هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۷:۳۹ پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹

گریفیندور

رز وکس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۴۳:۵۱ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۲:۴۹:۱۴
از وقتایی که حوصله ندارم یه سر میام اینجا حالم جا میاد :)))
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 32
آفلاین
درود بر ارباب تاریکی ها.
اومدیم این چرندیات ما رو نقد کنید.
اگه میشه خصوصی باشه اگه نشد هم مشکلی نداره ارباب.
خیلی ممنون ارباب.


درود بر رز!


نقل قول:
اگه میشه خصوصی باشه اگه نشد هم مشکلی نداره ارباب.
البته که می شه. چرا نشه.

ولی بهش نگو چرندیات... تازه اول راهی. این شروعه. فکر می کنی شروع من یا هر کدوم از قدیمی ترا عیب و ایراد نداشت؟ آدم از یه جایی شروع می کنه و به هر جا بخواد می رسه.

محل زندگیت چقدر مثبته! اینجا همیشه برات همینجوری بمونه.

نقد رو با اژدها فرستادیم! زیاد و سنگین بود!


ویرایش شده توسط رز وکس در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱۴ ۱۲:۵۵:۵۷
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱۴ ۲۱:۳۶:۴۷

Quand je te regarde et la lune, je sens
...la lune diminuer face à ta beauté


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱:۴۵ پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۰۰:۲۹
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6207
آفلاین
بررسی پست شماره 250 فرهنگستان ریدل، یه دیگوری!


خلاصه خوبه. بسیار ممنون که خلاصه کردی.

سوژه تا اینجاش(تا قبل از پست شما) یه کمی شلوغ شده که بهتره کمی خلوت تر و ساده تر بشه.


نقل قول:
کراب توی وضعیت بدی گیر کرده بود. باید هر طور شده بود، یه راه حلی پیدا میکرد...
شروع خوبیه. خیلی ساده و کوتاه، مسیر رو مشخص کرده.


نقل قول:
- اهم... کتی؟ یه نفر، دویست تا کوچه پایینتر، دنبال ایده میگشت... مگه نه پلاکس؟

پلاکس چاره ای جز تایید کردن نداشت. دست کتی رو گرفت بیرون رفتن، ولی کتی یه بار دیگه سرشو داخل آورد.
- اگه ایده نیاز داشتین من هستم.
این جا دو تا ایراد داره. یکیش کوچیکه و یکیش کمی بزرگتر.
کوچیکه اینه که چرا پلاکس چاره ای جز تایید کردن نداشت؟ به نظر من دلیلش باید گفته می شد.
بزرگتریه کتیه! کتی و سوژه ای که جا نیفتاده. درسته که سوژه ها با استفاده شدن در موقعیت های مختلف جا انداخته می شن، ولی صاحب سوژه قبل از رسیدن به این مرحله، باید سوژه رو تا حدی جا بندازه. این "ایده دادن کتی" رو من اولین باره که می شنوم. منی که هر روز تو سایتم. می خونم و می نویسم. وقتی من نمی دونم و نمی شناسمش، یعنی جا نیفتاده.


نقل قول:
و رفت.
درست ترین و بهترین کار ممکن! وقتی گفتم سوژه باید خلوت بشه، منظورم کارای عمیق و پیچیده نبود. گاهی به همین سادگی می شه سوژه رو خلوت کرد.


نقل قول:
مگان و لیزابلا به هم نگاه کردن؛ حق با گابريل بود! دوتاشون با فیس و افاده، از سالن بیرون رفتن.
اومدی سوژه رو خلوت کنی و بری ظاهرا! اینم چیزی بود که سوژه بیشتر از هر چیزی بهش احتیاج داشت.


نقل قول:
بلاتریکس دیگه تحملش تموم شده بود.
- بیاین یه فکری به حال این کنیم دیگه.

و به ایوا اشاره کرد
آخرش هم خوب بود. ادامه سوژه رو مشخص کردی.


نقل قول:
ميخواستم ببینم حرکت درستی زدم یا نه. خلاصه ش زياديه؟ سوژه رو خراب نکردم؟
حرکت درستی انجام دادی. مثل یه ناظر پست زدی. من اگه می خواستم اونجا پست بزنم، خلاصه می کردم، سوژه رو کمی خلوت می کردم و آخرش هم یه مسیر واضح مشخص می کردم که بقیه بتونن ادامه بدن.
همین کارا رو کردی. برای همین پستت خیلی مفید بود.


طنز خیلی پررنگ، شخصیت های خیلی پررنگ و صحنه های فوق العاده جذاب نداشت. نمی تونست داشته باشه. چون تمرکزش روی سوژه بود. گاهی مهم ترین کاری که باید انجام بدیم همینه. اینم خیلی مهمه که تشخیص بدیم، کجای سوژه باید چیکار کرد. به نظر من تشخیصت کاملا درست بود.


دور شو!




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۰۷ چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹

هافلپاف

آموس دیگوری


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۰:۰۲ پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۰:۱۸:۱۲
از بچم فاصله بگیر!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 20
آفلاین
سلام دامبلدور. يه نقد آوردم.

ميخواستم ببینم حرکت درستی زدم یا نه. خلاصه ش زياديه؟ سوژه رو خراب نکردم؟



پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱:۵۶ چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۰۰:۲۹
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6207
آفلاین
سلام دراکو! ما خوبیم! کم و کسری نداریم! خانواده خوبن! جدمون مرده! مرگخوارا خوبن! خودمونو که همون اول پرسیدی! چرا دوباره می پرسی و وقت ما رو می گیری؟!


جواب سوالاتونو این جا می دم. ولی نقد رو چون مال این انجمن نیست، با پیام شخصی فرستادم.

در مورد سیاه نوشتن:

پست سیاه یعنی پستی که مشخص باشه نویسنده اون به جبهه سیاهی تمایل داره. ولی به همین سادگی نیست. قوانینی داره.

سیاها با لرد با احترام حرف می زنن. سیاه نوشتن یعنی در نوشته هاتون تمایلتون رو به مرگخوار شدن یا مرگخوار موندن نشون بدین. نشون بدین که به ارتش سیاه علاقه دارین.
این جا هم منظور این نیست که لرد و سیاها رو قهرمان جلوه بدین و سوژه رو به نفع سیاها پیش ببرین. سوژه، بدون در نظر گرفتن سیاه و سفید، به هر شکلی که جالب باشه باید پیش بره.

سیاه ها باید از تمسخر مستقیم لرد و مرگخوارا خودداری کنن. این کار کمی پیچیده اس. به مرور زمان یاد می گیرین. ولی یه مثال می زنم که بهتر متوجه بشین:

نقل قول:
ولدمورت که از شدت کچلی، نور آفتاب از سرش منعکس می شد و داشت چشمای مرگخواراشو کور می کرد با دیدن ارتش محفلیا تصمیم به فرار گرفت و یهو غیب شد!
این تمسخر مستقیمه! یه سیاه نباید این جوری بنویسه. ولی محتوای نوشته اشکالی نداره. سیاه می تونه اینو به این شکل بنویسه:
نقل قول:
لرد سیاه که در اثر فقدان( یا کمبود) مو، گرمای هوا را بیشتر احساس می کرد و نور خورشید از سطح سرش منعکس می شد، با دیدن ارتش محفلی ها به خاطر آورد که کار ساخت هورکراکس هشتم نیمه تمام باقی مانده و باید سریعا خودش را به آن محل برساند. بنابراین غیب شد و جنگ را به یاران وفادارش سپرد!
این جا هم لرد فرار کرده...ولی نوع طنزش مستقیم نیست. مستقیم نمی گه لرد کچله یا لرد فرار کرده. این جا مشخصه که نویسنده طرفدار جبهه سیاهه.
یه جورایی باید بپیچونیم!


طرز خطاب کردن لرد توسط سیاها و سفیدا با هم فرق می کنه. همین طور طرز خطاب کردن دامبلدور!
برای سفیدا هم چنین قوانینی وجود داره. سفیدا هرگز دامبلدور رو مستقیم مسخره نمی کنن. بهش احترام می ذارن. یا مثلا دامبل خطابش نمی کنن.

یه فرقی که به نظر من بین سفیدا و سیاها هست اینه که سیاها تو ذهنشون و به دور از چشم لرد ممکنه حرفایی بزنن که جلوش جرات زدنش رو نداشته باشن. ولی سفیدا به دلیل سفید بودن، جایی که دامبلدور حضور نداره هم احترامش رو نگه می دارن.

گفتم که در مورد سیاه ها طنزتون نباید مستقیم باشه. در مورد سفیدا و محفلیا این حالت وجود نداره. شما می تونین مستقیم درباره شون طنز بنویسین و حتی اغراق کنین. می تونین بنویسین مالی اونقدر چاقه که به جای راه رفتن، قل می خوره. ریش دامبلدور اونقدر بلنده که زمستون از این اتاق به اون اتاق کشیده می شه و تمام محفلیا ازش به عنوان لحاف استفاده می کنن. ویزلیا اونقدر بچه دارن که وقتی دو سه تا از بچه هاشون دو سه تای دیگه رو از شدت گرسنگی می خورن، کسی متوجه نمی شه.
این وسط باید مواظب باشین که حد و مرز شخصیت ها رعایت بشه. مثلا دامبلدور و لرد جادوگرای قدرتمندی هستن. این یه واقعیته و نمی شه عوضش کرد. برای طنز نوشتن نمی شه اینا رو ضعیف جلوه داد. یه مرگخوار در حالت عادی و شرایط مساوی نمی تونه دامبلدور رو شکست بده. یه محفلی هم نمی تونه لرد رو شکست بده.

این در مورد سیاه نوشتن.

در مورد مرگخوار شدن، اولین کاری که باید انجام بدین اینه که پست های ایفای نقشی داشته باشین که مسئول تایید بتونه تشخیص بده که نوشته هاتون در سطح مرگخوارا هست یا نه. اینجا مثلا پست هاگوارتز یا کوییدیچ زیاد به درد نمی خوره. پست تکی هم خیلی مفید نیست. چون باید ببینیم سوژه رو چطوری پیش می برین. اینا برای ماموریت ها لازمه.

رفتارتون توی سایت مهمه. از این نظر که با جو سایت و ایفای نقش آشنا باشین. مثلا یکی که بره به یه ناظر بگه چرا سوژه جدید دادی، کار بدی نکرده. ولی مشخصه که با جو سایت آشنا نیست. یا کسی که همزمان برای عضویت در محفل و گروه مرگخوارا درخواست داده هم همینطور.

رفتار توی سایت هم مهمه. کسی که دائم غر می زنه، ایراد می گیره، دعوا می کنه، به بقیه توهین می کنه، حرفای تند و تیز می زنه، نمی تونه تاثیر خوبی روی گروه بذاره. مخصوصا حرفایی که در مورد گروه مقابل(محفل) زده می شه. مثلا مرگخوارا، دامبلدور رو به هیچ اسم یا لقبی بجز دامبلدور خطاب نمی کنن. البته در این مورد توضیحات کامل تر توی انجمن مرگخوارا هست که به درد بعد از مرگخوار شدن می خوره.

شخصیت هایی که توی کتاب عضو محفل بودن، توی سایت نمی تونن مرگخوار بشن. این یه قانونه.
ولی شخصیت هایی که توی کتاب به وضوح سفید بودن هم ترجیحا نباید سیاه بشن. مثلا شخصیت لونا یا نویل رو هم قبول نمی کنیم. اینا محفلی نبودن. ولی سفید بودن. مرگخوار شدنشون توی سایت، خلاف ایفای نقششونه.

موارد جزئی تری مثل عکس هم وجود داره که مانع خاصی نیست و با یه تذکر درست می شه. مثلا طرف عکس دامبلدور رو گذاشته باشه!

دراکو شخصیت شناخته شده و مشخصیه.یه پسر ترسو، مغرور، لوس و از خود راضی. یکی که دائم به پدرش تکیه می کنه و می خواد توانایی های خودشو به پدرش ثابت کنه.
این قالب اصلی دراکوئه. اینو نمی شه عوض کرد. یعنی نمی تونیم یه دراکوی متواضع باشیم!
توی همین چهارچوب می تونین تغییرات کوچیکی به شخصیت بدین. زیادم روی این موضوع تمرکز نکنین. به نظر من فعلا باید روی نوشته هاتون کار کنین. وقتی پست ها اونقدر قوی شدن که از پس جا انداختن یه شخصیت بر اومدین، می شه به سوژه های دراکو فکر کرد.


موفق باشید.




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۲۵ سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹

اسلیترین

دراکو مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۵۱:۱۳ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۰۸:۱۸
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 27
آفلاین
ارباب! خوبید ارباب؟ کم و کسری ندارید؟! خانواده، جد، مرگخواران خوبن؟ و صد البته خودتون؟
ارباب ایــــــــــــــــــن پست رو نقد کنید و همراه اون نکات مرگخوار شدن، رفتار هایی که برای شناسه دراکو خوبه و سیاه نویسی رو توضیح بدید؟!



پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۱:۵۵:۴۱ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۰۰:۲۹
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6207
آفلاین
ما تام نیستیم بی خرد! ما اربابیم. ارباب بزرگ لرد ولدمورت کبیر!
ریش و میش هم نداریم کسی بهش دست بزنه. کسی اصلا جرات نمی کنه به ما دست بزنه. ولی منتظریم این دامبلدور بمیره، تاکسیدرمیش کنیم. بذاریم جلوی خانه ریدل ها. هر کی رفت و اومد دستی به ریشش بکشه و در باز بشه. چنین سیستمی تعبیه خواهیم کرد.

آموس! پسر شما رو هم گروگان گرفتیم. اگه یک بار دیگه، ما رو با اشخاص کهنسالِ جادوپژمرده اشتباه بگیری، دوباره و سه باره می کشیمش. روی اونم چنین سیستمی تعبیه کردیم. از وقتی اومده هم کاری بجز خوابیدن انجام نداده. در این حد مفید و به درد بخوره.

اسمت هم که هم وزن این فسیل متحرکه. اصلا خوشمون نیومد.
کاش بمیری!
اسمت می تونست چیزی مثل آمودمورت باشه. ولی در اون صورت هم شبیه اسم ما می شد و به جرم شباهت به ما کشته می شدی.
در نتیجه اول و آخرش می میری. با سرنوشت کنار بیا.

این پیرمرد چرا امضاش همچینه؟ ما رو طلسم کرد؟ نکنه آدم خوبی بشیم؟
اگه آدم خوبی بشیم خیلی ناراحت می شیم. ممکنه برای کم شدن ناراحتیمون، آموس رو بکشیم.

بعدشم این پیرمرد دو تا داد کشید اینجا، تارهای صوتیش پاره شدن. از تسترالامون بهش پیوند زدیم. ممکنه گهگاهی شیهه بکشه. نترسین. دکترش گفت طبیعیه.

یه نفر دست دامبلدور رو بگیره و از این جا ببره تا کنترلمونو از دست ندادیم!


ما می ریم در اوج خشم و عصبانیت، نقد کنیم!




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۶:۳۰:۱۵ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹

محفل ققنوس

آلبوس دامبلدور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۰۳ یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۵۹:۵۸
از دست شما
گروه:
ناظر انجمن
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
مترجم
پیام: 399
آفلاین
دامبلدور منم! دست بزن به ریشم ببین چه خوبه؟
بعدش این تامه! تام! تاااااااااام! بیا ببین این فکر می‌کنه تو منی! شایدم فکر کنه من توام...؟
باباجان فکر می‌کنی کی کیه؟




...Io sempre per te


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۲:۰۶:۵۷ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹

هافلپاف

آموس دیگوری


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۰:۰۲ پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۰:۱۸:۱۲
از بچم فاصله بگیر!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 20
آفلاین
سلام دامبلدور. دامبلدور بودی ديگه؟ آره ديگه. مگه آلزایمر دارم که یادم نباشه دامبلدور بودی.

از اونجايي که يه ويبره ديگه ممکنه کمرم... چیز... دیواراتونو بريزه، این رول ما رو يه نقدی بکنین بدین من برم بی زحمت.



جوابتو اون بالا دادیم.

نقدتو با خرس قطبی فرستادیم. ما رو یاد دامبلدور می نداخت!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۳ ۰:۱۱:۵۳


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۰:۴۴:۵۹ پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹

گریفیندور

رز وکس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۴۳:۵۱ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۲:۴۹:۱۴
از وقتایی که حوصله ندارم یه سر میام اینجا حالم جا میاد :)))
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 32
آفلاین
درود بر ارباب ..
خوبید؟!
میتونین اینو برام نقد کنید ارباب؟!
خیلی تلاش کردم جدی بنویسم و طولانی نباشه ولی موفق نشدم .. میدونم اشکال خیلی خیلی زیادی دارمو بخاطر همین اومدم پیشتون یادم بدید تا رفعش کنم.
و اینکه ببخشید سوژه خوبی نداشتم ..
بازم ببخشید ارباب ..


درود بر شما رز.

ما خوبیم!

نقل قول:
خیلی تلاش کردم جدی بنویسم و طولانی نباشه ولی موفق نشدم
تلاش نکن. اگه لازمه طولانی بشه، بذار بشه.

نقد شما رو با پروفسور اسنیپ فرستادیم. ازش بگیرین!



ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۸/۳۰ ۲۲:۱۱:۰۰

Quand je te regarde et la lune, je sens
...la lune diminuer face à ta beauté


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۶:۱۷:۰۸ چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹

گریفیندور، مرگخواران

ملانی استانفورد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۱۸ چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷
آخرین ورود:
دیروز ۱۹:۵۴:۳۴
از اینور
گروه:
مرگخوار
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
ناظر انجمن
پیام: 216
آفلاین
ارباب پرابهت تاریک ما
من همیشه همه نقداتون رو میخونم و درس میگیرم.
میشه یه تدریس خصوصی هم برای من داشته باشید؟
خیلی خیلی متشکر.


ملابی عزیزم!

ما تدریس خصوصی می کنیم. جزوه شما رو با اسب آبی فرستادیم! کمی وحشیه. مواظب باش.



ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۸/۲۹ ۲۳:۱۰:۴۷

?see

تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.