جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] گورستان ریدل‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 23 تیر 1402 18:01
نمایش جزئیات
آفلاین
سیزده دقیقه پیش از هجوم مرگ‌خواران به سمت در پشتی خانه‌ی ریدل‌ها.

- فسسسس!
- بانو نجینی، متاسفانه هنوز شراط لرد سیاه برای ملاقات با شما درست نشده، متوجه هستین که فس؟
- فسسسس سسسصصص سسصصع صصع!

نجینی، شهبانوی پوست طالبی‌ای، مادر موش‌خور‌های جهان، خود زهر و خواهر پادزهر های سوسماری، دارای پوست‌گاوی ترین پوستِ مار و عریض‌ترین دندان‌های نیش زننده، دمش را در صمغ درخت کرد و عنکبوتی بیچاره را که برای داشتن عمری دامبلدورمانند در آن‌جا پناه گرفته‌بود را گرفت و دمش را به دور آن حلقه کرد و آن را سفت فشرد. درجه خشم و خشونت بسیار بسیار بالا و محفلی‌کشنده بود.

- بانو، حالا میشه اِنقد اون عنکبوت رو نفِشرید، فس؟
- فسسسسس.
- بانو، لطفا. این بلا کفتریه که سر هر کسی رو می‌تونه سبز کنه ها. نکنید، لطفا، به فکر خویشان خودتون هم باشید، فس.
- خویشان فس؟
- خویشان نیست؟ خب پس وندان.
- وندان فس؟
- وندان نیست؟ خب پس چندان.
- چندان فس؟
-


نجینی، عنکبوت را خرد کرد، از آن علاوه بر خون، مایع لزج سفید رنگی که گویا تار عنکبوت بود نیز سرازیر شد. مرگ‌خوار مذکور در فکرش چیزی جز این نبود که آیا لرد ولدمورت تار هم دارد یا نه؟ اگر دارد آیا پس از بازگشت به حالت انسانی هم خواهد داشت؟ و اگر خواهد داشت تار از کجایش بیرون می‌آمد؟
پیش از آن‌که مرگ‌خوار سوالی دیگر در ذهنش بوجود بیاید، نجینی برای پدافند عامل علیه مانع میان او و پدرش، بر روی مرگ‌خوار پرید و دمش را به دور او پیچید.

- ای جــان!
مرگ‌خوار از نوادگان مستقیم رودولف مرلین‌بیامرز بود.

- فیس بوس، فیس!
نجینی آن‌قدر مرگ‌خوار را فشرد و فشرد و فشرد که باد معده‌هایی از مرگ‌خوار در رفت؛ بالاخره به معده اگر زیاد فشار بیاید زرتَش از متحدان معده درخواهد رفت.
مرگ‌خوار مذکور، در اثر فشار‌های زیاد بادِ معده پیچ شد و پس از رها شدن از دم نجینی بر روی زمین رها شد، در حالی‌که هنوز بادِ معده پیچ بود.

نجینی به سمت اتاق پدرش حرکت کرد، دستگیره‌ی در را که نجینی و لرد ولدمورت را در حال ماچ به سر و صورت یکدیگر نشان می‌داد، با دمش پیچید و در را باز کرد.
- عنکبوت، فس؟ پاپا کجا فس؟
***


یک دقیقه قبل از کنسل شدن هجوم به در پشتی خانه‌ی ریدل‌ها.

- همه می‌ریم از داروخونه، دارو می‌خریم، میایم.
- بلا، اجازه؟
- سر راه محفلی می‌گیریم برای کباب.
- بلا؟
- آب لیمو ترش می‌گیریم.
- بلا؟
- بذار زر من تموم بشه دیگه!
- اربابو با خودمون نبریم؟
- نه ما نسخه داریم.
- خطرناکه ها.
- چرا؟
- طبق تحقیقات خودم، شصت و سه و نهصد و بیست و سه هزارم درصد عنکبوتیان تو دودکشایی میرن که اشتعال می‌گیره.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نارلک در 1402/4/23 18:07:19
ویرایش شده توسط نارلک در 1402/4/23 19:12:55

لــونــه‌ی خــودمــه، مال خودمه! هرکی با نگاهِ چپ نگاش کنه، به چشاش نوک می‌زنم!

" Only Raven "
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 19 تیر 1402 09:20
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
مادام پامفری میره و میره و میره تا محکم برخورد می کنه به برج ستاره شناسی هاگوارتز.
نصف برج میریزه و یه چند تا دانش آموز بخت برگشته مجروح میشن. بخاطر ترکیدن چند تا دانش آموز هم به امتیاز مرگخواران اضافه میشه و اونا از شادی بالا و پایین می پرن.
بعد از اینکه تو بازی انگری سول ایترز موفق میشن میرن سراغ بازی بعدی یعنی دراگون کوئست. ماموریت بعدی یعنی تهیه دارو ها.

- حالا از کجا دارو پیدا کنیم؟
- از دارالمجانین.

و یک عده مرگخوار می ریزن دارالمجانین تا دنبال دارو بگردن.
- نابغه ها برگردین شوخی کردم باهاتون!

بلاتریکس اول محکم می کوبه پس کله ی تام جاگسن، که باعث میشه سرش کنده شده و قل بخوره و بره وسط خیابون; تا یاد بگیره از این به بعد موقعیت شناس باشه و الکی نمک نریزه و شوخی های بی مزه نکنه. بعد هم کروشیو سند تو آل می زنه که مرگخواران یاد بگیرن حرف هرکسی رو گوش نکنن و قبل از انجام عمل فکر کنن.
-
-
-
-
- ارباب بزنه نابودتون کنه! سه ساعته دارین چی کار می کنید.

مرگخواری که لباس تکنسین اتاق عمل رو پوشیده بود و بوی مواد ضدعفونی کننده بیمارستان رو میداد، به بلاتریکس نزدیک می شه
- بلا خودت به ما کروشیو زدی تا قبل انجام عمل فکر کنیم. ما هم خوب فکر کردیم. الان هم داریم میریم بیمارمون رو معالجه کنیم.

صبر بلاتریکس به پایان می رسه و با زدن آوادا زندگی مرگخوار نگون بخت را هم به پایان می رسونه.
- دارو رو از داروخونه می گیرن آی کیوها! حالا هم تا نزدم تک تکتونو مثل این کنم برین داروها رو بیارین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کوین کارتر در 1402/4/19 9:48:08
تو اشتیاق بسوز و سرت رو بالا نگه دار!
سریعتر از باد به آسمون شیرجه بزن!
دنیایی فراتر از تصور تو دستاته و این باشکوهه!


تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 31 اردیبهشت 1402 12:30
نمایش جزئیات
آفلاین
مرگخوارا با تردید نگاهی به هم می‌ندازن. هیچ‌کدوم به راهکار پیشنهادی رامودا برای به مقصد رسیدن مادام پامفری اعتماد نداشتن، اما نکته‌ای که وجود داشت این بود که آیا مرگخوارا واقعا اهمیت می‌دادن که مادام پامفری به سلامت به مقصد برسه؟

به نظر میومد جواب این سوال خیر باشه، چون شونه‌ای بالا می‌ندازن و دوباره به سمت رامودا برمی‌گردن.
رامودا که این عکس‌العمل مرگخوارا رو به نشانه‌ی موافقتشون برای انجام کار می‌بینه، با جهشی پشت مادام پامفری خیز برمی‌داره و تا می‌تونه اونو به عقب می‌کشه.

اما قبل از رها کردنش مرگخواری که با هزاران امید و آرزو منتظر مخالفت دیگران بود، وقتی می‌بینه کسی قدم پیش نمی‌ذاره لب به اعتراض می‌گشایه.
- من می‌خوام قبل از انجام عملیات بهم اطمینان بدی که شلوارم صحیح و سالم به پاهام برمی‌گرده!

و با دیدن نگاه خیره‌ی مرگخوارا روی خودش که حاوی پیام "اون فقط یه شلواره، گذر کن!" ادامه می‌ده:
- چیه خب؟ اون یه شلوار عادی نبود، شلوار خاصی بود.
- ولی بیشتر به شلوار مامان‌دوز می‌مونه تا خاص‌ها!

رامودا از اون طرف جواب می‌ده:
- پس فکر کردی چرا از بین این همه شلوار مال تو رو انتخاب کردم؟ چون جنسش قابل اطمینان‌تر به نظر می‌رسید. حالا برو که رفتیم!

و قبل از این که اطمینانی جهت سالم موندن یا نموندن لباس به مرگخوار بی‌شلوار بده، مادام پامفری رو به سوی هاگوارتز رها می‌کنه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 24 تیر 1401 16:43
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه :

یه عنکبوت لرد رو نیش زده و لرد تبدیل به عنکبوت شده. مرگخوارا دنبال راهی می گردن که لرد رو به حالت انسانیش برگردونن. به هاگوارتز می رن و مادام پامفری رو می دزدن.
نجینی نگران لرده و می خواد اونو ببینه ولی مرگخوارا اجازه نمی دن.

..............................

- الان دو تا کار داریم. یکی این که مادام پامفری رو برگردونیم سر جاش و دوم این که بریم داروهای ارباب رو از داروخانه بگیریم.

-آماده اس!

صدای رامودا به گوش رسید و مرگخواران به طرف صدا برگشتند.
رامودا دو تیرک چوبی بزرگ را روی زمین نصب کرده بود و دو طرف یک تکه پارچه را به تیرک ها می بست.

یکی از مرگخواران با تردید پرسید:
- اون شلوار من نیست؟

"اون" دقیقا شلوار او بود.

رامودا توضیح داد:
- کشسانی مناسبی داشت. ازش برای ساخت این وسیله کاربردی بهره بردم. حالا مادام پامفری رو تحویلم بدین.

مرگخوار بی شلوار، مادام پامفری را برداشت و در مقابل رامودا روی زمین نصب کرد.

رامودا پامفری را جلوی شلوار کش آمده گذاشت و کشید و کشید و کشید.
- حالا ولش می کنیم و تا هاگوارتز می ره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 9 مهر 1400 22:58
نمایش جزئیات
آفلاین
مرگخوار ها باید فکر میکردن. اگه نجینی، لرد رو تو این شرایط می دید پس میوفتاد و اون هم رو دستشون میموند. بنابراین بلا در رو وی صورت نجینی بست و جلسه ی اضطراری فورا تشکیل شد.

- الان باید چی کار کنیم؟
- دارو های لرد رو تهیه کنیم؟
- مادام پامفری رو بذاریم سر جاش؟
- غذا درست کنیم؟
- موسسه ی معجونی جدید تاسیسس کنیم؟
- بذارید من لیست کارایی که میتونیم انجام بدیم رو ببینم...
- چرا شماها نمیفهمید؟

با جیغ بنفشی که بلاتریکس کشید اتاق در سکوت سنگینی فرو رفت... و سکوت بود... و سکوت... و سکـ...

- یکی یه چیزی بگه!
- دارو های اربابو برم بخرم؟
- مادام پامفری رو بذارم سر جاش؟
- معجون درست کنم؟

از قرار معلوم تصمیم گرفتن با این جماعت خیلی سخت بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 29 شهریور 1400 14:47
نمایش جزئیات
آفلاین
- عنکبوت پاپا رو فس کرده؟ یا فیسش کرده؟

نجینی تند تند به سمت اتاق لرد خزید.

در اتاق لرد

- حالا این دارو های عجیب رو از کجا بیاریم؟ از داروخانه میشه خریدش؟

مادام پامفری به بلاتریکس نگاه کرد.
- بله میشه! مگه دارو رو از کجا می خرن به جز دارو خانه؟

تق تق تق

- پاپای من کجاست؟ من فیس شدم. نگرانشم. عنکبوت پاپا ی منو چی فس کرده؟

بلاتریکس سعی کاری کند که نجینی عنکبوت لرد رو نبیند.
- لرد هیچیش نشده نجینی. فقط ما داریم سعی می کنیم که اتاقشو تمیز کنیم و از شر تار عنکبوت ها تمیزش کنیم.

- همراه با مادام پامفری این کارو فس می کنید؟

- بله.

نجینی مشکوک به بلاتریکس نگاه کرد.
- مهم نیست من میخواهم پاپامو فس کنم. می خوام ببینمش.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 29 شهریور 1400 12:54
نمایش جزئیات
آفلاین
خانه ریدل ها، اتاق لرد

-خب، گفتین مشکل بیمار چی بود؟
-اربابمون رو یه عنکبوت...
-ارباب؟! نکنه زبونم لال نوکرای اسمشو نبر هستین؟

بلاتریکس خواست حرف پامفریو تایید کنه و بگه به این موضوع افتخار می کنه، ولی اگه مادام پامفری می فهمید بیمار لرده، حتماً از درمانش کناره گیری می کرد!
-خیر خانم! ما برده های این عمارتیم که اینجا کار می کنیم و آخر ماه از اربابمون پول می گیریم!
-خیلیم عالی. مشکل بیمارتون چیه؟
-اربابمون رو یه عنکبوت نیش زده و ایشونم تبدیل کرده به یکی مثلِ خودش.

بلاتریکس که غرورش شکسته بود و حسرت می خورد که چرا به مرگخوار بودنش اعتراف نکرده بود، زیر لب غر می زد.
مادام پامفری نزدیک شد و با دقت به لرد نگاه کرد.
پس از معاینه لرد، مادام پامفری نسخه ای از داروهای عجیب و غریب نوشت و به بلاتریکس داد.

جلوی در خانه ی ریدل
-کجا پرنسس؟ بمونین مزاحمتون بشیم!
-فس! سو می دونی چه بلایی سر پاپا اومده فس؟
-نه پرنسس، بیاین بریم از پشت پنجره نگاه کنیم.

نجینی و سو رفتن پشت پنجره اتاق لرد و تلاش کردن که از قضیه سر در بیارن.
با دیدن تارهای ضخیم عنکبوت که روی پنجره نقش بسته بود، نجینی نگران شد و با سرعت به طرف درِ خانه ی ریدل رفت!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 14 شهریور 1400 13:54
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تق تق تق

-فنریر برو درو باز کن.

این را بلاتریکس در حالی که دستش روی شانه ی مدام پامفری بود و اورا در طول راهرو راهنمایی می کرد گفت. فنریر دندان هایش را به هم فشرد و با بی حوصلگی دستگیره را چرخاند.

-چی میخوای؟

دخترک مو قرمزی پشت در ایستاده بود و قدش حتی تا دستگیره ی در هم نمیرسید. معلوم بود از شاگردان ترم اولی هاگوارتز بود چون نماد گریفیندور روی سنجاق سینه اش بود.

-پروفسور دامبلدور گفتن، میشه لطفا مادام پامفریمونو بدین؟! خودمون لازمش داریم.
-دختر جون میدونی اینجا خونه ی کیه؟
-نچ.
-پس شانس اوردی زود تر از اینجا برو و به دامبلدور هم بگو کارمون تموم شد خودمون میاریم میذاریم سر جاش.


دخترک کمی مکث کرد ولی انگار قانع شد، چون روپوشش را مرتب کرد و برگشت و از حیاط خانه با شتاب و هیجان بیرون رفت و راهی خیابان شد.
-پیش به سوی فمنیستی و شکست نر ها.

زارت

اتوبوس غول اسایی دخترک را گوجه تحویل گرفت و رب تحویل داد. در اتوبوس باز شد و نجینی دختر خوانده ی لرد ولدمورت، با ترس و دلهره ای که از هیس هیس کردن های پشت سر هم اش معلوم بود. از اتوبوس پیاده شد.

-چه بلایی سر پاپا اومده؟ داشتم میرفتم اردو که بهم خبر دادن حال پاپا خوب نیست. الان پاپا جان چطوره؟ من باید ببینمش.

و با عجله به سمت در ورودی رفت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نیکلاس فلامل در 1400/6/14 13:58:07
ویرایش شده توسط نیکلاس فلامل در 1400/6/14 13:59:42
تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 14 شهریور 1400 00:05
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه :

یه عنکبوت لرد رو نیش زده و لرد تبدیل به عنکبوت شده. مرگخوارا دنبال راهی می گردن که لرد رو به حالت انسانیش برگردونن. برای دزدیدن مادام پامفری، تغییر شکل می دن و وارد هاگوارتز می شن.

.....................

مرگخواران تغییر شکل داده، با گام های آهنین در هاگوارتز قدم بر می داشتند.

- هی... شما...
-بدبخت شدیم. شک کردن. سه نفر به شک کننده حمله کنه. بی سرو صدا کارشو تموم کنین. دو نفر دیگه جلو می رن. منم نظارت می کنم که نقشه درست اجرا بشه.

دانش آموز ارشد به مرگخواران رسید.
-برای چی پاهاتونو اونجوری می کوبین زمین؟ بچه ها اون پایین کلاس دارن! مثل آدم راه برین. ده امتیاز از اسلیترین، گریفیندور، هافلپاف و ریونکلاو کم می کنم.

اسکورپیوس داشت با انگشتانش امتیازها را محاسبه می کرد که بلاتریکس رو به ارشد کرد.
-اولا که ارشدا نمی تونن امتیاز کم کنن. دوما اگه امتیاز رو از همشون کم کنی که چیزی عوض نمی شه.

ارشد دوباره گیج شد.
-ها؟ می تونستیم که...

ولی مرگخوارا با گام های آهنین به سمت درمانگاه حرکت کردند.

-پامفری؟
-مادام؟
-شما بازداشت هستید. باید همراه ما بیایین.

بلاتریکس داشت خشمگین ترین نگاهش را نثار پیتر می کرد که پامفری با پای خودش آمد.
-بریم.

-کجا؟

پامفری وسایلش را هم جمع کرده بود.
-مگه نگفتین باید همراهتون بیام؟ حتما مشکل پزشکی وجود داره دیگه. سریع تر بریم.

مرگخواران فهمیدند که بیخودی هی گام آهنین بر می داشتند و به همین سادگی مادام پامفری را از هاگوارتز خارج کردند و به خانه ریدل ها برگشتند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 12 دی 1399 17:55
نمایش جزئیات
آفلاین
مرگخواران چاره دیگری نداشتند. آنها برای بازگرداندن اربابشان از حالت عنکبوتی به حالت انسانی، به مادام پامفری نیاز داشتند و حالا مجبور بودند معجون مرکب پیچیده را حتی به قیمت شک اهالی هاگوارتز، امتحان کنند.

-با شماره سه، همه با هم می‌خوریم! حاضرید؟
-نه! دست نگه دارید!

فریاد گابریل برای بار ده هزارم بلند می‌شد.
با خشم دوباره لیوان هکتور را پر کرد و تار مویی درونش انداخت.
-نرو هک! دو دقیقه... فقط دو دقیقه ویبره نرو!

بلاتریکس نگاه از گابریل برداشت و شمرد!
-سه!

اعتقادی هم به فوت وقت نداشت و شمارش یک و دو را لازم نمی‌دید!
در کسری از ثانیه تغییرات شروع شد و دقیقه‌ای بعد خاتمه یافت.

-خب... می‌ریم سمت قلعه. کسی شک‌ کرد بهتون، بی سر و صدا بیهوشش کنین.

و ملت مرگخوار تغییر شکل یافته، راهی قلعه هاگوارتز شدند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him