هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۰:۲۷:۰۰ شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۲

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۳۳:۴۷
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6941
آفلاین
سوژه دوئل سه نفره گادفری میدهرست/ ایزابل مک دوگال/ هیزل استیکنی: یادگاران مرگ!


توضیح: یک یا چند تا از یادگاران مرگ( سنگ جادو، ابرچوب دستی و شنل نامرئی کننده) به شکلی به دست شما رسیده. می تونین از خود مرگ گرفته باشین یا به هر حال یه جوری بدستش آورده باشین. توضیح بدین از کجا گیرشون میارین و چه استفاده ای ازش( یا ازشون) می کنین.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل، ده روز( تا ۲۳:۵۹ سه شنبه 5 دی) فرصت دارید.



جان سالم به در ببرید!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۵۶:۱۹ پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۲

ریونکلاو

هیزل استیکنی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۲۹ سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۲
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۵۰:۱۸
از خونه ام
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 78
آفلاین
سلام
درخواست دوئل گادفری میدهرست رو می پذیرم.


چرا؟


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۲۳:۴۳ پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۲

ریونکلاو، مرگخواران

ایزابل مک‌دوگال


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۲۵ یکشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۱
آخرین ورود:
دیروز ۲۰:۳۳:۱۱
از حدشون که گذشتن، از روی جنازشون رد میشم...!
گروه:
مرگخوار
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 124
آفلاین
سلام!

درخواست دوئل گادفری میدهرست رو می‌پذیرم.


•« ʜᴇ ᴡᴀs ʜɪᴅɪɴɢ ʜɪs sᴀᴅɴᴇss, ʙᴜᴛ ɪ ᴄᴏᴜʟᴅ sᴇᴇ ʜɪs ᴛᴇᴀʀs »•
تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۷:۴۶:۰۲ پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۲

ریونکلاو، محفل ققنوس

گادفری میدهرست


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۴۹ سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۰:۲۹:۱۱
از خونت می خورم و سیراب میشم!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
ریونکلاو
پیام: 184
آفلاین
ایزابل مک دوگال و هیزل استیکنی رو به دوئل دعوت می کنم.



پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۹:۰۱:۰۷ شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۲

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۳۳:۴۷
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6941
آفلاین
لطفا برای پست های با امتیاز 26 و بالاتر درخواست نقد نکنید.


نتیجه دوئل دوریا بلک و آیلین پرنس:


امتیازهای داور اول:
دوریا بلک: 27 امتیاز - آیلین پرنس: 26 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
دوریا بلک: 27 امتیاز - آیلین پرنس: 26 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
دوریا بلک: 26.5 امتیاز - آیلین پرنس: 27 امتیاز


امتیازهای نهایی:
دوریا بلک: 26.83 امتیاز - آیلین پرنس: 26.33 امتیاز


برنده دوئل: دوریا بلک!


.......................................................................



_ خاله من بنویسم. یکیشو من بنویسم. فقط یکی.

کوین، قلم پر عروسکی اش را در دست گرفته بود و با شور و هیجان بالا و پایین می پرید.

بلاتریکس با جدیت به سمت عقب هلش داد.
_ بچه اینا که بازی نیستن. برو عقب. تو هنوز فرق 6 رو با 9 نمی دونی.

کوین بغض کرد و در گوشه ای نشست.


ساعاتی بعد در نقطه ای بسیار متروکه!

دوریا نفس نفس زنان آخرین قدم ها را هم برداشت. اگر‌می دانست کل راه قرار است سربالایی باشد هرگز هوس پیاده روی به سرش نمی زد.

نقشه اش را باز کرد و نگاهی به آن انداخت.
- همینجاست. تا چند دقیقه دیگه باید پیداش بشه. بهتره قایم بشم.

به دنبال بوته یا درخت مناسبی گشت.
ماموریتش ساده بود. سر ساعت باید در این محل که ظاهرا هیچ موجود زنده ای از آن گذر نمی کرد حاضر می شد و هدف را منهدم می کرد.

در گوشه ای به انتظار نشست.

طولی نکشید که هدفش از دور پدیدار شد. دستش را سایبان صورتش کرد.

- چقدر شبیه آیلینه.

هدف نزدیک تر شد... و خودش بود. آیلین!

او هم با دقت اطرافش را بررسی می کرد.

دوریا کمی تردید کرد. ولی ماموریت مشخص بود. در فرصتی مناسب، چوب دستی اش را بیرون کشید و از مخفیگاه خارج شد.

آیلین با شنیدن صدای شاخ و برگ ها از جا پرید و وحشتزده به دوریا خیره شد.
- تو؟... اینجا؟... یعنی...

دستش برای بیرون کشیدن چوب دستی به سمت کمربندش رفت. ولی دوریا اخطار داد.
- دست بهش نزن‌. من نمی دونم چیکار کردی که بدون هیچ توضیحی منو برای کشتنت فرستادن‌.

چشمان آیلین از تعجب گرد شد.
- تو رو فرستادن؟ منو برای کشتن تو فرستادن. برگه‌ ماموریتم تو جیبمه.

دوریا خنده ای کرد.
- چیزی که تو جیبته چوب دستیته و من احمق نیستم آیلین. به من گفته شد توی این ساعت هیچ شخصی بجز من و هدف اینجا نیست. الانم اینجا من هستم و تو. می دونی که مرگخوارا همه چی رو زیر نظر دارن.

آیلین می دانست. او هم‌ گیج شده بود. صبح همان روز برگه ماموریتش را دریافت کرده بود.

صدای سوت آهنگینی که از فاصله ای نزدیک به گوش رسید باعث شد دو مرگخوار موقتا جر و بحث را کنار بگذارند و پشت درختی پنهان شوند.

آرتور ویزلی در حالی که دست هایش در جیبش بود و با خوشحالی سوت می زد به سمت آن ها در حرکت بود.

آیلین به دوریا نگاه کرد.
- هدف...

و دوریا ادامه داد:
- اینه!


صبح همان روز:


- کی گفته من فرق 9 و 6 رو نمی دونم؟ خیلی هم خوب می دونم. ماموریت خاله دوریا شاعت ده و نه دقیقه باشه. ( 10:06) بعدشم چرا تهنا؟ تهنایی اشلا خوب نیست. خاله آیلین رو هم بفرشتم با هم باژی کنن سرشون گرم بشه. اینم شاعت ده و شیش دقیقه( 10:09) بفرشتم که خاله دوریا شورپرایز و خوشحال بشه. آره. این خوبه. همه ماموریتا رو باید بشپرن به من.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۱۸ چهارشنبه ۸ آذر ۱۴۰۲

اسلیترین، مرگخواران

ایوان روزیه


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۱ یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۸:۵۶:۴۳ شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲
از سر قبرم
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
مرگخوار
اسلیترین
پیام: 1495
آفلاین
نتیجه دوئل جینی ویزلی و تلما هلمز:

امتیازهای داور اول:
جینی ویزلی: ۲۱ - تلما هلمز: ۰

امتیازهای داور دوم:
جینی ویزلی: ۲۳.۵ - تلما هلمز: ۰

امتیازهای داور سوم:
جینی ویزلی: ۲۰ - تلما هلمز: ۰

امتیازهای نهایی:
جینی ویزلی: ۲۱.۵ - تلما هلمز: ۰

برنده دوئل: جینی ویزلی!

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-


رون ویزلی همان طور که در طول اتاقش رژه میرفت زیر لب یک ریز غر میزد:
- آخه من نمیفهمم، چرا این بچه همیشه دنبال شر میگرده؟ اصلا چرا شر اینقدر دنبال اون میگرده؟ من چه اشتباهی کردم اون روز تو قطار با این بشر دوست شدم ها! یه روز باید با ترول بجنگیم، یه روز اساتید قصد جونمون رو میکنن. ای بمیری رون ویزلی با این دوست انتخاب کردنت! اگه آخر یه روز این بچه پولدار تو رو به کشتن نداد!

مالی آن روز یک دعوای حسابی سر صبحانه راه انداخته بود و همه بچه ها را به خاطر کوتاهی در انجام وظایفشان در خانه توبیخ کرده بود. رون هم مانند همیشه، وقتی که تحت فشار قرار میگرفت یاد تمام بدبختی هایش میفتاد و داشت زیر لب به هری فحش میداد. چون از نظر رون مقصر تمام بدبختی ها و گرفتاری هایش او بود!

تق تق تق...

رون با عصبانیت در را باز کرد و گفت:
- چیه؟ آدم تو این خونه دو دقیقه نمیتونه تنها بمونه؟ چه اشتباهی کردم برای تعطیلات نیم ترم برگشتم...

جمله رون با دیدن صورت گرفته و درهم خواهر کوچکش جینی ناتمام ماند.
- جینی؟ چی شده؟

جینی در حالی که سرش را پایین انداخته بود یک کاغذ پوستی به دست رون داد. رون کاغذ را گرفت تا نگاهی به آن بیندازد. روی کاغذ با جوهری زرد رنگ نقاشی افتضاحی از جینی کشیده شده بود و زیرش هم عبارت "ترسو" به چشم میخورد.

رون با سردرگمی گفت:
- این دیگه چیه جینی؟

جینی با لحنی گرفته و غمگین گفت:
- تلما...اون همیشه توی مدرسه اذیتم میکنه. بهم میگه تو ترسویی. قبل از تعطیلات بهم گفت اگه میخوای ثابت کنی که ترسو نیستی باید باهام دوئل کنی. ولی چون قبول نکردم هر روز از این پیام ها برام میفرسته. نمیدونم باید از دستش چیکار کنم.

رون دستی به سرش کشید و گفت:
- ببین جینی من میدونم که تو اهل مقابله و جنگ و دعوا نیستی. منم نیستم. ولی یه سری جاها باید از خودت دفاع کنی. مرلین هری رو لعنت کنه! یه نگاهی به من بنداز! من حتی یه وقتایی مجبور میشم از اون دفاع کنم! اگه الان جلو این قلدری ها در نیای، هیچ وقت نمیتونی از شرشون خلاص بشی. تو یه ویزلی هستی دختر...برو بهشون نشون بده با کی طرفه! خاندان ما قرن ها به محافظه کار بودن...یعنی چیز شجاعت معروف بودن!

جینی سری تکان داد و به اتاقش برگشت. در ذهنش بلبشو عظیمی به راه افتاده بود. او هیچ وقت اهل درگیری و حاشیه نبود. دوست نداشت کاری به کار کسی داشته باشد. اما حق با رون بود، شاید اگر امروز جلوی این موضوع را نمیگرفت واقعا مجبور میشد تا آخر عمر این وضع را تحمل کند. برای همین قلم پرش را برداشت و روی کاغذ نوشت:
...اولین روز مدرسه بعد از تعطیلات، پشت درخت بید کتک زن. آماده دوئل باش تلما...

بعد دوان دوان به سمت اتاق پرسی رفت تا جغدش را برای فرستادن نامه قرض بگیرد.

یک هفته بعد:

- واوووو جینی! واقعا باورم نمیشه که اینجایی! وقتی یادداشت دعوتت به دستم رسید فکر میکردم فقط میخوای شوخی کنی. ولی تو اومدی.

جینی با خشم دندان هایش را بهم فشار داد و گفت:
- تمومش کن تلما. من فقط به این خاطر قبول کردم که بعد از این دوئل دیگه هیچ وقت منو اذیت نکنی. حالا چوب دستیت رو در بیار و آماده باش!

تلما با پوزخندی چوب دستی اش را بالا آورد و قبل از آنکه به جینی فرصت بدهد طلسمی به سمتش فرستاد. جینی که جا خورده بود به عقب پرید و طلسم با چند میلیمتر اختلاف از کنار صورتش رد شد. او که حالا عصبانی و خشمگین بود بدون اینکه وقت را تلف کند چوب دستی اش را بیرون کشید و طلسم خلع سلاحی را که رون یادش داده بود اجرا کرد.

طلسم به تلما برخورد کرد اما بر خلاف انتظار جینی چوبدستی از دستان تلما نیفتاد. بلکه نوری خیره کننده همانند صاعقه به تلما برخورد کرد و لحظه ای بعد دیگر اثری از او نبود!

جینی با تعجب به جایی که تلما ایستاده بود نگاه کرد. هیچ اثری از او نبود. انگار نه انگار که همین چند لحظه پیش تلما هلمز آنجا ایستاده بود و با چشم های وحشت زده به طلسمی که به سمتش روانه میشد نگاه میکرد. احتمالا طلسمی که رون یادش داده بود را اشتباه تلفظ کرده بود. در کمال تعجب و بر خلاف انتظارش هیچ اثری از دستپاچگی و ترس در وجودش حس نمیکرد. حتی برایش مهم نبود که چه بلایی به سر تلما آمده است. بیشتر احساس میکرد که بار سنگینی از روی دوشش برداشته شده. برای آخرین بار نگاهی به جایی که تلما ایستاده بود انداخت و بعد شانه هایش را بالا انداخت و سرخوشانه و شلنگ تخته کنان از آنجا دور شد!


ایوان روزیه...اسکلتی که وجود ندارد!


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۱:۱۴ پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۳۳:۴۷
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6941
آفلاین
دوئل کننده های جدید عزیز. دقت کنین که توضیحاتی که برای سوژه داده می شه مهم تره. سوژه شما اونه. اون یکی دو کلمه ای که نوشته می شه فقط اسم سوژه اس. طبق توضیحات بنویسین.


سوژه دوئل جینی ویزلی و تلما هلمز: مفقود!

توضیح: نزدیک ترین دوست( اعضای خانواده هم می شه) شما ناپدید شده. ولی ظاهرا کسی دنبالش نمی گرده یا حتی اهمیتی به این موضوع نمی ده. توضیح بدین که چیکار می کنین. دنبالش می گردین؟ پیداش می کنین و می فهمین چه اتفاقی براش افتاده؟


برای ارسال پست در باشگاه دوئل ده روز( تا ۲۳:۵۹ یکشنبه 5 آذر) فرصت دارید.


جان سالم به در ببرید.

..................................................................


آیلین و دوریا!


به به! چه دوئل کننده های کم خرجی. بفرمایین. دو هفته( تا 23:59 جمعه 10 آذر) فرصت دارین.


شما هم جان سالم به در ببرید!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۹:۱۴ پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲

ریونکلاو، مرگخواران

آیلین پرینس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۲ پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۴:۳۵
از من به تو نصیحت...
گروه:
مترجم
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
مرگخوار
پیام: 299
آفلاین
سلام.

درخواست دوئل هماهنگ شده با دوریا بلک، موضوع آزاد و دو هفته زمان.


............................... Bird of death ................................

تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۱:۳۳ چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۲

گریفیندور، مرگخواران

تلما هلمز


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ جمعه ۱۴ مهر ۱۴۰۲
آخرین ورود:
۱۱:۴۵:۲۵ چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲
از لبخند های دروغین متنفرم!
گروه:
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
مرگخوار
پیام: 104
آفلاین
سلام. درخواست دوئل جینی ویزلی رو با افتخار قبول میکنم:)


یه گریفیندوری مرگخوار


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۲۱ چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۲

گریفیندور

جینی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۴۳ پنجشنبه ۴ آبان ۱۴۰۲
آخرین ورود:
دیروز ۱۱:۳۸:۳۲
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 80
آفلاین
سلام. درخواست دوئل با تلما هلمزرو داشتم.


یک گریفندوریتصویر کوچک شده!







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.