جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

180 کاربر(ها) آنلاین هستند (63 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
175 مهمانان 5 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: دفتر وزیر اعظم ، عالیجناب هوکی و معاونش
ارسال شده در: جمعه 30 اسفند 1387 17:17
نمایش جزئیات
آفلاین
تق تق تق ...

مشاور اعظم منتظر جواب وزیر نماند، درو باز کرد و پرید داخل!

-وزیر به سلامت باد!

جن نحیف و لاغر که با لباس‌های نو پشت میزش نشسته بود نگاهی به آسپ کرد و لبخند زد.

-اوه ... مشاور ... خوشحالم که اومدی ... همین الان داشتم با عمه بزرگم تماس می‌گرفتم اما تمام شومینه‌ها بیزی هستن!

مشاور اعظم سرش را به آرامی تکان داد و گفت:
-به زودی دامنه‌ی ارتباطی شومینه‌ها رو گسترش میدیم ... اما در آغاز سال جدید حرف‌هایی رو با وزیر سحر و جادو دارم.

هوکی خودش را بر روی صندلی جابه‌جا کرد و به آلبوس سوروس خیره شد. مشاور در مقابل وزیر ایستاد در حالی که برق ردای جدیدش کل دفتر وزیر را گرفته بود :دی با صدایی بلند و رسا شروع به صحبت کرد:

-وزیر گرامی ... هوکی بزرگ ... مهم‌ترین رکن یک وزارت خوب تغییرات به‌جا و در زمان مناسب هست. اول از همه زندانیان سیاسی را از آزکابان آزاد کن و به خانه‌هایشان بفرست ... گالیون‌های زیادی را به حساب‌های جاری گرینگوتز واریز کن ... برای خوشی و راحتی جادوگران مناطق تفریحی هاگزمید و دیاگون را افزایش بده و وزارتخانه را با نورها و تزئینات جادویی چراغانی کن ... در اولین فرصت با هیئتی از کارمندان و بزرگان وزارت به میان مردمت برو و چند روز در بین ‌آنها باش ... به حرف‌ها و درد و دل‌هایشان گوش بده و آنها را از خود راضی نگهدار تا سعادت و رستگاری نصیب جامعه تو شود!

مشاور لبخند کوتاهی زد و سخنانش را تمام کرد:

-سال نو بر وزیر سحر و جادو مبارک!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ارتباط با ناظرين وزارت
ارسال شده در: چهارشنبه 28 اسفند 1387 18:38
نمایش جزئیات
آفلاین
من وزیر ِ منتخب نیستم ... ولی وقتی عضو ِ یک گروهی میشید ، یعنی به اون گروه اعلام ِ وفاداری میکنید ، ورود و خروج کسی به اون گروه نباید اون وفاداری رو از بین ببره !

حتما دلیل ِ موجهی دارید برای خودتون ، برای استعفا ... هوم ، مشکلی نیست ، در اولین فرصت لیست ها ویرایش میشن

موفق باشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: ارتباط با ناظرين وزارت
ارسال شده در: چهارشنبه 28 اسفند 1387 16:24
نمایش جزئیات
آفلاین
وزیر منتخب!

بدینوسیله مایلم کناره گیری خود را از مقام کاراگاهی وزارت اعلام نمایم.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتی شب برمی خیزد
دنیا را در خود پنهان می کند
در تاریکی غیرقابل رُسوخ
سرما بر می خیزد
از خاک
و هوا را آلوده می کند
ناگهان...
زندگی معنایی جدید به خود می گیردl
Re: ارتباط با ناظرين وزارت
ارسال شده در: چهارشنبه 28 اسفند 1387 16:22
نمایش جزئیات
آفلاین
وزیر منتخب!

بدینوسیله مایلم کناره گیری خود را از مقام کاراگاهی وزارت اعلام نمایم.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ارتباط با ناظرين وزارت
ارسال شده در: یکشنبه 11 اسفند 1387 10:29
نمایش جزئیات
آفلاین
این ستاد ها تاپیک هایی هستن که برای انتخابات هر دوره زده میشوند و طبعا بعد از پایان هر دوره انتخابات (شش ماه)، این ستاد هام بسته میشوند... در مورد اینکه چرا به قدح منتقل نمیشن هم مهمترین علتش اینه که این تاپیک ها ارتباطی با قدح اندیشه ندارند. ( نه خواندنی هستند و نه ارتباطی با دنیای خارج از هری پاتر دارند)

ضمن اینکه اگر یکی دو تا بودن شاید میشد یه کاری کرد ... ولی در این حجم زیاد فرقی نمیکنه ... توی هر انجمنی باشن منظره اونجا رو خراب میکنن...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/12/11 10:36:20
Re: ارتباط با ناظرين وزارت
ارسال شده در: یکشنبه 11 اسفند 1387 09:51
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام و خسته نباشید و اینا...
خواستم بگم توی انجمن وزارت...چرا اینقدر تاپیک قفل و از رده خارج شده هست؟ همین ستاد های انتخاباتی منظورمه؟چرا به قدح منتقل نمیشن؟

چون ادم دنبال یه تاپیک که می گرده همش با این ستادهای انتخاباتی رو به رو میشه...مرسی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
می دونید با چه کسی طرف هستید؟!
اپتیموس پرایم!
مودی-تریلی!
Leader Prime!
Re: دفتر وزیر اعظم ، عالیجناب هوکی و معاونش
ارسال شده در: چهارشنبه 9 بهمن 1387 23:20
نمایش جزئیات
آفلاین
سه ساعت بعد

سالازار:
امپراطور:
مرلین کبیر:
سیریوس:
اسکاور:
ونوس و مری باود:
کریچر و سر بارون خون آلود:

سه ساعت بعدتر

هیچ اتفاق خاصی نیفتاده!!! همگی کماکان در همان موقعیت قبلی خود به سر می برند.

(N ساعت بعد) ×n


سالازار با خوشحالی یه سقلمه به امپراطور می زنه:
- نیگاش کن! داره یه اتفاقایی میفته!

توجه همه (به جز بارون که همچنان در خواب ناز به سر می بره) به کریچر جلب میشه. رنگ کریچر به سمت بی رنگی و شفافیت میل می کنه. شفافیتش از حد میگذره و به لگاریتم نزدیک میشه. درعوض سر بارون خون آلود مرتب تار و تارتر میشه و جسم می گیره.

شفایت کریچ و تار شدن سر بارون ادامه پیدا می کنه تا جایی که کریچر تبدیل به یه روح میشه و سر بارون خون آلود، به صورت جسمی خودش درمیاد. کریچر از خواب بیدار میشه و چشاشو می ماله. یه نگاهی به صورت های حیرت زدۀ سالی و بقیه میندازه و یه نگاهی به خودش و:
-ژیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ! من شفیدم! من روحم! من؟ من؟ من روحــــــــــــــــــــــــم! شرا اینژوری شدم؟

از صدای جیغ کریچر سر بارون خون آلود هم از خواب می پره و چون با هول و تکون از خواب پریده سرش محکم می خوره به کازیه ای که روی میز بوده:
- اوخ، اوخ ! لامصب عجب دردی داشت ها! حتی تونست به یه روح آسیب بزنه هان؟ من چرا اینجوری حرف می زنم؟

اسکاور با دستمالش روی ردای بارون می کشه و خون روی ردا پاک میشه:
- یوهوووووووووووو! بدون اینکه زحمت زیادی بکشم دستمالای همه کاره خودمو ارتقا دادم! لباس بارون تمیز شد

امپراطور نگاه بی حوصله ای به جمع میندازه:
- چیه شورشو درآوردین شما؟ دستمالای تو که ارتقا پیدا نکردن اسکی! سر بارون به بدنش برگشته و دیگه هم معتاد نیست. کریچ هم روح شده! حالا ببینین چطوری میشه این روح معتاد یه جن خونگی رو، به جای هوکی جا بزنیم!

ونوس پیشنهاد میده:
- شاید بهتر باشه به جای اینکه کریچ رو به جاش جا بزنیم، خودشو به هوش بیاریم و مجبورش کنیم ازمون اطاعت کنه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ارتباط با ناظرين وزارت
ارسال شده در: یکشنبه 22 دی 1387 14:13
نمایش جزئیات
آفلاین
وزیر، یا معاونش، یه کدوم به داد من برسن

می خوام آخرین پستی که توی دفتر وزیر اعظم، عالیجناب هوکی و معاونش زده شده پاک بشه. گویا سوژه رو قفل کرده. اصولا حال نمی کنم باهاش. ازش خوشم نمیاد ترجیح میدم یه اثرات دیگه ای روی کریچر بذاره اون معجونه.

از 24 ساعت گذشته و نمی تونم خودم بپاکمش پس زحمتش با شماست

موفق باشید

پاک شد.

مرسی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/10/22 14:57:03
ویرایش شده توسط نارسیسا مالفوی در 1387/10/22 16:43:00
Re: دفتر وزیر اعظم ، عالیجناب هوکی و معاونش
ارسال شده در: دوشنبه 16 دی 1387 22:21
نمایش جزئیات
آفلاین
سالازار نگاهي به جمع ميكنه : و حالا يكي از ما بايد اينو بخوره ..

بارون فوری میگه:ژون داداش اینژور چپ چپ نگاه نکن...من شدام تابلوئه....منظورم اینه که از اونجایی که مرد همیشه در عملم... فوری منو میشناشن!

سالازار اینبار نگاه امپراتور میکنه....امپراتور یا نگاهی به سالازار جواب میده که خود سالازار پشیمون میشه

همگی با هم نگاه کریچ میکنن
کریچر آب دهنشو قورت میده میگه:چرا اینجوری به من نگاه میکنید؟من عمرا.....آی...آی

امپراتور محکم پای کریچ رو لگد میکنه....فریاد کریچ بلند میشه...ناگهان سالازار تمام معجونو تو دهن کریچ خالی میکنه
-----------------------------------------
همه منتظرن که کریچ تغییر شکل بده و به شکل هوکی دربیاد ولی خبری نیست....صورت همه به این شکل در میاد------------->

یهو بارون میگه:بدمشب ...گفتم به این پیرشگ اعتمادی نیشتا....ماده و تقلبی انداخته بود بهم!!

همه به بارون نگاه میکنن و بارون به این شکل رد میاد:


امپراتور تو گوش بارون میگه:راستشو بگو چیکار کردی؟
بارون آب دهنشو قورت میده و میگه:برای اینکه تو حش بره کمی مواد خودمم قاطی معجون مرکب کردم!!!بلکه خوب تو نقشش بره!

همه شکه میشن:
سالازار آهی میکشه و میگه :باید دید چی بر سر کریچ قرار بیاد!!باید منتظر بشیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سر بارون خون آلود در 1387/10/16 22:25:36
و ما بر می گردیم تا درس عبرتی باشد برای کسانی که بر نمی گردند!
Re: دفتر وزیر اعظم ، عالیجناب هوکی و معاونش
ارسال شده در: دوشنبه 16 دی 1387 09:41
نمایش جزئیات
آفلاین
فوووت فووووت ... بنگ !!!

ايگور و بليز مقادير زيادي بادكنك حاضر كردن و بالاي سر وزير ايستادن و مشغول تركوندنش هستند .

در خواب وزير ...

وزير همچنان داره براي ملت سخنراني ميكنه كه ناگهان يك سري هواپيماي مخوف و جنگنده ي اتحاد خاكستري در آسمون رويت ميشن.
هواپيماها ويراژ خفني ميدن و مشغول بمب اندازي روي سر طرفداران هوكي ميشن.

فووووشت ... بنگ !!!

هوكي كه اين وضعيت ظالمانه رو ميبينه به منظور مبارزه با استكبار دست راست خودشو مشت و با تمام قدرت به هوا بلند ميكنه .

در عالم واقعيت

هوكي در حالي كه همچنان در خواب خودش اسيره ، از فرت عصبانيت در عالم واقعيت هم مشت خودشو بالا ميبره و محكم زير چشم ايگور پياده ميكنه.

ايگور:اخ چشمم ... اوخ چشمم ... اصلا به جهنم .. اصلا به درك .. بگير بخواب بذار بيان وزارتتو بگيرن به من چه اصلا .. من اصلا ازت قهر ميكنم ميرم خونه مامانم ...

ايگور بعد از گفتن اين حرفا در حالي كه گوله گوله اشك ميريزه به سمت در حركت ميكنه و بليزم دنبالش ميره ...

اما بشنويد از احوالات نيروي خاكستري ...

سالازار ، مرلين ، بارون ، كريچر و امپراطور به طرز خفني تغيير شكل دادن تا شناسايي نشن .
به اين صورت كه به كريچر پوشك بستن و اونو توي گهواره اي انداختن و بارون خون آلود رو شبيه بادكنك قرمز رنگي كردن و دادن دست كريچر ..
ريش هاي مرلين رو چند دور ، دور بدن جادوگر پير پيچ دادن و در حكم پشمك در حلق كريچر فرو كردن ، امپراطور و سالازارم يكي از اين ماسك هاي ضد آلودگي هوا جلوي دماغشون بستن .
با اين وضعيت همگي اونها دارن به سمت وزارت حركت ميكنن.

جلوي در ورودي وزارت ..!

ممد نگهبان به محض اينكه سالازار و امپراطورو ميبينه چوبدستيشو در مياره و توي دماغ سالازار فرو ميكنه ..
_اي شورشگر نا به كار خوب گيرت اوردم ... تو سالازار اسليتريني ؟!
_نه احمق .. من سالازار اسليترين نيستم .. من سالازار اسليتريني ام كه تغيير چهره داده تا تو نشناسيش و اينو توي فيلمنامه نوشته و تو داري گند ميزني به فيلمنامه ... اوكي ؟!!!!
ممد:

چند دقيقه بعد ...

اعضاي اتحاد شاخ خاكستري بعد از مشقت بسيار و پيچوندن چند نگهبان خودشون رو به دفتر وزير ميرسونن.
هوكي هم چنان در خواب خودش اسيره و اون مشتشم كه به نشانه مخالفت با استكبار راه هوا گرفته بود همچنان اون بالا مونده .

سالازار:حالا وقتشه كه يه تار موشو بكنيم و توي معجون مركب پيچيده بريزيم .. و خودمون قدرت رو به دست بگيريم ..
بارون:شالاژار جون من نميدونم تو توهمم يا واقعيت اما اينطور كه من ميبينم اين بشر يه تار مو هم نداره ...

توجه همه به كله ي همچون كف دست هوكي جلب ميشه .
كريچر:حالا چي كار كنيم ؟!
امپراطور سريعا وارد عمل ميشه ، دست راست هوكي رو كه به هوا بلند شده بود ميگيره و از ارنج محكم روي ميز قرار ميده و خنجر خودشو در مياره .
كريچر:اوه اين صحنه خيلي خفنه من نميتونم ببينم ..
امپراطور:بعضي وقتها براي رسيدن به هدفامون بايد بيرحم باشيم .

امپراطور تاريكي تا جايي كه توانشو داره خنجرو بالا ميبره و بعد با تموم قدرت خنجرو پايين مياره ، شدت ضربه حدي هست كه ميز وزارت از وسط به دو نيم تقسيم ميشه و گرد و خاك عظيمي به پا ميشه ، امپراطور سريعا دولا ميشه و توي مخروبه هاي ميز شروع به جستجو كردن ميكنه و بعد از چند دقيقه با لبخندي حاكي از موفقيت بلند ميشه ، در حالي كه جسمي چند ميليمتري رو در دست گرفته.

كريچر:اين ديگه چيه ؟!
امپراطور:ناخن زايد انگشت كوچيكه هوكي با مقدار زيادي اشغال و كثافت زيرش.
ملت:

امپراطور سريعا ناخن هوكي رو داخل معجون ميريزه ، معجون كم كم تغيير رنگ ميده و به شكل لجن در مياد ...
سالازار نگاهي به جمع ميكنه : و حالا يكي از ما بايد اينو بخوره ..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هوکی در 1387/10/16 10:19:57
ویرایش شده توسط هوکی در 1387/10/16 10:23:19
ویرایش شده توسط هوکی در 1387/10/16 10:29:35
آیینه خود بین
-------------------------------------
[url=http://www.jadoogaran.org/edituser.php]انجام اصلا�