جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

68 کاربر(ها) آنلاین هستند (66 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
68 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: امروز ساعت 12:05
نمایش جزئیات
آفلاین
درود به شما!
روزالینی هستیم از نوع اورست.
ما اول رفتیم حمام ارشد ها روحیه کمالگرایمان بسیار از دنیایی که دابی عزیز ساخته بود لذت برد؛ تا دیدیم قوانین با قوانین دیگر تداخل دارند و پا به فرار گذاشتیم.

بعد هم رفتیم اینجا با نویسنده درگیر شدیم و دیدیم دنیای ماگلی اش به درد خودش و عمه اش می خورد پس به ریش بابا مرلینمان پناه آوردیم.
فرزند تبعید شده مرلین، به کوه اورست.
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: امروز ساعت 01:23
نمایش جزئیات
آفلاین
درود!
به نقل قول از خودم: گل هارا باید کاشت، جور دیگر باید زیست.
بنده یه گل اینجا،
و یه گلم اینجا کاشتم که امیدوارم بهشون آب کافی بدید
𝐿𝒾𝓁𝓎 𝑜𝒻 𝓉𝒽𝑒 𝒱𝒶𝓁𝓁𝑒𝓎
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: دیروز ساعت 22:59
نمایش جزئیات
آفلاین
با عرض سلام!

ما اول رفتیم یه جایی که امیدواریم خاطراتش گم بشه.

بعدشم رفتیم حمامتان خوب نبود، پرتقال دان ذات دان ندادن.
When I acted like a liar, they called me a liar. When I acted like a rich man, they started the rumor I was rich. When I feigned indifference, they classed me as the indifferent type. But when I inadvertently groaned because I was really in pain, they started the rumor that I was faking suffering. The world is out of joint.

Osamu Dazai -
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: دیروز ساعت 18:47
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
با سلام و عرض اعتراض! درحالی‌که هنوزم بهتون مشکوکم و نمی‌دونم چه قصدی از این برنامه‌ها دارین و می‌خواین چیکارمون کنین، ولی پاشدم و تو اردوتون شرکت کردم.

اولش یک سر رفتیم اینجا و بعدشم یک نگاهی به این‌ور انداختیم.
Certainty is a delightful illusion
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: چهارشنبه 24 تیر 1405 20:43
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
نورا پیش‌از ورود به پایگاه بسیج کلاه هودی‌اش را روی سر می‌کشد و با بندهای هودی کلاه را روی سرش چفت می‌کند؛ به طوری که یک تار مو هم بیرون نباشد. سپس وارد پایگاه شده و از دیدن یک سامورایی که نه‌تنها ریش و سبیل ندارد بلکه موهایش را هم گوجه‌ای پشت‌سر بسته بسیار جا می‌خورد.
- سلام. از اردوگاه اومدم گزارش فعالیت‌هام رو بدم...

و این و این را روی میز می‌گذارد، از تیم مدیریت هاگوارتز بابت اردوها تشکر می‌کند، بعد هم با سرعت از پنجره خارج می‌شود.
ویرایش شده توسط نورا پردفوت در 1405/4/24 22:19:18
وی پس از نوشتن این پست به هوا خاست!
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1405 23:23
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
ـ نونت نبود؟ نوشیدنی کره ای کم داشتی؟! چی کم داشتی سامورایی معاون شدی آخه؟!

دینگ دینگ!

آکی گلکسی S24 ULTRA اش را از جیب کیمونو اش در آورد و به متن آخرین پیامی که برایش ارسال شده یود خیره شد.
نقل قول:

همکار گرامی، حقوق تیرماه معاونت هاگوارتز برای شما واریز شد. موفق و پیروز باشید!


لبخند که چه عرض کنم، دندان های سامورایی تا بناگوش نمایان شد.

ـ کاتانا چرا فس فس می کنی؟ سریع تر کار کن دیگه!
ـ !

در آن طرف خود او نیز، با سرعت 2x مشغول تمیز کردن پایگاه بسیج خاک خورده شد!


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


درود
امیدوارم حالتون خوب باشه.

با گرما چه می کنید؟ جادوآموزان عزیز توجه داشته باشید این ویروس جدید رو نگیرید! هر کی ویروسی بگیره، 50 امتیاز از گریفندور کم می کنم. اعتراض و اینا هم یوخ!


مایلم شرایط اردو اول رو براتون شرح بدم. لطفا به تک تک قوانین و شرایط توجه داشته باشید.


تیم مدیریت تصمیم گرفته برای اردو اول شما رو ببره به دنیای موازی!عجیبه می دونم!


حالا منظورم از دنیای موازی چیه؟!
چی میشه اگه یه روز از خواب بلند شی و ببینی روح شخصیتت در دنیای جادوگران داخل شخصیتت در دنیای واقعی هست؟! یا مثلاً یه آجر فرود بیاد روی سرت و یهو ببینی، تناسخ اتفاق افتاده و روح شناسه ات رفته جای خودت و داره کنکور میده؟ در کل قراره روح شخصیتت در سایت، وارد کالبدت خودت در دنیای واقعی بشه و جای تو زندگی کنه.

مثال بخوام برات بزنم میشه این! میبینی؟ آکی بینوا رو بردم تو کالبد خودم و چند ساعتی رو مهمون همکارای دیوونم بود.


شما برای شرکت و ارسال تک پستی هاتون در اردو از همین الان تا ساعت 23:59 دقیقه روز 26 تیرماه فرصت دارید.



منتظر پست های خوب و عجیب تون در دفترچه خاطرات گمشده هاگوارتز هستم!


آیا فکر کردید تموم شد... خسته نباشید و اینا.. نه خیر! در خدمتتون هستیم همچنان!


از اونجایی که ممکنه بعد از گشت و گذار تو دنیای موازی خسته شده باشید، در گام بعدی دعوتتون میکنم به حمام ارشدها!

همانطور که تنی به آب می زنید و این حرفا توجه تون رو به پست جناب مدیر هم جلب می کنم.

خلاصه سوژه: دابی پس از غیبت دامبلدور، تصمیم می گیره قوانین هاگوارتز رو عوض کنه و بین جادوگران، ساحره ها و موجودات جادویی تبعیض قائل نمیشه. این قانون به این معناست که دیگه اختلاف طبقاتی وجود نداره. در اولین گام، او حمام ارشد ها رو تبدیل به یه حموم برای عموم می کنه و...


پیشنهاد دابی: فعلا خط داستانی و گره خاصی نداریم توی سوژه. میتونید خرده روایت‌های خودتون از هاگوارتزی که در راستای ایجاد برابری و ایده‌های چپی و ووک طور، «دابی‌ایزه!» شده بنویسید یا خرده روایت‌های همدیگه رو شرح و بسط بدید. حضور شخصیت‌ها در همین موقعیت‌ها و ساختارهای جدیدی که دابی وضع کرده، یا تعریف کردن موقعیت‌ها و ساختارهای جدید و مشابه با خلاقیت خودتون. پست‌ها نه کاملا در ادامه‌ی هم هستن و نه کاملا مجزا.

شما برای شرکت و ارسال پست هاتون در این تاپیک نیز از همین الان تا ساعت 23:59 دقیقه روز 26 تیرماه فرصت دارید.


نکته آخر و مهم: هر شخص از هر کدام از هر کدام از دو تاپیک ذکر شده در بالا فقط می تواند یک پست (مجموعا دو پست) را تا ساعت 23:59 روز 26 تیرماه گزارش کند.


در صورت وجود هر سوال یا مشکلی برام جغد بفرست!

فعلا!
بدم کاتانا ازت سالاد درست کنه ؟!

یه وقت این قلم قصه پرداز می داد به من حس پرواز!

پاسخ به: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: جمعه 25 شهریور 1401 23:24
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به همه‌ی دست اندرکاران محترم.
این خدمت شما.

خلاصه:
لرد ولدمورت تصمیم گرفته تا مو دار شه، مروپ هم برای اون با میوه یک کله و مو درست میکنه، اما ایوا اونو می‌خوره. مروپ و بلاتریکس داخل معده ایوا میرن تا کله رو پیدا کنن، اما همونجا گیر می‌کنن. حالا در حالی که ایوا گشنه‌ش شده، مرگخوارا باید کاری کنن تا ایوا بالا بیاره.
مرگخوارا به یه فروشگاهی رفتن و بعد از فراری دادن کل مشتریا، تا می‌تونستن خوراکی و وسایل مختلف برداشتن و به طرف خونه ریدل راه افتادن.

(البته دقیقا قبل از پست منم خلاصه هست. )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: جمعه 25 شهریور 1401 21:00
نمایش جزئیات
آفلاین
درود سبز مرلین بر داوران گرامی و خوانندگان محترم این پست.

سوژه‌ی جدی خانه‌ی شماره دوازده گریمولد

خلاصه سوژه تا ابتدای پست شماره 905، دوریا بلک:

روح گلرت گریندل والد با لرد سیاه همکاری کرده و جاسوسی محفل رو در خانه‌ی شماره 12 گریمولد انجام داده و با این کار باعث شده تا چند ماموریت اخیر محفل لو بره و در هر ماموریت محفل مجروح بده؛ اما محفلی‌ها نمی‌دونن که چرا ماموریت‌ها اشتباه پیش میره. با توجه به این موضوع دامبلدور مقر محفل رو از گریمولد به خانه‌ی مخفی خودش تغییر می ده. دامبلدور در ملاقاتی خصوصی به هری میگه که روح گریندل والد تقلبیه و خودش اون رو ایجاد کرده بوده تا به خانه‌ی ریدل نفوذ کنه اما الان لرد سیاه بیش از پیش به روح تقلبی گریندل والد مشکوک شده چون محفل هیچ کشته‌ای نداده و قصد داره ماموریتی رو طرح ریزی کنه تا از محفل چندتا گروگان به مرگخوارن بدن و شک لرد ولدمورت برطرف بشه. دامبلدور برای این کار کینگزلی شکلبولت، هستیا جونز، سوروس اسنیپ و سیریوس بلک رو انتخاب می‌کنه. سیریوس متوجه میشه که هری نگرانه... .

پ.ن: اگر علاقه دارید تا خودتون چند پست قبلی رو بخونید می‌تونید از دو پست قبل‌تر شروع کنید.

افرادی که لایک کردند

All sins are attempts to fill voids
پاسخ به: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: جمعه 25 شهریور 1401 20:08
نمایش جزئیات
آفلاین
همانا که قضای حاجت به اول وقت شیرین است...

خلاصه:
دامبلدور بچه‌ای داره که مرگخوارا از یتیم‌ خونه می‌دزدنش و به خونه ریدل میارن. لرد به بچه علاقمند می‌ شه و اسمشو تام ماروولو جونیور می‌ ذاره. ولی بچه گم می شه و مرگخوارا یه بچه جن رو به جاش جا می زنن. لرد که شک کرده، می خواد استعداد های بچه رو ببینه. بچه قراره رودولفی رو که قبلا از وسط نصف کرده، دوباره به هم بچسبونه. اما مشکل اینجاست که نصف رودولف گم شده. مرگخوار ها پس از جست‌و‌جو متوجه می‌شن که نصف رودولف رفته دستشویی خصوصی لرد. لرد هم داره به سمت دستشویی خصوصیش می‌ره. حالا مرگخوار ها سعی دارن تا قبل از لرد به دستشویی برسن...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
RainbowClaw


پاسخ به: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 24 شهریور 1401 10:34
نمایش جزئیات
آفلاین
با اجازتون از عزاداری ارباب میام.
من برم ادامه عزاداریم.


خلاصه:

لرد ولدمورت در طی یک مسابقه از دامبلدور شکست خورده و طبق شرطی که قبل از مسابقه بسته بودن، لرد باید کشته بشه. مرگخوارا وانمود می کنن که لرد مرده و الان قراره زیرنظر مامورای وزارتخونه دفنش کنن.
مرگخوارا تصمیم می گیرن لرد رو طوری دفن کنن که زنده بمونه که بعدا بتونن برگردن و نجاتش بدن.
یه مراسم عزاداری دیگه هم کنار مراسم لرد در حال برگزاریه و بلا می خواد با ایجاد سر و صدا و پرت کردن حواس مامورا جای دو تا تابوت رو عوض کنه.
ولی همه مرگ‌خواران بعد از اینکه خودشونو برای بلندتر شدن صداشون باد کردن مثل بادکنک میرن هوا.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!