!
اون نویسنده هفت ساله که نیومده جادو ولی لینی هنوزم که هنوزه از اون زمان مدیره.
نیازی به گفتن من نیست. همگی میدونیم لینی یه دختر پرتلاش و سختکوشه که مهربونیاش حد نداره. همیشه درحال کمک به اعضا و راهنمایی تازه وارداست.

لینی عزیزم. میدونم با کمک کلمات نمیشه ازت تشکر کرد و خستگی تموم این سال هایی رو که برای جادوگران زحمت کشیدی از تنت بیرون آورد. اما خودت میدونی که فعلا این تنها راه ابراز احساساتمونه. همه ما قدردان تمام زحماتی هستیم که برای ما و سایت کشیدی. شاید ندونیم برای زنده و سرپا نگه داشتن این خونه ی خوب چه تلاش هایی کردی و چه چیزها کشیدی، اما یه چیزیو خوب میدونیم، اینکه ازت واقعا و از صمیم قلب متشکریم!
مرسی که همیشه هوای ما و جادو رو داشتی و داری. به امید روزی که دوباره به مقام مدیریت برگردی و بازم بدرخشی.
خیلی دوستت داریم!

با تشکر از همه ی دوستانی که همراهی کردن و با معذرت از کسایی که می خواستن باشن ولی به دلایلی نتونستن شرکت کنن. ممنونم از همه تون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تو اشتیاق بسوز و سرت رو بالا نگه دار!
سریعتر از باد به آسمون شیرجه بزن!
دنیایی فراتر از تصور تو دستاته و این باشکوهه!


تصویر تغییر اندازه داده شده



تصویر تغییر اندازه داده شده


تصویر تغییر اندازه داده شده