جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
پاسخ به: خـــــانــــه ریـــــــدل !!
ارسال شده در: یکشنبه 22 مرداد 1391 21:29
نمایش جزئیات
آفلاین
در خانه هر کس مشغول کاری بود و صدای قهقه و موزیک خانه را میلرزاند.

لرد داشت بین آن همه جادوگر حرکت میکرد و کمی تا قسمتی رعب و وحشت ایجاد میکرد ولی باز هم از این بابت چندان خوشحال نبود.

سالازار وسط آن همه جادوگر دستمالش را برده بود بالای سرش و حرکات موزون انجام میداد.

گودریک هم داشت با یکی دیگر حرف میزد.

فلور و جینی داشتند سر به سر مورفین می گذاشتند.

کلا یه وضعی بود.

در بین آن شلوغی همین که آرسینوس و لودو میخواستند وارد سن رقص شوند نا گهان لودو یک زیر پایی جانانه برای آرسینوس گرفت و آرسینوس با صدای شترقی با مخ اومد رو زمین در حالی که همان موقع لودو داشت با تمام وجود حرکات موزون در میکرد از خودش!

لرد کمی که کل مهمان ها رو ترساند رفت نشست رو صندلیش و با افسردگی و ناراحتی نگاهی به آن همه جاوگر و ساحره کرد ولی ناگهان ایگور را دید که دارد با چند تا ساحره ی خوشگل صحبت میکند.

بلافاصله لرد لبخند شیطانی ای زد و گفت : ایگور مواظب باش! اگر یک کلمهه ی دیگه با این خانوم های متشخص صحبت کنی شام نجینی میشی!

لذا ایگور با افسردگی تمام از آنها دور شد.

در این بین بساط انواع نوشیدنی ها هم ردیف بود.

سالازار با خستگی رفت نشست رو یک مبل کنار گودریک و هردوشون شروع کردن باهم به بحث و تبادل نظر !

الفیاس و بانو داشتند با خوشحالی تمام میرقصیدند.

بلاتریکس هم در این میان به بقیه ی ساحره ها نزدیک شد و همه با هم شروع کردند به غیبت کردن.

پس از صحبت طولانی سالازار با گودریک بالاخره سالازار رفت سراغ لرد و گفت:

- چیشده نوه ی عزیزم چرا ناراحتی؟

لرد: سالازار جان جد عزیزم بابا من نمیخوام این محفلیا رو اینجا ببینم تازشم من فقط رو حساب احترام بزرگتری کوچیکتری گذاشتم این مهمونی رو انجام بدی!

سالازار: بیخیال فکر کن اونا هم مرگخوارا تن! برو خوش بگذرون کیف کن.

لرد با دیدن اینکه سالازار بلافاصله شروع کرد به آواز خواندن به شکل در آمد.

در این بین ناگهان فکر پلیدی به سر لرد آمد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1391/5/22 21:55:57
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!‏
برای عشق !!!!‏
برای گریفیندور ‏.


تلاش، کوشش و فعالیت برای داشتن وزارتی بهتر


چوبدستی یاس کبود / بدبختی و فقر و رکود
شاه بلوط پر حرف باشد،قیس بد گویی کند / چوب ون لجبازی و فندق شکایت ها کند

تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن
پاسخ به: ستاد انتخاباتی سالازار اسلایتیرین
ارسال شده در: پنجشنبه 19 مرداد 1391 20:48
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام سلام

حالتون خوبه؟؟

سالازار جان باور بفرمایید من هم تا الان داشتم فکر میکردم ببینم از کی اعلام حمایت کنم بعد دیدم شما بهترین گزینه اید.

فقط بیزحمت سالازار کبیر خواهشا در حین وظیفه ی خطیر وزارت به ملکوت نپیوندید که انتخابات هم دوباره برگزار شه هر چند که شعار ما اصن اینه: دوباره دوباره یه بار فایده نداره.

در کل سالازار جان کل این حرفا رو زدم که اعلام حمیتم رو ب شما بگویم

با تشکرات

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!‏
برای عشق !!!!‏
برای گریفیندور ‏.


تلاش، کوشش و فعالیت برای داشتن وزارتی بهتر


چوبدستی یاس کبود / بدبختی و فقر و رکود
شاه بلوط پر حرف باشد،قیس بد گویی کند / چوب ون لجبازی و فندق شکایت ها کند

تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن
پاسخ به: خانه شماره دوازده گریمولد(محفل ققنوس)
ارسال شده در: سه‌شنبه 17 مرداد 1391 17:29
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد از آنکه بانو چند تا جرقه ی بنفش با چوبدستی منفجر کرد محفلی ها از حالت بیرون اومدند و بانو فریاد زد : با شماره ی 3 آپارات کنید 1...2...3

محفلی ها با صدای شترق بلندی غیب شدند.

در همان زمان 20 کیلومتری لیتل هنگلتون

محفلی ها در 20 کیلومتری لیتل هنگلتون در جنگل ظاهر شدند ، هوا به آرامی تاریک میشد و محفلی ها هم در لا به لای درختان به آرامی به خانه ی ریدل نزدیک میشدند.

بعد از نیم ساعت راه پیمایی محفلی ها توانستند خانه ی ریدل را از دور ببینند.

همان زمان خانه ی ریدل

لی و هرمیون را با زنجیر از قوزک پا آویزان کرده بودند و ایوان هم داشت با خوشحالی تعرریف میکرد که چطور در آن زمان که در هاگوارتز تحصیل میکرد این زنجیر ها را از فیلچ کش رفته بود!!.

مرگخواران دور همی به خاطر بر هم زدن جشن عروسی بانو و الفیاس کلی خوشحال بودند و لرد هم در این بین چند تایی از مرگخوارن را داد به نجینی که نجینی هم تا یک هفته غذا داشته باشه و خودش هم در همین حین که نشسته بود و با بلاتریکس صحبت میکرد یه چند نفری رو از خوشحالی کشت!!

ولی در همان زمان هرمیون فقط داشت زیر لب به لی فحش میداد....

فلش بک

لی و هرمیون در اتاقی زندانی بودند و ایوان هم به عنوان نگهبان همانجا بود.

هرمیون : دیگه دارم دیوونه میشم به نظرت باید چی کار کنیم؟؟

لی : عیب نداره حالا من میگم بیا یکم بشینیم اسم فامیل بازی کنیم

هرمیون : :vay:

لی : چیه مگه ؟؟؟ آهان اسم فامیل بلد نیستی؟؟

هرمیون : وایییییی تو از این سیاه سوخته ها هم منو بیشتر اذیت میکنی

در اینجا ایوان که به نظر می آمد به خواب رفته با لحن اعتراض آمیزی گفت :

هویییییی این رفتار از خانم متشخصی مثل شما بعیده

هرمیون یواشکی به لی گفت : آهان فهمیدم ببین من به ایوان میگم یه دیقه بیاد من باهاش کار دارم بعد همین که اومد طرف من تو سریع برو پشتش و یه لگد بزن تو ساق پاش به محض اینکه افتاد من چوبدستیشو کش میرم و بعد ما سریع در میریم.

هرمیون : اممم... آقای روزیه میشه یه لحظه بیاید اینجا باید یک چیز مهم رو بهتون نشون بدم.

ایوان که از این صحبت کردن هرمیون کلی کیف کرده بود سریع رفت گفت چی شده؟؟

ولی هیچ وقت نفهمید که هرمیون برای چی صداش کرده چون یهو لی از پشت سرش یه لگد زده بود تو پاش و به محض این که افتاده بود هرمیون هم با لگد زده بود تو سرش و بیهوشش کرده بود.

بعد از بیهوشی ایوان هرمیون سریع چوبدستی ایوان رو کش میره و همین که میخوان از اتاق برن بیرون با چهره ی خبیث بلاتریکس روبه رو میشن.

بلاتریکس دوباره اون دوتا رو میگیره ولی اینبار دیگه دست و پاون رو هم میبنده و به سرعت ایوان رو بهوش میاره.

ایوان پس از بهوش آمدن به سرعت میره تو اتاقش و دو تا زنجیر بلند رو با خودش میاره و با همکار بلاتریکس زنجیر ها رو میبنده به مچ پای هرمیون و لی و اونا رو از سقف آویزون میکنن.

پایان فلش بک

بانو به محفلی های آماده نگاهی کرد و پرسید : همه آماده اید؟

محفلی ها : بللللللههههه

بانو : خوبه به دو دسته تقسیم میشیم من و پروتی و چو و استرجس باهم میریم پشت ساختمون و بقیتون میرید جلو و وارد میشید ما هم تا سر مرگخوارا به جنگ باش ما گرمه از پشت میریم و خونه و سریع هرمیون و لی رو برمیداریم و بعد به شما ملحق میشیم.

اما همین که دسته ی الفیاس رسیدند دم در متوجه شدند که با هیچ افسونی نمیتوانند در را باز کنند و در آن طرف دسته ی بانو هر چه میکردند نمیتوانستند دیوار را سوراخ کنند که ناگهان در این بین فکر بکری به سر استرجس زد ....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1391/5/17 18:02:48
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!‏
برای عشق !!!!‏
برای گریفیندور ‏.


تلاش، کوشش و فعالیت برای داشتن وزارتی بهتر


چوبدستی یاس کبود / بدبختی و فقر و رکود
شاه بلوط پر حرف باشد،قیس بد گویی کند / چوب ون لجبازی و فندق شکایت ها کند

تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن
پاسخ به: خانه شماره دوازده گریمولد(محفل ققنوس)
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 مرداد 1391 17:36
نمایش جزئیات
آفلاین
وقتی که بالاخره بد از 3 ساعت!!! داستانش تموم میشه متاسفانه وقت بانو هم دیگه داره تموم میشه.

بانو همونطور با نیشخند به هرمیون نگاه میکنه و میگه : هرمیون میشه لطفا کم تر خالی ببندی؟؟

هرمیون : جاااننن؟؟؟؟

ولی جواب این جااان هرمیون با تغییر شکل الفیاس به شکل خودش داده میشه...

بانو در حالی که نیشخندش هنوز باقی مانده بود میگه ( یا در واقع نعره میزنه) : پس که اینطور تو میخواستی الفیاس رو با من بد کنی ؟؟ میکشممممممممممممت

هرمیون : بانو من بی جا کردم ببخشید!!!

بانو : آره؟؟؟ دیگه چی؟؟

پس از این مکالمات قبل از اینکه هرمیون حتی بتواند پلک بزند بانو فریاد زده بود: له وی کورپوس!!!! و بدین ترتیب هرمیون از ساق پا در هوا آویزان شد!!!

بانو: خوبه 3 روز اینطوری میمونی تا حساب کار بیاد دستت.

در همان لحظه در اتاق بانو:

الفیاس همچنان از نگرانی میلرزید و در تاق قدم میزد ولی بد تر از حال و روز الفیاس کلیه ی محفلی ها بودند که با بانو کاری داشتند و میخواستند به زور در را باز کنند.

بعد از چند دقیقه بانو با صدای شترقی در اتاقش ظاهر شد که به خاطر صدا و نگرانی شدید الفیاس ، الفیاس به شدت نعره زد.

بعد از اینکه الفیاس کمی آرام شد بانو به در اتاق که محفلی ها همچنان با انواع طلسم و ضربه میکوشیدند آن را باز کنند نگاهی کرد و سپس به الفیاس گفت : عزیزم سریع برو زیر تخت نمیخوام بقیه راجب بهمون فکر بد کنن.

الفیاس : چشم عزیزم. :hyp:

و سپس بانو در اتاق را باز کرد اما نگاه های محفلی ها حاکی از وحشت بود چرا که ....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1391/5/10 18:12:26
تاپیک انجمن
پاسخ به: قوی ترین محفلی کیه؟
ارسال شده در: جمعه 23 تیر 1391 10:11
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

خوب اول اسنیپ بود بعد مودی بعدش کینگزلی بعدشم مینروا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تاپیک انجمن
پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
ارسال شده در: دوشنبه 19 تیر 1391 09:57
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

واقعا بابت آپدیت کردن انجمن ازتون متشکرم

راستی من به چت روم سایت دسترسی ندارم!!! دیروز و دیشب داشتم ولی الان ندارم

با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تاپیک انجمن
پاسخ به: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: یکشنبه 18 تیر 1391 15:33
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد و مرگخواران بالاخره وارد خانه ی ریدل میشن.

لرد همچنان مشغول بررسی ویایل لودو و روفوسه و در این حین هم سوروس داره یواشکی در اتاقش نوشیدنی کره ای درست میکنه برای لرد!!

از سر و روی سوروس عرق میریخت و او همچنان با اضطراب نوشیدنی رو درست میکرد.

بالاخره زمانی که داشت نوشیدنی رو بهم میزد ناگهان کسی در زد...

سوروس به سرعت در را باز کرد و آنتونیون را پشت در دید .

آنتونون: سوروس باز داری چی درست میکنی؟

سوروس : هیچی

آنتونیون: اگر راست میگی بذار بیام تو اتاق و خودم ببینم.

سوروس:باشه بیا هیچ مشکلی نیست.

سوروس کلشو از لای در میکشه کنار و در رو با صدای جیر جیری باز میکنهو آنتونیون وارد میشه.

آنتونیو معجون رو میبینه و میگه: خوب حالا بگو چی درست میکنی و گرنه به ارباب خبر میدم.

در افکار سوروس: هنوز خبر نداری که قراره چه بلایی سرت بیارم.

پس از اینکه این افکار پلیدانه در ذهن سوروس به جریان می افتند سوروس میگه: خوب دارم یکم نوشیدنی کره ای درست میکنم.

آنتونیون: میشه وقتی آماده شد اول یکم بدی من بخورم؟؟

سوروس: این آماده شده بیا بخور بین چطور شده.

آنتونیون یک جام پر از معجون خواب آور رو میخوره و میگه : خیلی خوشمزه بود، دستت درد نکنه خیلی خوشمزس.

سوروس : خواهش میکنم.

پس از آن سوروس و انتونیون آماده میشوند که محفلی ها را به اتاق شکنجه ببرند.

اما در وسط راه ناگهان لرد را میبینند و لرد میگوید: خوب من تصمیم گرفتم جهت امنیت بیشتر بلاتریکس رو هم با شما ها بفرستم حالا دیگه برید و مزاحم من نشید و این رو هم بدونید که اگر یک بار دیگه بیاید سمت اتاق من میدم نجینی بخورتتون.

سوروس و آنتونیون:

پس از آن سوروس به این فکر میکنه که چجوری بلا رو دست به سر کنه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1391/4/18 16:00:16
تاپیک انجمن
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 18 تیر 1391 00:10
نمایش جزئیات
آفلاین
-جواب سوالی که در طول تدریس مطرح شد را بیان کنید (اگر مایل بودید به صورت رول نمایش دهید اگر هم مایل نبودید به صورت جواب عادی پاسخ دهید ) (10امتیاز)

خوب اگر کوییدیچ زیر سقف و در یک اتاق انجام میشد خوب دیگه دست و پای بازیکنا زیاد باز نبود و بازیکن ها نمیتونستن با خیال راحت برن اینطرف و اونطرف چون ممکن بو برن تو در و دیوار.

2-انواع خطاها را در کوییدیچ نام ببرید (10 امتیاز)

دست نشاندگی، اسنیچ گیری،پشت زنی ، قاپ زنی،قفل زنی، کوافل گیری،کوافل کاری،اسنیچ گیری،ضربه زنی،آرنج زنی،جر زنی

3-در چه سالی در طول برگزاری جام جهانی هفتصد خطا صورت گرفت ؟(5 امتیاز)

1473

4-خطاهای ماگلی چیست ؟ نام ببرید (5امتیاز) (از خودتون بسازید)

فحش دادن، اغتشاش ایجاد کردن، زیر پا گرفتن بازی کنان برای هم، دعوا کردن با داور، انجام حرکات ناشایست، خریدن داور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تاپیک انجمن
پاسخ به: دارالمجانین لندن
ارسال شده در: شنبه 17 تیر 1391 21:44
نمایش جزئیات
آفلاین
در خانه ی ریدل ها!!

مرگخواران حسابی خانه ی ریدل را تمیز کرده بودند و منتظر نمایندگان محفل بودند .

پس از حدود 2 ساعت که البته در این مدت لرد به خاطر عصبانیت 3 نفر را کشته بود!!! نمایندگان رسیدند .

نمایندگان با خوشحالی برای مرگخواران دست تکان میدادند و یک کتلک خوشگل هم می انداختند به مرگخواران!!!

در افکار مرگخواران و لرد: عجب بابا اینا خیلی دیگه دیوونه ان!! ولی خوب مجبوریم تحملشون کنیم دیگه.

در افکار گودریک و رون: حالا کجاش رو دیدید اینا که چیزی نیست!!!

بالاخره گودریک شروع به صحبت کرد: خوب دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه حالا اینا رو ولش کن شام چی داریم ؟؟

مرگخواران:

در همین حین هم لرد داششت تک تک مو های نداشته اش را از عصبانیت میکند!!!

وقتی که بالاخره شام آماده شد ...

مرگخواران برای اینکه جلوی محفلی ها کم نیاورند خیلی با کلاس و شیک غذا میخوردند!!

اما محفلی ها که هم میخواستند ثابت کنند دیوانه هستند غذا را مستقیم زدند توی صورت لرد!!!

بدیهی است که لرد از عصبانیت قرمز شد!!! و پنج نفر را به قتل رساند!!!

در همین حیین خانه ی شماره دوازده گریمولد:

روفوس و لودو نشسته بودند وسط آشپز خانه و داشتند فوتبال یبازی میکردند.

محفلی ها: عجب غلطی کردی اینا رو راه دادیم ها!!!

لودو و روفوس:

و دوباره خانه ی ریدل:

دو محفلی زئدتر از همه غذا را خوردند( یا درواقع ریختند رو سر و کله ی لرد و مرگخوارا)

رفتند مستقیما توی اتاق لرد و مشغول طناب بازی با نجینی شدند!!( در واقع از نجینی به عنوان طناب استفاده کردند) و سپس رفتند روی تخت با شکوه و بزرگ لرد خوابیدند ...

پس از چند دقیقه لرد وارد اتاق شد ولی آنقدر متعجب بود که نتوانست هیچ چیز بگوید.

لرد با دیدن نجینی ابتدا قرمز شد سپس سبز شد سپس نارنجی و سپس بنفش و در کل به هر رنگ ترکیبی و غیر ترکیبی ای که وجود داشت در آمد و عاقبت با یک عربده محفلی ها رو از خواب نازشان پراند و داد و بی داد شدیدی راه انداخت.

لرد که پس از حدود 5 ساعت عربده زدن صدایش دورگه شده بود گفت: حالا برید توی اتاق خودتون بکپید.

دو محفلی:

لرد: ای خداااا یا اینا رو بکش یا منو از دست اینا نجات بده!!!

خانه ی شماره دوازده گریمولد:

لودو و روفوس تمام پنجره ها را با توپشان شکسته بودند و حالا هم داشتند روی تبلوی مادر سیریوس سبیل میکشیدند!!!

در همین حین هم مادر سیریوس انواع و اقسام رکیک ترین فحش ها را به تمام آنها میداد...

محفلی ها: ای خداااا ای مرلین ما چه گناهی مرتکب شدیم که افتادیم دست این جونورا..

اکنون لودو رفته بود توی تخت ریموس و و روفوس هم حدود 3 ساعت توی مرلینگاه بود.

محفلی ها: فکر کنم خوابش برده بچه ها مجبوریم در رو بشکنیم.

کل ملت محفلی: ماکسیم بمباردا!!!

پس از انفجار در ملت محفلی دیدند که...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1391/4/17 22:18:17
تاپیک انجمن
پاسخ به: کافه تفريحات سياه!
ارسال شده در: جمعه 16 تیر 1391 15:44
نمایش جزئیات
آفلاین
در همان لحظات سخت در نزدیکی اتاق لرد:

لینی و آندرو همچنان در فکر بودند تا اینکه بالاخره لینی گفت: هومم... فکر کنم فهمیدم ما از سوروس یکم کعجون خواب آور قرض میگیریم و میریزیم تو آب کدو حلوایی لرد و دارو هاش رو هم با همون آب کدو حلوایی بهش میدیم.

آندرو: تو مطمئنی لرد متوجه نمیشه؟

لینی: البته که مطمئنم.

اتاق سوروس :

لینی و آندرو وارد اتاق سوروس شدند و ماجرا را به سوروس گفتند.

پس از آن که ماجرا را تعریف کردند...

سوروس:یک چنین معجونی رو دارم خیلی شانس آوردید.

لینی: خوبه پس سریع بریزش تو آب کدوحلوایی لرد و دارو هاش رو هم بده که ما بهش بدیم.

سوروس :الان که وقت دادن دارو هاش نشده

لینی و آندرو: عیبی نداره فقط بده بهمون اگر میخوای زنده بمونیم. :vay:

سوروس: خیلی خوب باشه.

پس از آن لینی و آندرو به اتاق لرد رفتند.

در اتاق لرد:

لرد دارو هایش را خورد !!! ولی همچنان بیدار بود و داشت نجینی را نوازش میکرد.

پس از یک ساعت:

لرد:

آندرو ، لینی و بلا: :zogh:

پس از آن آنها به سختی سکه ها را جایگزین کردند و بعد به این فکر افتادند که دوباره چطوری موجود را بترسانند تا سکه به آنها بدهد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1391/4/16 15:56:29
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!‏
برای عشق !!!!‏
برای گریفیندور ‏.


تلاش، کوشش و فعالیت برای داشتن وزارتی بهتر


چوبدستی یاس کبود / بدبختی و فقر و رکود
شاه بلوط پر حرف باشد،قیس بد گویی کند / چوب ون لجبازی و فندق شکایت ها کند

تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
تاپیک انجمن