جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

45 کاربر(ها) آنلاین هستند (22 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
44 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
Hogwarts مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

آخرین گروه‌بندی‌ها

كلاس دفاع در برابر جادوی سیاه

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: یکشنبه 10 دی 1385 14:46
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام یزدان پاک
1. چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین .


سلام خدمت استاد یک چشم خودم.
همه در این کلاس ارزیش شرکت نمیدند و ما نیز شرکت مینماییم..
تاریخچه ساخت اولین جادوی سیاه برمیگرده به زمانی که مرلین تازه به بلوغ رسیده بود و وقت رفتنش به خدمت بود ( گویند دز آن زمان سن رفتن به خدمت 15 سال بوده است ).
1 روز قبل از رفتنش - دره گودریک هالو
مرلین که به تازگی ازدواج نموده بود و پسر هفتمش در راه بود ( ) با شروع حرکات بیناموسی داشت با همسرش وداع مینمود که ولدی کچل که گویند در آن زمان به تازگی نینجا شده بود از پنجره ی خانه ی پاتر میپره بیرون .
مرلین: .. ولدی تویی؟
ولدی که یک تار مو بر روی مویش بود بدونه اینکه به حرف مرلین گوش دهد از کنارش رد شد.
مرلین:اوهوی ، با تو هستم..ولدی تویی؟
ولدی: چیه؟
مرلین:اگه همینطور ادامه بدی اون یه تار مو هم میریزه ها!
ولدی:ها؟گیرم که بریزه..به شما چه؟
مرلین ناگهان با یک حرکت مخوف دست بر جیبش برد و یک شی مشکوک که بیشتر شبیه به صابون زرد بود در آورد و گفت : حتی نباید یه تار مو از موهایتان کم بشود..
ملت:
ولدی:این دیگه چیه بوقی؟
مرلین:این جدیدترین اختراع من هست . با استفاده از یک چیزی که اختراع کردم اینو درست کردم.الان اینو به سرت بزنی فردا کلت میشه آمازون.امتحانش مجانیه ، بیا بگیر
ولدی: ..بده ببینم چیه؟
مرلین:ایسکن اول اینو به ملت معرفی کنم..همه توجه کنید..این جدیدترین اختراع من هست.این با یک طلسم درست میشه که من اسمش را گذاشتم جادوی سیاه.چطوره؟
ملت:
ولدی شی مخوف را میگیرد و برای همیشه کچل میشود..

مرلین هم میرود راه رفتن به سربازی را ر پیش میگیرد..

***پروفسور من دچار فقدان سوژه شدم متاستفانه***
copy write by Cho Chang
2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم .

گویند که ولدی زمانی در خواروبار فروشی کار میکرده است ، روزی از روزها مردی به مغازه میرود و بی دلیل یک سیلی بر صورت ولدی میزند ، بعد به وی میگوید یک بسته رشته برایم بیاور ، ولدی که بسی از دسته وی عصبانی هست رشته را میگیرد و درون رشته را پر از نفت کرده و مرد میدهد...
مرد به خانه میرود و بعد از خوردن آش رشته ای که زنش درست کرده به سیاهی رو می آورد و مرگخوار لرد سیاه میگردد..
**طبق گفته ها این مرد لوسیوس بوده و همسرش همه که این آش را خورده است مرگخوار میشود و به لرد میپیوندد.**
**گویند که لرد سیاه تمام این مرگخوارانش را با همین رشته های نفتی به دست می آورده. **
ارزشی ترین پست این کلاس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاتر , رولینگ خزیده کردت !!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: یکشنبه 10 دی 1385 14:20
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسهء اول - رشته های سیاهی – 9 دی
خوب در ابتدا باس بگم کی گفته اون مرلین بنده خدا این کارو کرده بابا قبل اون مگه کسی از این کارا بلد نبوده ؟
حالا گفتیم اون موقعه ها بهتر بوده نه ایقد بابا
به نظر من اولین کسی که جادوگری رو راه انداخت یه زن بود که وقتی ازدواج میکنه (با یه مرلین دیگه) به اونم جادووگری رو یاد میده بعد اون مرلین
میخواسته مثل بقیه مردا از شر این زن راحت شه بعد میره جادوی سیاه رو میسازه تا این زن رو بکشه ولی زن میره رو دفاع در برابر جادوی سیاه کار میکنه بعد اونم ساخته میشه و زن میگیره دهن یا رو رو سرویس میکنه
بعد از چند وقت که این مرلین خودمون میاد دنیا میره با تقلید از بابا بزرگش چندتا جادوی سیاه دیگه میسازه بعد میگه من تمام اینا رو از خودم در وکردم ولی بابا بزرگ من که 60000 عمر کرده بود جریان رو میدونست و تازهگی ها فاشش کرد و ----- به ابروی مرلین خالیبند

من تمام اینها رو از تو کتاب خانوادگی مون جادویوالنوار دیدم کلی هم معتبر
چگونگی وجود اینا به این قرار:
1 ) باس دوس داشته باشی همسرتو بکشی
2 ) به همه بگی مرلیم دومی اینکارو کرده
3 ) یکم بزرگ باشی
4 ) از ته قلبت بگی
5) مابقیشم دیگه خوودت باس عقلت بکشه دیگه بابا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سامربای در 1385/10/10 14:33:19
سعی نکن چیزی رو که بدست آوردی دوست
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: یکشنبه 10 دی 1385 13:52
نمایش جزئیات
آفلاین
ج1)

روزی همسر مرلین از دست کلکسیون آفتابه های مرلین خسته شده و تصمیم میگیره که اونا رو نابود کنه. وقتی که مرلین متوجه این موضوع شده از دست همسر خود بسیار بسیار بسیار شاکی شده و سعی میکنه که اونو با یه عدد طلسم خفن به نتیجه عملش برسونه اما در کمال حیرت هرچقدر نام یک طلسم شوم و سیاه رو سرچ میکنه حافظش به نتیجه نمیرسه و اینجا بود که مرلین متوجه یک کمبود خیلی بزرگ در جادو های موجود در آن جهان میشه و به همین دلیل تصمیم میگیره که طلسمی درست کنه که در مواقع ضروری از آن استفاده کنه و نتیجه تمام این تلاش ها منجر به کشف طلسم منفجریوس میشه:

مرلین موقع تمرین:
- همسر عزیزم ببخشید که میکشمت منفجریوس هاهاها! نه خوب نشد.
- حالا افتابه های منو میسوزونی؟ منفجریوس! موهاهاها!

یک سال بعد
همسر مرلین: باز که از این آفتابه ها جمع کردی الان همچین همشونو میزارم گوشه خیابون تا حال کنی!
حالا زمانش بود که مرلین کشف خودشو در معرض نمایش بزاره...
مرلین: عزیزم میخواستم بگم که منفجریوس

هر چند که نتایج بدست آمده از این طلسم بسیار فجیع میبود اما به یک باره این طلسم بسیار معروف شده و در حیطه جادوهای سیاه قرار گرفته و طرفداران زیادی هم پیدا کرده و از آن پس کشف جادوهای سیاه آغاز شد.

ج2)
خوب کلا این رشته ها نوعی پیوندن. هر چقدر که این گروه بیشتر دست به جادوی سیاه بزنه این پیوند به نوعی قوی تر میشه و اعضای آن گروه رو بیشتر تحت تاثیر خود قرار میده.

در واقع این پیوند در اول کار هیچی نیست یواش یواش با فرو رفتن اعضای آن گروه در جادوی سیاه این پیوند هم به خودی خود قوی تر و غیر نفوذ تر میشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: یکشنبه 10 دی 1385 13:11
نمایش جزئیات
آفلاین
ج1-شرمنده بسکه تکالیف زیادن من دیگه حوصله نوشتن سوال رو ندارم!
اولین طلسم شوم بر خلاف اذهان عمومی بدست مرلین ساخته نشد بلکه توسط یک جن خبیث ساخته و بعد بدلیل اینکه مرلین از اون زیاد استفاده کرد به نام او در رفت.زمانی که مرلین برای نوشیدن یه بطری نوشیدنی کره ای به هاگزهد میرود با یک جن کوتوله مضحک دعوایش میشود و انواع و اقسام توهین ها(والبته طلسم ها!)را به سوی او روانه میکند.جن گرانقدر هم در اوج عصبانیت عطسه میکند:کروش...کروش...کروووووووووووششششششششششییییییییییییییییییییییو!!!
و البته این عطسه همراه با تمام خشم جن بیرون میریزد و روی طرف مقابل اثر میگذارد.مرلین که علاوه بر خیس شدن درد هم میکشید بیرون دوید و چون برایش کسر شأن بوده که از یک جن کوتوله شکست بخورد در همه جا قمپز در میکند که من یک طلسم شوم ساختم!
ج2-متاسفانه بدلیل کج بودن دوزاری اینجانب درست متوجه نشدم بنابراین اگر غلط غولوط بود شرمنده!
1-کسانی که رنگ چشم هایشان غیر طبیعیه!(مث ولدمورت قرمزه!)
2-کسانی که دماغشون خوشگله!(مث دماغ خوکی...ا...!میبخشید مث دماغ خوشگل ولدمورت!)
3-کسانی که هری رو دوست ندارن.
4-کسانی که ولدمورت رو دوست دارن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: یکشنبه 10 دی 1385 02:21
نمایش جزئیات
آفلاین
مرلنی عادت داشت که هرروز، بعد از ظهر، یک ساعت بخوابد و سپس حجره اش را باز کند و برود سراغ پنیر فروشی اش.
از قضا، همان زمانها، یک ملتی بودند به نام ملت اسلی که خیلی علاقه به بوق زدن الکی و بیمورد داشتند، وتا با بوقشان از ساعت 2 تا 5 ایونینگ هم را خفه نمیکردند، راحت به بالین نمیگذاشتند سر.
تا اینکه...
یک روز ظهر، مرلین بالش زیر سر، خرخر میکرد و خواب خوش میدید و سخنات پراکنده میگفت:
ـ هاااا آرشی... مال خودمه... نگیرش! میخوامش...
ناگهان صدای بوق زنان اسلی شنیده شد و مرلین معذب، از پنجره به بیرون فریاد میزند:
ـ درد! ...! {مجموعه فحشهای ناموسی}، ساینلسیو!
ناگهان به خاطر می آورد که اصلا ساینلنسیو اختراع نشده است.
بنابراین فریاد میزند:
ـ پروتگو!(در زبان جادوگری قدیم یعنی برو تو ** گناگهان بوق ملت اسلی به خودشان بازگشت و اولین طلسم سیاه ماهم اختراع شد.

2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم
الف - کسانی که به جنگ ولدی میروند
ب - ملتی که بوق اسرف میکنند.
ج- ملتی که به هری عله میگویند( و کریچر را میکشند)
د- کسانی که مرگخوارند.
ذ- کسانی که مادولین میکشند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I Was Runinig lose
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: یکشنبه 10 دی 1385 00:35
نمایش جزئیات
آفلاین
می دونین چیه؟ خب نه ! از کجا باید بدونین! الآن خودم میگم. چون سئوال اولش یه کم سخت بود از دومی شروع کردم ! :
2.چگونگی ايجاد رشته­های سياه بين گروه­هاي استفاده کننده از طلسم­هاي سياه
این خیلی راحته فقط به خاطر این که یه خورده پیچونده شده سخت به نظر میاد! (حالا خوبه خودم اشتباه بگم!)
به نظرم از طریق علامت شومی که رو دستشون داغ شده !
قضیه از این قراره که وقتی ولدی به قدرت رسید روی دست همه ی مرگ خوارا یه علامت داغ کرد که البته کارشو بی خودی انجام نداد
واسه این بود که هر وقت خواست خیلی راحت و بدون این که دیگران خبر دار شن بتونه باهاشون رابطه بر قرار کنه یا احضارشون کنه.
هر وقت ولدی دستش رو روی علامت میذاشت علامت بقیه مرگ خوارا پر رنگ می شد و می سوخت.
حالا می رسیم به سئوال 1 .شرمنده که یخرده....نه یه کم بیش تر ...بده
1.چگونگی به وجود آوردن اولين طلسم سياه توسط مرلين

شما گفتین که مرلین بود که اولین بار این کار رو انجام داد پس کسی هم که اینارو اختراع کرده خودش بوده (چه قد اندیشه به خرج دادم!).
یه روز مرلین نشسته بود...نه...وایستاده بود.داشت با زنش دعوا می کرد . تو این گیرو دار هر چی طلسم بلد بود اجرا می کرد اما زنش هم
اونارو بلدبود و یه جورایی ضد طلسم هاشون رو اجرا می کرد.

در نتیجه مرلین هر چی قیافه می گرفت زنش میزد تو زغش .و از اون جایی که مردانگیش
اجازه نمی داد هی سعی می کرد که یه کاری بکنه.این دعواها خیلی زیاد بودن واونم همیشه در حال اندیشه
بود تا این که یه موقع دید که نمی تونه این وضع رو تحمل کنه و یه هویی زد به سرش و یه چیزی بلغور کرد!
غافل از این که این کارش باعث شداعدام بشه چون بالاخره اون زمان هام یه گروه دفاع از حقوق زنان وجود داشته دیگه !
این گونه شد که جادوی سیاه بین مردم رواج پیدا کرد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مادام مالكين در 1385/10/10 0:40:55
سکوتم از هر فریاد گویاتر است...
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 9 دی 1385 22:36
نمایش جزئیات
آفلاین
1.چگونگی به وجود آوردن اولين طلسم سياه توسط مرلين
زمان به وجود آمدن اولين جادوی سياه دقيقاً معلوم نيست،شايد صدها يا حتی هزاران سال پيش.اما شايعاتی در اين باره بر سر زبان­هاست...شايعاتی که طی نسل­ها بر سر زبان­ها چرخيده و با تحريفاتي که در آن روی داده پی بردن به اصل قضيه کاری بس دشوار است.يکی از اين شايعات به شرح زير است:
سال­ها پيش،مرلين،جادوگر توانايي بود که در عصر خود در رشته­هاي مختلف علم جادو فعاليت­هاي چشمگيری داشت.وی سال­ها به جامعه­ی خود خدمت کرد،با اختراع و اکتشاف انواع معجون­ها و وردها.
کم­کم شهرت مرلين در علوم جادويي زبان­زد خاص و عام شد.بسياری از جادوگران و ساحره­ها به او روی آوردند و تا حد پرستش گردش جمع شدند.وزارتخانه که از وضع به وجود آمده ناراضی بود و از تبديل شدن مرلين به يک ابرقدرت و خارج شدن کنترل مردم از دستشان بيم داشت،او را به جرم مخالفت با آرمان­های وزارتخانه و برآمدن در پي ايجاد شورش به دهکده­ای در ميان دنيای ماگل­ها تبعيد نمود.
مرلين،برزگترين جادوگر عصر خود،کم­کم در ميان ساير جادوگرها و طرفداران پيشينش به فراموشی سپرده شد.بعد از آن همه خدمات شايان تقدير،دستمزد وی طرد شدن از دنيای جادويي بود.
شعله­های نفرت در وجود مرلين زبانه مي­کشيد و انسانيتش را مي­سوزاند.در تمام طول سال­هايي که ماگل­ها پيرمرد ساکن در خانه­ی کوچک پايين دهکده را به باد تمسخر مي­گرفتند و او را نامتعادل مي­خواندند،کينه و نفرت وجود وی را پر مي­کرد و باعث مي­شد در پی دردناک­ترين انتقام از هم­نوعانش برآيد.
هيچ­کس دقيقاً نمي­داند مرلين آن سال­هايي که در دهکده­ی ماگل­ها به سر مي­برد مشغول انجام چه کاری بود اما همه مي­دانند که در سالروز دهمين سال از تبعيد مرلين هولناک­ترين قتل­عام در ميان جادوگران اتفاق افتاد...در طول يک شب تمام اماکن جادويي با خاک يکسان شد...خشم مرلين دنياي جادوگران را در خود بلعيد.
سياهی قلب او سرچشمه­ای بود برای طلسم­های سياه و اين نخستين طلسم­های سياه سرچشمه­ای برای سياهی تمام دوران.
2.چگونگی ايجاد رشته­های سياه بين گروه­هاي استفاده کننده از طلسم­هاي سياه
انواع طلسم­های سياه باعث به وجود آمدن گروه­هاي زيادی شده است.گروه­هايي که با رسوخ سياهی در قلب و سرشتشان به چنان درجه­ای از پستی مي­رسند که رشته­ای به سياهی شيطان در ميانشان شکل مي­گيرد،رشته­ای که گاهی حتی قدرتمندترين نيروهاي سفيد قادر به گسستنش نيستند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 9 دی 1385 22:20
نمایش جزئیات
آفلاین
نام ونام خانوادگی : ویکتورکرام
رنگ چشم : مشکی *** چوبدستی : از نوع اولس یه کم ضخیم و خیلی محکم
محل زندگی : مدرسه دورمشترانگ بلغارستان
قد : فکر کنم چیزی حدود نسبتاً کوتاه اگه اشتباه نکنم
سن : حالا دیگه شدیم نوزده سال
طریقه راه رفتن : مختصر بگم مثل اردک
رنگ مو : بابا رنگ مو چیه ما کچل کچلیم البته فکر کنم ها ریش : ای یه ته ریشی گذاشتیم تا بگیم ماهم داریم
........................................................
1چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین . ( 15+ )

عملی آیینی که از طریق آن می‌شود تا با کمک گرفتن از نیروی مرموز بیرونی بر حوادث مرتبط با انسان‌ها یا طبیعت تأثیر گذاشته شود. جادو بخش محوری بسیاری از ادیان تلاش است و در شکل دهی به فرهنگ جوامع نانویسا تأثیر بسیاری داشته است.
جادوگر کسی است که کارش خواندن افسون و جادو کردن است. جادو در زبان پهلوی jâdug بوده است.
در روانشناسی تحلیلی جادو همچون پلی بین جهان نمادها و جهان ماده عمل می‌کند نخست اینکه جادو می‌کوشد تا نماد را در این جهان تجسم بخشد و بدین ترتیب حوزه عینیت راتا سطحی نمادین بالا ببرد .دوم اینکه جادو تلاشی برای به کار انداختن تصویرهای نمادین و دمیدن جان تازه‌ای در آنها تا از این طریق انرژی همبسته با آنها از نو پدیدار شود .
جادوی سیاه یا وودوو نام نوعی جادوست که از آن استفاده‌های خاصی برای کارهای کثیف و زشت می‌شود. خاستگاه اینگونه جادوباوری قاره افریقا است.

معروفترین جادوگر "مرلین" بوده و همچنین "روبرت" معروف به "روبرت شیطان" . و نیز "تانهویزر"و "راجر بیکو"از کسانی که معروف خاص و عام شدند و از سحر و جادو در راه درست! استفاده می کردند(جادوی سفید) ، "آلبرتوس ماگنوس" را باید نام برد . وی که یک روحانی بلند پایه در شهر "رگنسبورگ" در آلمان بوده، و گویا در سال ۱۲۴۸ در مقابل چشمان "ویلهلم فون هلند" یک باغ سرسبز و خرم را ظاهر می کند . دیگری نیز "یوحان تویتونیکوس"نام داشته است . از دیگر مردانی که باید در این رابطه از آنها نام برد ، یکی "یوحانس تریتمیوس)" ۱۵۴۱ – ۱۴۹۳( می باشد ، که آنطور که مخبرین قرون وسطی گزارش داده اند ، وی شخصیت عجیب و غریبی بوده و در برابر "قیصر ماکسیمیلیان" پیکر همسرش را ظاهر می نماید . دیگر"مرلین" و "پاراسلزوس"است. شیطان را دوست خود می نامیده اند و هر نیمه شب ارواح زیادی را ظاهر می نموده است
البته اینو بگم میگن که مرلین مجبور شده تا یک جادوی سیاه بسازه تا بتونه یک اژدها رو شکست بده و با اینکارش همه یاد گرفتن جادو و وردهای سیاه اختراع کنند و همین لرد.... هم یکی از اوناست
............................................
اید داریم که پروفسور اینو هم قبول کنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کاشکی یه روز باهم سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هردوتا عاشق میشدیم
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 9 دی 1385 18:03
نمایش جزئیات
آفلاین
1چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین . ( 15+ )
گویند در زمان هایی که تازه اولین آفتابه ها توسط مرلین اختراع شده بود یعنی در سده سوم جادوگری فردی بود به نام عله!( با عله خودمون اشتباه گرفته نشه! ) مردم را خیلی اذیت میکرد و گروهی تشکیل داده بود به هخوارج ، روزی که مرلین تازه داشت بدنه آفتابه را مورد بررسی قرار میداد تیری از عله از وسط شیء مربوطه گذشت و آن را به دو نیم کرد به طوری که مرلین آنقدر عصبانی شد و خواست که انتقام بگیرد، شب و روز به این نکته فکر میکرد که چگونه انتقام آفتابه عزیزش را بگیرد.روزی که در حال آب دادن به علف های هرزش بود ( !! ) و آنها را ناز و نوازش میکرد گربه ای از وسط باغچه رد شد، اتفاقا در آن زمان به شیء دوستانیش ( به دلیل بی ناموسی شیء همون آفتابه است) فکر میکرد و خواست روی گربه مراتیوس که طلسم هوا هست به طور که جسم به هوا خواهد شد ( !! ) به جای آن از آفتابیوس را گفت، ناگهان اشعه سبز رنگی از ته چوبش بیرون زد و گربه را نفله کرد.
مرلین ناگهان از شادی به خود پیچید، دست هایش لرزید و فریاد زد: اوره کا، اوره کا
سپس بعد از سال ها تلاش دوباره شیء مربوطه را ساخت و از دستی لبه پنجره گذاشت و منتظر عله شد... پس از چندی ناگهان تیری رها شد ولی مرلین سریع شیء را برداشت و به طرف عله این نفرین را فرستاد. جالب اینجاست که عله نه تنها بنفله نشد ، بلکه مرلین از شدت عقده جسد او را به شکل شیء در آورد.



2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم . ( 15)
این اتفاق شوم به چند روش صورت میگیرد:
1.عله شدن!
2.دوست های ناباب
3.جو خون اصیل بودن
4.کچل بودن ( مثه ولدی)
5.عقده دماغ ( مثه ولدی)
توضیحاتی در این باب:
ایجاد رشته های سیاهی عوامل زیادی دارد که مهمترین آنها در لیست بالا آمده است.ولی باز از همه مهمتر همین جو خون اصیل بودن است و یا عقده ای خون اصیل بودن، نمونه بارزش لرد ولدمورت و سه وه روس اسنیپ که هردو مادر ساحره و پدر مشگن داشتند، این افراد سعی میکنند نیمه اصیلی خود را از راه شر و شیطانی بودن به دیگران بپوشانند و تا حدی موفق میشوند، ولی این کینه نیمه اصیلی تا ابد در سینه هایشان باقی خواهد ماند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 9 دی 1385 16:29
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
1. چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین .

ای بابا!! من اولین طلسم سیاه رو به وجود آوردم و خودم یادم نیست؟؟
فکر میکنم کلا جادو و جادوگری هیچ زمان مشخصی نداشته و نداره!

هزاران سال قبل از من هم افرادی بودن که جادو میکردن و جادوگرهایی هم که از جادو در جهت قتل یا آزار و اذیت استفاده میکردن جادوگر سیاه نامیده میشدن ..
اما زمان من بیشتر از وجود جادوگرهای سیاه اهریمنها و شیاطین سیاه وجود داشتند که به انسان ها جادوگری می آموختند، من با همه آنها مبارزه کردم اما خوب حتی جادوگری به قدرت من نمی تونه که در مقابل همه اونها بایسته و حداکثر یک یا دوتا از اونها رو میتونه عقب نگه داره...
اما خب طلسم و نفرین و جادو و این چیزا انواع مختلف داشتن و زیاد بودن و اولین طلسم سیاهی که من اجرا کردم روی یک اژدهای نر بود که در جنگلهای شمال سیبری زندگی میکرد. من برای نجات دادن مردم یک دهکده مجبور شدم با به کار بردن اون طلسم سیاه اژدها رو قطعه قطعه کنم و هر قطعش میتونست آذوقه یک ماه مردم دهکده رو تامین کنه! به این میگن استفاده از جادوی سیاه در مسیر مسالمت آمیز!
البته اونوقت من جوون بودم و نمیدونستم این کار چه عواقبی در پی داره.. مردم اون دهکده به خاطر خوردن گوشت اژدها عمرشون زیاد شد و قلبشون سیاه!
همین اشتباه باعث شد که من در سن نود و دو سالگی مجبور بشم با مردم اون دهکده که قصد تصرف انگلستان رو داشتن بجنگم و همشونو بکشم.....
البته برای کشتن اونا نیازی به جادوی سیاه نبود. کافی بود که یک بهمن ایجاد کنم و کار تمام!

2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم

خب همونطور که مستحضرید سیاهی به همه چیز افراد سرایت میکنه. بخصوص قلبشون سیاه میشه و خب وقتی با یه نفر مثل خودشون مواجه میشن مسلمه که در عین حال که حس نفرت و حسادت و رقابت دارن حس همسانی و هم سنخ بودن نیز دارن. در طول زمان های مختلف وقتی گروه هایی جادوی سیاه میبینن که نسلشون داره منقرض میشه یا خطری از جانب سفیدی ها اونا رو تهدید میکنه به هم نزدیک میشن و سعی میکنن همدیگه رو حمایت کنن و اینطور میشه که رشته های سیاه رو تشکیل میدن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده