هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۲:۴۶:۲۷ یکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۳:۲۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
نقل قول:
دوباره اومدیم ارباب!
خوش اومدی خالی!


نقل قول:
اینــو برامون نقد میکنین ارباب؟ سعی کردم بدون پیش بردن سوژه یه رول بزنم. رزروم هم بیست دقیقه طول کشید - رول سریع بود.
آفرین خالی. پست سریع بزنین. سریع خوبه.


بررسی پست شماره 399 قصر خانواده مالفوی ها، رکسان ویزلی:


نقل قول:
همه مرگخوارا و لرد، ایش گویان به خودشون نگاه کردن...
در حالت عادی "ایش گفتن"، نه به مرگخوارا میاد و نه به لرد سیاه. حالا چی باعث شده این جا حالت عادی محسوب نشه؟
این که سریع یه اتفاق دیگه افتاده و توجه خواننده رو جلب کرده. همین اتفاق باعث می شه این قسمت قابل قبول باشه و احساس نکنیم که بهتر بود نویسنده به جای اکتفا کردن به یه جمله، صحنه رو توضیح می داد.



نقل قول:
-

خب... نه همه مرگخوارا.
همه مرگخوارا و لرد به سمت رکسان برگشتن.

- سفید... خیلی... ترسناکـــــــه!
سوژه رکسان خیلی خوبه. باید مواظبش باشی که درست پرورش پیدا کنه. تو هر سوژه ای فکر نکن که چطوری از رکسان استفاده کنم. صبر کن تا موقعیتی پیش بیاد که با خودت فکر کنی که "اینجا جای رکسانه". این کار باعث می شه خواننده هم غافلگیر بشه. سوژه براش جذاب باشه.
برای ترس های رکسان از وسایل خیلی ساده و پیش پا افتاده استفاده کن. چیزایی که هرگز ممکن نیست برای کسی ترسناک باشن. یعنی حتی احتمالش هم داده نشه. مثلا مورچه مناسب نیست. چون به هر حال ممکنه یکی از مورچه واقعا بترسه. تاثیرش از بین می ره. پست های قبلیتو خوندم که ببینم همه جا از رکسان استفاده می کنی یا نه...که خوشبختانه نکردی. روش درست همینه. سوژه وقتی زیاد خرج بشه، تموم می شه. دل همه رو می زنه. شکل استفاده ازش هم می تونه متفاوت باشه. همیشه مستقیم نگه از فلان چیز می ترسم...یهو(بی مقدمه) ببینن نیست و متوجه بشن که رفته و قایم شده. یه بار بدون هیچ حرفی بذاره و فرار کنه. توضیح هم نده. یه بار جدی جدی ادعا کنه که مورد تهدید یا حمله قرار گرفته...ازش بخوان کاری رو انجام بده و به دلیل همین ترس های بی معنیش مقاومت کنه.


نقل قول:
- نه نه بچه، سفید ترسناک بودن نمیشه! منم سفید بودن میشم، ولی خوشگل. سفید خیلیم خوشگلـ... چیز... نه یعنی، سفید خوب بودن... نمیشه ارباب، نمیشه!

رابستن نمیدونست بین رضایت ارباب و بچه ش کدومو انتخاب کنه. بعد از کمی تحمل نگاه های سنگین لرد، گزینه سه رو انتخاب کرد.
این جاش خوب بود. سوژه های خوبی از توی موقعیت در میاری. این جاش می تونست کمی کامل تر باشه. صحنه به صحنه پیش بره. بچه بترسه...رابستن آرومش کنه...بعد با نگاه های سنگین لرد مواجه بشه و حرفشو عوض کنه و گریه بچه شدید تر بشه.
سوژه خوبی بود که کمی خلاصه و سریع پیش رفته.


نقل قول:
صدا بود، ولی تصویر نبود.

- کجایی، خالی؟
- صداش از توی کیف من میاد ارباب... بیام ببرمش بیرون؟
خیلی خوب بود. هم توضیح خیلی کوتاه، ولی مناسبش...و هم صحنه و هم شخصیت ها.


نقل قول:
سو بغض کنان سرشو از پنجره بیرون برد.
اینم مثل بالایی یه سوژه خوب بود که لیاقت داشت نقش بیشتری بهش داده بشه. توضیح زیادی لازم نداشت. همین که اولش می گفتی سو سرشو از پنجره میاره تو کافی بود.


نقل قول:
همگی نفس راحتی کشیدن. حالا میتونستن به مشکل سفید شدنشون فکر کنن.
سوژه رو پیش نبردی...درباره همون موقعیت نوشتی. این کارت خیلی خوب بود. برای رکسان هم این خوبه. که وقتی سوژه ای رو می خونی و فکر می کنی اینجا می شه از رکسان استفاده کرد، بنویسی. تمرکزت هم روی رکسان نبود. در مورد شخصیت های دیگه هم خوب نوشتی. حتی شخصیت هایی مثل سو و لرد که نقش خیلی زیادی نداشتن. کمرنگ بودن شخصیت ها، مانع قوی بودنشون نشده.


شخصیت هات خوب بودن. طنز پستت خوب بود. به سوژه خیلی خوب پرداختی...شکلک هات درست و مناسب و به جا بودن.


همیشه سریع بنویس. برای نوشتن پست های قابل قبول، اصلا لازم نیست دقایق طولانی صرف کنیم. هر چی بیشتر بنویسیم، سوژه ها رو سریع تر و راحت تر می گیریم. راحت تر می تونیم بنویسیم. شناختن شخصیت ها هم که مهم ترین عامل کمک کننده اس که شما هم شخصیت ها رو خوب می شناسی و ازشون خوب استفاده می کنی.


برو خالی!


در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۳:۰۳:۰۱ شنبه ۶ مهر ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۳:۴۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۸:۲۹
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
پیام: 119
آفلاین
دوباره اومدیم ارباب!

اینــو برامون نقد میکنین ارباب؟ سعی کردم بدون پیش بردن سوژه یه رول بزنم. رزروم هم بیست دقیقه طول کشید - رول سریع بود.

میشه ارباب؟


رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۲:۰۴:۱۴ پنجشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۳:۲۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
خالی!


نقل قول:
سلام ارباب! همواره خوب باشین ارباب! ویروسی نشین ارباب!
سلام! ما فعلا خوبیم!
بعد از صحبت با شما توهم بیماری زدیم. کمی عطسه نمودیم...کمی احساس گلو درد کردیم. بعد فهمیدیم همش تلقینیه و ما جوگیر شدیم! وقتی به این حقیقت نایل شدیم، خوب شدیم.


بررسی پست شماره 518 خاطرات مرگخواران، رکسان خالی:


گرفتن سوژه های سایت کار خیلی خوبیه. الان این سوژه ای نیست که خیلی روش کار کرده باشیم یا جایی توضحیش داده باشیم. سوژه موقتیه. مربوط به حرفای واقعی توی پیام شخصیمونه.
ولی همینم خیلی خوبه. اولا باعث می شه برای استفاده از سوژه ها تمرین کرده باشی. همین کار، خیلی قوی ترت می کنه. باعث می شه سوژه ها رو راحت تر شناسایی کنی. راحت تر درباره شون بنویسی. خودتو بهتر بشناسی و بدونی چه سوژه ای بیستر به شخصیتت میاد.
از طرفی، این سوژه ای نیست که اگه کسی درباره اش چیزی ندونه، کلا متوجه ماجرا نشه. لزومی نداره درباره اش توضیحی داده باشیم. همینم خیلی راحت می تونه جای خودشو پیدا کنه.


نقل قول:
- یاران ما... این خونه پر از خالیه...
این جمله برای شروع خیلی خوب بود. و دقیقا مثل توضیح بالا، هم برای کسی که رکسان رو می شناسه خوبه، و هم کسی که نمی دونه لقب رکسان چیه. جمله جالب و طنز و جذب کننده اس.


نقل قول:
لرد راست میگفت. هر جا رو نگاه میکردی، پر از ویروس بود. اونقدر اجتماعشون توی خونه ریدل زیاد شده بود که با چشم غیر مسلح هم دیده میشدن؛ توی بشقاب، با سلول غذای چسبیده به کف بشقاب، که گابریل موفق به پاک کردنش نشده بود، فوتبال بازی میکردن، کمد لباسا رو بیرون میریختن، و توی فنجون چایی برای خودشون دوش آب گرم میگرفتن.
ویروسا توی خونه ریدل حکومت میکردن!
این جاش عالی بود. اینجور سوژه ها رو پیدا کردن، دیدن، و نوشتن، احتیاج به تیز بینی خاصی داره. و البته شجاعت! در نظر گرفتن شخصیت مستقل برای ویروس ها عالی بود.


نقل قول:
- پیتزا!

گابریل اینو گفت و دو قطره از مایع رو روی سرشون ریخت. همچنان که دو ویروس، توی اون دو قطره دست و پا میزدن، رئیس ویروسا، توجهش جلب شد.
- فرمان حمله دادن! همرزمان، آماده!
صحنه رو خیلی خوب نوشتی. همون "پیتزا" گفتن گابریل، خیلی بامزه بود. یه حالت فرمان حمله داشت.


نقل قول:
- توی موهام آخه؟
- نه! بچه رو ول کردن بشین، منو گرفتن بشین!
- فس... پیتزای من؟ پاپا!
دیالوگا خیلی خوب بودن. کوتاه بودن، ولی شخصیت داشتن. وقتی می گم دیالوگ های پشت سر هم باید هدف داشته باشن یعنی همین. شخصیت داشتن، یه هدفه.


نقل قول:
- بخور رکسان مامان... بخور واست خوبه!

رکسان، با انزجار، نگاهی به قاشق پر از شربت تلخ انداخت. خواست پسش بزنه، ولی وقتی نگاه خشمگین مروپ رو دید، وانمود کرد لذت بخش ترین چیز دنیا رو میخوره، و شربت رو تا آخر سر کشید. قیافه خشمگین مروپ، جای خودشو به چهره دلسوز مادرانه ای داد. مروپ دستشو روی پیشونی رکسان گذاشت.
مروپت به شکل عجیبی خوب بود. در حدی که انگار از خود مروپ پرسیدی چطوری بنویسمت. می تونست مادرانه باشه...می تونست خشمگین باشه. ولی اجرای هر دوی اینا با هم خیلی خوب بود. خیلی دقیق بود.


نقل قول:
و صدای سرفه های شدید مرگخوارا که از بیرون میومد، نشون میداد اگه رکسان بر اثر بیماری نمیره، قطعا بعد از بیرون رفتن از اتاق، کشته میشه!
آخرش هم خوب بود.


یه سوژه خیلی ساده...یه پست خیلی ساده...
ولی دقیق و حساب شده.
شخصیت هات عالی بودن. خیلی قوی بودن. حتی لردی که نقش خیلی پررنگی نداشت. شخصیت ها نیومدن که فقط توی صحنه حضور داشته باشن. هر کدوم وظیفه ای دارن.
طنز پست خوبه، چون ایده اصلی پست خوبه.
قسمت ویروسا اونقدر خوب بود که از یه طرف ترجیح می دادم طولانی تر بشه...ولی ازطرفی هم نمی خواستم سادگی قشنگ پست از بین بره. برای همین، هر دو حالتش هم خوب می شد. هم این که به همین شکل ساده و کوتاه باشه و هم این که بیشتر درموردشون بنویسیم.

شکلک هات درست و به جا هستن.


این که چند تا شخصیت رو انتخاب کردی و درباره شون نوشتی، حرکت خوبی بود. خیلی وقتا احساس می کنن بهتره شخصیت های بیشتری رو وارد کنن. اینجوری به هر شخصیت یکی دو خط توضیح می رسه که شاید چندان کامل و جالب نباشه. برای هر موقعیت و هر سوژه ای باید مناسب ترین شخصیت ها رو انتخاب کنیم. شخصیت هایی که به درد اون سوژه می خورن.

خوب بود خالی.


سریع دور شو تا ویروس آلودمان نکرده ای!



در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۳:۰۳:۴۲ چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۳:۴۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۸:۲۹
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
پیام: 119
آفلاین
سلام ارباب! همواره خوب باشین ارباب! ویروسی نشین ارباب!

ارباب، لطفا این پست رو نقد کنین... فقط قبلش رعایت نکات بهداشتی رو فراموش نکنین ارباب!


رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۱:۳۸:۱۵ شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۳:۲۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
اول یه توضیحی در مورد پست های "خالی" که قبلا گفتم، بدم.
پست خالی، پست خوب یا بد نیست.
پستیه که نکته خاصی نداره. قابل نقد نیست. نمی شه چیز خاصی دربارش گفت.
این یه نمونه پست خالیه.
اگه بگردم خیلی پیدا می شه.
این پست، بد نیست...خوب هم نیست...پست نظارتیه. ربطی به کوتاه و بلندیش نداره. هدفش هم بیشتر همون خلاصه کردن سوژه بوده. ولی اگه اینو بخوایین نقد کنین، بیشتر از یکی دو جمله دربارش نمی تونین بنویسین. چون نه حرکت خاصی توش انجام گرفته. نه سوژه تغییری کرده. نه طنز خاصی داره. نه شخصیت پردازی قابل بحثی.
مطمئنم که بقیه نقد کننده ها هم با اینجور پست ها مواجه شدن. پست هایی که نمی شه چیزی درباره شون گفت. آدم با خودش فکر می کنه که طرف برای چی نقد اینو خواسته؟
حالا از کجا تشخیص بدیم پست خالیه یا نه!
لازم نیست تشخیص بدیم. اگه احساس می کنیم فلان پست احتیاج به نقد داره، درخواست می کنیم. نقد کننده هم هر چی بدونه می گه. کافیه در حالت کلی، پستی رو که می خواییم برای نقد بدیم، انتخاب کنیم. حساب شده باشه. پستی باشه که یا احساس کرده باشیم توش تغییری کردیم. یا نکته ای داره که می خواییم نظر نقد کننده رو دربارش بدونیم. مثلا طنزش. یا سوژه رو تغییری دادیم که می خواییم بدونیم خوب بوده یا نه. یا مثلا شخصیت ها رو خوب نوشتیم یا نه. یا یه محتوای خاصی داشته باشه.
پست خودم که بالا مثال زدم هیچ نکته ای نداره که لازم باشه کسی دربارش نظر بده. فوقش می تونه بگه طنزش بد نبود. همین.

.....................

سلام رکسان. ما خوبیم!


نقل قول:
ارباب، میخواستم اینو برام نقد کنین. میدونم پشت سر هم درخواست نقد کردن کمی بی فایدست و باید نکاتی که توی نقدهای قبلیتون گفتین جا بیفته، ولی این یکی رو سعی کردم سوژه رو برگردونم به مسیر اصلیش.
اون یه قاعده کلیه. همیشه استثنا داره. اگه احساس می کنین نقد لازم دارین یا به دردتون می خوره، درخواست کنین. یه موقعی بود(دو سه سال پیش) که بعضی از اعضا مثلا برای تک تک پست هاشون درخواست نقد می کردن. بدون استثنا. چون درخواست نقد دادن که براشون کاری نداشت. طرف هر پستی که می زد، یه درخواست نقد هم پشت سرش می زد. تعداد پست هاش هم دوبرابر می شد. اصلا مشخص نبود که می خونه یا نه. نقد کننده ها هم تند و تند و پشت سر هم فقط نقد می کردن.
اونجا بود که من قوانین نقدمو نوشتم که این نقدا حداقل کمی مرتب باشه و به یه دردی بخوره.

نکته بعدی درباره انجمن هاست.
بدون هماهنگی با ناظر، بهتره تغییرات خاص و اساسی در مورد سوژه ها و مسیرشون ندیم. شاید ناظر همون مسیر رو ترجیح می ده. نظر ناظر مهم تره.
مثلا من که گاهی برای اصلاح سوژه می فرستمتون، جایی می فرستم که مطمئن باشم مشکلی نداره.
مثلا هیچوقت کسی رو برای اصلاح یا تغییر سوژه به انجمن محفل نفرستادم. چون باهاشون هماهنگ نکردم. گفتم شاید برنامه ای برای اون سوژه دارن. شاید اصلا با این کار موافق نیستن. اونجا یه کمی باید با احتیاط بنویسین. تغییرات اساسی ندین. این تغییری که شما دادی خیلی اساسی نبود. طبق نقد قبلی خودم نوشتی. به نظر من درست هم پیش رفته. فقط گفتم که مواظب باشین. هر جایی نمی شه اصلاح سوژه کرد. همونطور که شاید من خوشم نیاد یکی بیاد تو خانه ریدل ها و مسیر سوژه ها رو تغییر بده یا حتی به نظر خودش اصلاح کنه. چون شاید "اصلاح" اون با چیزی که تو ذهن منه متفاوت باشه.


نقد شما رو الان می فرستم.


دور شو رکسان!


در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۰۰:۳۲ شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۳:۴۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۸:۲۹
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
پیام: 119
آفلاین
سلام ارباب. خوبین ارباب؟

ارباب، میخواستم اینو برام نقد کنین. میدونم پشت سر هم درخواست نقد کردن کمی بی فایدست و باید نکاتی که توی نقدهای قبلیتون گفتین جا بیفته، ولی این یکی رو سعی کردم سوژه رو برگردونم به مسیر اصلیش.


نقد پست شما ارسال شد!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۱۶ ۲۱:۴۸:۴۳

رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۰:۳۳:۳۳ پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۳:۲۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
بلا یه حرف خوبی زده که این جا تکرارش می کنیم. این درباره پست جودی نیست. چون هنوز نخوندمش. کلی تره.
نقل قول:
عموما درخواست نقد پست‌هایی رو می‌دیم که در مورد چیزیشون شک داشته باشیم. مثلا به یه سبک جدید نوشتیم، یا تغییری تو سوژه‌ بوجود آوردیم و می‌خوایم بدونیم خوبه یا نه.
یا سوژه خاصی داره و می‌خوایم ببینیم برخوردمون باهاش خوب بوده یا نه.
حتی می‌تونیم چیزی که می‌خوایم بدونیم رو بپرسیم تو درخواست نقدمون. که آقا گفته بودی این‌کار رو بکن، کردم، خوب شده؟


تازگیا خیلی می بینم برای پست های "خالی" درخواست نقد می شه. پستی کاملا معمولی که نه نکته خاصی داره، نه حرکت خاصی توش انجام گرفته نه طنزی داره نه سوژه ای پیش برده و نه شخصیت پردازی خاصی انجام گرفته. نه خوبه و نه بد...کاملا ساده اس. هیچی نمی شه دربارش گفت. این اگه مال یه عضو خیلی تازه وارد باشه اشکالی نداره. چون می شه راهنماییش کرد که از این به بعد چیکار کن. ولی خیلی وقتا مال نویسنده های قدیمی و خوب سایته. اینجور وقتا واقعا حرفی برای گفتن باقی نمی مونه. چون طرف ضعیف نیست. خودش می دونه باید چیکار کنه. فقط این پستش اینجوری شده...و نمی دونم چرا برای همچین پستی درخواست نقد می کنن.
همونطور که بلا بالا گفت، برای پستی درخواست نقد کنین که بخوایین چیزی درباره اش بفهمین. گاهی حتی می شه نقد نخواست...یه نظر کوتاه و کلی خواست.


جودی


با بلا شروع کردین. با بلا ادامه بدین. ایشون الان بهتر از من شما رو می شناسن.
کار من خیلی زیاده. نقدای اینجا و نقدای مرگخوارا و دوئلا و ماموریت ها...دنبال راهی می گردم که همین نقدایی که دارم رو هم کم کنم.
نقدای من و بلا هم فرقی با هم ندارن. نظرمون با هم یکیه.
ولی حرف گوش کنین! این جودی که من می بینم، خیلی حرف گوش نمی کنه. به چیزایی که می گن دقت کنین، اهمیت بدین، بین درخواست هاتون هم فاصله باشه. یه مدتی بگذره که نکته هایی که گفتن جا بیفته. فرصت کنین اجراشون کنین.

این پست رو استثنائا نقد می کنم. بعدیا رو از بلا یا تالار نقد یا ناظرای دیگه درخواست کنین.

برای شروع خیلی رک و راست بهتون می گم که این سوژه ابلیسی شما تو ایفای نقش این سایت، هرگز به جایی نمی رسه. اگه بیست سال هم تو سایت فعالیت کنین، این سوژه جا نمیفته. چون مال این دنیا(دنیای هری پاتر) نیست. بقیه نمی تونن ازش استفاده کنن. زحمتاتون و وقتی که براش می ذارین حیفه. همش هدر می ره. خودتون هم خسته می شین.


بررسی پست شماره 384 مرگخواران دریایی، جودی جک نایف:


اول در مورد این شکلک هایی که کشف کردین و خیلی هم بابتش خوشحال هستین بگم. اینا هیچ فایده ای براتون ندارن. اگه خیلی خاص و منحصر به فرد بودن، می شد قبولشون کرد. ولی عین همین شکلک ها تو لیست شکلک های سایت هم هست. با همین حالت. دلیلی نداره از این ورژن بزرگ و ناآشناشون استفاده بشه. این کارتون تاثیر خوبی روی خواننده نمی ذاره. ظاهر پست رو هم زشت و بی نظم می کنه.


نقل قول:
دامن سو تو دستش مچاله شده بود! صورت خودشم از ناراحتی مچاله شده بود! اینقدر فکر کرد که ذهنشم مچاله شد!
شروع خوبی بود. صحنه رو ساده، ولی خوب توصیف کردین. جمله ها کوتاه و روشنن. یه ذره اغراق هم داره که بهترش کرده.


نقل قول:
-هعی!
-هعی و چیع!؟

-کریس تو دیگه هیچی نگو خاهشا!
-میخوایع تو غمع کلاهع بمیریع؟
اینا اضافه بودن. نه خنده دارن، نه جالبن، نه نکته خاصی رو می رسونن و نه داستان رو پیش می برن.
کریس با این لحن حرف می زنه؟! این "ع" های اضافه برای چی بودن!


نقل قول:
نیش کریس داشت کم کم باز میشد! سولی کریس رو میخواست بفرسته پیکارش ولی بازم صورتش از ناراحتی چروک بودو هیچ جوره جدی نمیشد!
پیکار یعنی جنگ...پی کار یعنی دنبال کار!
و برای همینه که باید موقع تایپ دقت کنین.
"صورتش از ناراحتی چروک بود" بامزه بود...این روش تکیه کردن روی یه نکته، روش خوبی برای جلو نبردن سوژه اس. تو خیلی از سوژه ها می تونین همچین نکته ای پیدا کنین و یه پست کامل درباره اش بنویسین. احتیاجی به سوژه ندارین. ولی جاش باید مناسب باشه. مثلا وقتی سوژه به جای هجان انگیزی رسیده یا به جایی رسیده که باید کاری براش انجام داد، نباید در جا زد. این کار انرژی سوژه رو می گیره.


نقل قول:
-نه! تو برو تا دیر نرسی! منو با کلاه مچاله شدم تو دست اون خرس گنده تنها بذار!
این دیالوگ خیلی خوب بود.


نقل قول:
کریس که تو تمام مکالمه شون با "ع" آشنا شده بود، تلاش کرد "ع" های بیشتری رو برای مد کردنش بگه!
-خوع... باشع! دستع خودتع! منع میرمع... توروع با کلاهتع تنهاع میذارمع!
این خوب نبود. نمی دونم این "ع" ها جریانش چیه و از کجا شروع شده. ولی چیزی نیست که بتونین ازش استفاده کنین. مگه این که کریس کلا از این به بعد اینجوری حرف بزنه...که فکر نمی کنم بتونه.


نقل قول:
یهو انگار صورتش اتو کشیده شده باشه، یه فکری به ذهنش رسید! ولی بازم داشت برای کلاهش گریه میکرد!
قسمت صاف شدن صورتش خوب بود. چون از اول پست به در هم کشیده شدن و چروک شدنش اشاره کرده بودین.
ولی "یه فکری به ذهنش رسید" باعث می شه نفر بعدی مجبور بشه یه فکری پیدا کنه! اینم ممکنه براش سخت باشه. اینو یا نباید بگین، یا خودتون فکره رو پیدا کنین. یا حداقل پیشنهادش رو مطرح کنین.


توی پست شما هیچ اتفاقی(در مورد سوژه) نیفتاده. این خوبه. از موقعیت استفاده کردین و درباره کریس و سو نوشتین.
قسمت های اضافی تو پستتون هست که کیفیتشون میاره پایین. مثل همون دیالوگی که اول نقد بهش اشاره کردم.

طنز پست نسبتا ضعیفه. بجز سوژه صورت سو که اونم به بهترین شکل نوشته نشده، ولی قابل قبوله.

نقدایی که بلاتریکس برای شما انجام داده رو خوندم. حرفاشون کاملا درست و منطقی بودن. بهشون توجه کنین.


موفق باشید!


در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۱:۳۸:۰۵ چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸

جودی جک نایفold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۴۰:۴۴ شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۲۱:۴۱:۰۰ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
از هـᓄـیــטּ ᓗـوالیـ جهنـᓄـ...
گروه:
کاربران عضو
پیام: 91
آفلاین
ارباب!تصویر کوچک شده

فقط شما از این به بعد نقد بکنین! شما رو جون بابام! شما رو جون ابلیسی که وسوسه تون کرد این راه زیبا رو در پیش بگیرین!
اینو نقد بفرمایید!تصویر کوچک شده




پ.ن: شک دارمااااااااا! بلا اونجوری نگام نکن!تصویر کوچک شده


...You must believe me to exist
...wait
God is busy
?Can i help you

***
آری، آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنیِ «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۱:۱۹:۴۲ چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۳:۲۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
بررسی پست شماره 445 انجمن تفرقه، آستریکس:


نقل قول:
_ اوه چرا که نه فرز... ای یاور سیاهی ولی بعضی وقتا تنوع هم لازمه.
شروعتون مناسب بود. چون پست قبل با دیالوگی تموم شده که حاوی یک سواله. باید به اون سوال، جواب داده می شد. شما هم همین کار رو انجام دادین. این جواب دادن می تونه با دیالوگ باشه...و یا با توصیف یه حالت یا اشاره. ولی به هر حال باید جواب داده بشه.


نقل قول:
لرد و دامبلدور بطور همزمان از وضعی که پیش اومده بود خسته شده بودند. بی دلیل هم نبود هرچی زور زده بودند نتیجه خاصی نداشت تاحالا. هردو نفسی بیرون دادند و به اتاق کار خود رفتند و درو بستند.
این قسمت، مبهم بود. نوشتین لرد و دامبلدور، هردو...
لرد تو محفله و دامبلدور تو خانه ریدل ها. خواننده اولش فکر می کنه که هدفتون، بازی با کلمه "لرد-دامبلدور" هست، اینم بیشتر، خواننده رو گیج می کنه که پس چرا نوشته "هر دو رفتند"...آخر پست می فهمه که منظورتون هر کدوم از اینا بصورت جداگانه بوده، ولی خواننده رو نباید گیج کرد. این جاشو می شد کمی واضح تر توضیح داد.


نقل قول:
لرد-دامبلدور به زور جای تمیز و نسبتا مناسبی وسط اون همه سیاهی پیدا کرد و روش نشست.
کمی با کلمات مشکل دارین. طوری که روی منظورتون هم تاثیر می ذاره. سیاهی به معنی کثیفی نیست که بگیم به سختی یه جای تمیز پیدا کرد و نشست. می شد مثلا بگین که همه جا رو سیاه رنگ کرده بودن و دامبلدور نمی خواست جای سیاه بشینه. برای همین کلی گشت تا یه نقطه روشن تر پیدا کنه و همون جا بشینه.


نقل قول:
_ هوووووف. فرزندان بسی در تاریکی فرو رفتند اینگونه نمیتوان انهارا به روشنایی هدایت کرد باید راه دیگری هم باشه.
دیالوگ خوب بود...ولی کمبود علامت داشت! علامت نذاشتن، باعث می شه نشه جمله رو درست خوند. لحنش گم می شه:
_ هوووووف. فرزندان بسی در تاریکی فرو رفتند! اینگونه نمیتوان انهارا به روشنایی هدایت کرد. باید راه دیگری هم باشه.

یه مشکل دیگه لحن دامبلدوره. دامبلدور با لحن ثابتی حرف می زنه. این لرده که گاهی کتابی حرف می زنه و گاهی محاوره ای. چون این جا تنها هم بود. نمی شه گفت داشت ادای لرد رو در میاورد.


داستان رو خوب پیش بردین. می شد یه کمی واضح ترش کرد. کمی جلوتر برد. چون اینطور به نظر رسیده که دامبلدور و لرد، فکر جدید و جالبی به ذهنشون رسیده. ولی چیزی که می گن جدید نیست. همون کاریه که تا حالا داشتن انجام می دادن.
این سوژه دو شاخه اس. بهتره خیلی از این شاخه به اون شاخه پریده نشه. هر دو طرف می تونن هماهنگ با هم پیش برن، ولی مثلا این که یه نفر تو پستش چندین بار از محفل به خانه ریدل ها و برعکس، تغییر مکان بده، خواننده رو گیج و خسته می کنه.


توی سوژه ها، کسی که مرگخوار نیست رو نمی شه مرگخوار حساب کرد. البته این جا جودی از قبل توی داستان بود و شما هم نمی تونستین خارجش کنین.


شکلک هاتون خوب بودن. بجز این یکی:
نقل قول:
جودی و لسترنج با تعجب به همدیگه نگاه میکنند.
نوشتین با تعجب به همدیگه نگاه می کنن...دیگه چه لزومی به استفاده از شکلک بود؟
شکلک، بجز موارد استثنایی، مال دیالوگه. چون احساس شخصیت رو قراره نشون بده. وقتی تو قسمت غیر دیالوگ زده بشه، بر می گرده به نویسنده. اینم چیزیه که معمولا نباید اتفاق بیفته.


شخصیت ها رو خوب بشناسین.


در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۰:۵۱:۵۳ چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۳:۲۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
وین

این پست رو استثنائا اینجا نقد می کنم که توضیحات لازم رو بتونم بدم.

اینجا یه کم پیچیده اس. برای همین یه بارم درباره روش کارش توضیح می دم.

این انجمن و این تاپیک دو تا نقد کننده داره.
یکیش منم. که پست های همه انجمن ها رو نقد می کنم. درخواستشون هم همین جا باید داده بشه.
ولی یه شرط داره! من فقط پست کسایی رو نقد می کنم که کل درخواست های نقدشون از خودم باشه. چون طرف میاد اینجا من یه چیزی می گم. می ره یه جای دیگه دقیقا برعکس همون حرف رو بهش می زنن. چون سبک و سلیقه و نظر نقد کننده ها با هم فرق می کنه. طرف هم گیج می شه که کدوم درسته. کدومو اجرا کنم. اگه قرار باشه خودش تصمیم بگیره هم که کلا درخواست نقد کردن بی معنی می شه. اینجوری حداقل تکلیفش روشن می شه. معنیش اصلا این نیست که نقد کننده های دیگه رو قبول ندارم. با این روش، کمی هم کار خودمو سبک تر و متمرکز تر می کنم. چون شخصی رو که پست هاش رو نقد می کنم می شناسم. با شخصیت و سبک نوشتنش و نقاط ضعف و قوت و پیشرفت و پسرفتش آشنا می شم.
دومین نقد کننده بلاتریکسه...که فقط پست های زده شده در انجمن خانه ریدل ها رو نقد می کنه. ولی شرط بالایی رو نداره. یعنی شما می تونین از ده نفر درخواست نقد کرده باشین و بعد بیایین برای یه پستی که در خانه ریدل ها زده شده، درخواست نقد کنین.

الان پست مورد درخواست شما جزو هیچکدوم از این دو گروه نیست. ولی استثنائا چون تا اینجا اومدین و درخواستشو زدین، نقد می کنم.
از این به بعد، نقد پست های خانه ریدل ها رو می تونین این جا درخواست بدین.
بقیه رو اگه تو انجمن خودش نقد می کنن، همون جا و اگه نمی کنن مثلا می تونین ببرین تالار نقد.

...........................

بررسی پست شماره 70 اتاق خون، وین هاپکینز:


چون مدت زیادی از شروع سوژه گذشته و ناظرا هم عوض شدن اینو می گم. سوژه ایراد داره. البته این تقصیر شما نیست. سوژه رو خیلی وقت پیش دادن و شما ادامه می دین. فقط برای آینده می گم که ویژگی های شخصیت ها و جبهه ها رو رعایت کنین. مخصوصا شما که محفلی هستین، حواستون باشه که عضو چه جور گروهی هستین. محفلیا تحت هیچ شرایطی ممکن نیست بخوان برای دامبلدور هورکراکس(جان پیچ) درست کنن...این کار یکی از سیاه ترین کارای توی کتاب بود. حتی مرگخوارا هم بهش فکر نمی کردن.
مراحلش هم اصلا با شخصیت دامبلدور سازگاری نداره...با شخصیت محفلی ها هم همینطور. این که بشینن و فکر کنن که کیو بیاریم که دامبلدور بکشه...اصلا منطقی نیست.
اگه قرار باشه همچین کاری انجام بدن، باید دنبال راه دیگه ای باشن. اتفاقا می تونست جالب تر باشه. مثلا از یه جادوگر خیلی پیر می پرسیدن که راهی بجز هورکراکس وجود داره؟ اونم یه روش کمتر سیاه رو توصیه می کرد و می تونستن مراحل منطقی تری براش طراحی کنن.


در نگاه اول، تعداد زیاد شکلک ها تو پست شما جلب توجه می کنه.
سوالی که پیش میاد اینه که آیا واقعا به این همه شکلک احتیاج داشتین؟
شکلک مال جاییه که ما نتونیم با استفاده از کلمات و جمله ها منظورمونو برسونیم. یا زدن شکلک، مفید تر و جالب تر از توصیف با جمله ها باشه. با این حساب، خیلی از شکلک های شما غیر ضروری بودن. شکلک هایی که بعد از دیالوگ های هاگرید زده شده اصلا لازم نبود. قیافه هاگریدو همه می شناسن. شکلک برای منتقل کردن احساسه. اگه احساس خاصی داشت یا حالتش عوض شد باید از شکلک استفاده کنین.


نقل قول:
_خب اون که راحته! دامبلدور رو قانع می کنیم تا این جن رو بکشه!
_نه، هاگرید! پروف انقدر مریضه که نمی تونه از سر جاش بلند شه!
اشکال کلی سوژه، تو پست شما هم هست.
منطق و شخصیت ها.
الان مشکل اینه که دامبلدور مریضه؟ یعنی اگه مریض نبود حاضر می شد یه جن رو بکشه که خودش بیشتر زندگی کنه؟
دیالوگ هاگرید رو می شه به حساب گیج و منگ بودن همیشگیش گذاشت...ولی جواب ماتیلدا غیر منطقی بود.


نقل قول:
_کریچر با شما میاد تا دامبلدور تیکه پاره اش بکنه!
این دیالوگ خوب بود. شکلکش اشتباه بود. اشکال شما همینه که به جای احساس، سعی می کنین قیافه طرف رو نشون بدین. اونم قیافه ای که هممون می دونیم و می شناسیم و تغییر خاصی نکرده. این دیالوگ شکلک لازم داشت...ولی یه شکلک دیگه که حالت کریچر رو موقع گفتن این دیالوگ نشون بده. یه شکلک خونسرد یا خوشحال می تونست مناسب باشه.


نقل قول:
پس از مدتی، ماتیلدا، کریچر و هاگرید تصمیم گرفتند که گوشه ای ساکت بنشینند و به این فکر کنند که چکار می توانند بکنند.
این صحنه بامزه بود. این که کریچری که قراره کشته بشه هم با اینا بشینه و فکر کنه که چیکار کنه که کشته بشه!


نقل قول:
ماتیلدا که بیشتر از همه غرق تفکر بود و فکرش هم بهتر از ان دو کار می کرد، ناگهان از سر جایش بلند شد.
_من فهمیدم! باید هکتور رو از خونه ی ریدل ها بدزدیم و مجبورش کنیم تا برای پروف معجون هوشیاری درست بکنه!
اصل ایده ایراد داره. اینو گفتم بالا. این که دامبلدور هوشیار بشه که کریچرو بکشه...ولی این ایده دزدیدن هکتور خوب بود.
سوژه اصلی اینه که برای دامبلدور هورکراکس درست کنن. مراحل درست کردنش، سوژه های فرعی هستن...و گره هایی که تو این مسیر ها ایجاد می شه سوژه های فرعی تر.
معنیش اینه که مثلا همین جریان دزدیدن هکتور، نباید خیلی طول بکشه. مثلا ده پست دربارش زده نشه. اونقدر طولانی نشه که از سوژه اصلی دور بشین. همیشه باید دقت کنین که کجای سوژه هستین. تو بخش اصلیش؟ فرعیش؟ فرعی ترش؟ باید دقت کنین که می شه جلو تر رفت یا وقت برگشتن شده؟
ایده ای که دادین خوب بود. چون اینا محفلی هستن و ممکنه زیاد هکتور رو نشناسن و ندونن که معجوناش درست کار نمی کنه.

نقل قول:
_پس باید همزمان دو نفر رو بدزدیم!
اشاره به محل زندگی هکتور، بامزه بود. دزدیدن آریانا به معنی دزدیدن هکتوره...و شاید برای محفلیا دزدیدن خواهر دامبلدور، کمی آسون تر از دزدیدن هر مرگخوار دیگه ای باشه. اونم وقتی که دامبلدور مریضه. شاید اصلا لازم نشه بدزدنش...بتونن راضیش کنن که بره دیدن برادرش که رو به مرگه!


نقل قول:
_کریچر می تونه به سالن ریونکلاو اپارات کنه!
این، همون مسیر خیلی فرعی تره! همون مسیری که می تونین واردش بشین...ولی سریعا باید ازش برگردین. یعنی اگه قراره این اتفاق بیفته، کریچر باید سریع آپارات کنه و سوالشو بپرسه و برگرده. با توجه به این که جنه، می شه از محدودیت رفت و آمد هاگوارتز هم صرفنظر کرد.
ایراد پست شما از همین جا شروع می شه. جایی که سوژه خیلی فرعی رو جمع نمی کنین:
نقل قول:
کریچر دست ان دو را گرفت تا به تالار خصوصی ریونکلاو اپارات بکنند؛ اما ناگهان سر از شهربازی ویزاردلند سر دراوردند! ماتیلدا گفت:
_کریچر!
_کریچر اشتباه اپارات کرد.

ماتیلدا به کریچر شک کرده بود. نگاه معنی داری به هاگرید و سپس به کریچر کرد. احتمال اینکه کریچر بخواهد انها را فریب بدهد هم وجود داشت.
این جا حواس خواننده از سوژه اصلی و کاری که باید انجام بدن پرت می شه. این دو تا اصلا لزومی نداشت همراه کریچر برن. کریچر می تونست بره و سوالشونو بپرسه و برگرده. یا یکیو همراه خودش بیاره.
با این وجود، دیالوگ کریچر بعد از آپارات اشتباهش خوب بود.

قسمت "شک کردن ماتیلدا به کریچر" هم اشاره ایه که می تونه سوژه رو منحرف کنه. وقتی خود سوژه به اندازه کافی پیچیده اس، لزومی نداره شاخ و برگ اضافه بهش بدیم...خواننده توشون گم می شه. حتی خیلی وقتا لازم می شه که ناظر سوژه رو هرس کنه! شاخ و برگ اضافه شو بچینه. یه چیزایی رو حذف کنه. ساده سازیش کنه.


الان کاری که ادامه دهنده ها باید انجام بدن اینه که سوژه رو در اولین فرصت ممکن، به مسیر اصلیش که دزدیدن آریاناست برگردونن. این که اینا چطوری به خانه ریدل ها برن هم می تونه منطقی باشه یا کمی خلاقانه تر.
اگه قراره منطقی باشه، می شه گفت از یه راه مخفی برن...از یه تونل زیر زمینی...یا مخفیانه از در وارد بشن و همچین چیزایی.
این زیاد جالب نمی شه.
ولی می تونن به شکل های دیگه وارد بشن. تغییر قیافه بدن...به شکل یه فروشنده(فروشنده هر چیزی) وارد بشن...برای استخدام شدن یا انجام هر کار دیگه ای برن...
خیلی ایده ها می شه پیدا کرد که سوژه دار تر باشن. این جاست که باید فکر کنین. سعی کنین عادی نباشین.


احتمالا پستتونو کلا منفی در نظر گرفتین که گفتین اگه نکته مثبتی داشت هم بگم.
اینجوری نیست. شما کلا کمی هیجان زده این! چه در مورد حرف زدن و چه رفتار و چه ایفای نقش و چه رول نویسیتون.
یه ذره باید آروم باشین! فقط یه ذره. چون این هیجان خوبه. فقط باید کنترلش کرد.
بعدش به شخصیت ها دقت کنین. به ویژگی هاشون...به جبهه شون. به هدف اون جبهه و اعضاش. مثلا قرار نیست محفلیا بطور مطلق آدمای خوبی باشن و مرگخوارا بد. ولی مثلا مرگخوارا به دستور یا به خاطر لرد ممکنه خیلی کارای بد و غیر قابل قبول رو انجام بدن. در کنارش، مرگخوار می تونه مهربون باشه...می تونه عاشق بشه. محفلی می تونه دزد باشه. می تونه دروغ بگه. ولی مثلا کشتن یه موجود بی گناه، کار یه محفلی نیست. سیاه و سفید بودن، به معنی خوب یا بد بودن نیست. اینا رو باید درست در نظر گرفت. موقع نوشتن باید فکر کنی که یه مرگخوار می تونه اینو بگه؟ می تونه این کارو بکنه؟ یه محفلی فلان کار رو ممکنه قبول کنه و انجام بده؟
.

دیالوگ های پستتون زیاده...ولی معنیش این نیست که کم توضیح دادین. توضیحا به نظر من خوب و کافی بودن.
لحن ساده و قشنگی دارین که به صحنه ها هم سرایت می کنه. یه سادگی دوست داشتنی داره. مثل صحنه ای که یه جن و یه غول و یه ماتیلدا، سه تایی نشستن که فکر کنن.
توضیحاتتون واضح و روشن هستن. این خیلی خوبه.

پست، طنز واضح و پررنگی نداره...ولی ساده و خالی هم نیست. رفتار شخصیت ها، طرز فکرشون یه طنز خفیف، ولی دوست داشتنی ایجاد کرده. اینجوری نوشتن خیلی بهتر از تلاش بی جا و بی دلیل برای خنده دارتر شدنه. شما بنویسین...طنز خودش کم کم میاد. تو موقعیت های مختلف. با شخصیت های مختلف.


من پست های زیادی از شما نخوندم...ولی خوب یادمه که قبلا خیلی ضعیف تر از این می نوشتین. این پست اصلا ضعیف نبود. حتی اگه تیکه آخرش حذف می شد و قسمت آپارات درست اجرا می شه و کمی هم از ایرادای منطقیش صرفنظر می کردیم پست خوبی بود. سوژه رو خوب پیش برده. ایده خوبی به داستان داده.



برین یکی از جغدهای ارسالی دامبلدور رو شکار کرده و برای ما بفرستین! لازمش داریم!


در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.