نیمفادورا تانکس
از دنیای قصه ها
- تولد نقش
- 1405/01/31
- آخرین ورود
- چهارشنبه 29 مهر 1405 12:28
- عضویت
- 1405/01/28
- پستها
- 160
وینکی کلاشینکفی هم قد خودش در دست داشت و لباس بی آستینش بازو های عضلانیش را توی چشم می کردند. نگاهی چپ چپ به سیریوس انداخت و اسلحه اش را بالا آورد و دایره ی قرمزش
نشانه گیری اش را روی کله ی سیریوس تنظیم کرد.
سیریوس که دید هوا پس است کنار کشید و راه را برای جن جنگی باز کرد. حالا سرخی خاک، فرش قرمزی بود که مسیر وینکی را تزئین می کرد. نوری که از آسمان می تابید اسپات لایتی بود که فقط و فقط روی وینکی متمرکز بود.
شنل قرمزی دهانش باز مانده بود. این حجم از ابهت تمام معیار های قبلیش را می شست و از اول می نوشت. دهانش را بست و چند بار مثل ماهی باز و بسته کرد. و بعد خواست چیزی بگوید اما تا دوباره دهانش را باز کرد اسلحه ی وینکی رو به خودش نشانه گرفته شده بود.
- قرمزی جرئت کرد حرف زد. کل جادوگران شبکه جم تی وی شد. هر جا باز کرد یکی از اونیکی خواستگاری کرد. وینکی زندگی جادوگران نجات داد. ژانر اکشن کرد. وینکی جن خوب؟
نشانه گیری اش را روی کله ی سیریوس تنظیم کرد.
سیریوس که دید هوا پس است کنار کشید و راه را برای جن جنگی باز کرد. حالا سرخی خاک، فرش قرمزی بود که مسیر وینکی را تزئین می کرد. نوری که از آسمان می تابید اسپات لایتی بود که فقط و فقط روی وینکی متمرکز بود.
شنل قرمزی دهانش باز مانده بود. این حجم از ابهت تمام معیار های قبلیش را می شست و از اول می نوشت. دهانش را بست و چند بار مثل ماهی باز و بسته کرد. و بعد خواست چیزی بگوید اما تا دوباره دهانش را باز کرد اسلحه ی وینکی رو به خودش نشانه گرفته شده بود.
- قرمزی جرئت کرد حرف زد. کل جادوگران شبکه جم تی وی شد. هر جا باز کرد یکی از اونیکی خواستگاری کرد. وینکی زندگی جادوگران نجات داد. ژانر اکشن کرد. وینکی جن خوب؟
افرادی که لایک کردند
یکی بود، یکی نبود؛ زیر گنبد کبود
هر چی که شد هر چی که بود...
همه از نگاه تو شروع شد.
هر چی که شد هر چی که بود...
همه از نگاه تو شروع شد.








و پاهاشم شبیه پای آدم نیست که... شبیه پای... اجنهست؟ 






