هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۳:۰۰ چهارشنبه ۷ آذر ۱۳۸۶
#25

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱۶:۵۴:۵۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5905
آفلاین
نقد پست شماره 14 بحبوحه ای درسیاهی پرسی ویزلی

اولا اسم این تاپیک اشتباهه.بحبوحه به معنای وسط و درمیانه.و بحبوحه ای درسیاهی معنی نمیده.

نقد پست:

پرسی عزیز
کلا پست زیبایی بود.حتی من که زیاد طرفدار پستهای جدی نیستم از خوندنش لذت بردم.توصیفات زیبا و بجاییی بکار برده بودی.پستت قشنگ شروع شده.توصیفاتت بعضی جاها اشکالات کوچکی داشت که بهتره در پستهای جدی بیشتر رعایت بشه.

نقل قول:
باد چنگ می انداخت و تنها خواسته اش این بود که زمین را از جا بکند ، درختان پوسیده و کهن به جان یکدیگر افتاده بودند.


بهتر بود اشاره میکردی که درختان در اثر وزش باد به جان یکدیگر افتاده بودند.مثلا این دو جمله میتونست اینجوری در هم ادغام بشه:
بادبر درختان پوسیده و کهن چنگ زده و آنها را به جان یکدیگر می انداخت.گویی تنها خواسته اش این بود که زمین را(یا آنها را) از جا بکند.

نقل قول:
برق کماکان در حال کشیدن نقشه مورد نظرش روی آسمان بود و مادامی که ایده اش درست از آب در نمی آمدناراحتی خود را با رعد نمایان میکرد .

این قسمت واقعا زیبا بود.البته من یک جابجایی کوچیک بین کلمات ناراحتی و رعد انجام دادم.

نقل قول:
دو جادوگر ردا سیاه و چوبدستی به دست ، ماندانگاس فلچر را به اعماق جنگل می بردند.

بکار بردن کلمه ردا سیاه زیاد جالب نبود.بهتر بود این عبارت نوشته میشد:دو جادوگر سیاهپوش...یا دو جادوگر با رداهای سیاه.

نقل قول:
چوبدستی ای که اندازه گردنش بود


لازم نبود اندازه چوب دستی گفته بشه.چون این روش وقتی به کار میره که اندازه اون شیء بطور غیر عادی بزرگ یا کوچیک باشه.در اینجا اندازه چوب دستی عجیب نبوده.و ضمنا اندازه چوب دستی ربطی به کارایی اون نداره ودلیلی برای ترس از اون وجود نداشته.

نقل قول:
پرسی ویزلی از او کینه ای عمیق و نفرت انگیز در دل داشت.

کینه نمیتونه نفرت انگیز باشه.کینه نفرت انگیز معنیش کینه ای که باعث نفرت میشه نیست.صفت عمیق کاملا مناسب و بجا و کافی بود.نفرت میتونست در کنار کینه بکار برده بشه:کینه و نفرتی عمیق.

نقل قول:
« فقط به خاطر لرد سیاه ... شک نکن که فقط به خاطر لرد سیاه بود که حاضر نشدم چوبدستی رو به زحمت بندازم و یه باریکه پرتوی سبز رنگه مامانیش رو به خاطر تو حروم کنم ... حیف که میخوایم جای اون احمقه ابله رو پیدا کنیم و گرنه اصلا علاقه ای به این ندارم که کودنی مثل تو رو دنبال خودمون این ور و اون ور بکشیم ... حیف ! حیف که این آخرین باری هست که کسی رو لو میدی !! »


نفرت پرسی با حرفهای پر از نیش و کنایه و لحن تمسخر آمیزش کاملا مناسب و خوب نشون داده شده.

نقل قول:
با صدای خش دار و کشداری ماندانگاس را مورد خطاب قرار داد.


صدای خش دار درسته ولی به نظر من صدا نمیتونه کش دار باشه.این لحنه که کش دار میشه.بهتر بود مینوشتین لحن کش دار.

نقل قول:
دقایقی که گویا به ساعت ها می انجامید از کلبه خارج شدند .


اینطوری فکر کنم بهتر بشه:دقایقی که گویا سپری شدنشان ساعتها به طول می انجامید.

نقل قول:
جادوگری که نامش بلیز بود ، سری تکان داد و با حرکت ملایم چوبدستی اش درب اتاق را در هم کوبید و وارد کلبه شدند ... دقایقی که گویا به ساعت ها می انجامید از کلبه خارج شدند ... ماندان نه ! این بار کسی که در تیر رس چوبدستی پرسی بود ، آلبوس دامبلدور بود ... قدرتمند ترین جادوگر قرن !


این پاراگراف کمی مبهم بود.با توجه به اینکه نقطه اوج پست همینجاست بهتر بود کمی بیشتر بهش پرداخته میشد.

نقل قول:
باد با زوزه های دردناکش درب کوچک تک پنجره چوبی کلبه را در هم کوبید ، موهای موج دار ماندانگاس در رژه باد میرقصیدند و چشمان نیمه بازش گرد و غباری که از پنجره وارد کلبه میشد را رویت میکرد و دهان بازش نشان از اعتراض بود ، شاید اعتراض به آخرین تهدید های سرد و خشک پرسی ... جسم بی ارزشش روی کف پوش اتاق بی حرکت مانده بود و روحش در دنیایی دیگر سیر میکرد ... او مرده بود !

این قسمت هم جالب بود..مرگ ماندانگاس خیلی خوب توصیف شد.

علاوه بر توصیفات زیبا نکات مثبت زیادی به چشم میخورد.

هدف دو مرگخوار تا آخر پست لو نرفت و این جالب و هیجان انگیز بود.
نفرت مرگخوارها به خوبی احساس وبه خواننده منتقل میشد.
فضاسازی یکی از مهمترین بخشهای پست جدی به شمار میره که این نکته در پست شما به خوبی رعایت شده بود.با توضیحاتتون درباره وزش بادو رعد و برق فضای وهم آور جنگل رو کاملا میشد حس کرد.

موفق باشید.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۸۶/۹/۷ ۱۳:۱۲:۲۲

I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها


Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۰:۵۳ یکشنبه ۴ آذر ۱۳۸۶
#24

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱۶:۵۴:۵۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5905
آفلاین
پست شماره 498 شکنجه گاه و198 کافه محفل ققنوس
زننده پست:یاکسلی
------------------------------------------------
با خوندن هر دو پست یاکسلی درکافه محفل ققنوس و شکنجه گاه متوجه نکته های اساسی شدم که رعایت نشده بود.

1-در تاپیک کافه محفل ققنوس پست شما ربطی به پست قبلی نداشت.علتشو متوجه نشدم.انگار اصلا متوجه ماجرا نشده بودین.درحالیکه در شکنجه گاه این مشکل وجود نداشت.مهمترین اصل در تاپیکهای رول ادامه دادن پست قبلیه که باید رعایت بشه.من خلاصه ها روبرای همین میذارم که زیاد وقتتون برای خوندن بیست تاپست گرفته نشه.

2-شخصیت افرادو اصلا در نظر نگرفتین.در شکنجه گاه یاکسلی طوری با لرد صحبت میکنه که انگار دوست چندین و چند سالشه.حتی اونو ولدی خطاب میکنه که این امکان نداره.باید در نوشتن دیالوگها حتما اونا رو طبق شخصیت افراد بنویسین.لرد نه با مرگخوارهاش شوخی میکنه نه صمیمی میشه.مرگخوارها میتونن با هم شوخی کنن ولی با لرد نه.

3-بعضی جمله بندیهاتون احتیاج به کمی کار داره.مثلا این مورد:
نقل قول:
یاک با عصبانیت دادی زد که همانند گرز مرلین بر سر همه زد


این جمله کلا از نظر من مناسب نیست ولی به هرحال میتونست به این صورت نوشته بشه:یاکسلی فریادی زد که مانند گرز مرلین بر سر همه فرود آمد.

4-منطق رو در پستتون رعایت کنین.در شکنجه گاه نوشتین:
نقل قول:
ناگهان سارا خودش را آزاد کرد


چطوری آزاد کرد؟سارا طلسم شده بود.چوب دستی هم نداشت.نمیتونست خودشو آزاد کنه.حداقل باید برای آزادیش دلیل منطقی می آوردین.مثلا میتونستین بگین یکی از مرگخوارها موقع خروج اشتباهی چوب دستی سارا رو جا گذاشت و اون موفق شد برش داره و خودشو آزاد کنه.باید کمی بیشتر توضیح میدادین.

5-ازدیالوگها و توضیحات اضافی خودداری کنین.مثل این قسمت در شکنجه گاه:
نقل قول:
یاک با عصبانیت دادی زد که همانند گرز مرلین بر سر همه زد:
-اروم داردم میام برید بیرون....
3 نفر مرگخوار به بیرون رفتند .
-خوب بگین...
یاکسلی: از این بحث ها گذشته ...
لرد: چرا ؟
ایگور :مگه نمیدونین.صبر کنین الان براتون تعریف میکنم


احتیاجی به این همه دیالوگ نبود.یاکسلی متونست مستقیما حرفشو بزنه.اون اصولا نباید جرات میکرد اینطور با کنایه با لرد صحبت کنه.

6-استفاده بیجا از سه نقطه کمی پستتونو شلوغ کرده.مثل این مورد:
نقل قول:
منم دنبال بارتی رفتم ...چوبدستیم مثل همیشه حاضر و اماده بود...دنبالش رفتم.


اینجا نیازی به سه نقطه نیست.نقطه کافی بود.

7-درمورد اشتباهات تایپی و املایی کمی دقت کنین.البته زیاد نبودن.یکیش ابوهت بود که باید بصورت ابهت نوشته میشد.یا واقا که باید بصورت واقعا نوشته میشد.

پستتون نکات مثبت هم داشت.مثلا در فضاسازی زیاده روی نمیکنین.فضاسازی زیاد ممکنه پست رو خسته کننده کنه.نوشتن دیالوگها بصورت جدا هم از نکات خوب پستهای شما بود.پستتون نه خیلی کوتاه بود نه خیلی طولانی.اندازه اش کاملا مناسب بود.استفاده نکردن(یااستفاده کم)از شکلک باعث زیبایی پست شما شده بود. موفق باشید.


I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها


Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۸:۵۱ دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶
#23

پیتر پتی گروold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۰۹ دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۲:۳۱ شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۶
از اوج!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 58
آفلاین
مکان : دژ مرگ
زننده پست : پیوز
شماره پست : 485
نقد :
اشکالات پست شما :
از شکلک خیلی خیلی زیاد استفاده کرده بودی و در عوض از توصیفات چهره اصلاً استفاده نکرده بودی!
بهتر بود به جای بعضی از شکلک ها که میشه اونها رو به راحتی توصیف کرد از حالات چهره استفاده میکردی!
پستت پارگراف بندی مناسبی نداشت.
سوژه رو خوب پیش نبرده بودی ، و در آخر یکم سوژه قفل شده بود...
در کل پستت جای کار خیلی زیادی داشت و معلوم بود که خیلی سریع نوشتیش.

نکات مثبت پست :
طول پستت بهترین گزینه پستت بود!
خیلی طول پستت مناسب بود و با اینکه سوژه رو خیلی خوب پیش نبرده بودی باز هم تونستی با ظرافت یک سوژه تقریباً جدید رو بدی به نفر بعدی که میخواد پست بزنه

امتیاز : در کل 50 از 100

--------------------------------------------


تصویر کوچک شده
شناسه قدیم من : بورگین


Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۳:۰۱ دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶
#22

پیتر پتی گروold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۰۹ دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۲:۳۱ شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۶
از اوج!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 58
آفلاین
مکان : دژ مرگ
زننده پست : آنتونین دالاهوف
شماره پست : 482
نقد :
اشکالات پست شما : نداشتن پاراگراف بندی متعادل یکمی تو ذوق میزد و باعث میشد که پستت بد جلوه کنه!
بهتر بود از پاراگراف بندی مناسب تری استفاده میکردی.
در اول جملت نوشته بودی که :
نقل قول:
خفاش ها مشغول شکار شبانه و مرگخوارها مشغول یه قل دو قل!

!
این جمله فعل نداره!
اینجوری مینوشتی خیلی بهتر بود:
خفاش ها مشغول شکار شبانه بودند و مرگ خوار ها مشغول یه قل دو قل بازی کردن!
اینجوری که یه قل دو قل رو برای مرگ خوارا وصف کردی اصلاً معلوم نمیشه دارن با یه قل دو قل چی کار میکنن
کاشکی یکم هم از توصیفات صورت و چهره استفاده میکردی اینجوری بهتر بود ولی در کل خوب بود!

نکات مثبت پست :
از تیکه های طنز بسیار خوب و ظریف و مناسبی استفاده کرده بودی
پستت از اون پست ها بود که توصیفاتش جدی بود ولی توش طنز هم همراه بود... خودم هم از اینجور پست ها خوشم میاد و طرفدارشم !
در مورد سوژه هم ظرافت خیلی خوبی به کار برده بودی و داستان رو خیلی خوب جلو برده بودی.
در آخر پستت هم طوری تموم کرده بودی که دست نفر بعدی رو باز میذاره برای ادامه سوژه
در کل پست خوب و مناسبی بود!

امتیاز : در کل 70 از 100


تصویر کوچک شده
شناسه قدیم من : بورگین


Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۱:۳۷ دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۶
#21

بورگینold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۸:۴۸ دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۴:۵۶ چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷
از دژ مرگ
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 518
آفلاین
مکان : خاطرات مرگ خواران
زننده پست : سوروس اسنیپ
شماره پست : 76
نقد :
اشکالات پست شما : تقریباً از یک سوژه پی روی نکرده بودی ... سوژت جای کار خیلی خیلی بیشتری داشت و بیشتر به درد پست های ادامه دار میخورد.
پایان رو ناقص تموم کرده بودی.
یک نکته که در سرتاسر پستت به چشمم میخورد این بود که اصلاً از قواعد گرامری خوب استفاده نکرده بودی!
مثلاً وقتی جمله ات تموم شده و رفته بودی سر خط اصلاً نقطه رو در آخر جمله ات به کار نبرده بودی

نکات مثبت پست : از شکلک ها خوب ، به موقع و به جا استفاده کرده بودی.
پاراگراف بندیت خوب بود و از تیکه های طنز بسیار جالبی الی الخصوص در پاراگراف اول استفاده کرده بودی.
نقل قول:
دالاهوف:خوب نوبت تو بلیز، حییوون با م بگو
بلیز:محفلی


امتیاز : در کل 50 از 100
شما با این پست یک قدم به ارباب نزدیک شدی
--------------------------------------------------------------------------
مکان : دژ مرگ
زننده پست : ایگور کارکاروف
شماره پست : 483
نقد:
اشکالات پست شما : انگار تنها اشکالی که زیاد تو چشم میخوره مشکل پاراگراف بندیتونه!
برای اینکه نه فردی که داستان رو میخونه کور خطی بگیره و نه مشکلی تو پاراگراف بندی ایجاد بشه بهتره فقط وقتی که مکان داستان عوض میشه دو خط جا بگذاری . اینجوری بهتر میشه.

نکات مثبت پست : از تیکه های طنز خوبی استفاده کرده بودی و شکلک ها رو درست و به جا و مناسب به کار برده بودی.
سوژه و داستان رو زیاد پیش نبرده بودی ولی رو همون سوژه کار کرده بودی و تقویتش کردی برای نفر بعدی که میخواد پست بزنه.
رئیس قبیله مرگ خواران رو خیلی خوب توصیف کرده بودی ... به طوری که من تونستم قشنگ رئیس رو جلوی چشام تصور کنم !

امتیاز : در کل 80 از 100 ... البته چون شما خودتون معاونید بسته به مقیاس خودتون خودتون رو به لرد نزدک کنید ( ما که در برابر معاونین لرد کاره ای نیستیم! )


ویرایش شده توسط بورگین در تاریخ ۱۳۸۶/۴/۱۱ ۱۱:۴۰:۰۰


Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۳:۲۶ پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۶
#20

پرسی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۱:۵۷ یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3757
آفلاین
نقد پست نیروگاه اتمی سیاهان

پست لارتن کرپسلی ( 126 )

پست خوبی بود ، پاراگراف بندی رو خوب رعایت کرده بودی و فاصله ها خوب بود و در کل پستت ظاهر مناسبی داشت و به غیر از یکی دو مورد غلط املایی دیگه ای در پستت دیده نمیشد !

چند مورد کوچک رو توضیح میدم :

خیلی سوژه رو سریع پیش بردی و این کوتاه نویسیت باعث شده که به پست قبلی وفادار نباشی و خواننده متوجه نشه که به سرعت چقدر اتفاقات افتاده !

تقریبا پست رو قبلی رو به صورت پایان باز ادامه دادی ، ولی بهتر بود مینوشتی که مرگخواران چطور به هم پیوستند و چطور لارتن شنل نامرئی رو از درون ساختمان پیدا کرد .

نقل قول:
دو نفر بیاین توی آزمایشگاه! بقیه هم جلوی در وایستین! طرف نامرئی شده!


میتونستی این بخش رو که میشه گفت مهمترین بخش نوشتت هست جذاب تر و اکشن ( !! ) تر بنویسی . مثلا :
دو نفر یکی از درب ورودی و یکی از درب خروجی وارد آزمایشگاه بشن ! بقیه افراد هم در دو طرف آزمایشگاه مستقر بشن ، جاسوس مورد نظر نامرئی شده ، باید تمام راههای فرار رو ببندید !


در کل ایراد مهمی به پستت وارد نیست !

من به این پست از 20 امتیاز 18 میدم و این امتیاز خیلی خوبی هست


ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در تاریخ ۱۳۸۶/۴/۱ ۰:۰۱:۴۵

چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۰:۲۹ پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۶
#19

پرسی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۱:۵۷ یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3757
آفلاین
نقد پستهای نیروگاه اتمی سیاهان

پست ویولت بودلر ( 124 )

پست خوبی بود ، چند مورد هست که در زیر توضیح داده میشه :

اولین مورد پاراگراف بندی نوشتت هست که خوب نیست و باعث سردرگمی بیشتر خواننده میشه ، مثلا برای داشتن پاراگراف بندی بهتر میتونی بین سطرهای نوشتت یک خط فاصله بزاری و یا دیالوگ ها رو از توصیف ها جدا کنی ، مثلا پست لارتن کرپسلی از لحاظ پاراگراف بندی و رعایت فاصله ها یه پست خوب و ایده آل هست .

پست قبلی رو خوب ادامه داده بودی و غلط املایی هم نداشتی .

در مورد نوشتت هم بعضی از نکات کوچک رو توضیح بیشتری میدم :


نقل قول:
ببخش آنتونین!من باید به محفل کمک کنم چون در غیر این صورت در خطر میفتم.


باید توجه داشته باشی که یک محفلی و مرگخوار با هم دوست نیستند و نیازی نیست که برای گرفتار کردن هم دیگه از هم عذرخواهی کنند !
در مورد اینکه اگر به محفل کمک نکنی به خطر میفتی باید بگم که بهتر بود مینوشتی :
من به محفل ققنوس وفادارم و تنها دلیلم برای گرفتار کردن تو این هست که دارم انجام وظیفه میکنم تا محفل از سیاه ها پیشی بگیره !

نقل قول:
او را ناپدید و با دقت به چاله ای پنهان در تاریکی منتقل کرد


بهترین کار این بود که او را ناپدید کند ! پس به اولین چیزی که به ذهنش رسید تکیه کرد ؛ او را در یکی از چاله های زیر زمینی که زمانی آواداکدوارای غنی شده در آن نگه داری میشد منتقل و زندانی کرد .


نقل قول:
بلیز با تعجب پرسید:من نمیدونم چرا تا حالا پیوز خبری به ما نداده.قرار بود همین که اونا رو جا به جا کرد بهمون خبر بده!


بهتر بود برای این مورد توضیح بیشتری میدادی ، چون الان نظر بلیز کاملا گنگ به نظر میرسه که پیوز قرار بود چه چیزی رو جا به جا کنه و یا برای چی باید به اونها خبر بده ، مثلا میتونستی بنویسی : بلیز با تعجب گفت : من نمیدونم چرا تا حالا پیوز خبری به ما نداده ، مثلا قرار بود بعد از جابجایی بسته های جدید آواداکدوارای غنی شده در مورد پیشرفت نیروگاه اعلام وضعیت کنه ها !



نقل قول:
لحن جدی پیوز شوخی را از سر بلیز پراند:بس کن بلیز.اینا دیگه اصلا به حرف من گوش نمیدن خیلی بی قرار شدن.کم کم دارم احساس ناامیدی میکنم.علاوه بر اون نمیدونم چرا..


جدیتی که در لحن پیوز بود ، نیشخند تمسخر آمیز بلیز را روی لبش خشکاند


نقل قول:
لحن مضطرب پیوز بلیز را هم نگران کرد


صدای مضطرب پیوز نگرانی بلیز را بیش از پیش افزایش داد


میتونستی خیلی از موارد رو جایگزین کنی همونطور که نوشتم ، با اینکه نوشتت رو طولانی تر میکنه ولی دیالوگ ها و فضا رو برای خواننده مفهوم تر میکنه ، مثلا کمتر استفاده کردن از کلمات تکراری هم به نوشتن بهتر کمک میکنه ، مثلا به جای دو بار نوشتن لحن همونطور که در بالا نوشتم میتونی از صدا استفاده کنی و به همین ترتیب !

جالبترین بخش پستت که از نظر من جالب بود اینجا بود : دستی به موهایش کشید که کم کم داشت رنگ نارنجیش را باز میافت !


در کل نوشته خوبی ارائه دادی

به این پست از 20 امتیاز 17 امتیاز تعلق میگیره ، امتیاز خوبی هست
================

پست پیوز ( 125 )

نوشته خوبی بود ، پاراگراف بندی خوبی داشت و دیالوگ ها و توصیف ها و فضا سازی به خوبی از هم تجزیه شده بودند ، غلط املایی هم در نوشتت نبود ، چند مورد هست که در زیر بهش اشاره میکنم

اول اینکه با اینکه خوب موقعیت ها رو از هم جدا کرده بودی ولی بهتر هست برای جدا کردن موقعیت ها به جای <><> از نام محل استفاده کنی !
مثال :
نقل قول:
هیچی .. ایگور جان من با مورگان ارتباط بر قرار کردم ... اما از توی بی سیمش فقط صدای ناله میاد ... بگردین پیداش کنید حتما یه جایی سر به نیستش کردن ! »
<><><><><><><><><><><><><><>
لارتن با ناراحتی به سمت هدف اصلیش حرکت کرد.


هیچی .. ایگور جان من با مورگان ارتباط بر قرار کردم ... اما از توی بی سیمش فقط صدای ناله میاد ... بگردین پیداش کنید حتما یه جایی سر به نیستش کردن ! »

در سالن اصلی نیروگاه
لارتن با ناراحتی به سمت هدف اصلیش حرکت کرد.


دوم اینکه سعی کن از ... کمتر استفاده کنی در نوشتت چون استفاده زیاد از سه نقطه ظاهر پستت رو به هم میریزه و در کل جالب نیست ، پیشنهاد میکنم به جای استفاده از سه نقطه از ویرگول استفاده کنی !


در آخر هم تعدادی نکته و راهنمایی در مورد نوشتت میگم :

نقل قول:
پیوز با تردید شروع کرد اما هر کلمه را که بر زبان می آورد صدایش محکم تر میشد


پیوز با تردید شروع به صحبت کرد ، اما جاری شدن هر کلمه بر زبانش تحکم و جرئت بیشتری به صدایش القا میکرد .

نقل قول:
آنتونین چشمانش را باز کرد. او در فضایی تاریک و تنگ اسیر شده بود. سعی کرد خاطراتش را به یاد بیاورد. مورگان .. جاسوس محفل ... سانتریفوژ ... هدف اصلی !
آنتونین از جا پرید و چوبدستی اش را بلند کرد و گفت : « لوموس »
با روشن شدن محیط آنتونین بدون اینکه به اطراف نگاه کند بی سیمش را از روی زمین برداشت !


در این بخش نوشتت سعی داشت آنتونین رو نجات بدی و البته با عجله این کار رو کردی ، باید پست قبل رو با دقت بیشتری میخوندی ، آنتونین کاملا توسط طناب ها بسته شده بود ، پس نمیتونست به این راحتی از جا بپره و از چوبدستیش استفاده کنه و یا بی سیم رو دستش بگیره میتونستی بنویسی :

آنتونین که به آرامی چشمانش را باز کرد ، او در فضای گرفته و تاریکی اسیر شده بود . سعی داشت خاطراتش را به یاد بیاورد ، مورگان ، محفل ، سانتریفوژ ، هدف اصلی !
نه ! باید دست به کار میشد ، با اینکه سخت طناب پیچ شده بود ، سعی داشت به چوبدستی و بی سیمش که بی تحرک مقابلش افتاده بودند دست یابد .
در حالیکه که احاطه طناب باعث شده میشد لحظه به لحظه از درد بیشتر به خودش بپیچد ، سعی داشت سینه خیز به جلو حرکت کند ، بعد از مدت کوتاهی تلاش بالاخره به بی سیم رسیده بود و ...

میتونستی با این سبک نوشتن هیجان نوشتت رو بالا ببری و به واقعیت نزدیکترش کنی !

در کل نوشته خوبی ارائه کردی و موضوع رو خوب پیش بردی !

طبق امتیاز دهی مرگخواران برای این پست 2 قدم به ارباب نزدیک تر شدی


ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۳۱ ۲۳:۰۲:۵۹
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در تاریخ ۱۳۸۶/۴/۱ ۰:۰۷:۰۶

چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۴۹ پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۶
#18

پرسی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۱:۵۷ یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3757
آفلاین
بررسی پستهای نیروگاه اتمی سیاهان

پست آنتونین دالاهوف ( 122 )

پست قبلی رو خوب ادامه داده بودی و خوب سوژه رو پیش بردی ، مشکل خاصی نداشت پستت به جز چند مورد :
اول اینکه پاراگراف بندی رو خوب رعایت نکرده بودی و ظاهر پستت تا حدودی به هم ریخته بود ، سعی کن پاراگراف بندی رو بیشتر رعایت کنی و بین هر قسمت نوشتت فاصله بزاری .

دوم اینکه غلط های املایی های کوچک ولی نسبتا زیادی در نوشتت بود .

آخرین مورد هم که بیشتر سلیقه ای هست و صرفا یک پیشنهاده این هست که سعی کن برای دیالوگ ها از : استفاده کنی تا _ چون ظاهر پستت رو به هم میریزه و باعث میشه متوجه نشی که این _ مربوط به کدوم دیالوگ هست . در ضمن : باعث میشه که قبلش بتونی از توصیف حالات هم استفاده کنی ، با توجه به این مورد این بخش پستت رو اصلاح میکنم :


نقل قول:
_ببین آنتونی یه چیز این وسط درست نیست...یعنی بدجوری شک منو برانگیخته!
_چی؟
_حتما فهمیدی که 3 تا سانتریفیوژ دود شدن رفتن هوا
_آره


اصلاح :

ایگور در حالیکه سعی داشت حواسش را روی نقشه نیروگاه متمرکز کند گفت : ببین آنتونی یه چیز این وسط درست نیست...یعنی بدجوری شک منو برانگیخته!

آنتونین که منظور ایگور رو متوجه نشده بود گفت : چی ؟

او که سعی داشت کارکنان نیر.گاه را از طریق نقشه زیر نظر بگیرد ، همانطور که به نقشه خیره شده بود با بی حوصلگی به آنتونین گفت : حتما فهمیدی که 3 تا سانتریفیوژ دود شدن رفتن هوا

آنتونین که بیش از پیش سردرگم شده بود گفت : آره

مجددا میگم که این مورد اشکال پست تلقی نمیشه و سلیقه ای هست ولی با این کار میتونی جذابیت و سوژه پستهات رو دو برابر قبل به نمایش بزاری ، در کل پست خوب و ایده آلی بود و سوژه خوبی برای پست بعد فراهم کرده بود .

طبق امتیاز دهی مرگخواران برای این پست 2 قدم به ارباب نزدیک تر شدی
================

پست لارتن کرپسلی ( 123 )

خوب بود ، پاراگراف بندی رو خوب رعایت کرده بودی ، و دیالوگ ها رو هم به خوبی از هم مجزا کرده بودی این دو اصل باعث شده که پستت ظاهر مرتب و تمیزی ( ! ) داشته باشه و خواننده گیج نشه !
تا اونجایی که من دیدم غلط املایی ای هم در پستت نبود .

چند بخش از پستت رو اینجا مینویسم که تا حدودی اصلاح شده و اگر اینطور بنویسی هم جالب تر میشه نوشتت و هم از حالت مصنوعی درش میاری و باعث میشی خواننده بتونه اون بخش از پستت رو تجسم کنه ، حتی میتونی با تغییر در دیالوگ هات نوعی فضا سازی انجام بدی .

نقل قول:
قبل از این که ایگور بتواند دهانش را باز کند، مورگان به سرعت گفت:
- من میام! بریم!



قبل از اینکه ایگور چیزی بگوید ، مورگان چشمکی زد و گفت : من میام ! بریم !


نقل قول:
آنتونین و مورگان به سمت محل سانتریفیوژها می دویدند که ناگهان از پشت دری بسته، صدایی به گوش رسید! آنتونین در حالی که به سرعت متوقف شد، به آرامی گفت:
- صدای چی بود؟ تو هم شنیدی؟


آنتونین و مورگان با عجله به سمت محل سانتریفیوژها رهسپار میشدند ، که ناگهان از پشت یکی از درهای بسته صدای عجیبی به گوش رسید ، گویی یکی از قفسه ها واژگون شده بود ! آنتونین بدون اخطاری سرجایش خشکش زد و طوری که فقط مورگان صدای او را میشنید گفت : صدای چی بود ؟ تو هم شنیدی ؟


نقل قول:
مورگان به سرعت گفت:
- نه! چه صدایی!؟ اصلا خودم چک می کنم


مورگان که متعجب شده بود در حالیکه به در خیره شده بود ، با سردرگمی گفت :
نه چه صدایی ؟ فکر نکنم بد باشه یه نگاهی بندازم !


نقل قول:
و سریع در را باز کرد. هر دو نگاهی به داخل انداختند و آنتونین با اشاره به او فهماند که پشت در را هم چک کند. مورگان پشت در را نگاه کرد و سرش را به علامت منفی تکان داد. پس دوباره به طرف سانتریفیوژها حرکت کردند و آنتونین از وجود شخص دست و پا بسته ای که پشت در بود و از قضا بسیار شبیه مورگان بود، آگاه نشد!


با عجله در را باز کرد ، هر دو نگاهی به داخل انداختند ، آنتونین با اشاره به او فهماند که پشت در را هم چک کند .
مورگان به آرامی چوبدستی اش را از درون ردایش بیرون آورد و همانمطور که آن را جلوی خودش گرفته بود پشت در را از نظر گذراند ، اثری از شخص یا زد و خوردی دیده نمیشد ، به آرامی به سمت آنتونین برگشت و سری تکان داد .
پس دوباره به سمت سانتریفیوژها حرکت کردند ، ولی حیف که آنتونین از وجود شخص دست و پا بسته ای که پشت در نگهبانی میداد و از قضا تشابه چهره بسیاری با مورگان داشت ، بی خبر بود !

در هر صورت مشکل نوشتاری خاصی نداشتی ، نوشته های من هم پیشنهادی بود برای نوشته های از این دست که فکر میکنم بدردت بخوره ! در کل نوشته خوبی بود .

به این پست از 20 امتیاز 17 امتیاز تعلق میگیره


ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۳۱ ۱۶:۲۳:۳۷
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در تاریخ ۱۳۸۶/۴/۱ ۰:۰۵:۴۵

چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۴:۰۲ پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۶
#17

ایگور کارکاروفold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۳ شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۰۶ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲
از اتاق خون محفل
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 3124
آفلاین
بررسی پستهای باشگاه دوئل!

پست فورتسکيو(پست شماره 172):

یک مورد مشکل دیگه داشتی و اون پاراگراف بندی بود که اصلا انجام نشده بود...بین همیشه اگر جملات متفاوت از هم جدا باشه باعث میشه خواننده چشمش کور نشه و بهتر بخونه مطلب رو.پس سعی کنید همیشه به ظاهر و زیبایی رول خود اهمیت دهید..زیبایی مثل پرداختن به سوژه در رول اهمیت زیادی دارد.

" به دلیل این بی لیاقتی، تو برای یک هفته تدریس نخواهی کرد ! در این مدت، سوروس اسنیپ به جای تو تدریس خواهد کرد."

البته این موضوع نظر شخصی من هستا..ولی من فکر کنم این مجازات مهمی زیاد نباشد..مثل اگر میگفتی"تو یک هفته تدریس نمیکنی،به جاش باید بری وزارت جاسوسی کنی برای من" مثلا یک کار سختی بدی که رولت قشنگتر باشد.باز میگم این نظر من بود و به نظرم اینطوری رول قشنگتر میشود.

" کسی که دوئل را به مرگخواران یاد می دهد، باید همیشه وردهایش را بر روی افرادی که وارد باشگاه می شوند، اجرا کند تا بفهمد که او کیست. "
خب این جمله غلط است و لرد هرگز چنین چیز بی منطقی نمیگه.خب معلومه اون نمیتونه هر کسی میاد رو چک کنه که!در ضمن ممکن است اگر لرد واقعی هم باشد باعث عصبانیتش شود.مثلا میتونستی بگی"تو باید به عنوان معلم دوئل بتونی مغز دیگران رو بخونی،اگر اون شخص خود من بودم که نمیتونی چنین کاری بکنی پس میفهمی اون خودمم" پس به مفهوم جملات بیشتر دقت کن و سعی کن بعد از نوشت رولت چند دور به عنوان خواننده بخونی و مشکلات رولت را حل کنی.

این رولت خیلی خوب بود...معلومه نقد های قبلی رو خونده بودی چون خوب پیشرفت کرده بودی.

شما بابت این پست 3 قدم به ارباب نزدیکتر شدی.

==================
پست سلسیتنا واربک:

تیکه اول داستانت با اون فضا سازی قشنگت خوب بود...دقت کنید عزیزان که هیچوقت رول جدی را با دیالوگ شروع نکنید.این باعث میشه رول لووس بشه!

سوژه داستان رو همین اول میگم که یادم نره.سوژت مثل کتاب بود...همون رو پرورش داده بودی و البته قشنگ بود ولی تکراری بود.میتونستی با کمی فکر سوژه دیگه پیدا کنی.در ضمن از کی تا حالا اسنیپ با اعضای اسلیترین و مرگخوار که دوستش هستند هم بد شده؟

"سلستینا هیچ از این حرکت خوشش نیامد:پروفسور ممکنه ... "اینجا گفتی سلستینا از این حرکت خوشش نیومد و دو نقطه گذاشتی و یک چیزی گفتی ازش!در این تیکه باید حتما میگفتی که "سلستینا هیچ از این حرکت خوشش نیامد و گفت: "اینطوری جالب تر نبود؟پس همیشه سعی کن که در جملات و کلمات متفاوت و استفاده آنها در جمله دقت کن!

یک مورد مشکل دیگه داشتی و اون پاراگراف بندی بود که اصلا انجام نشده بود...بین همیشه اگر جملات متفاوت از هم جدا باشه باعث میشه خواننده چشمش کور نشه و بهتر بخونه مطلب رو.پس سعی کنید همیشه به ظاهر و زیبایی رول خود اهمیت دهید..زیبایی مثل پرداختن به سوژه در رول اهمیت زیادی دارد.دقیقا همین جملات رو من به فورتسکیو هم گفته بودم...نمیدونم چرا این موارد را رعایت نمکنید!

" اسنیپ هم لبخندی از روی پیروزی زد."اسنیپ به اون صورت جدی و معلم هیچوقت از روی پیروزی در بحث با یک دانش آموز لبخند از روی پیروزی نمیزنه!مثلا اگر به این صورت میگفتی خیلی قشنگتر میشد."اسنیپ پوزخندی زد"!پس باید در پردازش به شخصیت افراد خیلی دقت کنی که هم رولت به کتابهای هری پاتری نزدیکتر بشود و هم رولت قشنگتر بشود.

در کل رول خوبی بود...با اینکه عضو تازه واردی هستی ولی رولهات مثل شخصی که حداقل 6 ماه عضویت داره بسیار نزدیک است.این معلومه که استعداد زیادی داری.سعی کن زیر دست بزرگان سایت بخوای پستات رو نقد کنند،من خودم نقد هام رو با مشورت و کمک از رول نویسان و منتقدان حرفه ای انجام میدهم.(مثلا هدویگ)
کارگاه نمایشنامه نویسی در انجمن جادوگر بیا تو است...اونجا هم برای پیشرفت در رول خیلی مناسب است.

شما بابت این پست 1قدم به ارباب نزدیکتر شدی.


بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین



Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۳:۳۹ چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۶
#16

ایگور کارکاروفold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۳ شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۰۶ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲
از اتاق خون محفل
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 3124
آفلاین
*توجه کنید،از این به بعد پستهایی که به صورت ماموریت زده بشود نقد نمیشوند و فقط نمره یا امتیاز به آنها داده میشوند.رولهای عادی خانه ریدل توسط من نقد جز به جز میشود.

نمرات و امتیازات پستهای ادامه در برج وحشت...!(از پست 61 تا 63)

پست پیوز (پست شماره 61):
شما 2 قدم بابت این پست به ارباب نزدیک تر شدید.


پست بورگین (پست شماره 62):
شما 2 قدم بابت این پست به ارباب نزدیک تر شدید.


پست پیوز(پست شماره 63):
شما 1 قدم بابت این پست به ارباب نزدیک تر شدید.


بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.