.:. سیفید هــــ ــــا .:.
- هن ... هن ... هن ... یه خورده آرومتر برو اسب نانجیب!
- گودی جون مگه نشنیدی آلبوس گفت اگه دیر برگردید شب نمی ذارم استار ست نگاه کنید؟! امشب سریال ژاپنیه رو داره، اون باحاله!
- هن ... هن ... من دارم تلف می شم تو فکر سریالتی؟ ... ما رو نگاه با کی اومدیم قدم بزنیم!
ویــــــــــــــتتژژژژژژ !!!
گودریک وایمیسته و نگاهی به بالا می اندازه و شیء سفید نورانی ای رو می بنیه که با سرعت رد می شه.
-" رین دین دیرین دین دین دین ... بوووووووق ... بووووووق ... الو سلام سازمان نجوم ؟ ... من همین الان یکی دیگه از همون شیءهای نورانی عجیب رو رصد کردم ... از سمت ِ هاگزمید می رفت طرف لندن."
گـــــــرومـپـــــــــ !
فایرنز جفت پا میره تو صورت ِ گودریک .
- آخه احمق جون اون شیء نورانی بود؟!
- پس چی بود؟

- اون یه جغدِ سیفید بود! مثل اینکه جوجه هه بهت نساخته ها! عجیب گیج می زنی!
گودریک : الو الو خانم می بخشید مثل اینکه اشتب شد ما بعدا برا آشنایی بیشتر مزاحم می شیم فعلا تا بعد!

بیب !
و اینچنین ریموس و فایرنز و به سمت ِ مقصدشون حرکت رو ادامه می دن...
در خانه ی سیفیدها ....
جغد به سرعت از یکی از پنجره های خانه ی بی در و پیکر محفل وارد می شه و مستقیم جلوی آلبوس می شینه و حالت همیشگی رو به خودش می گیره و به خلال کردن دندون دامبل بعد از خوردن غذا خیره میشه!!
جغد :
آلبوس : کدوم گوری بودی؟! بده ببینم نقشه رو !!

- - - - - - - -- - - --
دیگه ببخشید زیاد حسش نبود!

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج







...استیو بلند شو ارباب زل زدن به من!
...استیییییو!
...



