جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 27 تیر 1405 02:29
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سلام به همه و خسته نباشید به دانش‌آموزانی که در دور اول فعالیت‌های فوق برنامه‌ی این ترم شرکت کردن.

از این دوره اعضای گریفیندور 35 و ریونکلا 7 امتیاز برای گروهشون به دست آوردن.


و اما سری دوم فعالیت‌ها.

1. روزهای اول مدرسه است و دوست جدید پیدا کردن! پس شما هم سراغ یکی از دانش‌آموز (به جز همگروهیاتون که از قبل با هم آشنا شدید) و بگید: با من دوست می‌شی؟ و با سوژه‌ی دلخواهی که خودتون با هم طراحی می‌کنید، یک داستان در تاپیک داستان‌های دو پستی بنویسید.

2. خیلی از کارهای معلم‌ها هست که به شدت روی اعصاب دانش‌آموزهاست. اما مگه این معلم‌ها خودشون یک روزی دانش‌آموز نبودن؟ پس چطور دانش‌آموزها رو درک نمی‌کنن؟ شاید بزرگ شدن و یادشون رفته... پس شما همین الان که دانش‌آموز هستید، یک متن با عنوان «اگر روزی معلم شدم...» بنویسید تا دستورالعملی باشه برای این که یک معلم خوب و دوست داشتنی، چی کارا می‌کنه و چی کارا نه. این متن می‌تونه در قالب انشا، مقاله یا ... باشه و در نشریه‌ی هاگوارتز اکسپرس چاپ میشه. توجه کنید که حتما از دید شخصیت خودتون که در سن دانش‌آموزی قرار داره این متن رو بنویسید.


* گزارش فعالیت‌ها فراموش نشه.

* مهلت شرکت در این سری فعالیت‌ها و ارائه‌ی گزارش: تا پایان روز 9 مرداد.
دابی نباید این پست رو می‌نوشت! دابی بد!
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: جمعه 26 تیر 1405 22:49
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
درود!
ما رفتیم اردو، ولی سر دومیش مریض شدیم و کارمون به سنت مانگو کشید و دیگه نرسیدیم بریم جایی جز گرمابه عمومی هاگوارتز!


بانو جلسات اجنّه‌ی خانگی رو بسیار واقعی به تصویر کشید!

+5
ویرایش شده توسط دملزا رابینز در 1405/4/26 22:56:49
ویرایش شده توسط دابی در 1405/4/27 1:51:02
✨ 𝓓𝓮𝓶𝓮𝓵𝔃𝓪 𝓡𝓸𝓫𝓫𝓲𝓷𝓼 ✨
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: جمعه 26 تیر 1405 12:05
نمایش جزئیات
آفلاین
درود به شما!
روزالینی هستیم از نوع اورست.
ما اول رفتیم حمام ارشد ها روحیه کمالگرایمان بسیار از دنیایی که دابی عزیز ساخته بود لذت برد؛ تا دیدیم قوانین با قوانین دیگر تداخل دارند و پا به فرار گذاشتیم.

بعد هم رفتیم اینجا با نویسنده درگیر شدیم و دیدیم دنیای ماگلی اش به درد خودش و عمه اش می خورد پس به ریش بابا مرلینمان پناه آوردیم.


دابی با دیدن صحنه‌ی «مرتب کردن اتاقی که سال‌ها نامنظم بود، در روز و ساعت امتحان» دچار دژاوو شد! دابی بد!

+4
+4
ویرایش شده توسط دابی در 1405/4/27 1:48:35
فرزند تبعید شده مرلین، به کوه اورست.
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: جمعه 26 تیر 1405 01:23
نمایش جزئیات
آفلاین
درود!
به نقل قول از خودم: گل هارا باید کاشت، جور دیگر باید زیست.
بنده یه گل اینجا،
و یه گلم اینجا کاشتم که امیدوارم بهشون آب کافی بدید


بانو که گل و گیاه دوست داشت چرا از قوانین دابی که برای گل و گیاه حقوق قائل شد استقبال نکرد؟

+4
+3
ویرایش شده توسط دابی در 1405/4/27 1:43:28
𝐿𝒾𝓁𝓎 𝑜𝒻 𝓉𝒽𝑒 𝒱𝒶𝓁𝓁𝑒𝓎
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 25 تیر 1405 22:59
نمایش جزئیات
آفلاین
با عرض سلام!

ما اول رفتیم یه جایی که امیدواریم خاطراتش گم بشه.

بعدشم رفتیم حمامتان خوب نبود، پرتقال دان ذات دان ندادن.


دابی یک روز در دنیای ماگلی هم سرایدار مجلس قانونگذاری شد و دندانپزشکی رو ممنوع و جرم انگاری کرد! دندونپزشک بد! دابی بد!

+4
+4
ویرایش شده توسط دابی در 1405/4/27 1:39:29
When I acted like a liar, they called me a liar. When I acted like a rich man, they started the rumor I was rich. When I feigned indifference, they classed me as the indifferent type. But when I inadvertently groaned because I was really in pain, they started the rumor that I was faking suffering. The world is out of joint.

Osamu Dazai -
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 25 تیر 1405 18:47
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
با سلام و عرض اعتراض! درحالی‌که هنوزم بهتون مشکوکم و نمی‌دونم چه قصدی از این برنامه‌ها دارین و می‌خواین چیکارمون کنین، ولی پاشدم و تو اردوتون شرکت کردم.

اولش یک سر رفتیم اینجا و بعدشم یک نگاهی به این‌ور انداختیم.



دابی قصدی جز دادن حق آزادی و برابری به همه نداشت! دانش آموز قربان‌ها حق داشت بدون ترس از تهدید، خودشون انتخاب کرد که تنبل بود یا زرنگ!
چی؟ ارشد قربان هم حق داشت خودش متد ارشد بودنش رو انتخاب کرد؟ دابی صدای بانو رو نداشت! این جا همه در انتخاب آزادانه برابر بود. فقط بعضی‌ها برابرتر بود.

+3
+4
ویرایش شده توسط دابی در 1405/4/27 1:36:05
Certainty is a delightful illusion
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: چهارشنبه 24 تیر 1405 20:43
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
نورا پیش‌از ورود به پایگاه بسیج کلاه هودی‌اش را روی سر می‌کشد و با بندهای هودی کلاه را روی سرش چفت می‌کند؛ به طوری که یک تار مو هم بیرون نباشد. سپس وارد پایگاه شده و از دیدن یک سامورایی که نه‌تنها ریش و سبیل ندارد بلکه موهایش را هم گوجه‌ای پشت‌سر بسته بسیار جا می‌خورد.
- سلام. از اردوگاه اومدم گزارش فعالیت‌هام رو بدم...

و این و این را روی میز می‌گذارد، از تیم مدیریت هاگوارتز بابت اردوها تشکر می‌کند، بعد هم با سرعت از پنجره خارج می‌شود.


دابی سودای قدرت نداشت بانو! دابی سودای آزادی و برابری داشت! برای همه! حتا به زور!

+4
+3
ویرایش شده توسط نورا پردفوت در 1405/4/24 22:19:18
ویرایش شده توسط دابی در 1405/4/27 1:30:20
ویرایش شده توسط دابی در 1405/4/27 1:30:47
وی پس از نوشتن این پست به هوا خاست!
پاسخ: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1405 23:23
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
ـ نونت نبود؟ نوشیدنی کره ای کم داشتی؟! چی کم داشتی سامورایی معاون شدی آخه؟!

دینگ دینگ!

آکی گلکسی S24 ULTRA اش را از جیب کیمونو اش در آورد و به متن آخرین پیامی که برایش ارسال شده یود خیره شد.
نقل قول:

همکار گرامی، حقوق تیرماه معاونت هاگوارتز برای شما واریز شد. موفق و پیروز باشید!


لبخند که چه عرض کنم، دندان های سامورایی تا بناگوش نمایان شد.

ـ کاتانا چرا فس فس می کنی؟ سریع تر کار کن دیگه!
ـ !

در آن طرف خود او نیز، با سرعت 2x مشغول تمیز کردن پایگاه بسیج خاک خورده شد!


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


درود
امیدوارم حالتون خوب باشه.

با گرما چه می کنید؟ جادوآموزان عزیز توجه داشته باشید این ویروس جدید رو نگیرید! هر کی ویروسی بگیره، 50 امتیاز از گریفندور کم می کنم. اعتراض و اینا هم یوخ!


مایلم شرایط اردو اول رو براتون شرح بدم. لطفا به تک تک قوانین و شرایط توجه داشته باشید.


تیم مدیریت تصمیم گرفته برای اردو اول شما رو ببره به دنیای موازی!عجیبه می دونم!


حالا منظورم از دنیای موازی چیه؟!
چی میشه اگه یه روز از خواب بلند شی و ببینی روح شخصیتت در دنیای جادوگران داخل شخصیتت در دنیای واقعی هست؟! یا مثلاً یه آجر فرود بیاد روی سرت و یهو ببینی، تناسخ اتفاق افتاده و روح شناسه ات رفته جای خودت و داره کنکور میده؟ در کل قراره روح شخصیتت در سایت، وارد کالبدت خودت در دنیای واقعی بشه و جای تو زندگی کنه.

مثال بخوام برات بزنم میشه این! میبینی؟ آکی بینوا رو بردم تو کالبد خودم و چند ساعتی رو مهمون همکارای دیوونم بود.


شما برای شرکت و ارسال تک پستی هاتون در اردو از همین الان تا ساعت 23:59 دقیقه روز 26 تیرماه فرصت دارید.



منتظر پست های خوب و عجیب تون در دفترچه خاطرات گمشده هاگوارتز هستم!


آیا فکر کردید تموم شد... خسته نباشید و اینا.. نه خیر! در خدمتتون هستیم همچنان!


از اونجایی که ممکنه بعد از گشت و گذار تو دنیای موازی خسته شده باشید، در گام بعدی دعوتتون میکنم به حمام ارشدها!

همانطور که تنی به آب می زنید و این حرفا توجه تون رو به پست جناب مدیر هم جلب می کنم.

خلاصه سوژه: دابی پس از غیبت دامبلدور، تصمیم می گیره قوانین هاگوارتز رو عوض کنه و بین جادوگران، ساحره ها و موجودات جادویی تبعیض قائل نمیشه. این قانون به این معناست که دیگه اختلاف طبقاتی وجود نداره. در اولین گام، او حمام ارشد ها رو تبدیل به یه حموم برای عموم می کنه و...


پیشنهاد دابی: فعلا خط داستانی و گره خاصی نداریم توی سوژه. میتونید خرده روایت‌های خودتون از هاگوارتزی که در راستای ایجاد برابری و ایده‌های چپی و ووک طور، «دابی‌ایزه!» شده بنویسید یا خرده روایت‌های همدیگه رو شرح و بسط بدید. حضور شخصیت‌ها در همین موقعیت‌ها و ساختارهای جدیدی که دابی وضع کرده، یا تعریف کردن موقعیت‌ها و ساختارهای جدید و مشابه با خلاقیت خودتون. پست‌ها نه کاملا در ادامه‌ی هم هستن و نه کاملا مجزا.

شما برای شرکت و ارسال پست هاتون در این تاپیک نیز از همین الان تا ساعت 23:59 دقیقه روز 26 تیرماه فرصت دارید.


نکته آخر و مهم: هر شخص از هر کدام از هر کدام از دو تاپیک ذکر شده در بالا فقط می تواند یک پست (مجموعا دو پست) را تا ساعت 23:59 روز 26 تیرماه گزارش کند.


در صورت وجود هر سوال یا مشکلی برام جغد بفرست!

فعلا!
بدم کاتانا ازت سالاد درست کنه ؟!

یه وقت این قلم قصه پرداز می داد به من حس پرواز!

پاسخ به: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: جمعه 25 شهریور 1401 23:24
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به همه‌ی دست اندرکاران محترم.
این خدمت شما.

خلاصه:
لرد ولدمورت تصمیم گرفته تا مو دار شه، مروپ هم برای اون با میوه یک کله و مو درست میکنه، اما ایوا اونو می‌خوره. مروپ و بلاتریکس داخل معده ایوا میرن تا کله رو پیدا کنن، اما همونجا گیر می‌کنن. حالا در حالی که ایوا گشنه‌ش شده، مرگخوارا باید کاری کنن تا ایوا بالا بیاره.
مرگخوارا به یه فروشگاهی رفتن و بعد از فراری دادن کل مشتریا، تا می‌تونستن خوراکی و وسایل مختلف برداشتن و به طرف خونه ریدل راه افتادن.

(البته دقیقا قبل از پست منم خلاصه هست. )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
ارسال شده در: جمعه 25 شهریور 1401 21:00
نمایش جزئیات
آفلاین
درود سبز مرلین بر داوران گرامی و خوانندگان محترم این پست.

سوژه‌ی جدی خانه‌ی شماره دوازده گریمولد

خلاصه سوژه تا ابتدای پست شماره 905، دوریا بلک:

روح گلرت گریندل والد با لرد سیاه همکاری کرده و جاسوسی محفل رو در خانه‌ی شماره 12 گریمولد انجام داده و با این کار باعث شده تا چند ماموریت اخیر محفل لو بره و در هر ماموریت محفل مجروح بده؛ اما محفلی‌ها نمی‌دونن که چرا ماموریت‌ها اشتباه پیش میره. با توجه به این موضوع دامبلدور مقر محفل رو از گریمولد به خانه‌ی مخفی خودش تغییر می ده. دامبلدور در ملاقاتی خصوصی به هری میگه که روح گریندل والد تقلبیه و خودش اون رو ایجاد کرده بوده تا به خانه‌ی ریدل نفوذ کنه اما الان لرد سیاه بیش از پیش به روح تقلبی گریندل والد مشکوک شده چون محفل هیچ کشته‌ای نداده و قصد داره ماموریتی رو طرح ریزی کنه تا از محفل چندتا گروگان به مرگخوارن بدن و شک لرد ولدمورت برطرف بشه. دامبلدور برای این کار کینگزلی شکلبولت، هستیا جونز، سوروس اسنیپ و سیریوس بلک رو انتخاب می‌کنه. سیریوس متوجه میشه که هری نگرانه... .

پ.ن: اگر علاقه دارید تا خودتون چند پست قبلی رو بخونید می‌تونید از دو پست قبل‌تر شروع کنید.

افرادی که لایک کردند

All sins are attempts to fill voids