هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۲:۱۶ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
#97

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۳:۵۲:۳۲ جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5582
آفلاین
لرد و همراهانش قصد ترک منزل مذکور را داشتند که متوجه شدند شخصی در حال بدرقه آنهاست.

شخص مذکور که لباس لوبیا پلو پوشیده بود، دستمالی در دست داشت و به سمت لرد سیاه و یارانش تکان می داد.
-برین مرلین به همراهتون...مراقب خودتون باشین. به سلامت...

لرد سیاه تشخیص نمی داد این شخص کدامیک از یارانش است. ولی هر که بود، لرد سیاه مجاز بود سرش داد بزند!
-شما که تشریف نمیارین؟

-نه دیگه قربونتون. من همینجا سکنی می گزینم. خونه خوبیه. مبله هم هست. صاحاب هم که نداره. من بمونم همینجا.

لرد فریادش را خشن تر کرد.
-د راه بیفت ببینیم! لوبیا پلو شده سر ما!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۱۰ ۲:۲۱:۴۱

زیر سایه یارانمان این شکلی شدیم!


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۲:۱۰ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
#96

اسلیترین، مرگخواران

هوريس اسلاگهورن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۶:۲۳ جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۰:۱۵:۱۰ شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸
از می عشق تو چنان مستم، که ندانم که نیست یا هستم
گروه:
اسلیترین
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 199
آفلاین
هوریس که خود را سر تا پا طوسی کرده بود پیش قدم شد و درب خانه بعدی را زد.

- باز نمی‌کنن ارباب.

- مشکل ما نیست. ما شکلات می‌خواهیم.

هوریس که به خوبی در نقش خود فرو رفته بود، به حریم خانه تجاوز کرد و با طلسمی در را گشود.

- این جا چه خبره؟

- چیزی نیست ... یه مذاکره دیپلماتیکه. خودمون حلش می‌کنیم.

- دروغ می‌گن ... اینا می‌خوان منو به هفت قسمت نامساوی تقسیم کنن ... به جادوگر تی وی بگین نذاره خونم پایمال شه ... ندای جمال قاشقچی رو به دنیا برسونید

لرد نگاهی به اره برقی انداخت و نگاهی به جمال قاشقچی ... به نظر نمی‌رسید آن جا شکلات کاسب شوند.

- ارباب با اجازتون من سوژه رو ترک می‌کنم می‌رم به جادوگر تی وی خبر بدم. تو این شب عزیز خون قاشقچی نباید پایمال شه.


ز خاک من اگر گندم برآید،
از آن گر نان پزی مستی فزاید! تصویر کوچک شده


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱:۴۷ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
#95

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱:۵۹:۰۳ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
ناظر انجمن
پیام: 4756
آفلاین
- یارانمان! پیش به سوی خانه‌ی بعدی!

با این حرف لرد، کراب به سرعت خودشو جمع می‌کنه و میاد دوان‌دوان پیشتاز همه در حرکت باشه که ناگهان یقه‌ش توسط لرد گرفته می‌شه.
- تو برگرد اینجا اول ما رو سوار کن!

کراب از یقه بلند می‌شه و با صدای گرومپی جلوی لرد فرود میاد. لرد به سرعت سوارش می‌شه و لینی ویزویزکنان، هکتور ویب‌ویب‌کنان، نجینی فس‌فس‌کنان و بلاتریکس هیس‌هیس‌کنان رو سر و کول لرد و کراب خودشونو جا می‌دن.

همون موقع لایتینا در نقش یک مرگخوار با ذکاوت جلو میاد و لباس اسب‌مانندی به کراب می‌پوشونه. لرد راضی از کرده‌ی لایتینا، ضربه‌ای به کمر کراب وارد می‌کنه.
- پیتیکو پیتیکو! برو اسب خوب من!




پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱:۳۸ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
#94

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۵:۵۲:۵۹ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 748
آفلاین
یه کم اونور تر لرد و نجینی و هکتور هالووینی که لباس پوشیده جلوی مرگخوار ها وایساده بودن و این حجم از بی توجهی رو تحمل نمی کردن تبر به دست گرفتن و هر چهار تا پایه ی صندلی راه رونده رو با تبر زدن و بی پایه کردن.
تاتسویای بی پایه که افتاد زمین کراب با شکست روحی و روانی مواجه شد. کراب له شد و کل آرایشش ریخت و کف زمین جاری شد. همچون رودخونه ای رنگ و وارنگ جاری شد. حتی مثل سیل روان داشت میرفت. سر راهش هم نقاشی نجینی رو کامل کرد.
بعد ها این نقاشی به عنوان گرون ترین نقاشی دنیا فروخته شد و به نام مونالیزا معروف شد.

کراب هم بعد از دیدن این صحنه ها دوباره خودش رو سر هم کرد و تیکه های له شده اش رو بعد از چکش کاری کنار هم چسبوند و به خودش یاد آوری کرد که تو روز هالووین له شدن ممنوعه.


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱:۳۱ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
#93

اسلیترین، مرگخواران

نجینی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۱۸ دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲:۲۷:۰۸ شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
اسلیترین
مرگخوار
پیام: 235
آفلاین
نجینی درحالی که سوهان می‌خورد، با دُم‌ش مدادرنگی‌ای را گرفته بود و نیم‌رخ زیبا و جذاب پاپای خویش را می‌کشید و داشت فکر می‌کرد که دماغِ عقابی خیلی به پاپای عزیزش می‌آید.

-

ولی خب اول باید عقاب را تهیه میکرد بعد دماغ‌ش را! و عقاب هم پرنده‌ای نبود که همینجوری در آسمان پرواز کند و با یک آکسیو فرابخواندش. پس تصمیم گرفت برای تبدیل بانز به عقاب از هکولی کمک بگیرد. هک تشه‌های متنوعی داشت. و درصورت مفقود شدن بانز هم کسی متوجه عدم حضورش نمی‌شد.


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱:۲۲ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
#92

روح هالووین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۵۹ دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۰:۴۴ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 21
آفلاین
تصویر کوچک شده


?Trick or treat


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱:۰۹ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
#91

گریفیندور

تاتسویا موتویاما


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۶ دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۳:۲۰:۲۳ جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 95
آفلاین
نه. اصلا انتخاب خوبی نبود.

شاید کراب می دانست که چنین اتفاقی برایش می افتد و کمرش به عزای زانویش می نشیند و درنتیجه، یک "بک آپ پلان" طراحی کرده بود.
- نگاه کنین! اون صندلی راه می ره!
- درسته. من صندلی ام. من تاتسویا نیستم.

مرگخواران حیران شدند و کراب خنده ی دلبرانه ای سر داد.


The true meaning of the
'samurai'
is one who serves and adheres to the power of love.

"Morihei ueshiba"


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱:۰۱ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
#90

اسلیترین، مرگخواران

نجینی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۱۸ دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲:۲۷:۰۸ شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
اسلیترین
مرگخوار
پیام: 235
آفلاین
لردسیاه و پرنسس نجینی و هکولی لباس‌های هالووین خودشون رو پوشیدند و وارد اتاق نشیمن شدند و جلوی مرگخوارها ایستادند:

تصویر کوچک شده


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۰:۰۸ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
#89

بانز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۴ شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۸:۳۸:۵۱ دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸
از زیر سایه ارباب
گروه:
کاربران عضو
پیام: 539
آفلاین
-ارباب...منم ببینین. برای من دست تکون بدین.

همه به پنجره ی خالی ای که بانز بهش اشاره میکنه نگاه میکنن.

-اونجا کسی نیست بانز.

بانز با اصرار به خودش لبخند میزنه.
-چرا ارباب...هر جا شما باشین منم هستم. مطمئنم یه جایی پشت همون قاب به ظاهر خالی پنجره ایستادم! ارباب! به منم شکلات میدین؟

لردی که پشت دره، با چشم و ابرو به لردی که درو باز کرده اشاره میکنه که شکلات نده. یه ذره لرد باش. ولی لردی که درو باز کرده زیادی هالووینیه و با خوشحالی میگه:
-کمی صبر کنین. برم براتون شکلات بیارم.

لرد جلوی در عصبانی میشه. ولی گوشاش نمیذاره عصبانیتشو زیاد نشون بده. یه هویج از تو کیسه برمیداره و گاز میزنه.

هویج داد میزنه:اوهوووووووو....یواش! هویجِ خالت که نیستم.


ویرایش شده توسط بانز در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۱۰ ۰:۱۶:۰۵

چهره و هویتم مال شما...از زیر سایه ی ارباب تکان نخواهم خورد!


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۰:۰۴ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
#88

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱:۵۹:۰۳ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
ناظر انجمن
پیام: 4756
آفلاین
در باز می‌شه و لرد در آستانه‌ی اون ظاهر می‎شه و از توی خونه برای مرگخوارا دست تکون می‌ده.
- سلام.

فک تمامی مرگخوارا با دیدن لرد رو زمین میفته.

- ارباب... شما اینجا بودین... حالا اونجایین... چطور ممکنه؟
- چطور همچین کردین ارباب؟

لرد از این همه تعجب مرگخوارا در عجب بود. بالاخره شب هالووین بود و باید انتظار هرچیزی رو می‌داشتن!
- همینه که هست. می‌بینین که من درو باز کردم!

مرگخوارا که هول شده بودن سعی می‌کنن به جایی از رو کولِ کراب که باید لرد روش می‌بود، ولی احتمالا دیگه نبود، نگاه نکنن و به جاش نقش هالووینیشون رو به خوبی ایفا کنن.
- اومدیم ازتون شکلات بگیریم ارباب!









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.