هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۸:۳۱ پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱

هافلپاف، مرگخواران

سدریک دیگوری


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۳۳ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۵۱:۳۱
از خواب بیدارم نکن!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
ناظر انجمن
گردانندگان سایت
پیام: 585
آفلاین
"امتیازات جلسه آخر"


سلام به جادوآموزای عزیز، یه بار دیگه مفتخرین حضورمو در بینتون داشته باشین تا نمراتتونو اعلام کنم چون مدیریت محترم هاگوارتز فرموده بودن در غیر این صورت حقوقمو نمیدن.


هلن مونرو: ۲۹= ۱۵+۱۰+۴
جدا کردن دونه‌های شکر از تو آینده افراد نکته خیلی ظریفی بود هلن. اونقدر ظریف و زیبا که حتی منم بهش توجه نکرده بودم! این نشون میده حواست سر کلاس همیشه جمع بوده. آفرین بر تو!
روش قدح اندیشه رو هم بسیار پسندیدم. باعث پیشرفت آدم تو زمینه‌ی بازیگری هم میشه.
اون یه نمره‌ی کوچولو هم بخاطر این کم شد که توی سوال اول یکم انتظار خلاقیت بیشتری داشتم... موردای اول خیلی خوب بودن ولی اون دوتای آخر یجورایی تکراری بودن...یعنی همین الانشم ازشون استفاده میشه و هیچ خلاقیتی توشون نبود.


آملیا فیتلوورت: ۳۰= ۱۵+۱۰+۵
ازت ممنونم آملیا. متوجه شدم نگاه‌ها تاثیر خیلی زیادی توی پیشگویی دارن. حتما یادم می‌مونه.
دلیلت برای استفاده از تفاله‌های قهوه هم خیلی دقیق و دلنشین بود.


گابریل تیت: ۳۰= ۱۵+۱۰+۵
آینده‌مو خیلی دوست داشتم. این بهترین پیشبینی‌ای بود که یه نفر می‌تونست از دو سه روزِ پیش روم داشته باشه!
اون نکته‌ای هم که درمورد تصمیمات مهم زندگی بهش اشاره کردی فوق‌العاده کاربردی بود گابریل. درود مرلین بر تو باد!


جیانا ماری: ۲۷= ۱۵+۱۰+۲
:درحالی که به زحمت سعی می‌کرد چاقوی تا دسته فرو رفته در پس کله‌اش را بیرون بکشد، ناپسندترین الفاظی که بلد بود را نثار آرکو کرد:
پیشگوییت دقیق بود جیانا، کاملا دقیق! ولی فکر نمی‌کنی یکم زودتر باید بهم خبر می‌دادی؟ می‌خواستی استادتو به کشتن بدی؟ این چه وضعشه آخه؟
درمورد اون سه نمره‌ای که از دست دادی هم باید بگم متاسفانه توی سوال اول سه مورد نگفتی. قرار بود چهارتا بگین با یدونه توضیح که تو فقط یکی گفتی با توضیحش...و خب امتیازِ اون سه مورد دیگه رو نگرفتی.


مادام هوچ: ۳۰= ۱۵+۱۰+۵
:تبر خونین و قرمز رنگ را به زحمت پشتش قایم می‌کند:
عه؟ راست می‌گین مادام؟ چقدر جالب! اصلا خبر نداشتم گروهم قراره برنده شه! حتی با وجود اینکه با همین تبر زدم تک‌تک رقبا رو از بین بردم...
زل زدن توی چشم سانتور هم راستش یکم ریسکیه...اگه یهو تصمیم بگیره بجای فرار جفت‌پا بپره رومون چی؟


لینی وارنر:۳۰= ۱۵+۱۰+۵
راستش نمی‌دونم از اینکه پیشگوییای همه‌تون اینقد دقیق و درست درمیان مفتخر باشم یا از اینکه این سلولی که توشم اینقد تنگ و کوچیکه بنالم؟ زندگی خیلی سخت شده...
و اینکه پیشگویی از طریق لونه حشرات هم بنظر خیلی خوب میاد، ولی ناراحت نمی‌شین اگه یکی هی بیاد دم خونه‌تون و آرامش و آسایش خانوادگیو ازتون بگیره؟ پس حریم شخصی چی؟


آلبوس دامبلدور: ۳۰= ۱۵+۱۰+۵
ممنونم پروفسور، این حجم از خودکفایی تو پیشگویی آینده واقعا تحسین‌برانگیزه. فقط کافیه یه نگاه به درد و مرضاتون و هرازگاهی اون کوه ریش بندازین و بعد بوم! آینده پیشبینی شد! عالیه!


کتی بل: ۳۰= ۱۵+۱۰+۵
چرا پیشگویی اولتو ادامه ندادی کتی؟ خیلی دلم می‌خواست ببینم بعد از ازدواج قاقارو، نوه‌ت چه شکلی میشه.
از اون گوی بلورینی که کنارته هم فاصله بگیر لطفا. نه که به اینجور خرافات که همش وسایل شیشه‌ایو می‌شکونی اعتقاد داشته باشما، فقط محض احتیاط گفتم.



خب دیگه...جدی جدی کارمون باهم تموم شد. همگی خسته نباشین، سه جلسه‌ی خیلی خوب و عالیو پشت سر گذاشتیم، ترم تابستونه‌ی خوبی بود و امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه.
اگه کم کاری‌ای هم از جانب من دیدین کاری نمی‌تونین بکنین چون گذشته‌ها گذشته و الانم دارم میرم بخوابم و تحت هیچ شرایطی موفق نمی‌شین بیدارم کنین.

ولی در هر حال، انتقادی چیزی اگه بود پذیرا هستم. از لای در خونه‌م بندازین تو حالا شاید بعدا یه سر نگاهشون کردم...مرلین حافظتون!


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۸:۴۱ سه شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۱

گریفیندور، مرگخواران

کتی بل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۴ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۹:۰۴:۱۱ سه شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۱
از زیر زمین
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
گریفیندور
ناظر انجمن
کاربران عضو
پیام: 447
آفلاین
نقل قول:
۱- چهار مورد از چیزایی توی طبیعت یا دور و اطرافتون که میشه باهاش آینده رو پیشگویی کرد نام ببرین و طرز کار یکیشو توضیح بدین. (۵ نمره)


سلام پروفسور! بالشتتون به خیر! قاقارو ممنون!

1- پشه ها: بعضی مواقع پشه ها زودتر از ما خطری رو پیشبینی میکنن پس به سمت مکانی حرکت میکنن که احتمال وقوع خطر در اونجا کمتره. (برگرفته از کتاب پشه شناسی)
2- کف کفش! پروفسور، راستش کاربردی شبیه تفاله چای داره. ولی دقتش کمتره!
3- پشمالو های کور
4- بوقلمون
5- کتلت. راستش پروفسور مامانم هر وقت کتلت میپزه یه شکلی درمیاد. یه بار شبیه یه دمپایی شد... که صد البته یه کم بعدش مامانم با دمپایی افتاد دنبالم. از کجا میدونستم دستم یهو حرکت میکنه و صاف میخوره وسط ماهیتابه کتلتا؟

نقل قول:
۲- استفاده ازگوی پیشگویی رو ترجیح می‌دین یا روشای سنتی‌تری مثل تفاله‌های ته فنجون قهوه؟ چرا؟ (۱۰ نمره)


راستش پروفسور من به شخصه هیچوقت نتونستم از وسایل شکستنی به درستی استفاده کنم. هر بار بدنم برخلاف خواستم میزنه یه بلایی سرش میاره. پس مامانم تو خونه یه قانونی گذاشته:

- از این لحظه به بعد هیچکس حق دادن چیزای شکستنی به کتی رو نداره. اون باید غذاشو تو ظرف پلاستیکی و آبشو تو لیوان پلاستیکی بخوره.

پس طبق این قانون، من حق دست زدن به هیچ وسیله ی شکستنی شبیه گوی رو ندارم. مجبورم با همون تفاله ی اسپرسو سر کنم.

نقل قول:
۳- آینده‌ی خودتون یا یکی از اعضای سایتو پیشگویی کنین. توجه کنین که تکلیف بصورت رول نیست، صرفا یه توضیحی درمورد آینده‌شون و موقعیتی که توی اون زمان دارن بدین. (۱۵ نمره)


پروفسور، آینده ای که دارم میبینم مربوط به قاقاروئه... خیلیم بی ربطه راستش. تو این آینده که مربوط به چندین سال بعده، قاقارو زن گرفته... میزنم بعدی. آینده ی خیلی بی محتوایی بود.

آینده ی بعدی که دارم میبینم، مربوط به برنده ی جام قهرمان هاعه. تو این آینده پروفسور دامبلدور داره با کلی غرور، جامو میده به دست ملت... گریف!
صد البته که میده دست گریفیا.
جیانا داره از خوشحالی بالا پایین میپره و منم از ذوقم اینور و اونور میدوم. لحظه ای که پروفسور دامبلدور جامو میزاره توی دستای من، از خواب میپرم!
راستش پروفسور ترجیح میدم نخوابم تا بخوام همچین خواب خوبی ببینم و اونم واقعیت نداشته باشه.


ارباب من Lord

گر کسی مرا ببیند نتواند که ببیند چون که او قارقارو نیست!

قاقاروی بدون مو!



پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۵:۱۳ سه شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۱

گریفیندور، محفل ققنوس

آلبوس دامبلدور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۲۷ چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱
آخرین ورود:
۱۰:۰۰:۰۹ جمعه ۷ بهمن ۱۴۰۱
از دفتر کله اژدری
گروه:
ایفای نقش
ناظر انجمن
کاربران عضو
محفل ققنوس
گریفیندور
پیام: 54
آفلاین
نقل قول:
۱- چهار مورد از چیزایی توی طبیعت یا دور و اطرافتون که میشه باهاش آینده رو پیشگویی کرد نام ببرین و طرز کار یکیشو توضیح بدین. (۵ نمره)

راستش باباجان، من از چیزای مختلفی استفاده میکنم که البته تعدادش از چهارتا فزونه ولی خب چندتاشونو که یادمه برات میگم. مثلا استفاده از زق زق کردن مفاصلم میفهمم هوا قراره خراب بشه و بهتره مسابقه کوییدیچ بذاریم تا آدرنالین ملت بره بالا‌.
از زخم زیر زانوی چپم که شبیه متروی لندنه برای پیش بینی زمان رسیدن متروهاش استفاده میکنم.
از بلند شدن پروفسور مک گونگال از دنده چپ یا راست هم میفهمم قراره چند دانش اموز خاطی تو دفتر داشته باشم...
از تعداد گره های ریشم هم میفهمم که اعضای محفل چندتا گره تو کارشون ایگاد شده و مثلا اگه گره تو قسمت پایینی باشه یعنی مشکل جزییه و اگه بالاتر باشه یعنی به کمک نیاز داره.

نقل قول:
۲- استفاده ازگوی پیشگویی رو ترجیح می‌دین یا روشای سنتی‌تری مثل تفاله‌های ته فنجون قهوه؟ چرا؟ (۱۰ نمره)

روش های سنتی تر همیشه برای من جذاب تر بودن و این اصلا ربطی به این موضوع که جلوی گوی خوابم میبره نداره.
توی روش های سنتی مثل تفاله های قهوه یا پیشگویی با کارت قورباغه شکلاتی، حداقل یه فنجون قهوه گیرت میاد باباجان یا با خوندن کارت ها سرگرم میشی ولی گوی ها که موجوداتی مغرور هستن تا بیان تصمیم بگیرن که چی بهت بگن و چرا بگن و اصلا فایده ای براشون داره یا نه تو در خواب عمیقی. البته تفاله ها هم کمی موذی و قهوه زیر کاه‌ن ولی خب چه میشه کرد.


نقل قول:
۳- آینده‌ی خودتون یا یکی از اعضای سایتو پیشگویی کنین. توجه کنین که تکلیف بصورت رول نیست، صرفا یه توضیحی درمورد آینده‌شون و موقعیتی که توی اون زمان دارن بدین. (۱۵ نمره)

هی فرزندم، ای کاش از اول میتونستم آینده تام رو پیش بینی کنم. البته تا یجاییش رو میشد اما بقیه ش از بس تیره و تاریک بود که چشم چشمو نمی دید.
من آینده ی کسی رو پیش بینی میکنم که از ریش بهم نزدیک تره.
بنظرم این موجود بزودی با خودش و اطرافیان به صلح میرسه، از منطقه امن خودش بیرون میاد و خجالت و شرم رو کنار میذاره... از پتانسیل روشنایی درونش به بهترین نحو استفاده میکنه و خلاقیت فوران کننده‌ش توی موقعیت های مختلف تو چشم و چال مردم میره و همراه با مسئولیت پذیریش باعث پیشرفت میشه.
من برای پیکت آینده روشن و پر از موفقیت و صمیمیتی رو میبینم.



پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۸:۰۹ دوشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۱

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱:۵۹:۱۱ چهارشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۱
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
گردانندگان سایت
ناظر انجمن
مرگخوار
ریونکلاو
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 5220
آفلاین
1.
1- نقش و نگار باقی‌مونده وقتی رو گِل میفتی.
2- تاس.
3- قل‌قل آب جوش.
4- لونه‌ی حشرات: مثلا کندو. وایمیسین دمش و یه مدت زمانی رو برای خودتون تعیین می‌کنین. به هر تعداد حشره که تو اون مدت از کندو خارج شدن، مراجعه به تعبیرش می‌کنی. هر تعدادی یه تعبیری داره.

2.
من گوی رو ترجیح می‌دم پروفسور! چرا؟ چون خیلی گردالی و گوگولی و خوشگل و... اممم خب چیزه. دلایل مهم‌تری هم دارم.

ببینین این تفاله‌ها و فال با کارت و پاسور و اینا... همه‌شون یه دستورالعمل ثابت داره که تو مهارتی هم تو پیشگویی نداشته باشی، کافیه مراحل و طرز کارش رو یاد بگیری و قدم به قدم اجراش کنی. تهش هم فقط می‌ری نگاه می‌کنی ببینی تعبیر چیزایی که در اومده چی می‌شه و تحویل طرف می‌دی. اگه درست انجام داده باشی قاعدتا یه چیز درستیم تحویل طرف می‌دی.

اما گوی به همین راحتی نیست که! باید واقعا مهارت داشته باشی تا بتونی درست حسابی باش کار کنی و یه پیشگویی درست ازش در بیاری.
البته اینم هست که با گوی می‌تونی الکی ادعا کنی داری یه چیزایی می‌بینی در حالی که واقعا نمی‌بینی، اما به نسبت بقیه خب سخت‌تره و عملا داری چرت و پرت ردیف می‌کنی از خودت.

در نتیجه من گوی رو ترجیح می‌دم چون خیلی گردالی و گوگولی و خوشـ... نه یعنی چون به نظرم قالب خاصی نداره و یجورایی برداشت آزاده و می‌تونی از هر دری پیشگویی کنی باهاش.

3.
دارم همه چیو از توی گوی می‌بینم، همه‌ش همینجاست! لینی پیر شده و سال‌ها از زمانی که رفت سراغ پروفسور و گفت "سلام بر سدریک دیگوری" می‌گذره و همچنان داره میاد جادوگران رول می‌زنـ... اشتباه شد.
من آینده‌ی وزیر رو می‌خوام براتون بگم. خبرنگارهای عزیز لطفا آماده باشین که حتی یک کلمه هم جا نندازین و به بهترین نحو ممکن این پیشگویی رو تو روزنامه‌هاتون منعکس کنین. چرا که لینی وارنر، پیشگوی اعظم اینجاست.

باشه خب پروفسور چشم غره نرین، الان وارد اصل مطلب می‌شم.

راستش من آینده‌ی چندان دوری رو نمی‌بینم. آینده‌ای نزدیکه. نهایتا تا سال دیگه. وزیر زاموژسلی همچنان به در آوردن آه و فغان مردم بی‌گناه جادوگر و ساحره و موجود جادویی ادامه می‌ده (چه مرده باشه چه زنده). تازه در نظر داشته باشین که ایشون حتی قبل از این که وزیر بشه هم آه و فغال ملت رو در آورده بود و یعنی حتی وزیر نشده به گفته‌هاش جامه‌ی عمل پوشونده بود.
می‌بینیم که حتی بعد از وزارتش هم این حرکت رو زده. اما نکته‌ای که اینجا وجود داره اینه که اگه فکر می‌کنین تموم شده و بزرگ‌ترین حرکت آه و فغان در آورش رو اجرا کرده اشتباه کردین. این تازه اولش بود.

جامعه رو تاریکی و آه و فغان فرا می‌گیره! ملت هی به خاطر سرپیچی میفتن آزکابان و آزکابان به شدت رونق گرفته و دمنتورا در بازه‌های زمانی مناسب هی بوسه نثار این و اون می‌کنن. برنامه‌های شورش علیه وزارت هم با هر برنامه‌ای شکل می‌گیره و کلا آزکابان رو هیچ‌وقت اینقد آباد نخواهیم دید. نصف مردم جامعه‌ی جادوییمون تکبیرگویان از وزیر زاموژسلی حمایت می‌کنن و نصف دیگه هم کمین کردن باز خبری بشه بریزن وسط.

خلاصه که وزیرمون به بهترین نحو احسن بر گفته‌های خودش پایداره و اونا رو اجرایی می‌کنه و دوران وزارت بسیار پر آه و فغانی رو طی خواهیم کرد. در نهایت هم در حالی که لبخند بر لب داره و به دستاوردهای آه‌آلود خودش می‌نگره، کلاه رو در کمال خرسندی به وزیر بعدی تحویل می‌ده و بعنوان یکی از وزیران "دیدین هرچی گفتم شد" در تاریخ ما ثبت می‌شه.


🙋‍♀️ فقط اربـاااااااب! 🙋‍♀️

ماموریت او به پایان رسیده بود.
خودش را رها کرد.


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۲۱:۱۹ پنجشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۱

هافلپاف

مادام هوچ


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۸ شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۹:۴۱:۴۵ سه شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۱
از زمین کوییدیچ هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
هافلپاف
پیام: 111
آفلاین
1- چهار مورد از چیزایی توی طبیعت یا دور و اطرافتون که میشه باهاش آینده رو پیشگویی کرد نام ببرین و طرز کار یکیشو توضیح بدین. (۵ نمره)

یکی از جاهایی که میشه برای پیشگویی ازش استفاده کرد، جنگل تاريك است.
بر اساس موجودي كه توي جنگل ميبينيد ميتونيد آينده رو بخونيد.البته بايد در نظر داشته باشيد توي جنگل تاريك هر حيواني كه ميبينيد لزوما حيوان نيست و بايد اطمینان پيدا كنيد كه يه موقع آنيماگوس رو با حيوان اشتباه نگيريد.
اگر سگ سیاه ديديد، در اغلب موارد نشانه ی شومي است.
اگر قارچ قرمز ديديد نشانه ی شکست در زندگی و اگر قارچ سفيد ديديد سريع بچينيد براي من بياريد خودم بررسي ميكنم.
درخت کاج درختي ماگلي است كه در خيلي از جنگل هاي ماگل ها فراوان است ولي در جنگل تاريك كميابه و ديدنش در جنگل تاريگ نشانه ی ثروته توصيه ميشه حتي كنارش رو بكنيد، ممكنه يه صندوق گنج پيدا كنيد.
ديدن تسترال در جنگل تاريك نشانه ی دوست خوبيه كه بهتون كمك ميكنه و ديدن فیل در جنگل تاريك نشانه ی ضعف شماست بايد مراقب چيزاي ريزي باشيد كه شايد به چشمتون نياد ولي مثل موش نابودتون ميكنه.
اگر غول يا اژدهاي آزادي هم توي فضاي جنگل تاريك ديديد نشانه ي مرگه همون جا اشهدتون رو بگيد.

تلفن هوشمند ماگلي: والا هرچيزي توش پيدا ميشه حتي جديدا جادوگرا هم چندتا نرم افزار خوب پيشگويي توش ساختن اصلا جوابه

راهروي هاگوارتز: اگه وقتي توي يكي از راه پله ها بوديد و چرخيد متاسفانه بخت با شما نیست ولي اگه در طول روز هيچ كدوم از راه پله ها براتون نچرخيدن بدانيد و اگاه باشيد كه مرلين با شماست و ميتونيد تسترال كيف شيد.

چشم سانتور: اگه توی چشم سانتور زل زدید و ازتون فرار کردن حتما یه چیزی دیده که نمیخواد بهتون بگه انقدر دنبالش کنید و رو مخش برید تا جواب بگیرید. (فقط مراقب باشید مسئولیت بلایی که به خاطر خشم سانتور سرتون میاد رو به هیچ وجه من الوجوه گردن نمیگیرم. )


۲- استفاده از گوی پیشگویی رو ترجیح می‌دین یا روشای سنتی‌تری مثل تفاله‌های ته فنجون قهوه؟ چرا؟ (۱۰ نمره)

گوي پیشگویی هرچند مهارت و توانايي بالاتري براي ديدن آينده ميخواد ولي دقت زیادی دارد و معمولا جوابه
ولي قهوه همونجور كه خودتون ميدونيد از هر طرف نگاهش كني يه شكل و پيدا كردن آينده درست بين اين همه تعبير فقط بايد از نسل پيشگويان خوب باشيد تا بتوانيد تشخيص درستي بدهيد ولي حالا شما گوي رو دستت بگير از هرطرفي هم نگاش كن اصلا پشت و رو بگير دستت خودش ميچرخه و زاويه مناسب براي ديدت رو فراهم ميكنه و انقدرم دنگ و فنگ قهوه دم كردن و خوراندن به شخص مورد نظر ندارد!


۳- آینده‌ی خودتون یا یکی از اعضای سایتو پیشگویی کنین. توجه کنین که تکلیف بصورت رول نیست، صرفا یه توضیحی درمورد آینده‌شون و موقعیتی که توی اون زمان دارن بدین. (۱۵ نمره)

چون مدتها از آخرين پيشگويي من ميگذشت تصميم گرفتم انتخاب شخصي كه قراره مورد پيشگويي قرار بگيرد را به خود گوي بسپرم و متاسفانه يا بهتره بگم خوشبختانه در گوي پیشگویی، پروفسور سدریک عزيز رو ديدم كه تبري خوني با دسته ي سبز و با آرم مار اسلايترين به دست داشت كه از اين نظر معتقد بودم كه پروفسور اشتباهي تبر گروه اسلايترين رو برداشته است. البته پس از ادامه ي بررسي ها و مطالعه كتاب ها متوجه شدم كه اشتباه فكر ميكردم و همونجور که از پروفسور انتظار میرفت هیچ کاریش بی دلیل نیست.
در دست داشتن تبر گروهي ديگر توسط استادي از گروه ديگر دو تعبير زير را داراست:
اگر تيغه ي تبر از تميزي برق بزند به معناي باخت گروهي كه پروفسور در آن قرار دارد در برابر گروه صاحب تبر است.
اگر تيغه تبر آغشته به خون باشد نشانه ي برد گروه پروفسور در برابر گروه صاحب تبر است.
-----------------------------------------------------------------------
برگرفته از كتاب تعبير نشانه هاي جادويي نوشته كروين دوماسي!
-----------------------------------------------------------------------
بنابراين تبريك ميگم پروفسور فكر كنم اين ترم بخت با گروه شماست.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۴:۱۳ دوشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۱

گریفیندور، محفل ققنوس

جیانا ماری


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۰۰ جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۴:۴۸:۰۸ یکشنبه ۴ دی ۱۴۰۱
از ایران_اراک
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
گریفیندور
محفل ققنوس
مترجم
پیام: 172
آفلاین
اوهایو پروفسور سدریک

۱- چهار مورد از چیزایی توی طبیعت یا دور و اطرافتون که میشه باهاش آینده رو پیشگویی کرد نام ببرین و طرز کار یکیشو توضیح بدین.
(مثلا اینکه از طریق گوی یا موقعیت ستاره‌ها میشه آینده رو پیشبینی کرد؛ ولی شما از چیزای خلاقانه‌تری استفاده کنین.) (۵ نمره)


اینقدر ساده است که نگو...از روی اخلاق مادرتون

روش کار :( هشدار این روش بگیر نگیر داره و شرایط توش خیلی موثره )
اگه اول صبح که بیدار شدن دقت کنین میتونین به وضوح شاهد آینده باشین.
۱-اگه مادرتون خوشحال بود و با جادو براتون صبحانه مورد علاقتون رو درست کرده بود و آورد توی تختتون. و جارو تون رو برق انداخته و میگه برید با بچه ها کوویدیچ ، بهتره آماده ی نزول هر بلای آسمانی ای باشین.
البته عکس حالت اول هم ممکنه باشه و کل روزتون خوب پیش بره که احتملش کمه ،بهتره محض اطمینان طلسم محافظ همراهتون باشه.

۲-اگه معمولی رفتار کرد و کمی محبت چاشنی اش روز خوبی خواهید داشت. که بهترین حالته مگر اینکه یکی از مرگخوار ها پشت در وایساده باشه.

۳-مادرتون بد اخلاق باشه که یا مرگتون حتمیه روزتون قرار نیست چندان مطابق میلتون باشه و یا اتفاقی که شما دوست دارید ولی مادرتون نه اتفاق افتاده که احتمالش خیلی خیلی کمه.

۲- استفاده از گوی پیشگویی رو ترجیح می‌دین یا روشای سنتی‌تری مثل تفاله‌های ته فنجون قهوه؟ چرا؟ (۱۰ نمره)

گوی بهتره چون تصویر واضح تری رو نشون میده بر خلاف بقیه که فکر می کنن یه مشت دوده.
تازه انواع مختلف داره مثلا علاوه بر رنگ بندی های فوق العاده یکی برای پیشگویی چند روز آینده...پیش گویی حوادث طبیعی...پس گویی...میان گویی...حالا افرادی که قصد جونمون رو دارن کجان ... کی قراره کروشیو ریدوسیو روی دختر میز کناری اجرا کنم ... در آینده کی قراره بهم خیانت کنه و...داره. دزدگیر هم دارن که برای فضول ها دوستان گلی که قصد دارن بیشتر راجب شما بدونن مفیده.

از تفاله چایی و قهوه اصلا خوشم نمیاد. خیلی مبهمه تازه شستنش هم سخته.


۳- آینده‌ی خودتون یا یکی از اعضای سایتو پیشگویی کنین. آینده‌شون و موقعیتی که توی اون زمان دارن بدین. (۱۵ نمره)

از شما چه پنهون قراره استاد آرکو چاقوش رو پرت کنه و اتفاقی یکی به شدت زخمی بشه اگه براتون سواله که کی و چه زمانی وقتی دارین به سمت دفتر می رین فقط کافیه پشت سرتون رو نگاه کنین. فقط پروفسور نمره من رو بدین بعد برین ببینین کی بوده آخه تو درمانگاه سوانح جادویی سنت مونتگو دفتر اساتید نمیتونم بیام.


الوهومورا

بیهوشی حالتی است بین خواب و بیداری نه کاملا گیجی نه کاملا هشیاری

قدم به قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر!!
می جنگیم تا اخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!
برای گریفندور!!


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۲۰:۴۳ یکشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۱

هافلپاف، محفل ققنوس

گابریل تیت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۳۵ چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۰:۳۰ دوشنبه ۷ آذر ۱۴۰۱
از کتابخونه
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
هافلپاف
محفل ققنوس
پیام: 549
آفلاین
۱- چهار مورد از چیزایی توی طبیعت یا دور و اطرافتون که میشه باهاش آینده رو پیشگویی کرد نام ببرین و طرز کار یکیشو توضیح بدین.
(مثلا اینکه از طریق گوی یا موقعیت ستاره‌ها میشه آینده رو پیشبینی کرد؛ ولی شما از چیزای خلاقانه‌تری استفاده کنین.) (۵ نمره)

گربه هااا!
حیواناتی بسیار مفید برای پیش بینی آینده، گذشته و حال!
روش کار:
1-در مرحله ی اول باید یک گربه پیدا کنید.(ترجیحا شب باشه و گربه سیاه باشه.)
2-به چشم های گربه زل بزنید و کاری کنید جذبتون باعث بشه گربه هم مستقیم بهتون نگاه کنه.
3-درمورد چیزی که میخواین بدونید ازش سوال بپرسید.
4-اگه رفت که هیچی، مورد خوبی پیدا نکردید. اگه نرفت و تو چشمتون همینجوری نگاه کرد بدونید جواب باب دل شماست!

نکته:از این روش برای پیشگویی تصمیمات مهم زندگی خود استفاده نکنید.

-مادربزرگ ها
-مراکز آموزشی کنکور(تنها کافیست نمراتتون رو در اختیارشون قرار بدید.)
-آب!

۲- استفاده از گوی پیشگویی رو ترجیح می‌دین یا روشای سنتی‌تری مثل تفاله‌های ته فنجون قهوه؟ چرا؟ (۱۰ نمره)

ترجیح خودم که تفاله ی چای یا قهوه هست. چون به قول ویزلی اعظم تنها چیزی که توی گوی میبینی یک مه فوق العاده غلیظه!
باز تفاله ها حداقل یه شکلی درست میکنن، میتونه آدم از تخیلاتش استفاده بکنه...اگه هم چیزی ندید بگه فردا به مرلین میپیوندی!

۳- آینده‌ی خودتون یا یکی از اعضای سایتو پیشگویی کنین. توجه کنین که تکلیف بصورت رول نیست، صرفا یه توضیحی درمورد آینده‌شون و موقعیتی که توی اون زمان دارن بدین. (۱۵ نمره)

استاد دیگوری
سدریک که از خوشحالی در پوست خودش نمیگنجید، بدو بدو به راهش به سمت خوابگاه هافلپاف ادامه میده؛ اما به دلیل بی دقتی شدید از پله ها سر میخوره و وقتی بیدار میشه در درمانگاه به سر میبره!
وی با خوشحالی بالشت خود را به سمت سردش برمیگرداند و سپس تا شروع ترم جدید در درمانگاه میخوابد.


only Hufflepuff
تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۶:۴۴ شنبه ۵ شهریور ۱۴۰۱

هافلپاف

آملیا فیتلوورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۲۶ دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱
آخرین ورود:
۱۰:۱۴:۲۹ جمعه ۷ بهمن ۱۴۰۱
از جغد دانی هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
هافلپاف
پیام: 8
آفلاین
۱- چهار مورد از چیزایی توی طبیعت یا دور و اطرافتون که میشه باهاش آینده رو پیشگویی کرد نام ببرین و طرز کار یکیشو توضیح بدین.
(مثلا اینکه از طریق گوی یا موقعیت ستاره‌ها میشه آینده رو پیشبینی کرد؛ ولی شما از چیزای خلاقانه‌تری استفاده کنین.) (۵ نمره)


یکی از چیزهایی که میشه برای پیشگویی آینده استفاده کرد، رفتار جغد هاست. اگر جغد شما با چشم هایی درشت تر از حالت عادی، پرهای پف کرده که به وضوح کم پشت تر شده و صدای نازک تر از همیشه اش، مدام هو هو یا عو عو (بعضی از جغد ها غیو غیو هم میکنند) کرد، مطمئن باشید که چیز خوبی در انتظار شما نیست. احتمالا در قرار عصرانه ی شما که در هوای باز برگزار میشود، قرار است باران ببارد و یا چیزهایی دور و بر شما حرکت میکنند که شما نمیبینید، از سوسک های جادویی نیش زننده و مارهای سمی بالدار گرفته تا ارواح خبیث و عزرائیل.
البته دقت داشته باشید که اگر جغد شما از مواقع عادی بیش از حد مهربان بود، مثلا برای صبحانه شما را بیدار نکرد تا پنجره را باز کنید و یا برای نامه هایی که مسافت طولانی دارند غر غر نکرد و یا مدام به شما توجه میکرد و رفتار دلسوزانه ای داشت، این دفعه واقعا مطمئن باشید که چیز خوبی در انتظار شما نیست و مرگ شما قطعی است.
موارد دیگر :
- میزان نگاه های پروفسورها بر روی شما (هر کدام بین 3 تا 6 نگاه 1-2 ثانیه ای، اگر بیشتر از 6 تا نگاه 5-6 ثانیه ای شد حتما یا تکلیفتان را اشتباه تحویل داده اید و یا امتحان خود را گند زده اید و یا مطمئن باشید که آن حرکت مسخره ای که برای خنداندن دوستتان انجام داده اید، دیده است)
- کاشی های سرامیکی راهرو ها (اگر در طول روز بیش از 15 بار در حین قدم زدن پایتان روی خط ها نیوفتاد متاسفانه قرار نیست بمیرید آن روز، روز شانس شماست)
- نگاه های حیوانات (اگر در طول روز احساس کردید که حیوانات بیش از حد به شما نگاه میکندد، مطمئن باشید که قرار است بمیرید)

۲- استفاده از گوی پیشگویی رو ترجیح می‌دین یا روشای سنتی‌تری مثل تفاله‌های ته فنجون قهوه؟ چرا؟ (۱۰ نمره)

تفاله های ته فنجون قهوه. کار با گوش پیشگویی نیاز به تجربه ی زیادی داره و احتمال تعبیر مرگ در آن خیلی کم تر از تفاله های ته فنجون قهوه است، چون در بین تفاله ها هرچیزی را میتوان به مرگ ربط داد. (البته من نه اینکه به مرگ علاقه داشته باشم ولی دیدن چهره ی ترسیده ی افراد بعد از دیدن اژدهای سر سرخ برزیلی بین تفاله های قهوه و اینکه دو دقیقه دیگر قرار است بمیرند، خیلی جالب لذت بخش باعث افسوس است )

۳- آینده‌ی خودتون یا یکی از اعضای سایتو پیشگویی کنین. توجه کنین که تکلیف بصورت رول نیست، صرفا یه توضیحی درمورد آینده‌شون و موقعیتی که توی اون زمان دارن بدین. (۱۵ نمره)

خودم یکبار در یک بعد از ظهر بسیار آرام بعد از اینکه پنجمین فنجون قهوه رو تموم کردم، تصمیم گرفتم که یک پیشگویی برای خودم انجام بدم. تفاله ها شبیه ماه کاملی بود که یک سری شاخه های درخت جلویش رو گرفته و پیش بینی کردم که اون شب قراره یک گرگینه وحشی با شاخه های درخت من رو به وحشتناک ترین شکل ممکن به قتل برسونه. اون شب من اصلا نتونستم بخوابم (نمیدونم تاثیر قهوه ها بود یا نور مستقیم ماه) ولی هیچ گرگینه ای حمله نکرد... فکر کنم اون شاخه ها نشانه ی جلوگیری از گرگینه بود، شایدم جلوگیری از خواب... به هرحال شب خوفناکی بود و از این لحاظ درست پیش بینی کرده بودم. اما اگر بخواهم یک پیشگویی برای آینده ام در نظر بگیرم، باید شب هایی که ماه کامله مراقب مکان های پر شاخه باشم... ممکنه یک گرگینه هم اونجا کمین کرده باشه... کسی نمیدونه...


ویرایش شده توسط آملیا فیتلوورت در تاریخ ۱۴۰۱/۶/۶ ۱۰:۲۶:۰۷





پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۲:۳۵ جمعه ۴ شهریور ۱۴۰۱

هافلپاف

هلن مونرو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۳ شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱
آخرین ورود:
۱۸:۴۱:۳۴ جمعه ۷ بهمن ۱۴۰۱
از کتابخونه
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 7
آفلاین
۱- چهار مورد از چیزایی توی طبیعت یا دور و اطرافتون که میشه باهاش آینده رو پیشگویی کرد نام ببرین و طرز کار یکیشو توضیح بدین.
(مثلا اینکه از طریق گوی یا موقعیت ستاره‌ها میشه آینده رو پیشبینی کرد؛ ولی شما از چیزای خلاقانه‌تری استفاده کنین.) (۵ نمره)


-تفاله ی چای سبز+نعنا
چرا انقدر به این ماده ی معدنی بی اعتنایید من امتحان کردم ، صد در صد کاربردی!همه‌ی وسایل پیشگویی که نباید مثل قهوه دهن پر کن باشن.
-یه نفر یه کتاب راجب آینده نوشته با زمان برگردان به عقب برمیگرده و در آغوش ما میندازتش.
-قدح اندیشه.(ریسکیه ولی در اغلب مواقع جواب گرفته)
روش کار:
[_اول نیت میکنیم.
_از دامبلدور اجاره میگریم.
_از مرلین طلب بخشش میکنیم.
_آرزو میکنیم از آینده چیزی ببینیم.
-سرمان را در آب فرو میکنیم.
_اگر موفقیت آمیز بود جوری رفتار میکنیم انگار خودمان پیشگویی کردیم.]
-فال حافظ.
-خط های روی کف دست هم گاهی اوقات جواب میده!

۲- استفاده از گوی پیشگویی رو ترجیح می‌دین یا روشای سنتی‌تری مثل تفاله‌های ته فنجون قهوه؟ چرا؟ (۱۰ نمره)

گوی پیشگویی ؛ جدا از خوشگل بودنش کار باهاش راحت تره شما تصور کنید قهوه تلخ باشه و شخصی برای شیرین کردنش از شکر استفاده کنه.بعد شما مجبور به جدا کردن دونه های شکر از آینده ی اون شخص بشید و جدا از همه‌ی این مسائل گوی پیشگویی واقعی پذیر تره تا فنجون قهوه.

۳- آینده‌ی خودتون یا یکی از اعضای سایتو پیشگویی کنین. توجه کنین که تکلیف بصورت رول نیست، صرفا یه توضیحی درمورد آینده‌شون و موقعیتی که توی اون زمان دارن بدین.(۱۵نمره)

پیوز
پروفسور سوان فرد مذکور رو به جزیره‌ی خر ها تبعید کرده و فرد مذکور از اشخاصی که در کلاس فلسفه و حکمت به خر تبدیل کرده یاری می‌خواهد.
در پایان اون اشخاص و شخص مذکور به جزیره ی هاوایی کوچ می‌کنند.درحالی که بسیار در حال حال کردن هستند ، پروفسور دامبلدور آنها رو به هاگوارتز برمیگردونه.


𝘐𝘯 𝘮𝘺 𝘴𝘩𝘰𝘦𝘴, 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘵𝘰 𝘴𝘦𝘦, 𝘸𝘩𝘢𝘵 𝘪𝘵’𝘴 𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘵𝘰 𝘣𝘦 𝘮𝘦, 𝘐’𝘭𝘭 𝘣𝘦 𝘺𝘰𝘶, 𝘭𝘦𝘵’𝘴 𝘵𝘳𝘢𝘥𝘦 𝘴𝘩𝘰𝘦𝘴


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۹:۳۳ سه شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۱

هافلپاف، مرگخواران

سدریک دیگوری


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۳۳ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۵۱:۳۱
از خواب بیدارم نکن!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
ناظر انجمن
گردانندگان سایت
پیام: 585
آفلاین
"تدریس جلسه سوم و آخر"



درِ کلاس با ضرب باز شد و جادوآموزان در هر حالتی که بودند، نیم متر به هوا پریدند.

- خب خب! سلام به همه‌ی بچه‌های عزیزم! چقدر خوشحالم که دوباره ریخت نحستونو می‌بینم!

انرژی پروفسور دیگوری از حد معمول بیشتر بود. خیلی بیشتر.

- پروفسور؟ اممم...حالتون خوبه؟
- خوب؟ عالیم! مگه می‌تونم بد باشم وقتی این آخرین جلسه‌ایه که قراره شما عزیزانِ دل رو ببینم؟

جادوآموزان به استادشان زل زدند. هیچکس حرفی نزد. درواقع، دلشان می‌خواست آنها هم از پایان کلاس ابراز خرسندی کرده و اعلام کنند از اینکه دیگر قرار نیست هرگز چشمشان به سدریک بیفتد بسیار خوشحال‌اند؛ اما خب نگفتند.

- حرفی که زدمو بد برداشت نکنیدا، نه اینکه از ندیدنتون خوشحال باشم...نه. البته تاحدودی هم آره، ولی خب قرار نیست اینو به روتون بیارم که.

کم‌کم داشت به جادوآموزان بر می‌خورد. غرور تعدادی از آنها خدشه‌دار شده و قصد حمله به سوی سدریک را داشتند که با آغاز درس، ناکام ماندند.

- بیاید تو این روز میمون و مبارک، آخرین تدریسمونو شروع کنیم و دیگه برید که رفتید!

تعدادی پوشه و کاغذ از توی کیفش بیرون کشید.
- امروز می‌خوایم درمورد یه سری از بدیهیات پیشگویی حرف بزنیم...چیزای ساده‌ای که تو نگاه اول ممکنه خیلی آسون بنظر بیان، ولی سر جلسه امتحان سوراختون کنن. ولی نگران نباشین! پروفسور دیگوری اینجاست تا بطور خیلی خیلی خوشحال‌کننده‌ای آخرین نکاتشو بهتون بگه و شما تو کتاب زیرشون خط بکشین که دیگه به مغز تسترالیتون فشار نیاد!

تق تقِ کوبیده شدن کتابها بر روی میزهای جادوآموزان در کلاس پیچید. صفحه‌ی موردنظر را باز کرده و سپس درحالیکه سعی می‌کردند خونسردی خود را حفظ کنند، منتظر ماندند.

- از جمله‌ی اول این صفحه شروع کنید به خط کشیدن و تا نگفتم متوقف نشید...اینا مطالب خیلی مهمی‌ان که هر سال تو امتحان تکرار شدن...آها همینجوری ادامه بدین، صفحه‌ی بعد، اینم تا آخر بکشین، اینجاهاشم خیلی مهمه...
- این که شد کل کتاب پروفسور!
- حرف نباشه! من دارم بهتون لطف می‌کنم که این نکات مهمو باهاتون به اشتراک می‌ذارم! اونوقت شماها یه مشت بچه‌ی نمک‌نشناسید که قدر این لطف منو نمی‌دونید! واقعا که.

جلسه‌ی آخر بود و ظاهرا سدریک دیگر نیازی نمی‌دید تظاهر به دوست داشتن شاگردانش بکند.

- خب حالا میریم سراغ نکاتی که باید گوشه کتابتون بنویسید. نکته‌ی اول که خیلی مهمه...

چیزی حدود نیم ساعت گذشت.
- ...و اینم از نکته‌ی خیلی خیلی مهم صدوچهل‌وهشتم. خسته که نشدین؟ نبایدم بشین، چندتا دونه نکته که بیشتر نبود. و بالاخره رسیدیم به تکالیفی که باید بنویسین و برام بیارین. البته من که دیگه نگاهشونم نمی‌کنم، ولی خب شما باید تحویل بدین تا همه‌شونو ببرم بازیافت و بابتشون پول بگیرم!

۱- چهار مورد از چیزایی توی طبیعت یا دور و اطرافتون که میشه باهاش آینده رو پیشگویی کرد نام ببرین و طرز کار یکیشو توضیح بدین.
(مثلا اینکه از طریق گوی یا موقعیت ستاره‌ها میشه آینده رو پیشبینی کرد؛ ولی شما از چیزای خلاقانه‌تری استفاده کنین.) (۵ نمره)
۲- استفاده از گوی پیشگویی رو ترجیح می‌دین یا روشای سنتی‌تری مثل تفاله‌های ته فنجون قهوه؟ چرا؟ (۱۰ نمره)
۳- آینده‌ی خودتون یا یکی از اعضای سایتو پیشگویی کنین. توجه کنین که تکلیف بصورت رول نیست، صرفا یه توضیحی درمورد آینده‌شون و موقعیتی که توی اون زمان دارن بدین. (۱۵ نمره)


* توی هر سه مورد، هر چی خلاقانه‌تر بنویسین بهتره.

سدریک دیگوری، پس از اعلام تکالیف، جست‌وخیزکنان به بیرون کلاس پرید. سر راهش هر توهینی که در طول این مدت در گلویش خفه کرده و نگذاشته بود بیرون بیاید را روانه‌ی جادوآموزانش کرد.
از این بیشتر نمی‌توانست خوشحالی‌اش را بابت به پایان رسیدن ترم تابستانه ابراز کند.

دیگر نیازی نبود صبح زود بیدار شده و خود را سینه‌خیز به کلاس بکشاند!


ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در تاریخ ۱۴۰۱/۶/۱ ۱۹:۳۶:۵۵

فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.