تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
83 کاربر(ها) آنلاین هستند (63 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
81
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پیام امروز
بررسی پستهای انجمن مرگخواران
نوع تاپیک: آموزش و نقد
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

ارباب؟ میشه این نقد بشه؟ میشه؟ نمیشه؟میشه؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در 1393/12/19 19:01:25

?How long will you have me in your memory
Always
Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/05
تولد نقش: 1396/09/13
آخرین ورود: یکشنبه 1 خرداد 1401 20:13
از: قلعه ی نورمنگارد
پستها:
512

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!
!Only Raven
!Only Raven

!I am THE PROUDFOOT
!Only Raven
OnlyRaven
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/08/01
تولد نقش: 1384/08/01
آخرین ورود: شنبه 14 فروردین 1400 04:53
از: اون یارو خوشم میاد!
پستها:
1548

منم میخوام!
منم میخوام! 
ایناهاش!
ایضا جواب پایینی!
عَى تدى بوقى!
لردك ببيـــــــن!
من اومدم نقد كنم، بعد يوهو ديدم در من هنوز موشكولاتى هست! بعد اومدم موشكولات رو شوكولات كنم، بزنم تو گوش رول و به مقام انتقاديت نائل شم!
الان نقد كنى من ميرم خفن ميشم، تپل ميشم، ميام تو منو بخور!
خــــــــــــب؟!
ایضا جواب پایینی!
اوه...نه...حرفای بیشتری برای گفتن داریم.
ما اگر شما را میل کنیم دچار مسمومیتی کشنده می شویم. تازه فهمیدی مشکل داری بنفش؟ ما مدتهاست می دونیم. سعی کردیم بهت بگیم...شما بسیار یه تخته کم تشریف داری.
برو بچه...برو بذار به زندگیمون برسیم. از نقد خبری نیست. می تونین پستای همو نقد کنین. تازه دوتایی با هم اومدین ما بهتون شک کردیم ! ممکنه طلسم عشقی، محبتی، چیزی باشه. می ترسیم نقد کنیم تاپیک منفجر بشه.
لردک هم بستگان محترمتون هستن!
منم میخوام! 
ایناهاش!
ایضا جواب پایینی!
عَى تدى بوقى!

لردك ببيـــــــن!

من اومدم نقد كنم، بعد يوهو ديدم در من هنوز موشكولاتى هست! بعد اومدم موشكولات رو شوكولات كنم، بزنم تو گوش رول و به مقام انتقاديت نائل شم!

الان نقد كنى من ميرم خفن ميشم، تپل ميشم، ميام تو منو بخور!
خــــــــــــب؟!

ایضا جواب پایینی!
اوه...نه...حرفای بیشتری برای گفتن داریم.
ما اگر شما را میل کنیم دچار مسمومیتی کشنده می شویم. تازه فهمیدی مشکل داری بنفش؟ ما مدتهاست می دونیم. سعی کردیم بهت بگیم...شما بسیار یه تخته کم تشریف داری.
برو بچه...برو بذار به زندگیمون برسیم. از نقد خبری نیست. می تونین پستای همو نقد کنین. تازه دوتایی با هم اومدین ما بهتون شک کردیم ! ممکنه طلسم عشقی، محبتی، چیزی باشه. می ترسیم نقد کنیم تاپیک منفجر بشه.
لردک هم بستگان محترمتون هستن!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1393/12/18 3:26:48
ویرایش شده توسط ویولت بودلر در 1393/12/18 10:21:26
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1393/12/18 21:51:32
ویرایش شده توسط ویولت بودلر در 1393/12/18 10:21:26
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1393/12/18 21:51:32
But Life has a happy end. :)
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/07/10
تولد نقش: 1386/07/11
آخرین ورود: پنجشنبه 22 تیر 1396 23:55
از: دور شبیه مهتابیام.
پستها:
1495

اربابشون..اربابشون 
میشه درخواست نقد اینو بدیم؟ خارج از ریدله ولی یه جوری داخل ریدله ! لطفا... لطفا... لطفا!
از قدیم گفتن کوه به کوه نمی رسه...ارباب به شما دو تا می رسه!
کارگران مشغول کارند! متوجهین که؟!
ولدک.. ببین منو!
من به اون دوشیزه بودلر کاری ندارم، اصنشم نمیشناسمش، تازه قرار بود اون نقد کنه، بعد پیچوند
میدونم قبول میکنی!
ببر بده به همون خانم بودلر!
اشتباه می دونی! نقد نمی کنیم. نقد کردن رو ترک کردیم.
تاپیک برای نقد پست های خانه ریدله! گرچه برای شما خانه ریدل رو هم نقد نمی کنیم. جمع کنین بساطتونو...از اینجا دور شین!

میشه درخواست نقد اینو بدیم؟ خارج از ریدله ولی یه جوری داخل ریدله ! لطفا... لطفا... لطفا!

از قدیم گفتن کوه به کوه نمی رسه...ارباب به شما دو تا می رسه!
کارگران مشغول کارند! متوجهین که؟!
ولدک.. ببین منو!

من به اون دوشیزه بودلر کاری ندارم، اصنشم نمیشناسمش، تازه قرار بود اون نقد کنه، بعد پیچوند
میدونم قبول میکنی!

ببر بده به همون خانم بودلر!
اشتباه می دونی! نقد نمی کنیم. نقد کردن رو ترک کردیم.
تاپیک برای نقد پست های خانه ریدله! گرچه برای شما خانه ریدل رو هم نقد نمی کنیم. جمع کنین بساطتونو...از اینجا دور شین!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1393/12/18 3:25:45
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1393/12/18 6:24:44
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1393/12/18 21:44:20
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1393/12/18 6:24:44
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1393/12/18 21:44:20

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

بررسی پست شماره 533 خانه ریدل، ریتا اسکیتر:
نقل قول:
شروعتون خیلی خوب بود. یه طنز دلنشین و صمیمی...و واقعا لازم بود شما شخصا خواننده رو از بالای ابرا بیارین پایین. شکلک وسط جمله هم کاملا بجا و مناسب بود.
نقل قول:
بهتره تا جایی که ممکنه نکات اضافی رو داخل پرانتر توضیح ندین. خودتون به عنوان نویسنده وارد داستان نشین. مخصوصا سعی کنین از شکلک استفاده نکنین. شکلک هایی که احساس نویسنده رو برسونن معمولا تاثیر مثبتی ندارن!
نقل قول:
از نکته های ریزی برای نوشتن طنز استفاده می کنن. نکته های عادی و آشنا! معمولا بهترین طنز ها از همین سبک نوشتن خلق می شن. فقط مواظب باشین خیلی زیاد نشه. یعنی فرض کنیم برای یک دیالوگ قراره ده جمله بنویسین. سعی نکنین تک تک این جمله ها طنز باشن. این طنز خیلی سریع تاثیرش رو از دست می ده...و وقتی پشت سر هم نوشته بشه تاثیر عکس می ذاره. به همی اندازه ازش استفاده کنین. یعنی یا با دیالوگ های نسبتا کوتاه و یا به شکل محدود تر...در بعضی از جمله ها.
شخصیت هاتون کمی کمرنگ هستن. شخصیت ها بخش مهمی از پست شما رو تشکیل می دن. مخصوصا در نوشته هایی مثل مال شما که تاکید روی سوژه نیست. مثلا این دیالوگ:
نقل قول:
این زیاد شبیه حرف های سوروس اسنیپ نیست...گذشته از این دیالوگ رو فرقی نمی کنه که سوروس بگه یا بلاتریکس یا وینکی(جن)! در حالی که باید فرقی بین اینا باشه. اینا فقط چند تا اسم نیستن. هر کدوم ویژگی ها و طرز حرف زدن خاصی دارن. برای نوشتن هر دیالوگ به شخصیت گوینده توجه داشته باشین. لازم نیست خیلی خاص یا خنده دار باشه. کافیه دیالوگ شخصیت پیدا کنه! حتی دیالوگ ساده ای مثل این یکی.
شکلک هاتون کمی زیادن...موقع خوندن، تمرکز رو به هم می زنن. در بعضی قسمت ها می شد به جای شکلک از کلمات استفاده کنین.مثلا:
نقل قول:
و برعکس...در بعضی قسمت ها توضیحاتتون بی دلیل بود و بهتر بود به جای توضیح از یه شکلک استفاده می کردین. مثلا:
نقل قول:
نقل قول:
تکرار این قسمت با همون شکلک کلافه حرکت بسیار خوبی بود. با توجه به تجربه قبلی خواننده می تونه دوباره لبخند بزنه.
قسمت دوم پستتون کمی کشدار و طبیعتا خسته کننده بود. من معمولا با حضور ناگهانی و بی دلیل شخصیت ها(بصورت طنز آمیز) در داستان موافقم...ولی اینجا حضور ریتا علاوه بر این که زیادی بی دلیل بود، می تونه مسیر سوژه رو منحرف کنه. ریتا شخصیتی نیست که بتونه کمکی به این سوژه بکنه. می تونست حضور داشته باشه...ولی در حاشیه. بهتر بود با این جدیت نمیومد وسط. الان نفر بعدی باید فکر کنه که از ریتا چه استفاده ای می شه برای این داستان کرد. البته سوژه خراب نمی شه...ولی تاثیر مثبتی هم روش نمی ذاره. مگه این که یکی پیدا بشه و ایده خوب و خلاقانه ای ارائه کنه که سوژه همراه ریتا برگرده به خانه ریدل.
_____________________
بررسی پست شماره 315 گورستان ریدل ها، نجینی:
نقل قول:
از هر طرف که نگاه می کنیم مار نمی تونه جیغ بکشه...ولی با وجود این حضور بی موقع نجینی خیلی خوب بود.
نقل قول:
هکتور انتخاب بسیار خوبی بود. مشخصه که روی شخصیت های سایت مسلط هستین. این مورد خیلی بهتون کمک می کنه. می دونین از چه شخصیتی چه سوژه ای می شه گرفت و از کدوم شخصیت برای پیش بردن سوژه می شه استفاده کرد.
نقل قول:
نجینی به دلیل مار بودن محدودیت هایی داره...ولی ویژگی های فوق العاده و مفیدی هم داره. این که هی تبدیل به انسان بشه این ویژگی ها رو از بین می بره. مخصوصا اگه بخواد نقش یه دختر لوس رو(به صورت انسان) بازی کنه زیاد نمی تونه با لرد و شخصیتی که براش تعریف شده کنار بیاد. من اگه جای شما بودم این کار رو انجام نمی دادم. ولی بازم تصمیم با خودتونه. این شخصیت شماست و شاید واقعا نوشتن به صورت مار سخت باشه براتون.
نقل قول:
یک بار کافی بود. نکته های طنز آمیز اگه دوسه باز تکرار بشن تاثیرشون رو از دست می دن. مگه این که بیش از حد تکرارشون کنین. مثلا نجینی پشت سر هم حرکت های ناگهانی انجام بده و لرد با هر حرکت نجینی از جا بپره. که البته این از جا پریدن زیاد با شخصیت لرد سازگار نیست.
روی شخصیت نجینی بیشتر کار کنین. در مورد مار ها، در مورد حرف ها یا ضرب المثل هایی که درباره شون زده می شه(مثلا مار از پونه بدش میاد!)...روی شخصیت سوروس اسنیپ می تونین تمرکز کنین. با توجه به این که قاتلش خودتون هستین. آشا هم خزنده محسوب می شه. نجینی می تونه رابطه خوبی با آشا داشته باشه. و می تونه از یه مرگخوار خاص(مثلا همین هکتور!) بشدت متنفر باشه! چشم دیدنشو نداشته باشه. حس شنوایی و بینایی مارها بسیار ضعیف و حس لامسه و بویاییشون قویه...حتی حس ششم هم دارن. از این ویژگی ها برای ساختن شخصیت نجینی استفاده کنین.
نقل قول:
ترجیحا تا جایی که لازم نیست سوژه رو از محل اسم تاپیک دور نکنین! و لزومی نداره محفل وارد سوژه ها بشه. در بیشتر سوژه های خانه ریدل درباره زندگی عادی مرگخوارا توضیح داده می شه. وقتی محفل وارد ماجرا می شه حالت جنگ و کشمکش پیدا می کنه و این باعث می شه که تمرکز همه روی سوژه باشه. این که داستان چطور پیش بره. محفل چیکار کنه و مرگخوارا چه جوابی بدن. سوژه آزاد و بدون درگیری های همیشگی معمولا جالب تره.
نجینی کمی بیشتر از حدی که لازمه حضور داره. این کار بهش یه حالت لوس داده. البته اشکالی نداره که نجینی لوس باشه. ولی زیاده روی می تونه تاثیر منفی بذاره. چون به هر حال نجینی و همه شخصیت های دور و برش سیاه هستن.
موفق باشید!
نقل قول:
کمی پایین تر.. پایین تر..بیا پایین تر دیه بوقی! :vay: آها، خانه ریدل!
شروعتون خیلی خوب بود. یه طنز دلنشین و صمیمی...و واقعا لازم بود شما شخصا خواننده رو از بالای ابرا بیارین پایین. شکلک وسط جمله هم کاملا بجا و مناسب بود.
نقل قول:
تق تق تق ( افکت دَر زدن نیست.. صدای تعمیر سقفه!)
بهتره تا جایی که ممکنه نکات اضافی رو داخل پرانتر توضیح ندین. خودتون به عنوان نویسنده وارد داستان نشین. مخصوصا سعی کنین از شکلک استفاده نکنین. شکلک هایی که احساس نویسنده رو برسونن معمولا تاثیر مثبتی ندارن!
نقل قول:
- آره، همون زائوس! اومد گفت که چرا این مورگانا رو زدین تبدیل کردین به بچه کوچولو.. بعدش گفت که وایستید دم در بعد زنگ ولی نظرش عوض شد! گفت که یه هفته وقت داریم ببینیم باید چه کرشیوی به سرمون بزنیم تا این مورگانا رو برگردونیم به تنظیمات کارخونه! »
از نکته های ریزی برای نوشتن طنز استفاده می کنن. نکته های عادی و آشنا! معمولا بهترین طنز ها از همین سبک نوشتن خلق می شن. فقط مواظب باشین خیلی زیاد نشه. یعنی فرض کنیم برای یک دیالوگ قراره ده جمله بنویسین. سعی نکنین تک تک این جمله ها طنز باشن. این طنز خیلی سریع تاثیرش رو از دست می ده...و وقتی پشت سر هم نوشته بشه تاثیر عکس می ذاره. به همی اندازه ازش استفاده کنین. یعنی یا با دیالوگ های نسبتا کوتاه و یا به شکل محدود تر...در بعضی از جمله ها.
شخصیت هاتون کمی کمرنگ هستن. شخصیت ها بخش مهمی از پست شما رو تشکیل می دن. مخصوصا در نوشته هایی مثل مال شما که تاکید روی سوژه نیست. مثلا این دیالوگ:
نقل قول:
سوروس در حالی که سَرَش را می خاراند گفت: « بازم فکر کنم متوجه نشدم..»
این زیاد شبیه حرف های سوروس اسنیپ نیست...گذشته از این دیالوگ رو فرقی نمی کنه که سوروس بگه یا بلاتریکس یا وینکی(جن)! در حالی که باید فرقی بین اینا باشه. اینا فقط چند تا اسم نیستن. هر کدوم ویژگی ها و طرز حرف زدن خاصی دارن. برای نوشتن هر دیالوگ به شخصیت گوینده توجه داشته باشین. لازم نیست خیلی خاص یا خنده دار باشه. کافیه دیالوگ شخصیت پیدا کنه! حتی دیالوگ ساده ای مثل این یکی.
شکلک هاتون کمی زیادن...موقع خوندن، تمرکز رو به هم می زنن. در بعضی قسمت ها می شد به جای شکلک از کلمات استفاده کنین.مثلا:
نقل قول:
جماعت مرگخوار نیز به شکلبه مرلین خیره شدند..
و برعکس...در بعضی قسمت ها توضیحاتتون بی دلیل بود و بهتر بود به جای توضیح از یه شکلک استفاده می کردین. مثلا:
نقل قول:
مرد جوان که حالا صورتش داشت رنگ عوض می کرد و به شکل لبویی خوشمزه تبدیل میشد، ادامه داد.
نقل قول:
کیلومتر ها.. نه اونقدر هم دور نشو! :vay: بیا همین کوچه دیاگون
تکرار این قسمت با همون شکلک کلافه حرکت بسیار خوبی بود. با توجه به تجربه قبلی خواننده می تونه دوباره لبخند بزنه.
قسمت دوم پستتون کمی کشدار و طبیعتا خسته کننده بود. من معمولا با حضور ناگهانی و بی دلیل شخصیت ها(بصورت طنز آمیز) در داستان موافقم...ولی اینجا حضور ریتا علاوه بر این که زیادی بی دلیل بود، می تونه مسیر سوژه رو منحرف کنه. ریتا شخصیتی نیست که بتونه کمکی به این سوژه بکنه. می تونست حضور داشته باشه...ولی در حاشیه. بهتر بود با این جدیت نمیومد وسط. الان نفر بعدی باید فکر کنه که از ریتا چه استفاده ای می شه برای این داستان کرد. البته سوژه خراب نمی شه...ولی تاثیر مثبتی هم روش نمی ذاره. مگه این که یکی پیدا بشه و ایده خوب و خلاقانه ای ارائه کنه که سوژه همراه ریتا برگرده به خانه ریدل.
_____________________
بررسی پست شماره 315 گورستان ریدل ها، نجینی:
نقل قول:
جیغ نجینی، سکوت فضا را در هم شکست.
- فـــــــوس؟«بـــــــابــــــــا؟»
از هر طرف که نگاه می کنیم مار نمی تونه جیغ بکشه...ولی با وجود این حضور بی موقع نجینی خیلی خوب بود.
نقل قول:
لرد نا خود آگاه از جا پرید و خواست برای تلافی یکی از اینفری ها را به کروشیویی مهمان کند که بعد از دیدن چشمان شهلای اینفری مذکور، باز هم نا خود آگاه چوبش به سمت هکتور برگشت.
هکتور انتخاب بسیار خوبی بود. مشخصه که روی شخصیت های سایت مسلط هستین. این مورد خیلی بهتون کمک می کنه. می دونین از چه شخصیتی چه سوژه ای می شه گرفت و از کدوم شخصیت برای پیش بردن سوژه می شه استفاده کرد.
نقل قول:
نجینی خزون، خزون، پیکر مار گونش را به پیکر دخترکی کوچک تبدیل کرد.
نجینی به دلیل مار بودن محدودیت هایی داره...ولی ویژگی های فوق العاده و مفیدی هم داره. این که هی تبدیل به انسان بشه این ویژگی ها رو از بین می بره. مخصوصا اگه بخواد نقش یه دختر لوس رو(به صورت انسان) بازی کنه زیاد نمی تونه با لرد و شخصیتی که براش تعریف شده کنار بیاد. من اگه جای شما بودم این کار رو انجام نمی دادم. ولی بازم تصمیم با خودتونه. این شخصیت شماست و شاید واقعا نوشتن به صورت مار سخت باشه براتون.
نقل قول:
لرد باز نامحسوس از جا پرید و با خشم کنترل شده ای پرسید:
یک بار کافی بود. نکته های طنز آمیز اگه دوسه باز تکرار بشن تاثیرشون رو از دست می دن. مگه این که بیش از حد تکرارشون کنین. مثلا نجینی پشت سر هم حرکت های ناگهانی انجام بده و لرد با هر حرکت نجینی از جا بپره. که البته این از جا پریدن زیاد با شخصیت لرد سازگار نیست.
روی شخصیت نجینی بیشتر کار کنین. در مورد مار ها، در مورد حرف ها یا ضرب المثل هایی که درباره شون زده می شه(مثلا مار از پونه بدش میاد!)...روی شخصیت سوروس اسنیپ می تونین تمرکز کنین. با توجه به این که قاتلش خودتون هستین. آشا هم خزنده محسوب می شه. نجینی می تونه رابطه خوبی با آشا داشته باشه. و می تونه از یه مرگخوار خاص(مثلا همین هکتور!) بشدت متنفر باشه! چشم دیدنشو نداشته باشه. حس شنوایی و بینایی مارها بسیار ضعیف و حس لامسه و بویاییشون قویه...حتی حس ششم هم دارن. از این ویژگی ها برای ساختن شخصیت نجینی استفاده کنین.
نقل قول:
- عمو زنجیر...نه...چیزه...ینی ما می تونیم به بهونه ی گرفتن شکلات، بریم دم مقر محفلی ها و اون جا یه حرکتی بزنیم. مثلا حمله ای، چیزی. کسی چه میفهمه که اینا واقعا زامبی ان؟ و این که، بابا؟ من چهار تا از این زامبی ها رو میخوام! با این که ترسناکن ولی خیلی شیرینن!
ترجیحا تا جایی که لازم نیست سوژه رو از محل اسم تاپیک دور نکنین! و لزومی نداره محفل وارد سوژه ها بشه. در بیشتر سوژه های خانه ریدل درباره زندگی عادی مرگخوارا توضیح داده می شه. وقتی محفل وارد ماجرا می شه حالت جنگ و کشمکش پیدا می کنه و این باعث می شه که تمرکز همه روی سوژه باشه. این که داستان چطور پیش بره. محفل چیکار کنه و مرگخوارا چه جوابی بدن. سوژه آزاد و بدون درگیری های همیشگی معمولا جالب تره.
نجینی کمی بیشتر از حدی که لازمه حضور داره. این کار بهش یه حالت لوس داده. البته اشکالی نداره که نجینی لوس باشه. ولی زیاده روی می تونه تاثیر منفی بذاره. چون به هر حال نجینی و همه شخصیت های دور و برش سیاه هستن.
موفق باشید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

بررسی پست شماره 529 خانه ریدل، مورگانا لی فای:
نقل قول:
شروع بسیار زیبایی بود. بدون کش و قوس و توضیحات بی دلیل و خسته کننده یکراست رفتین سر اصل مطلب. تشخیص این موضوع که شروع پست نیاز به فضاسازی و توضیح بیشتر داره یا نه به عهده خودتونه. اینجا احتیاجی به این کار نبود. باید قبل از خسته شدن خواننده می رفتین سراغ سوژه...شما هم همین کارو انجام دادین.
نقل قول:
خیلی خوب برای ورود به سوژه مقدمه چینی کردین. سوژه تاریخ نگاری مورگانا سوژه خوبیه و به خوبی با حواسپرتی و قدم زدنش در باغ ارتباط داده شده.
نقل قول:
مخوف صورت خیلی خنده دار بود!
اون "آخ"رو بهتر بود در ادامه جمله مورگانا نمی نوشتین. می تونستین یه خط برین پایین تر که از توضیحات عادی جدا بشه. این کار تغییر لحنتون رو هم نشون می ده.
نقل قول:
ساطع!
اینجور صحنه ها رو بهتره ساده تر توصیف کنین.همون صحنه برخورد جسم با سر مورگانا یک صحنه کامله...اشاره به بوهای عجیب کمی پیچیده اش می کنه. مگه این که از توصیف قبلی جداش کنین:
با برخورد جسم سنگینی به مجبور شد سرش را بگیرد...بوی عجیبی از جسم ساطع می شد.
اون قسمت "فرمت" رو بهتر بود تکرار نمی کردین.
نقل قول:
عکس العمل مورگانا جلوی هکتور خوب بود. هم شخصیت مورگانا ملایم تر شده و هم از هکتور به خوبی استفاده کردین.
نقل قول:
این قسمت هم خیلی جالب بود. شنیدن صدای مرلین از بالا ابرها! گرچه به نظرم این کلمه "خین" کمی مزه شو از بین برده.
نقل قول:
صحنه رو خیلی خوب توصیف کردین. زیبا و خلاقانه. اینجا هم کلمه "n سایز" بهتر بود نوشته نمی شد. اینجور اصطلاحاتی که کلیشه ای شدن کیفیت نوشته تونو پایین میارن.
سوژه کافی نبود. کوچیک شدن مورگانا سوژه خوبیه...ولی به تنهایی کافی نیست. احتیاج به یه سوژه فرعی کمک کننده داشت.
سوژه مورخ بودن مورگانا خیلی خوب بود...ولی این سوژه جای مناسبی برای معرفی این ویژگی مورگانا نبود. چون سوژه ای که دادین( مورخ بودن) فرصت پرورش پیدا نمی کنه.
پستتون خوب بود...مورگاناتون خوب بود. سوژه تون خوب، ولی کمی کمرنگ بود!
________________________
بررسی پست شماره 530 خانه ریدل، ایرما پینس:
نقل قول:
شخصی که سوژه جدید رو ادامه می ده وظیفه سنگینی بر عهده داره. چون می تونه مسیر سوژه رو به سمتی ببره که نفر بعدی کل سوژه رو فراموش کنه و می تونه طوری تقویتش کنه که خواننده ها رو ترغیب به ادامه دادن کنه.
شما سوژه رو از همون جایی که مورگانا رها کرده گرفتین و ادامه دادین. این کارتون باعث می شه خواننده ای که تازه با این سوژه آشنا شده گیج نشه و همراه شما داستان رو ادامه بده. کارتون خوب بود.
نقل قول:
اشاره به خانه تکانی با توجه به این که احتمالا الان همه درگیر همین کار هستن، اشاره به موقع و مناسبی بود.
دیالوگ های پشت سر هم مرگخوارا خیلی خوب بود. فقط سه نکته باید در مورد این قسمت رعایت بشه. اول این که اینجور دیالوگ ها چون سریع و پشت سر هم نوشته می شن و فرصت توضیح درباره حالت ها رو ندارین، برای کامل شدن معمولا به شکلک احتیاج دارن. نکته دوم اینه که این دیالوگ ها به شکلی نوشته بشن که خواننده خیلی راحت بتونه گوینده رو حدس بزنه. یا کلا گوینده براش مهم نباشه. اون شکلک هایی که اشاره کردم به این مورد هم کمک می کنه. گاهی به کمک شکلک می شه گوینده رو مشخص کرد. مثلا اگه یه شکلک ویبره گذاشته بشه احتمالا خواننده حدس می زنه که این هکتوره.
نکته سوم اینه که این دیالوگ ها باید هدفدار باشن. که شما این مورد رو به خوبی رعایت کردین. هیچکدوم از دیالوگ ها برای پر کردن فضا و بی دلیل نوشته نشدن.
این که این روش چند بار در پستتون تکرار شده هم تاثیر بد و منفی روی نوشته نذاشته.
نقل قول:
اشاره به ردای بزرگ اشاره هوشمندانه و قشنگی بود. این نکته ریزی بود که ممکن بود از چشم هر خواننده ای پنهان بمونه. همین نکته های ریز هستن که می تونن نوشته شما رو خاص کنن!
نقل قول:
گریه کردن دائمی مورگانا سوژه جالبی بود. این که یکراست رفته سراغ لرد هم همینطور!
شما سوژه رو خوب ادامه دادین. شخصیت خاصی نقش پررنگی در پست شما نداره. همه به یک اندازه حضور دارن و حضورشون هم مفید و جالب بوده. شما به عنوان نفر دوم(ادامه دهنده سوژه جدید) وظیفه تونو به خوبی انجام دادین. تمرکزتون روی مورگانا و ادامه دادن سوژه بوده. کار درستی هم انجام دادین.
موفق باشید.
____________
نقد ریتا به زودی!
نقل قول:
هوس قدم زدن در باغ خانه ریدل، ممکن است به سر مرگخواری بیافتد. اما اینکه در چه ساعتی هوس قدم زدن کرده باشی نکته مهمی است. و از آن مهم تر این است که حتما متوجه باشی به کدام سمت می روی.
شروع بسیار زیبایی بود. بدون کش و قوس و توضیحات بی دلیل و خسته کننده یکراست رفتین سر اصل مطلب. تشخیص این موضوع که شروع پست نیاز به فضاسازی و توضیح بیشتر داره یا نه به عهده خودتونه. اینجا احتیاجی به این کار نبود. باید قبل از خسته شدن خواننده می رفتین سراغ سوژه...شما هم همین کارو انجام دادین.
نقل قول:
اینکه وسط یک ظهر تابستانی گرم، راه بیافتی وسط باغ و همزمان سرت پایین بوده و مشغول نوشتن تاریخنامه مرگخواران باشی، آن هم آنقدر دقیق که حتی نیم متر جلوتر را هم به زحمت ببینی، کاری است که فقط از مورگانا بر می آید. طوری که حتی خودش هم نفهمد چند ساعت است که یکسره قلمش را حرکت میدهد و فقط می نویسد
خیلی خوب برای ورود به سوژه مقدمه چینی کردین. سوژه تاریخ نگاری مورگانا سوژه خوبیه و به خوبی با حواسپرتی و قدم زدنش در باغ ارتباط داده شده.
نقل قول:
- به نام نامی قدر قدرت! قوی شوکت! عظیم هیبت! مخوف صورت! لرد ولدمورت کبیر(هجب) نگاشته میشود تاریخنامه خانه ریدل از آغاز پاییز سال... آخ!!!
مخوف صورت خیلی خنده دار بود!
اون "آخ"رو بهتر بود در ادامه جمله مورگانا نمی نوشتین. می تونستین یه خط برین پایین تر که از توضیحات عادی جدا بشه. این کار تغییر لحنتون رو هم نشون می ده.
نقل قول:
با برخورد جسم سنگینی به سرش که بوهای عجیبی از آن ساتع می شد، مجبور شد سرش را بگیرد بالا و با هکتوری مواجه شود که با فرمتو چند لحظه بعد تر، شبیه موجودی گرسنه، با فرمت drool: به مورگانا خیره شد.
ساطع!
اینجور صحنه ها رو بهتره ساده تر توصیف کنین.همون صحنه برخورد جسم با سر مورگانا یک صحنه کامله...اشاره به بوهای عجیب کمی پیچیده اش می کنه. مگه این که از توصیف قبلی جداش کنین:
با برخورد جسم سنگینی به مجبور شد سرش را بگیرد...بوی عجیبی از جسم ساطع می شد.
اون قسمت "فرمت" رو بهتر بود تکرار نمی کردین.
نقل قول:
آهی کشید و گفت:
- خیلی خوب! ولی هر چی که دارم به ارباب می رسه! از ساتین هم راکی نگه داری میکنه. ردا و لوازم پیغمبری ام رو بدید به مرلینکم! تیر و کمانم رو با هام دفن کنید
عکس العمل مورگانا جلوی هکتور خوب بود. هم شخصیت مورگانا ملایم تر شده و هم از هکتور به خوبی استفاده کردین.
نقل قول:
صدایی که شبیه یک مرثیه بود از ابرهای کمی بالاتر از ارتفاع قصر به گوش آن دو رسید
-مورا رو کشتن هی هی! خینش رو ریختن هی هی!
این قسمت هم خیلی جالب بود. شنیدن صدای مرلین از بالا ابرها! گرچه به نظرم این کلمه "خین" کمی مزه شو از بین برده.
نقل قول:
در ارتفاعی عادی برای یک انسان، هیچگونه مورگانایی یافت نمیشد.
اما...
کمی از پایین تر از ارتفاع مورد نظر هکتور، دخترک سه ساله ای، زیر خروارها لباس که n سایز از او بزرگتر بودند،
صحنه رو خیلی خوب توصیف کردین. زیبا و خلاقانه. اینجا هم کلمه "n سایز" بهتر بود نوشته نمی شد. اینجور اصطلاحاتی که کلیشه ای شدن کیفیت نوشته تونو پایین میارن.
سوژه کافی نبود. کوچیک شدن مورگانا سوژه خوبیه...ولی به تنهایی کافی نیست. احتیاج به یه سوژه فرعی کمک کننده داشت.
سوژه مورخ بودن مورگانا خیلی خوب بود...ولی این سوژه جای مناسبی برای معرفی این ویژگی مورگانا نبود. چون سوژه ای که دادین( مورخ بودن) فرصت پرورش پیدا نمی کنه.
پستتون خوب بود...مورگاناتون خوب بود. سوژه تون خوب، ولی کمی کمرنگ بود!
________________________
بررسی پست شماره 530 خانه ریدل، ایرما پینس:
نقل قول:
دخترک سه ساله،جیغ زنان میدوید و چمن های باغ را زیر پاهای کوچکش لگد میکرد.
هکتور-صبر کن،نرو اونوری.مورگانا....بچه فرار نکن.
شخصی که سوژه جدید رو ادامه می ده وظیفه سنگینی بر عهده داره. چون می تونه مسیر سوژه رو به سمتی ببره که نفر بعدی کل سوژه رو فراموش کنه و می تونه طوری تقویتش کنه که خواننده ها رو ترغیب به ادامه دادن کنه.
شما سوژه رو از همون جایی که مورگانا رها کرده گرفتین و ادامه دادین. این کارتون باعث می شه خواننده ای که تازه با این سوژه آشنا شده گیج نشه و همراه شما داستان رو ادامه بده. کارتون خوب بود.
نقل قول:
ملت مرگخوار خسته از خانه تکانی روی مبل ها و کف زمین ولو شده بودند.و مشغول آه و ناله و شکایت بودند.
-آخ مردم از خستگی!
-از بس کار کردم،بال هام کج شدن!
_به دلیل خستگی،50 امتیاز از گریفندور کم میشه!
-از صبح تا حالا دارم موهای بلاتریکسو از روی زمین جمع میکنم!
-از بس کار کردم،دیگه بخار نمیکنم!
-من دیگه نمیتونم رنگ عوض کنم!
-هنوز کلی کار مونده،میخوام خودمو بکشم!
-من به ساحره هایی که میخوان خودکشی کنن علاقه خاص دارم!
اشاره به خانه تکانی با توجه به این که احتمالا الان همه درگیر همین کار هستن، اشاره به موقع و مناسبی بود.
دیالوگ های پشت سر هم مرگخوارا خیلی خوب بود. فقط سه نکته باید در مورد این قسمت رعایت بشه. اول این که اینجور دیالوگ ها چون سریع و پشت سر هم نوشته می شن و فرصت توضیح درباره حالت ها رو ندارین، برای کامل شدن معمولا به شکلک احتیاج دارن. نکته دوم اینه که این دیالوگ ها به شکلی نوشته بشن که خواننده خیلی راحت بتونه گوینده رو حدس بزنه. یا کلا گوینده براش مهم نباشه. اون شکلک هایی که اشاره کردم به این مورد هم کمک می کنه. گاهی به کمک شکلک می شه گوینده رو مشخص کرد. مثلا اگه یه شکلک ویبره گذاشته بشه احتمالا خواننده حدس می زنه که این هکتوره.
نکته سوم اینه که این دیالوگ ها باید هدفدار باشن. که شما این مورد رو به خوبی رعایت کردین. هیچکدوم از دیالوگ ها برای پر کردن فضا و بی دلیل نوشته نشدن.
این که این روش چند بار در پستتون تکرار شده هم تاثیر بد و منفی روی نوشته نذاشته.
نقل قول:
در میان صدای آه و ناله مرگخواران،در ورودی خانه ریدل باز شد و
دخترکی کوچک در حالی که در ردای بزرگی دست و پا میزد،
اشاره به ردای بزرگ اشاره هوشمندانه و قشنگی بود. این نکته ریزی بود که ممکن بود از چشم هر خواننده ای پنهان بمونه. همین نکته های ریز هستن که می تونن نوشته شما رو خاص کنن!
نقل قول:
-اگه دستم به اونی کی جیغ زد برسه...
در اتاق را باز کرد و با دختری گریان رو به رو شد.
گریه کردن دائمی مورگانا سوژه جالبی بود. این که یکراست رفته سراغ لرد هم همینطور!
شما سوژه رو خوب ادامه دادین. شخصیت خاصی نقش پررنگی در پست شما نداره. همه به یک اندازه حضور دارن و حضورشون هم مفید و جالب بوده. شما به عنوان نفر دوم(ادامه دهنده سوژه جدید) وظیفه تونو به خوبی انجام دادین. تمرکزتون روی مورگانا و ادامه دادن سوژه بوده. کار درستی هم انجام دادین.
موفق باشید.
____________
نقد ریتا به زودی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/09
آخرین ورود: پنجشنبه 28 مرداد 1395 04:59
از: شماها خسته شدم! از خودمم همین طور!
پستها:
243

اربابا! لردا! قوی شوکتا! ای بزرگ! ای عادل! ای تاریکی!
این را لطفن نقد بفرمایید!
این را لطفن نقد بفرمایید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دلتنگ آن گوشه گیر قدیمی!
به امید بازگشتِ سیریوس بلک
گوشه گیرم، باز گشت!
جزئیات کاربر

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Underfed Vulture
قبل از صحبت کردن فکر کنید.
قبل از فکر کردن مطالعه کنید.
قبل از فکر کردن مطالعه کنید.
جزئیات کاربر

اربابا....
این نیو سوج را نقد می فرمایید؟
این نیو سوج را نقد می فرمایید؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

?How long will you have me in your memory
Always
Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
)
»
به مرلین خیره شدند..