فرستنده: اس اس پیوس[مخفف اسکورپیوس]
آدرس: نمی توانم چیزی بگویم، امیدوارم من را ببخشی
آدرس: نمی توانم چیزی بگویم، امیدوارم من را ببخشی
گیرنده: فرد منتخب
آدرس: هر جا که بتوانی آن راپیدا کنی!
آدرس: هر جا که بتوانی آن راپیدا کنی!
سلام!
امیدوارم حالا که داری پیام را میخوانی من را مسخره نکنی چرا که این حرف من باید اعتماد تو را جلب کند. شاید با خودت فکر کنی چرا باید اعتماد تو را جلب کنم و باید به این سوالت اینگونه پاسخ دهم که حرفی که میخواهم به تو بزنم یک راز است یک راز بسیار جالب.
تا حالا رازی را کشف کرده ای؟ اگر کشف نکرده ای باید به تو بگویم راز ها همیشه آدم ها را کنجکاو می کند. اگر بفهمی رازی در جریان است و فرصت کشف آن داری آیا راز را کشف نمی کنی؟ اگر جواب تو به این سوال نه است باید بگویم همین الان نامه را ببند و خودت را از شر فهمیدن این نامه خلاص کن چرا که این راز بزرگ است و به کسی نیاز دارد که بتواند آن آن را کشف کند.
بزار همین الان یک چیز را برایت معلوم کنم. اگر در حال خواندن این نامه هستی باید شجاع و نترس باشی چرا که این نامه ممکن است روی احساسات فرد تاثیر بگذارد. شاید من را بخاطر این نامه سرزنش کنی و شاید این حقت باشد ولی بذار یک را همین الان چیز بهت بگویم این نامه محرمانه است. شاید حتی خواننده این نامه به من بخندد و من را دلقک صدا زند و شاید حتی این نامه به دست ادم های نا اهل هم افتاده که من از این مورد متاسف هستم چرا که این نامه کپی دیگری ندارد و فقط یکی است یکی.
شاید الان داری من را بخاطر دور زدنت سرزنش میکنی. بهت حق می دهم ولی تو هم باید به من حق بدهی چون که این راز بسیار بزرگ و خطرناک است بسیار خطرناک. الان روی کلمه خطرناک تاکید کردم چرا که دوست دارم اگر شرایط خواندن این نامه را نداری از خواندن این نامه منصرف شوی. منصرف نشدی؟ اشکال ندارد مجبورم بهت بگویم...از همان اول هم باید بهت می گفتم. ولی میدانی این نامه روی من هم تاثیر گذاشته و من را هیجان زده کرده که این نامه را برای تو بنویسم و تو را از راز ی که فهمیدم باخبر کنم. می دانی بدترین چیز های موجود چیست؟ دانستن راز و ندانستن راز از آن هم بدتر است و حتی من این را می دانم دارم تو را اذیت می کنم چرا که اشتیاق تو دقیقه به دقیقه و خط به خط بیشتر میشود.
شاید تو از آن خواننده هایی باشی که نامه را از اخر میخوانی و باید بگویم من از این نوع خواننده ها بدم می آید...ولی تو ناراحت نشو، چون که نظر من اهمیت ندارد و راز این داستان با اهمیت ترین راز تو است. من آدم پر حرفی هستم و این همیشه خودم و دیگران را ازار می دهد مخصوصا خواننده های این نامه را. میخواهی نگرانت کنم؟اگر نمیخواهی این دو سه خط را نخوان و اگر میخوانی امید وارم نگرانم شوی. الان که دارم این نامه را مینویسم جانم در خطر است و هر لحظه ممکن هست دستگیر شوم ولی نترسید نامه را تمام میکنم! از ترس های من میتوان به دستکاری نامه اشاره کرد و اگر دیدید من در نامه پرحرف بودم - شما را دور زدم - سعی کردم درباره این راز توضیح دهم خودم آن را نوشتم و از کجا معلوم حتی این را هم تغییر نداده اند.
میروم سراغ راز: خیلی کنجکاو هستید؟ درست گفتم؟ افرین به خودم! بهت هشدار می دهم اگر ترسو هستی این نامه را ببند و آتش بزن و فکر کن نامه ای در کار نبوده. خب شروع میکنم هری پاتر را خوانده ای؟ اگر نخوانده ای میتوانی تا آن زمان خواندن این نامه را متوقف کنی و مشغول خواندنش شوی! میخواهم راز خودم را بیان کنم و الان خیلی هیجان زده ام...تمام هری پاتر واقعی است. تمام چیزی که رولینگ نوشته واقعی است. باورت میشه؟ دیگر نیش و کنایه دیگران را نمی خواد در مورد بچگانه بودن هری پاتر تحمل کنی. هیجان زده ای؟ من هم هیجان زده ام و حالا فهمیده ای! امید وارم راز را راز نگه نداری و آن را برای همه بگویی...امیدوارم به حرفم نخندی.
دوستدار تو: خودم
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


" به او خیره هستی.