هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: اسکله تفریحی
پیام زده شده در: ۱۷:۲۴ چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۵
#2

جيمز ايوان تالاس ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۵۵ شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۲:۵۴ شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳
از در آغوش سلنا
گروه:
کاربران عضو
پیام: 256
آفلاین
رز با شنيدن اين حرف از طرف تالاس از جاش بلند شد و به راه افتاده بود ولي هنوز چند قدمي نرفته بود كه تالاس گفت : كجــــــــــــــــــــــــــــــا؟
رز با حالتي خمار گونه : خونه‌ي آقا شجاع ... خوب خودت گفتي بايد تا صبح صبر كنيم ؛ منم دارم مي‌رم تا صبح برگردم
تالاس : ما بايد امشبو اينجا بمونيم كه بلافاصله بعد از خوب شدن هوا راه بيفتيم .
رز با شنيدن اين حرف خودشو ول كرد روي زمين
نانسي هم دستشو دور گردن تالاس انداخت و با حالت خاصي گفت : راست مي‌گه.
پس گفتن اين حرف با لبخندي از سوي تالاس مواجه شد .
هلگا كه با ديدن اين صحنه حالت تحوع گرفته بود گفت :هوووووووووووووووغ
سپس همگي خوابيدند
رز روي يك صندلي بزرگ
هگا روي يه پتو
نانسي و تالاس هم روي يك تخت خواب قديمي
حدود ساعت 6 صبح بود كه صداي نانسي پرده‌ي گوش همه رو پاره كرد او گفت : بيدار شيد تنبلا ... صبح شده
رز در حالت خواب و بيداري گفت : مگه قرار بود شب بشه؟
همان موقع تالاس با صداي مهربانانه‌اي گفت : راست مي‌گه ديگه بايد بيدار شيد؛ مي‌خوايم بريم ...
در همان موقع كه هلگا و رز در حال كش و قوس بودن صداي آشنايي گفت : مهمون نمي‌خوايد بچه‌ها؟!
نانسي ، تالاس ، هلگا و رز يك صدا و با شادماني گفتند : پيتـــــــــــــــــــــــــر!
بله،اون پيتر بود كه به نيش خند هميشگيش داشت اونا رو نگاه مي‌كرد
نانسي با اخمي گفت : تا حالا كجا بودي ؟ هان ؟
پيتر باز هم با محبت جواب داد : داستانش مفصله ... فعلا خستم
از چهره‌ي پيتر خستگي عجيبي فوران مي‌كرد كه اون سعي مي‌كرد با لبخند اونو بپوشونه

ادامه داره.....



اسکله تفریحی
پیام زده شده در: ۱۶:۳۰ چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۵
#1

نانسی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۷ یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۵:۰۹ دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۵
از یه جای خوب !
گروه:
کاربران عضو
پیام: 22
آفلاین
دوستان عزیز در این تاپیک شما به اسکله میاید و با کشتی به جاهای مختلفی سفر میکنیم و اتفاقات جالبو هیجان انگیزی پیش میاد ....
--------------------------------------------------------------------
شب بود . نم نم باران زمین را تر کرده بود . بازتاب نور مهتاب بر روی تن خیس موج ها همانند سفره ای نقره گون جلوه می داد . ساعت نزدیک ده و بیست دقیقه شب بود . صدای موج های متوالی و پشت سر همی که می آمدند گوش را نوازش میکرد . همه ی بچه ها دستانشان را جلوی دهانش گرفته بود تا شاید دستانشان کمی گرم شود . تا آن لحظه سکوت حکمفرما بود تا آنکه بالاخره هلن سکوت را شکست و گفت : نانسی چرا دیروز اصرار داشتی که امروز ما رو تو این هوای یخبندون بیاری لب اسکله ؟
رز : آره ، چرا ؟!
نانسی که خودش هم در حال مالیدن دستانش به یکدیگر بود و تلاش میکرد که خود را گرم کند گفت : میشه انقدر غر نزنید ؟ ببینید من قصد دارم که یه فر جور کنم باهم بریم تفریح با کشتی ... اما کجاشو نمیدونم... گفتم امشب فرصت مناسبیه... من چمیدونستم امشب انقدر سرده بارونم میاد .. دکترای هواشناسی که ندارم !!!
رز : باشه .. خیل خب.. حق با توئه ... اما هر جائم که بخوایم بریم هنوز بقیه نیومدن . من احساس میکنم بازم کسی مونده.. تازه هلگا هم هنوز نیومده...
نانسی : نگرا نباش رز...میاد....
همه بچه ها ( رز ، هلن ، نانسی ، هانا ، گتا ، سدریک ، تالاس ، توماس و......) سر درگم بودن و نمیدونستن چی کار باید بکنن .
گتا : نانسی الان دقیقا ما باید چی کار کنیم ؟
نانسی : هوووم ..تنها کاری که میتونید بکنید اینه : صبر....
سلام بچه هاااا... ببخشید کمی دیر کردم ....
نانسی : بیا رز اینم هلگا... خب فکر میکنم همه اومدن .. بریم؟
هلن : نه ! پیتر... اون نمی خواد بیاد؟
نانسی : نمیدونم....
هلگا : اصلا فرض کنید پیترم اومد کجا میخوایم بریم تو این هوای طوفانی ؟ تو میخوای ما رو به کشتن بدی نانسی ؟ غرق میشه کشتیمون تو این هوا...
تالاس : آره بهتره تا صبح صبر کنیم .....
-----------------------------------------------------------------
موضوع از این قراره که نانسی و چنتا از بچه ها قرار بوده که با کشتی به سفر برن ... اما هوا طوفانی میشه و سفر اونا رو به تاخیر میندازه ....
آیا پیتر میاد؟ آیا صلاح هست که تو این هوا به سفر برن؟
( ....... ادامه دارد )
----------------------------------------------------------------
راستی دوستای عزیزم لطفا پستایی که تو این تاپیک میزنین کمی حالت طنز داشته باشن
اما حدومرزو فراموش نکنید..میدونید که...رعایت کنید لطفا !!!




مر30
نانسی

نميدونم هاگزميد اسكله از كجا آورده ولي چون گفتي كريچر گذاشته كه البته مششكوكه يه هفته وقت ميديم ببينيم ميگيريه يا نه موفق باشي(سدريك ديگوري)

فکر کنم شما مجوز فروشگاه رو گرفته بودی ولی اشکالی نداره بر طبق قوانین یه هفته وقت داری وگرنه...!!منم که ادم نیستم توی رول ها باشم؟ میتونستی حداقل بگی که جای اسکله کجاس مثلا اونا از پارک کنار شیون عبور کردند و به دریاچه رسیدند.چون اگه دریاچه نباشه نباید اصلا توی هاگزمید باشه.موفق باشی(توماس جانسون)
----------------------------------------------------------------
آخ ..آخ ....ببخشید توماس جان اصلا یادت نبودم..تو هم باش!
در مورد جاشم .... خب چی بگم والا .. مثلا این ساحل یه جای دهکده بوده مه تا حالا هیچ کس ندیده بود یا همونی که خودت گفتی !!!!


ویرایش شده توسط نانسی دیگوری در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۶ ۱۸:۲۰:۳۷
ویرایش شده توسط نانسی دیگوری در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۶ ۱۸:۲۲:۰۵

[b][size=medium][color=993366][font=Impact]همیشه حرفی رو Ø







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.