- میمونه ارباب. ارباب وینکی همه چیز رو توضیح داد. وینکی جن متوضح خووب؟
- نه!
- ولی وینکی جن متوضح خووب!
لرد نگاهی به جن خونگی انداخت که فقط دو پایش از زیر کلاه وزرات پیدا بود. با دیدن کلاه، تمام کفش نیاوردن ها، شب بیداری های اجباری، حرف گوش ندادن ها و... در زمان برپایی ستاد های انتخاباتی یادش آمد.
- همچنان نه!
- ولی ارباب وینکی که ملت رو مسلسل بارون کرد براتون، جن خووب نبود؟
لرد باز هم فکر کرد. به زخم معدهی ناجینی که در اثر به رگبار مسلسل بسته شدن خانهی ریدل به وجد آمده بود و به تمام رداهای سوراخش فکر کرد.
- باز هم نه.
- ارباب وینکی که مسلسل مجانی آورد سر سفره ها، آب و برق رو مجانی کرد؛ وینکی جن خووب؟
حافظهی لرد آب و برق " مجانی " به یاد نمیآورد. حتی تا جایی که میدانست پول آب و برق در این دولت بیشتر هم شده بود.
- اصلا ورود حشره ها به خونهم هم به خاطر همون مسلسل های مجانیت بود که توری ها رو سوراخ کردن.نه!
وینکی له شد. وینکی نابود شد. وینکی بدون مسلسل سوراخ شد. وینکی کلاه وزرات درید و به قبرستان ریدل آپارات کرد.
ولی مسلسلش را جا گذاشت. مسلسلی که دیگر روی درخت ها بود!
گروه میمون ها رو درخت با گیجی به چیز عجیب غریب روبه رویشان خیره شده بودند. چه کاری از دست این شبیه چوب دراز و عجیب برمیآمد؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



















» و به سرعت پشت آریانا پناه گرفت.