هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: خورندگان معجون راستی
پیام زده شده در: ۰:۲۲:۴۷ چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰

هافلپاف، مرگخواران

اگلانتاین پافت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۶ پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۰۷:۵۱
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
هافلپاف
مرگخوار
پیام: 160
آفلاین
در قدم اول که سلام میکنم به وزیر محترمه‌ی مکرمه‌ی مقننه‌ی معظمه‌ی مشعشعه.
و در قدم دوم به مردم جامعه جادویی توی خونه سلام میکنم.
و در قدم سوم به ارباب که میدونم الان با خوشحالی دارن صدای منو می‌شنوم.
و در قدم چهارم به مردم پیپ کش و محترم جامعه جادویی سلام ...و در قدم پنجم به شیرینی فروشان محترم که پول خون‌مان را از ما نمیگیر... باشه خب بابا تمومش میکنم.

1-چی شد که از خلوت و تنهایی خودت و اون خونه ی نمور و خاک گرفته‌ت بیرون اومدی و به دنیای جادویی پا گذاشتی؟ به عنوان یه پیرمرد سخت نبود برات؟
دیگه وقتش شده بود که سده دوم زندگیم رو با آدمای جدیدی بگذرونم. البته یکم دست چپ و راستم درگیری هایی داشتن ولی خب در آخر تصمیم بر سفر شد.

2-وایسا ببینم... این پیپ خاموش رو از کجا آوردی؟ کی چنین چیزی رو بهت هدیه داد و اصن بهت طرز کارش رو هم نگفت؟!
سدریک دیگوری پیپ رو بهم هدیه‌...ای وای من به سد سلام ندادم...در قدم شیشم به دادا سدریک سلام میکنم.

3-در ادامه ی سوال دو...چرا باید به یه پیپ خاموش اعتیاد پیدا کنی؟ واقعا فکر میکنی دلیلش چیه که دو قرنه در حال زندگی ام؟ من به سلامتی خیلی اهمیت میدم ایوا...دخانیات ضرر داره.

4-چرا... چرا و کی به فکر بازنشستگی افتادی؟ آیا هیاهوی جامعه ی جادویی برای یه پیرمرد اذیت کننده ست؟ چرا دیگه زیاد آگلایی رو نمیبینیم که تو حیاط خونه ی ریدل راه میره و موهای تام جاگسن رو میکشه؟
دیگه وقتش شده بود که با پیپ بشینیم یه گوشه و زندگی‌مونو بکنیم...ولی حالا حالا ها فکر بازنشستگی به سرم نزده. من خیلی برای این کار جوونم. اتفاقا دلم یه دوئل زیبا میخواست.

5-هدف جاه طلبانه ی آگلانتاین چیه؟ آیا از جامعه ی جادویی دل کندی و قصد تاسیس یه قهوه خونه رو داری که توش قمار بازی میکنن و قلیون میکشن؟
قلیون؟ کشیدن؟ دخانیات؟ دود؟ خیر.
ما تو قهوه خونمون فقط قمار میکنیم و پیپ میکشیم...پیپ خاموش.

6-دوست داری پیپت رو تو دماغ کی فرو کنی؟ به نظرت کس دیگه ای به جز تام جاگسن برای این کار ساخته شده؟
واقعا فکر نمیکنم جز جاگسن برای کتک زدن کسی مناسب باشه...البته نه اینکه من تامم کتک بزنما. من با این روح لطیف و طبع شاعرانه ام از این کارا نمیکنم.

7-و برعکس... دوست داری پیپت رو به چه کسی هدیه کنی؟
امیدوارم وزیر محترمه‌ی مکرمه‌ی مقننه‌ی معظمه‌ی مشعشعه.
این هدیه رو از سمت من قبول کنن.

8-بهترین اتفاقی که برات افتاده چیه؟ آیا راه پیدا کردن به مرگخوارا؟ یا همون به دنیا اومدنت مهم ترین و بهترین اتفاقی بوده که برات افتاده؟
قطعا به دنیا اومدن قطعا بهترین اتفاقی قطعا نیست که قطعا برای کسی میتونه قطعا پیش بیاد...ولی یکی از اتفاقات خوبی که برام افتاد این بود که سدریک منو از کشتن تام منصرف کرد و نذاشت دستم به خون کسی آغشته و به روح لطیفم لطمه وارد بشه.

9-کی توی جامعه ی جادوگری برات تحسین برانگیزه؟ آیا کسی هست که تمام اتفاقات مربوط بهش رو دنبال کنی و سعی کنی درس بگیری؟ دوسه نفر بگو ببینم. (همون شخصیت های ایفایی که تمام پست هاشون رو دنبال میکنی.)
میخواستم اسم چند نفر رو بگم...در کنار اسم خودم.
که دیدم اسم کسی لیاقت آورده شدن در کنار اسم منو نداره و در نتجیه منصرف شدم از پاسخ‌گویی.
پ.ن: ارباب...بلاتریکس...هوریس سابق.

10-هر وقت به فکر بازنشستگی میفتی، چه کسایی هستن که یهو یادت بیادشون و به این نتیجه برسی که "حالا حالا کار دارم، باید وایسم، اول تام رو نابود کنم... بعد حالا یه فکری هم برای بازنشستگی‌م میکنم"؟‌ جواب سوالو خودت میدی؟ نمیذاری من فرصت اذیت کردن داشته باشم؟

11-تا حالا وارد سیاست تو سایت شدی؟ یا اصن پست و مقامی داشتی؟ جونم برات بگه دخترم من و پیپ کلا از اول با سیاست و درگیری هاش مشکل داشتیم...حتی میشه به این نکته اشاره کرد که اولین پستم توی تالار عمومی رو یک سال بعد از عضویتم زدم.

12-وقتی تصمیم گرفتی از خودت بیرون بیای و شروع کنی به زندگی تو دنیای جادویی، چه کسی بیشترین کمک رو کرد که آگلانتاین آداب معاشرت یاد بگیره و تو این دنیا جا بیفته؟
قطعا تاتسویا (لونا؟) توی اولین مرحله بیشترین کمکو بهم کرد و بعد از اون سد بود که خیلی می‌نشستیم سوژه ها و ایده ها از هم کمک میگرفتیم...بعدش هم قطعا لرد بودن که خیلی توی جا انداختن اگلا کمک کردن.

13-نزدیک ترین کس به اگلا کیه؟ آیا کسی هست که پولایی که تو قمار برنده شدی رو باهاش تقسیم کنی؟
بله. پیپ...پیپ حتی اجازه نمیده اگلا سهمی توی پول قمار ها داشته باشه.

14-نظرت راجع به نیمفادورا چیه؟ تا حالا شده به شکل یه خانوم وارد جامعه بشی و امتحانش کنی؟ شایعه ها میگن یه مدت اینشکلی اینو و اونور میرفتی... نظرت راجع به زندگی به عنوان نیمفادورا چیه؟ چجور بوده؟
من نیمفادورا بودن رو خیلی دوست داشتم...تنها مشکل این بود که سوژه ای نداشت و برای کسی مثل من که میخواست مرگخوار بشه مناسب نبود.

15-یا حتی شایعه های دیگه ای هم به گوشم میرسه... میگن یک دل نه صد دل عاشق غولی به نام هاگرید شدی و تصمیم گرفتی به عنوان مادام ماکسیم خودتو بهش نشون بدی! آیا به نظرت  بودن اشکالی داره که مجبور شدی تظاهر به ماکسیم بودن کنی؟ آیا درسته بازی کردن با احساسات غولی به پاک دلی و مظلومیت هاگرید؟ از پاسخ‌گویی به این سوال پرهیز میکنم...قلبم نمیتونه بیشتر از این شکسته بشه.

16-در ادامه ی سوال قبل... چی شد که فهمیدی به درد هاگرید نمیخوری؟ دوران ماکسیمیتت چطور گذشت؟ من ایده و سوژه هایی داشتم برای ماکسیم که فهمیدم حوصله ی قبل رو ندارم تا بتونم جا بندازمش توی ایفا...در نتیجه برگشتم سر شناسه ای جا انداخته شده بود.

17- جالب ترین و هیجان انگیز ترین اتفاقاتی که به نظرت تو دنیای جادوگری بود... چیا بودن. به دنیا اومدن من میتونه هیجان انگیز ترین اتفاق باشه. از شخص شما وزیر محترمه‌ی مکرمه‌ی مقننه‌ی معظمه‌ی مشعشعه درخواست دارم این روز رو تعطیلی رسمی اعلام کنید.

18-وضعیت دنیای جادویی رو چطور میسنجی؟ در آینده چطور میشه؟ امیدوارم وضعیت همین طوری که خوب هست پیش بره و اتفاقای زیباتری هم بیفته.

19-بازم میریم سراغ بازنشستگی... آیا به فکرش هستی؟ میشه نباشی؟ بیا منم باهات میام باهم تامو میزنیم. عب نداره. ممنونم ممنونم...اتفاقا در حال گذروندن دوره های دفاع شخصی هستنم که بعدا راجبش مفصل صحبت مکینیم.

20-ناراحت شدی؟ خیر.

21-چه حسی نسبت مرگخوارا داری؟ تا حالا به فکر خیانت به لرد سیاه افتادی؟ تا حالا فکر کردی بخوای بری محفل؟ همین حالا دستگیرت کنم بدم ارباب؟ همین حالا هم به فکر خیان‍ــ...عه...ایوا! دلیل نمیشه وزیر شدی حرف به خورد ملت بدی.
ارباب اینا پشت دوربین تکرار میکنن من چی بگم.

22-نظرت راجع به هافل چیه... آیا دانش آموز درسخونی بودی؟ خجالت نمیکشی هنوزم که هنوزه با این سنت کوییدیچ بازی میکنی؟ هافل واقعا برام تبدیل شده به خونه...اصلا قدرت ترکش رو ندارم.

23-حرف از کوییدیچ شد... به نظرت امسال بچه های هاگ و کویی، بچه های قوی و درسخونی خواهند بود؟ هاگ رو میترکونن مثل قدیما؟ حقیقتش خیر...نه اینکه تازه واردها فعالیت نداشته باشن یا چی... ولی یکی از موضوعاتی که الان ازش اطلاع دارم بی تازه وارد بودن هافله. که ناظرای هافل برای تیم کویی مشکل داشتن. که مشکل بقیه ربطی به من و پیپ نداره...ما همون قمارمونو میکنیم.

24-آگلا تا حالا عاشق شده؟ اصن فکر کرده به اینکه زن بگیره؟ آیا وقتش نیست جدی جدی؟ کپک زدی آخه... بریم با ارباب خواستگاری برات؟ میوه شیرینی میدن آخه. :افکت مشتاق بودن.

25-حرف آخر!
من اعتراض دارم...به من گفتن آخر مصاحبه سر کسی تحویل داده میشه بهم.


ارباب...ناراحت شدید؟



پاسخ به: خورندگان معجون راستی
پیام زده شده در: ۲۰:۰۱:۲۸ سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰

گریفیندور، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

الکساندرا ایوانوا


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۳۸ پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۰:۲۸:۰۰
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
مرگخوار
ناظر انجمن
پیام: 261
آفلاین
شروع فعالیت تاپیک خورندگان معجون راستی!


سلام به همگی! از این به بعد این تاپیک کار خود را، به عنوان مصاحبه هایی که سوالاتی ایفای نقشی دارد، شروع میکند. هدف اصلی این مصاحبه ها، شناساندن شخصیت پردازی عضو مورد نظر، و در عین حال گپ، و گفت و گویی در مورد موضوعات مختلفی که به سایت مربوط میشود است.


و اما! ملت جادویی! ببینید کی رو اینجا داریم!
آگلانتاین پافت!
بی مقدمه میریم سراغ مصاحبه!
***


1-چی شد که از خلوت و تنهایی خودت و اون خونه ی نمور و خاک گرفته‌ت بیرون اومدی و به دنیای جادویی پا گذاشتی؟ به عنوان یه پیرمرد سخت نبود برات؟
2-وایسا ببینم... این پیپ خاموش رو از کجا آوردی؟ کی چنین چیزی رو بهت هدیه داد و اصن بهت طرز کارش رو هم نگفت؟!
3-در ادامه ی سوال دو...چرا باید به یه پیپ خاموش اعتیاد پیدا کنی؟
4-چرا... چرا و کی به فکر بازنشستگی افتادی؟ آیا هیاهوی جامعه ی جادویی برای یه پیرمرد اذیت کننده ست؟ چرا دیگه زیاد آگلایی رو نمیبینیم که تو حیاط خونه ی ریدل راه میره و موهای تام جاگسن رو میکشه؟
5-هدف جاه طلبانه ی آگلانتاین چیه؟ آیا از جامعه ی جادویی دل کندی و قصد تاسیس یه قهوه خونه رو داری که توش قمار بازی میکنن و قلیون میکشن؟
6-دوست داری پیپت رو تو دماغ کی فرو کنی؟ به نظرت کس دیگه ای به جز تام جاگسن برای این کار ساخته شده؟
7-و برعکس... دوست داری پیپت رو به چه کسی هدیه کنی؟
8-بهترین اتفاقی که برات افتاده چیه؟ آیا راه پیدا کردن به مرگخوارا؟ یا همون به دنیا اومدنت مهم ترین و بهترین اتفاقی بوده که برات افتاده؟
9-کی توی جامعه ی جادوگری برات تحسین برانگیزه؟ آیا کسی هست که تمام اتفاقات مربوط بهش رو دنبال کنی و سعی کنی درس بگیری؟ دوسه نفر بگو ببینم. (همون شخصیت های ایفایی که تمام پست هاشون رو دنیال میکنی.)
10-هر وقت به فکر بازنشستگی میفتی، چه کسایی هستن که یهو یادت بیادشون و به این نتیجه برسی که "حالا حالا کار دارم، باید وایسم، اول تام رو نابود کنم... بعد حالا یه فکری هم برای بازنشستگی‌م میکنم"؟
11-تا حالا وارد سیاست تو سایت شدی؟ یا اصن پست و مقامی داشتی؟
12-وقتی تصمیم گرفتی از خودت بیرون بیای و شروع کنی به زندگی تو دنیای جادویی، چه کسی بیشترین کمک رو کرد که آگلانتاین آداب معاشرت یاد بگیره و تو این دنیا جا بیفته؟
13-نزدیک ترین کس به اگلا کیه؟ آیا کسی هست که پولایی که تو قمار برنده شدی رو باهاش تقسیم کنی؟
14-نظرت راجع به نیمفادورا چیه؟ تا حالا شده به شکل یه خانوم وارد جامعه بشی و امتحانش کنی؟ شایعه ها میگن یه مدت اینشکلی اینو و اونور میرفتی... نظرت راجع به زندگی به عنوان نیمفادورا چیه؟ چجور بوده؟
15-یا حتی شایعه های دیگه ای هم به گوشم میرسه... میگن یک دل نه صد دل عاشق غولی به نام هاگرید شدی و تصمیم گرفتی به عنوان مادام ماکسیم خودتو بهش نشون بدی! آیا به نظرت بودن اشکالی داره که مجبور شدی تظاهر به ماکسیم بودن کنی؟ آیا درسته بازی کردن با احساسات غولی به پاک دلی و مظلومیت هاگرید؟
16-در ادامه ی سوال قبل... چی شد که فهمیدی به درد هاگرید نمیخوری؟ دوران ماکسیمیتت چطور گذشت؟
17- جالب ترین و هیجان انگیز ترین اتفاقاتی که به نظرت تو دنیای جادوگری بود... چیا بودن.
18-وضعیت دنیای جادویی رو چطور میسنجی؟ در آینده چطور میشه؟
19-بازم میریم سراغ بازنشستگی... آیا به فکرش هستی؟ میشه نباشی؟ بیا منم باهات میام باهم تامو میزنیم. عب نداره.
20-ناراحت شدی؟
21-چه حسی نسبت مرگخوارا داری؟ تا حالا به فکر خیانت به لرد سیاه افتادی؟ تا حالا فکر کردی بخوای بری محفل؟ همین حالا دستگیرت کنم بدم ارباب؟
22-نظرت راجع به هافل چیه... آیا دانش آموز درسخونی بودی؟ خجالت نمیکشی هنوزم که هنوزه با این سنت کوییدیچ بازی میکنی؟
23-حرف از کوییدیچ شد... به نظرت امسال بچه های هاگ و کویی، بچه های قوی و درسخونی خواهند بود؟ هاگ رو میترکونن مثل قدیما؟
24-آگلا تا حالا عاشق شده؟ اصن فکر کرده به اینکه زن بگیره؟ آیا وقتش نیست جدی جدی؟ کپک زدی آخه... بریم با ارباب خواستگاری برات؟ میوه شیرینی میدن آخه.
25-حرف آخر!

ممنونم که دعوت ما رو قبول کردی.


ویرایش شده توسط الکساندرا ایوانوا در تاریخ ۱۴۰۰/۵/۵ ۲۰:۱۹:۴۰


پاسخ به: خورندگان معجون راستی
پیام زده شده در: ۰:۲۶ یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸

مرگخواران

مرلین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۵۹ جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۳:۱۷:۵۱ چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۰
از بارگاه ملکوتی
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
مترجم
پیام: 114
آفلاین
مشخصاً با اراده و نیت قبلی خود این معجون را سرخواهیم کشید.

۱. مهم‌ترین سوتی‌ای که در طول عضویتت دادی رو به طور کامل شرح بده!

سوتی؟ من چون هیچ وقت منوی خاصی در اختیارم نبوده در نتیجه سوتی هم نداشتم! اون موقعی هم که ناظر شدم به سن لازم و کافی رسیده بودم تا سوتی ندم. سوتی سنگین نداشتم ولی ریز تا دلتون بخواد! از ارسال پست اشتباه در تاپیک اشتباه و غلط املایی های فجیع تا فراموشی اینکه وزیر سحر و جادوی دو دوره قبل دابی بود یا اون یکی جنه!

۲. از سوتی که بگذریم، خرابکاری‌ای کردی یا "تازه‌وارد بازی‌"ای بوده که در آورده باشی؟

اوه... بله!
اون اوایل با شناسه رون ویزلی توی چت باکس خیلی فعال بودم. یه رفیق پایه هم داشتم که الان اونو با شناسه سوجی میشناسید که اون موقع الستور مودی بود. خلاصه ما شبها میزدیم توی باقالیا قشنگ!
یه شب داشتیم با دو تا مرگخوار کل کل میکردیم( یکیشون همین دروئلا روزیه ای هست که توی آزکابان برای خودش حکم صادر میکنه، اون موقع بارتی کراوچ بود.) نمیدونم چی شد یهو کار بیخ پیدا کرد و یه توهین های ریزی به همدیگه کردیم. خداروشکر اون موقع لرد آنلاین بودن و سریع جمع کردن بحث رو. برای هرکدام از ما هم پخ جداگانه فرستادن که واقعا برای من و رفتار های آینده ام در سایت و حتی زندگی خیلی تاثیرگذار بود.

۳. لینک اولین پست ایفائیت رو با اولین شناسه‌ت رد کن بیاد!

رابستن؟ با پیامبر اینطوری حرف میزنن؟ رد کن بیاد چیه؟ به ما برخورد، رد نمیکنیم... ظاهرا معجون راستی خوردیم و مجبوریم. پس این شما و این هم اولین پست خجالت آور من

۴. در طول تاریخ عضویتت با کسی به مشکل خوردی؟ کی؟ چرا؟

یکبار متاسفانه. موقع کودتا من کاملاً سرخود به ناظرا پیام دادن که انجمنشون رو ببندن تا فعالیت متمرکز بشه.( این جاها رو لینی نخونه لطفاً. ) که در کمال تعجب همشون موافقت کردن جز یکی. من با ایشون به مشکل خوردم و صد در صد مقصر من بودم.

۵. چه شناسه‌هایی داشتی تا حالا؟
رون ویزلی
کنت الاف

۶. ایفا با مرلین سخت‌تره یا با کنت؟

با مرلین مگه ایفای نقش کردم اصن؟
با مرلین سختره چون بازه ای که برداشتم این شناسه رو خیلی وقت خالی نداشتم و نتونستم مانور بدم باهاش. احساس میکنم هنوز هدفش رو توی ایفای نقش پیدا نکرده.

۷. پستای چه کسانی رو به طور جدی دنبال می‌کنی و از خوندنشون لذت می‌بری؟(سه نفر)

الان؟ هیچکس! آخرین باری که یه رول خوندم مال یه هفته پیشه که ماموریت لرد رو باید انجام میدادم. قبل از اون واقعاً یادم نیست آخرین بار کی رول خوندم.
ولی زمانی که وقت بیشتری داشتم و سوژه هارو دنبال میکردم پستای لینی و لرد رو از دست نمیدادم. برای اسم سوم هم بانو مروپ گانت!
اسم سه و نیم هم پاتریشیا وینتربورن چون جدی نویس بسیار خوبیه و خودمم به جدی نویسی خیلی علاقه دارم.

۸. چهار تا از شخصیتایی که بنظرت بیشترین کمک رو به سایت رسوندن نام ببر.

مدیر موزه بودن یجا به درد خورد.
نفر اول بارون خون آلود. کاخ پرشکوه و با عظمتی که لردولدمورت ساختن، روی فونداسیون های بارون خون آلود هست بنظرم. از اون مدیرای جریان ساز و انقلابی بوده.
نفر دوم لردولدمورت فعلی که خب نیازی به شرحش نیست!
نفر سوم دلوروس آمبریج(الان حس مصطفی هست فکر کنم) چه از لحاظ فنی و چه از لحاظ ایفای نقش خیلی کمک کرده. یکی دیگه از مدیرای انقلابی.
و شخص آخر هم در کمال تعجب حضار آلبوس دامبلدور فعلی! خیلی خوب و با حوصله داره میره جلو. خیلی به ایشون امیدوار هستم تا بالاخره محفل هم به نون و نوایی برسه.

۹. بهترین دوستت توی سایت، و کسی که باهاش رودروایسی داری کیه؟

بهترین دوستام فنریر و سوجی هستن، تا قسمتی هم رابستن. امیدوارم زودتر از شر مشغله های ماگلی راحت بشه.
و با بلاتریکس خیلی رودروایستی دارم. اصن روی رودروایستی با ایشون بود که عضو تیم کوییدیچ رابسورولاف شدم. جرئت ندارم به پروفایلشون نگاه کنم حتی.

۱۰. لینک دوتا از پستای موردعلاقه‌ت رو بفرست!

لینک؟ وجدانا لینک؟ خدایی بیخیال خیلی سخته لینک پیدا کردن. یکیش که همون پست معروف لرد هست درباره مرگخوار ها. یجاشو ایشون میگن کنت الاف حواسش به همه چیز هست. حقیقتاً تا اون لحظه فکر نمیکردم حواسم به چیزی باشه.
و میدونم باید تک رول بفرستم اینجا ولی حیفم میاد که کسی اینارو نخونه. از پست 41 قبرستان تا پست 86. میدونم زیاده ولی بخونید. ایده محشر، شیمی بین کاراکتر ها فوق العاده، کسایی که پست میزنن( غیر از یدونه رون ویزلی اون وسط. ) همه برای خودشون استادی هستن. من هیچ سوژه ای رو از صفر تا صد دنبال نکردم جز این یکی. واقعاً فوق العادست و برای ایام قرنطینه هم مناسبه، طولانیه وقتتون پر میشه. از دستش ندید.

۱۱. کدوم شخصیت‌پردازی‌ رو توی سایت می‌پسندی؟

رابستن و بانو مروپ. شخصیت های بسیار جذابی ساختن. پر از سوژه ها و اتفاقاتی که مدام به شخصیتشون تزریق میکنن.

۱۲. اگه همه‌ی شخصیت‌ها باز باشه و دستت توی انتخاب آزاد، کدوم رو انتخاب می کنی و چرا؟

کلاً؟ کنت الاف دوباره. اصلا انگار توی خونه خودم بودم وقتی باهاش لاگین می‌کردم. با اینکه شخصیت واقعی من 180 درجه فرق داره با الاف ولی نمیدونم چرا باهاش اینقدر راحت بودم.
و هری پاتری اگه بخوام بردارم احتمالا سیریوس بلک. کاملا دلی و بدون هیچ دلیل خاصی!

۱۳. مرلین رو بیشتر دوست داری یا کنت الاف رو؟

هر گلی یه بویی داره! جفتشون خوبن و دوسشون دارم. الاف رو که گفتم، مرلین هم باعث شد دوباره تقلا کنم برای شخصیت پردازی( هرچند ناقص) و سوژه سازی. ممنونم ازش.

۱۴. سوژه ایفایی مرلین از کجا اومد؟

سوژه ایفایی داره این بشر؟ بگید منم استفاده کنم!
حقیقتا چون رول های الان رو نمیخونم نمیدونم الان چه سوژه ای منظورتون هست. ولی اونی که خودم سعی دارم ببرم جلو خیلی اتفاقی به ذهنم رسید. دنبال این بودم که متفاوت باشه نسبت به مرلین های قدیمی و قدرتمندتر باشه. خب چی بهتر از اینکه همه افسانه و اسطوره های تاریخ رو ربطش بدم به مرلین؟ نوشتن معرفی شخصیتم فکر کنم یک ساعت و نیم طول کشید. با خیلی از افسانه ها آشنا بودم ولی مجبور شدم برای هرکدوم یه سرچ جدا بزنم تا به عمق کافی و لازم برسم.

۱۵. وقتی بهت گفتن دیگه نمی‌تونی کنت الاف باشی، فحش دادی یا زیاد برات مهم نبود؟

فحش آقا، فحش!
از همین تریبون استفاده می‌کنم و دوباره اعتراض میکنم به این قانون که آخرشم معلوم نشد از کجا اومد.
یکی از دلایل مافلدا این بود که وقتی یه تازه وارد میاد توی سایت یه مشت اسم غریبه میبینه مثل همین الاف یا هر چیز دیگه ای که ربطی نداره به هری پاتر و این بده!
خب آقا یا خانوم مافلدا، الان یه تازه وارد بیاد اسم های لیسا تورپین و آگلانتاین پافت و... رو ببینه خیلی احساس راحتی و آشنایی میکنه با هری پاتر؟( البته من این دونفر رو دوست دارم وصرف مثال گفتم! ) خدایی چندتا از شخصیت های حال حاضر سایت جاشون توی کتابا مشخص هست؟ ملانی استانفورد؟ مایکل رابینسون؟ ابیگل نیکولا؟ کدوم این ها برای گوش کسی که هری پاتر خونده آشناست؟
همچنان بنظرم پشت پرده این قانون یه مشکل شخصی با من بوده چون هیچ توجیح منطقی دیگه ای نتونستم براش پیدا کنم متاسفانه.
آقا اصلا برگردیم به سوال 4. من با مافلدا هم به مشکل خوردم.

۱۶. سه تا از اعضای قدیمی که دوست داری برگردن کیا هستن و چرا؟

جیمز سیریوس پاتر که واقعا حق معلمی داره به گردن من.
اما دابز قدیمی که با همدیگه دوست بودیم و نفهمیدم یهو چی‌شد رفت.
و مورفین گانت، بودن اسمش توی لیست شناسه های آنلاین کافیه تا تلاش کنی بهتر بنویسی. تلاش کنی خودتو به سطحش نزدیک کنی. یجور انگیزه ساز بود برای من.

۱۷. چه اتفاق خاص و جالبی در طول مدت عضویتت رخ داده که برات جالب و دوست‌داشتنی بوده و همیشه برات یه خاطره جذاب راجع به سایت محسوب می‌شده؟ لطفا با جزئیات اون اتفاق رو شرح بده.

خبر برادر بودن جیمز و مورفین در دنیای واقعی آنچنان ضربه ای به من زد که هنوز کمر راست نکردم!
اون موقع ها توی یاهو مسنجر بودیم. شبی که فهمیدم این دوتا برادرن مخشونو توی مسنجر خوردم. حافظم یاری نمیکنه شرح کامل بدم.

۱۸. نظارت به موزه چطوره؟ اذیتت کرده یا برات جالب بوده؟

بیشتر من بقیه رو اذیت کردم.
خیلی تجربه خوب و مفیدی بود برام. قبل از اون یبار ناظر تالار اصلی بودم ولی این کجا و آن کجا؟ یه تیم فوق العاده صمیمی و کاربلد و پر انرژی. ممنونم از همشون و مخصوصاً بانو دلاکور که این فرصت رو به من دادن.

۱۹. از بهترین اتفاق که بگذریم... بدترین اتفاقی که برات افتاده توی سایت چی بوده؟

این هم مرتبطه با سوال 4 و اون ناظر محترمی که باهاش دعوا کردم. متاسفانه اون قضیه باعث شد که فرداش نظارت رو تحویل بده و از سایت بره. امیدوارم برای یک دقیقه هم که شده برگرده تا ازش معذرت خواهی کنم.

۲۰. تا حالا شده فکر کنی که فعالیت توی این سایت وقت تلف کردنه؟

تا حالا شده فکر کنید کتاب خوندن، فیلم دیدن، گیم زدن و یا فوتبال دیدن وقت تلف کردنه؟ نه! چون اینا تفریحات شما هستن و خودتون اونارو انتخاب کردید.
شاید من کم بیام توی سایت ولی هر وقت اومدم با علاقه بوده چون سایت رو به چشم تفریحم میبینم. نه یه شغل و یا تسکی که هر روز باید انجام بدم و جلوش تیک بزنم. در غیر این صورت میشه یه وظیفه که بعد از یه مدت شما رو زده میکنه.

۲۱. کدوم دوره‌ی زمانی از فعالیتت توی سایت رو بیشتر دوست داشتی؟

رونالد ویزلی!
صدها برابر پرشور تر و با انگیزه تر بودم. در نتیجه فعالیت بیشتری هم داشتم. سنم هم کمتر بود و خیلی وقت میذاشتم برای سایت. فی الواقع هر چی توانایی نوشتن دارم اکثرش برمیگرده به اون دوره و اوایل دوره الاف.
و خب با رون ویزلی دوست های زیادی پیدا کردم( اتفاقی که الان داره با مرلین برام میوفته) و اون دوره طلایی جیمز و مورفین و ویولت رو با اون شناسه دیدم. طبیعیه خاطراتش برام شیرین تر باشه.

۲۲. بین اعضای سایت الگوی نویسندگی داری؟ منظورم کسی هست که خوندن نوشته هاش همیشه روت تاثیر گذاشته و سبک نویسندگیش مورد تاییدته.

الگو بودن با اینکه سبک نویسندگیش رو تایید کنم خیلی فرق داره. من سبک همه رو تایید میکنم چون هرکس پروتکل خاص خودشو برای نوشتن داره و همین باعث میشه سایت و در ابعاد بزرگتر جهان، خسته کننده و تکراری نباشن.
الگویی که بگم باید مثل فلانی بنویسم نداشتم. پست های نویسنده های خوب رو دنبال میکردم صرفاً

۲۳. نظرت نسبت به نسل جدید و آینده سازان فردای سایت جادوگران چیه؟

خیلی خوب بنظر میرسن. پر انرژی و انگیزه. به نظرم خیالمون برای نسل آینده جادوگران میتونه راحت باشه. نسل بعد از اون؟ مرلین بزرگه تا اون وقت.

۲۴. اوایل ورودت چه چالش هایی برات پیش اومد و چه چیزی باعث موندنت شد؟

اون زمان ها مثل الان همه چیز روشن و واضح نبود. راهنمای قدم به قدم و تصویری نداشتیم.
فکر کنم از زمان ساخت شناسه تا تایید شخصیتم دو ماه طول کشید. هیچ ایده ای نداشتم اینجا کجاست و خیلی سردرگم بودم.

در مرحله اول دوستای خوبی مثل مودی، بارتی کراوچ و دابز باعث شدن میخ موندن من جا بگیره و چکشش رو جیمز سیریوس پاتر زد. چیزی باعث موندن من نشد. "کسی" باعث شد!

۲۵. هر چه دل تنگت می خواد بگو!

سوژه زندگی خودتون رو پیدا کنید. براش شخصیت پردازی های متنوع و قوی بنویسید، توصیفات قشنگ بهش اضافه کنید. طنزش رو بالا ببرید و در انتها یه پایان خوش براش رقم بزنید.
این زندگی شماست!

در آخر هم تشکر میکنم از رابستن فضایی و بهش خسته نباشید میگم.






شروع و پایان با ماست!


پاسخ به: خورندگان معجون راستی
پیام زده شده در: ۱۶:۱۱ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸

رابستن لسترنج


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۰۹ پنجشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۰:۱۳:۵۵ پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۰
از سیرازو
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 265
آفلاین
- راااااب!
- چی شدن شده؟
- یه هفته‌س با بچه‌ت رو صندلی من نشستین، من رو زمین می‌شینم! خب پاشو برو تو اتاق خودت!
- تو چطور دلت اومدن می‌کنه دل این بچه‌ی بی مادر رو شکستن کنی؟ چطور تونستن می‌کنی اونو از رویاش دور کردن کنی؟
- رویاش نشستن رو صندلی وزیره؟
- نه، رویاش وزیر بودن باباش بودن می‌شه!
- ... خب حالا بلند شو من اون پرونده‌ها رو بردارم! بیچاره شدیم، همه‌ی ساحره‌ها می‌گن تقصیر ماهاست که زن رودولف شدن!
- کی گفتن کرده تقصیر ما بودن شده؟ همش تقصیر مرلین شدن بود!
- ما باید مرلین رو بیاریم‌ ازش حرف بکشیم... رابستن برو بیارش!
- چرا همیشه کارای سختو من باید انجام دادن بشم؟ ... بابا طرف مرلین بودن می‌شه، همون لحظه اسممو گذاشتن می‌کنه اول صف! اون‌وقت این بچه بی پدر شدن می‌شه! تو راضی بودن هستی؟
-

تق تق

- اوه چی شد؟ ما اینجا چیکار می‌کنیم؟ شت... فکر کنیم اراده‌ی ما بر این راستا بوده که در این لحظه به اینجا و اتاق شما، گابریل دلاکور خواهر فلور و فرزند آپولین و مسیو دلاکور و در کنار رابستن برادر رودولف و فرزند...
- معجون، معجونو بیارین!

****

خورنده‌ی این بارِ معجون راستی، مرلین هستن شدن. ایشون بیست و چهار ساعت و ترجیحا کمتر فرصت داشتن می‌شن تا از اتاق کناری، تشریف آوردن کنن و معجون رو خوردن کنن! با دست و جیغ و هورا و شعر آقا پلیسه همراهیش کردن بشین!

۱. مهم‌ترین سوتی‌ای که در طول عضویتت دادی رو به طور کامل شرح بده!
۲. از سوتی که بگذریم، خرابکاری‌ای کردی یا "تازه‌وارد بازی‌"ای بوده که در آورده باشی؟
۳. لینک اولین پست ایفائیت رو با اولین شناسه‌ت رد کن بیاد! 
۴. در طول تاریخ عضویتت با کسی به مشکل خوردی؟ کی؟ چرا؟
۵. چه شناسه‌هایی داشتی تا حالا؟
۶. ایفا با مرلین سخت‌تره یا با کنت؟
۷. پستای چه کسانی رو به طور جدی دنبال می‌کنی و از خوندنشون لذت می‌بری؟(سه نفر)
۸. چهار تا از شخصیتایی که بنظرت بیشترین کمک رو به سایت رسوندن نام ببر.
۹. بهترین دوستت توی سایت، و کسی که باهاش رودروایسی داری کیه؟
۱۰. لینک دوتا از پستای موردعلاقه‌ت رو بفرست!
۱۱. کدوم شخصیت‌پردازی‌ رو توی سایت می‌پسندی؟
۱۲. اگه همه‌ی شخصیت‌ها باز باشه و دستت توی انتخاب آزاد، کدوم رو انتخاب می کنی و چرا؟
۱۳. مرلین رو بیشتر دوست داری یا کنت الاف رو؟
۱۴. سوژه ایفایی مرلین از کجا اومد؟
۱۵. وقتی بهت گفتن دیگه نمی‌تونی کنت الاف باشی، فحش دادی یا زیاد برات مهم نبود؟
۱۶. سه تا از اعضای قدیمی که دوست داری برگردن کیا هستن و چرا؟
۱۷. چه اتفاق خاص و جالبی در طول مدت عضویتت رخ داده که برات جالب و دوست‌داشتنی بوده و همیشه برات یه خاطره جذاب راجع به سایت محسوب می‌شده؟ لطفا با جزئیات اون اتفاق رو شرح بده.
۱۸. نظارت به موزه چطوره؟ اذیتت کرده یا برات جالب بوده؟
۱۹. از بهترین اتفاق که بگذریم... بدترین اتفاقی که برات افتاده توی سایت چی بوده؟
۲۰. تا حالا شده فکر کنی که فعالیت توی این سایت وقت تلف کردنه؟
۲۱. کدوم دوره‌ی زمانی از فعالیتت توی سایت رو بیشتر دوست داشتی؟
۲۲. بین اعضای سایت الگوی نویسندگی داری؟ منظورم کسی هست که خوندن نوشته هاش همیشه روت تاثیر گذاشته و سبک نویسندگیش مورد تاییدته.
۲۳. نظرت نسبت به نسل جدید و آینده سازان فردای سایت جادوگران چیه؟
۲۴. اوایل ورودت چه چالش هایی برات پیش اومد و چه چیزی باعث موندنت شد؟
۲۵. هر چه دل تنگت می خواد بگو!


تا همیشه، لرد ولدمورت، ارباب من هستن می شن!

تو قلب من جا داشتن میشه!


پاسخ به: خورندگان معجون راستی
پیام زده شده در: ۲۱:۴۸ جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸

ریونکلاو، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

تام جاگسن


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۴۱ سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۸:۱۰:۱۲ سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۰
از تسترال جماعت فقط تفش به ما رسید.
گروه:
ریونکلاو
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
گردانندگان سایت
مترجم
پیام: 581
آفلاین
نقل قول:
۱. مهم‌ترین سوتی‌ای که در طول عضویتت دادی رو به طور کامل شرح بده!

اوه اوه. سالی که نکوست از بهارش پیداست!
خب، اول با عرض و طول و ارتفاع سلام به خواننده ها، تران... یعنی و بقیه!
من سوتی کلا زیاد میدم، البته خیلیاشون کوچیکن و خیلی تو چشم نیستن، ولی یکیش که همین چند وقت پیش با مرلین درباره ش گفتیم و خندیدم بزرگترینش بوده، داستان از این قراره که یه روز داشتم توی تاپیکا میگشتم (حدودا 5 ماه پیش) و یهو دیدم یکی به اسم "کنت الاف" پست زده؛ ازونجایی که اسمشو قبلا ندیده بودم، فکر کردم که عضو جدیده، نتیجتا رفتم سراغ پستش و بعد از خوندن پستش دیدم از لحاظ یه تازه کار، او لا لا! چه کرده! بعد بخاطر اینکه خیلی آدم مهربون و روحیه بده ای هم هستم () یه پخ با این مضمون دادم به کنت:

- پستت رو خوندم، واقعا ترکونده بودی پسر؛ دیدم نامردیِ اگه بخاطر یه همچین پستی تشکر نکنم ازت!

خلاصه، کرک و پر کنت (مرلین فعلی) رو ریزوندم.

نقل قول:
۲.به نظر من خیلی نسبت به قبل تصمیم های درست تری میگیری و خیلی محتاط تر عمل میکنی. چیشد که تامی شدی محتاط؟

اولا که، نظر لطفتونه! ولی خارج از شوخی، خودمم یه همچین حسی رو دارم، و فکر کنم دلیلشم بیشتر بچه های وزارت باشن، کلا تجربه ی وزارت خیلی رو شخصیتم توی سایت، و حتی خارج از اون تاثیر داشته.

نقل قول:
۳. لینک اولین پست ایفائیت رو با اولین شناسه‌ت رد کن بیاد!

:وی از این که در این مصاحبه شرکت کرده است، پشیمان می‌شود!: ایناهاش

نقل قول:
۴. در طول تاریخ عضویتت با کسی به مشکل خوردی؟ کی؟ چرا؟

خداروشکر تا اینجا عضویت بی حاشیه ای رو گذروندم (از بس که بچه ی خوبیم من! )، ولی یکبار یه سو تفاهمی با راب پیش اومده بود، که هم من از دست اون ناراحت بودم، هم اون از دست من؛ و هر دو هم به اشتباه!

نقل قول:
۵. چه شناسه‌هایی داشتی تا حالا؟

اولین شناسه ای که باهاش عضو سایت شدم، الفیاس دوج بود؛ بعدش یه دوره یه چندماهی ای رو نبودم، تا اینکه پاییز 97 با شناسه ی فیلیوس فلیت ویک برگشتم و بعد، شدم این تام گوگول مگولی ای که می بینید.
نقل قول:
۶.چرا اولین بار که اومدی سایت مستقیم رفتی سراغ شخصیت فلیت ویک؟ علت انتخاب تام گور به گور نشده چی بود؟

اولین باری که اومدم سراغ فیلیوس نرفتما! اشتباه به سمع و نظرتون رسوندن ولی برای این با شناسه ی فلیت ویک به سایت برگشتم، چون حس می‌کردم که باید یه شخصیت معروف باشم تا بتونم خودمو تو سایت نشون بدم، ولی بعد از یه مدت دیدم که اصلا اینطور نیست و بخاطر اینکه می‌خواستم عضو مرگخواران بشم، و مهم تر از اون بتونم یه شخصیت پردازی ای توی سایت داشته باشم اومدم سراغ جاگسن که توی لیست فقط زده بود "مرگخوار جاگسن".

نقل قول:
۷. پستای چه کسانی رو به طور جدی دنبال می‌کنی و از خوندنشون لذت می‌بری؟(سه نفر)

نمیشه چهارتا باشن؟ پنج تا حتی؟!
خب خودم به شخصه پستایی که: ارباب، هوریس، مروپ، گابریل و رودولف میزنن رو حتما میخونم، چون واقعا قلمشون رو دوست دارم و لذت می‌برم از نوشته هاشون.

نقل قول:
۸. چهار تا از شخصیتایی که بنظرت بیشترین کمک رو به سایت رسوندن نام ببر.

اول از همه از رز ویزلی تشکر میکنم، که اولین شناسه ای که باهاش عضو شدم اگه رز نبود، سایت رو به فنا می‌دادم. بعد از اون از سو و لینی خیلی تشکر میکنم، بابت نقد ها و راهنمایی هاشون، از تمام بچه های وزارت هم تشکر می‌کنم که همیشه بودن و راهنماییم کردن و بیشتر از همه از ارباب که همیشه پشت همه ی اعضای سایت، نه فقط مرگخوارا، هستن!

نقل قول:
۹. بهترین دوستت توی سایت، و کسی که باهاش رودروایسی داری کیه؟(بله تام مامان من با کیک خربزه و عسل خام نمیشم.)

خب خب خب... اول از همه دوست‌ها! من با بچه های وزارت خونه و زوپس در ارتباط "جادوگرامی" هستم، ولی کسی که بیشتر از همه پرحرفیام رو تحمل کرده و مثل یه خواهر بزرگ‌تر کنارم بوده، بانو مروپ هستش.
و کسی که همیشه از حرف زدن باهاش میترسم... بانو بلاتریکسه! واقعا هم نمیدونم چرا!

نقل قول:
۱۰. لینک دوتا از پستای موردعلاقه‌ت رو بفرست!

اولیش که پست بی نظیر لرد بود که توش از همه ی مرگخوارا اسم برده بودن، ایناهاش، و دومیش هم بنظرم بهترین پست جدی ایه که توی سایت زده شده، و از ویولت هستش، اونم اینجاست.

نقل قول:
۱۱.کدوم شخصیت‌پردازی‌ رو توی سایت می‌پسندی؟

سلطان ایده ها! راب! کسی که برای شخصیت تام هم خیلی کمکم کرد، و شخصیت پردازی خودش خیلی خوبه بنظرم، طوری که همه جا میتونه وارد شه و از همه مهم‌تر یه سوژه ی ساده داره که همه میتونن استفاده کنن ازش.

نقل قول:
۱۲. اگه همه‌ی شخصیت‌ها باز باشه و دستت توی انتخاب آزاد، کدوم رو انتخاب می کنی و چرا؟

این یکم جای فکر داره، ولی از اون جایی که با تام توی سایت شناخته شدم، تام رو خیلی خیلی دوست دارم و باهاش احساس نزدیکی می‌کنم، طوری که کلا اسم تام تو فیلم یا هرجای دیگه ای میشنوم ناخودآگاه سرم بر می‌گرده!

نقل قول:
۱۳. چی شد که فیلیوس رو بستی و تام مرگخوار شدی؟

زمانی که با فیلیوس عضو سایت شدم وضعیت محفل واقعا اسفبار بود، تمام بار محفل به دوش کریس (لعنت المرلین علیه ) با پنی (گابریل فعلی) بود و واقعا می‌دیدم دامبل فعالیت خاصی نداره ولی از اون ور ارباب همیشه فعال بودن و در حال راهنمایی، اینطور بود که به سمت مرگخوارا تمایل پیدا کردم، ولی دامبلدور فعلی واقعا خوب داره کار می‌کنه و امیدوارم بتونه سایتو از یک قطبی بودن در بیاره.

نقل قول:
۱۴. سوژه ایفایی تام از کجا اومد؟

همونطور که بالاتر گفتم سوژه اش رو یه روز که داشتیم با راب صحبت می‌کردیم راب بهم داد و واقعا هم ازش ممنونم، ولی حس میکنم دارم در حق سوژه کم کاری میکنم، و امیدوارم بتونم بیشتر سوژه ی تام رو جا بندازم چون ایده ی راب خیلی نابه.

نقل قول:
۱۵. چرا با وجود اینکه سوژه برای ایفای نقش داری اما خیلی کم توی سایت فعالیت می کنی و در موردش می نویسی؟

ترس! بیشترین دلیلش فک کنم همین باشه، می‌ترسم از اینکه ملت پیش خودشون بگن فلانی رولش چرا انقدر بده، و فکر کنم یه وسواس غلط هم هست، ولی دارم تلاش می‌کنم از بین ببرمش و سوژه ی تام رو جا بندازم و از اون مهم تر به سایت کمک کنم

نقل قول:
۱۶. دوتا از اعضای قدیمی که دوست داری برگردن کیا هستن و چرا؟

نمیشه سه تا باز؟
توی سبک طنز خیلی دوست دارم مورفین برگردن، گرچه چند هفته پیش خیلی روح مانند اومدن و رفتن، ولی امیدوارم بیان و موندگار بشن. توی بحث جدی نویسی واقعا پستای ویولت رو دوست دارم و امیدوارم هرچی زودتر برگرده و توی بحث مختلط نویسی (!) جیمزتدیا واقعا بی نظیر بودن، هم توی جدی نویسی و هم طنز نویسی و حتی فن فیکشن نویسی!

نقل قول:
۱۷. چه اتفاق خاص و جالبی در طول مدت عضویتت رخ داده که برات جالب و دوست‌داشتنی بوده و همیشه برات یه خاطره جذاب راجع به سایت محسوب می‌شده؟ لطفا با جزئیات اون اتفاق رو شرح بده.

چه اتفاقی بهتر از دوست پیدا کردن می‌تونه باشه؟ مطمئنا تجربه ی جزو کابینه بودن امسال خیلی خوب بود، اینکه با دوستای خوبی مثل مرلین، فنر (این البته میخواد منو بکشه )، مروپ یا ئلا آشنا شدم خیلی اتفاق خوبی بود، و شاید اگه نبود این اتفاق از سایت می‌رفتم.

نقل قول:
۱۸.نظارت چطوره؟ به نظرت ناظر بودن خوبه یا بد؟

قبل از اینکه نظارت آزکابان رو برعهده بگیرم، خیلی شوق داشتم برای نظارت، ولی وقتی که نظارت رو گرفتم، تازه فهمیدم ناظرا چه کار سختی رو دارن، ما که یه تاپیک کم رول خور رو نظارتشو برعهده داریم خیلی وقت ها با ئلا می‌مونیم توی کارهاش، حالا بیاید مقایسه کنید با ناظرای تاپیکای پر طرفدار مثل خانه ی ریدل ها یا تاپیکای خصوصی.

نقل قول:
۱۹. وزارتخونه در راستای مفرح سازی بیشتر فعالیت توی سایت چه اقداماتی میتونه انجام بده؟

ببینید خیلیا فکر میکنن وزارت خونه خیلی نقش بزرگی توی سایت داره، ولی مطمئن باشین اینطور نیست! وزارت بنظرم درست ترش معاونت ایفای نقشه، وزارت نقشش تولید سوژه ست و کار اصلی رو اعضا با فعالیتشون و حمایت از اون سوژه انجام میدن، حالا این دوماهِ آخر سال که سورپرایز زیاد داریم.

نقل قول:
۲۰. تا حالا شده فکر کنی که فعالیت توی این سایت وقت تلف کردنه؟

نِوِر اِوِر! آخه کدوم آدم عاقلی اینطور فکر میکنه؟ :| نه تنها وقت تلف کردن نیست که به قوه ی تخیل، یادگرفتن درست نویسی اونم توی این دوره ای که شبکه های اجتماعی گند زدن به گرامر فارسی، و مهم تر از همه یه تفریح سالم فارغ از سن و ساله!

نقل قول:
۲۱. کدوم دوره‌ی زمانی از فعالیتت توی سایت رو بیشتر دوست داشتی؟

حال و آینده! بنظرم با پیشبرد شخصیت سازیم و پررنگ تر شدن شخصیتم توی سایت، سایت حداقل برای خودم جذابتر میشه، گرچه الان هم خیلی با سایت حال میکنم

نقل قول:
۲۲.الگوی نویسندگی داری؟ منظورم کسی هست که خوندن نوشته هاش همیشه روت تاثیر گذاشته و سبک نویسندگیش مورد تاییدته. میتونه انتخابت از اعضای سایت باشه یا حتی نویسنده های بیرون سایت.

ببینید، نویسندگی توی سایت و خارج از اون خیلی فرق داره، ولی کسی که توی سایت از نوشته هاش خوشم میاد و یه جورایی الگو گرفتم ازش، هوریس اسلاگهورن بوده؛ اما نویسنده ای که همیشه دوست دارم یه روزی بتونم مثلش فضا رو توصیف کنم، "موراکامی" هستش که واقعا من با کتاب "کافکا در ساحل" ش زندگی کردم و پیشنهاد میکنم اگه نخوندید حتما بخونید.

نقل قول:
۲۳. نظرت نسبت به نسل جدید و آینده سازان فردای سایت جادوگران چیه؟

خیلی خوب و مثبت! نسلی که من می‌بینم، کسانی مثل ربکا یا وین هاپکینز مطمئنا اگه حرف نقاد هارو گوش کنن و به توصیه هاشون عمل میتونن موفق باشن، ولی توصیه ای که به اونها و مهم تر از همه خودم دارم، اینه که هیچ وقت از کسی تقلید نکنن.

نقل قول:
۲۴. میدونم خیلی اهل مطالعه ای. چیشد که نسبت به بخش عظیمی از هم نسلی هات یه راه دیگه پیش گرفتی و بجای محدود کردن زندگیت به بازی و فضای مجازی به مطالعه رو آوردی؟ چه تاثیری توی زندگیت داشت؟

شرمنده می‌کنید واقعا. من از وقتی که سواد دار شدم همیشه دوست داشتم کتاب بخونم، چون تنها چیزی که می‌تونه حتی از یه عینک واقعیت مجازی، بیشتر تورو به یه واقعیت مجازی ببره، کتابه! ببینید نه از این ور بوم افتادن خوبه، و نه از اون ورش. چون کسایی هستن که زندگی نمی‌کنن و صرفا در حال مطالعن، یا کسایی که تمام زندگی شون خلاصه شده توی PS4، غذا و خواب. و اینکه همیشه یه تاثیر مثبت داشته مطالعه تو زندگیم، اینکه همیشه بهتر تونستم ارتباط برقرار کنم و اینکه تونستم اینجا باشم خودش از تاثیرات مثبتشه!

نقل قول:
۲۵.اوایل ورودت چه چالش هایی برات پیش اومد و چه چیزی باعث موندنت شد؟

اولین چیزی که با ورود به این سایت به چشت می‌خوره، موجی از تفاوت هایی زیباست. میدونید چی میگم؟ یعنی یسری آدم با یسری طرز فکر مختلف و سبک های مختلف می‌بینی که همه باهم در ارتباطن و رقابتِ سالم، چیزیم که تونسته نگه داره منو توی این سایت، این بوده که می‌تونم فارغ از جنسیت، سن یا محل تولدم، اونی باشم که میخوام.

نقل قول:
۲۶. هر چه دل تنگت می خواهد بگو فرزندم. میتونی بین دل تنگی هات در مورد آشپزی بی نظیر منم بگی حتی.

رشوه نمی‌پذیرین تعریف هم میخواین؟
ولی جدا از شوخی، یه تشکر ویژه میکنم از تمام بچه های وزارت‌خونه.
و بعد از اون هم یه پیشنهاد برای همه دارم، حواستون به دور و بریاتون باشه، چون مهم ترین چیزی هستن که دارین.

با بهترین آرزوها؛
تام جاگسن.


آروم آقا! دست و پام ریخت!




پاسخ به: خورندگان معجون راستی
پیام زده شده در: ۲۱:۳۴ جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸

اسلیترین، وزارت سحر و جادو

مروپ گانت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۸ شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۶:۲۷:۵۰ دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۰
از زیر سایه عزیز مامان
گروه:
ناظر انجمن
ایفای نقش
کاربران عضو
اسلیترین
پیام: 423
آفلاین
-حاضره!

گابریل با دقت قطره ای وایتکس به معجون حقیقت اضافه کرد و نگاهی تحسین آمیز به آن انداخت.
-میخوام که شما این مصاحبه رو انجام بدین بانو. هر چی باشه در چیز خور کردن ملت مهارت...
-
-اممم...منظورم این بود که بلاخره بزرگتری گفتن کوچیک تری گفتن دیگه، بخاطر همین شما این مصاحبه رو انجام بدین بهتره.
-حالا قراره با کی مصاحبه کنم گابریل مامان؟
-تام.

مروپ که با خیال راحت در حال نوشیدن "چای قهوه اش" بود ناگهان فنجان از دستش رها شد و بر زمین افتاد و به صد تکه تقسیم شد. گابریل در حالی که با دیدن کثیف شدن زمین دفترش سعی می کرد جلوی تشنجش را بگیرد، با احتیاط به همراه سطل وایتکس و تی اش از پشت میزش برخاست.
-اتفاقی افتاده بانو؟
-این قرار ما نبود گابریل مامان. رفتی تام گور به گور شده رو از توی قبر آوردی برا مصاحبه؟ نمی دونستی دیگه همه چیز بین ما تموم شده و من عمرا باهاش مصاحبه نمی کنم؟ چقدر بهش گفتم هر بار این در صاب مرده خونه رو محکم نبند نرو ولی اون درو محکم بست و رفت پی سیسیلیاش! همون روز بود که ما کات فور اور کردیم!
-تام جاگسن...تام جاگسن رو میگم بانو!

اما مروپ بدون توجه به فریاد های گابریل همچنان در حال سخنرانی ژرفش بود.
- نه گابریل مامان...نمیتونی یه مادر رو خام کنی. اصرار نکن...دیگه بخششی در کار نیست. عمرا! هرگز! نِوِر! حتی اگر ویلاهای کل لیتل هنگلتون رو به نامم کنه هم دیگه بخششی در کار نیست. حتی اگر بخاطر من تمام کوه های لیتل هنگلتون رو بکنه...حتی اگر...

گابریل یقه تام جاگسن را که بسیار خیس خورده بود کشید و از سطل وایتکس بیرون آورد و او را جلوی چشمان مروپ گرفت.
-به مرلین این تامو میگم بانو...نگاه کنید...خود تام جاگسنِ به مرگ تی ام!
-عه! چرا از اول نگفتی تام گور به گور نشده رو میگی گابریل مامان؟!
-

***


هفتمین خورنده معجون راستی کسی نیست جز: تام گور به گور نشده مامان، که تا ۲۴ ساعت وقت داره خودشو به وزارتخونه برسونه و معجون وایتکسیشو با دمنوش پیاز بنوشه!

اینم لیست سوالات:

۱. مهم‌ترین سوتی‌ای که در طول عضویتت دادی رو به طور کامل شرح بده!
۲. به نظر من خیلی نسبت به قبل تصمیم های درست تری میگیری و خیلی محتاط تر عمل میکنی. چیشد که تامی شدی محتاط؟
۳. لینک اولین پست ایفائیت رو با اولین شناسه‌ت رد کن بیاد! 
۴. در طول تاریخ عضویتت با کسی به مشکل خوردی؟ کی؟ چرا؟
۵. چه شناسه‌هایی داشتی تا حالا؟
۶. چرا اولین بار که اومدی سایت مستقیم رفتی سراغ شخصیت فلیت ویک؟ علت انتخاب تام گور به گور نشده چی بود؟
۷. پستای چه کسانی رو به طور جدی دنبال می‌کنی و از خوندنشون لذت می‌بری؟(سه نفر)
۸. چهار تا از شخصیتایی که بنظرت بیشترین کمک رو به سایت رسوندن نام ببر.
۹. بهترین دوستت توی سایت، و کسی که باهاش رودروایسی داری کیه؟(بله تام مامان من با کیک خربزه و عسل خام نمیشم. )
۱۰. لینک دوتا از پستای موردعلاقه‌ت رو بفرست!
۱۱. کدوم شخصیت‌پردازی‌ رو توی سایت می‌پسندی؟
۱۲. اگه همه‌ی شخصیت‌ها باز باشه و دستت توی انتخاب آزاد، کدوم رو انتخاب می کنی و چرا؟
۱۳. چی شد که فیلیوس رو بستی و تام مرگخوار شدی؟
۱۴. سوژه ایفایی تام از کجا اومد؟
۱۵. چرا با وجود اینکه سوژه برای ایفای نقش داری اما خیلی کم توی سایت فعالیت می کنی و در موردش می نویسی؟
۱۶. دوتا از اعضای قدیمی که دوست داری برگردن کیا هستن و چرا؟
۱۷. چه اتفاق خاص و جالبی در طول مدت عضویتت رخ داده که برات جالب و دوست‌داشتنی بوده و همیشه برات یه خاطره جذاب راجع به سایت محسوب می‌شده؟ لطفا با جزئیات اون اتفاق رو شرح بده.
۱۸. نظارت چطوره؟ به نظرت ناظر بودن خوبه یا بد؟
۱۹. وزارتخونه در راستای مفرح سازی بیشتر فعالیت توی سایت چه اقداماتی میتونه انجام بده؟
۲۰. تا حالا شده فکر کنی که فعالیت توی این سایت وقت تلف کردنه؟
۲۱. کدوم دوره‌ی زمانی از فعالیتت توی سایت رو بیشتر دوست داشتی؟
۲۲. الگوی نویسندگی داری؟ منظورم کسی هست که خوندن نوشته هاش همیشه روت تاثیر گذاشته و سبک نویسندگیش مورد تاییدته. میتونه انتخابت از اعضای سایت باشه یا حتی نویسنده های بیرون سایت.
۲۳. نظرت نسبت به نسل جدید و آینده سازان فردای سایت جادوگران چیه؟
۲۴. میدونم خیلی اهل مطالعه ای. چیشد که نسبت به بخش عظیمی از هم نسلی هات یه راه دیگه پیش گرفتی و بجای محدود کردن زندگیت به بازی و فضای مجازی به مطالعه رو آوردی؟ چه تاثیری توی زندگیت داشت؟
۲۵. اوایل ورودت چه چالش هایی برات پیش اومد و چه چیزی باعث موندنت شد؟
۲۶. هر چه دل تنگت می خواهد بگو فرزندم. میتونی بین دل تنگی هات در مورد آشپزی بی نظیر منم بگی حتی.


ویرایش شده توسط مروپ گانت در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۱۱ ۲۱:۳۸:۲۲


پاسخ به: خورندگان معجون راستی
پیام زده شده در: ۱۹:۵۳ دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸

دروئلا روزیه


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۴۵ چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۴:۰۵:۲۴ شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹
از کتابخونه‌ی زیر سایه‌ی ارباب!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
مترجم
پیام: 195
آفلاین
۱. مثل همیشه، مهم‌ترین سوتی‌ای که در طول عضویتتون دادی رو شرح کامل بده!
سوتی... سوتی خفنی یادم نمیاد حقیقتش. فقط اون اوایل ورودم به ایفا، همه ش شخصیت خودمو مینداختم وسط سوژه و قهرمان بازی در میاوردم. تازه واردی جوگیر بودم.

۲. چرا آنتی ساحریال؟
چون...
خب اون موقع من شخصیت بارتی کراوچ پسر رو داشتم و انجمن حمایت از ساحرگانم شروع به فعالیت کرده بود. از اینورم آنتی ساحریال رو راه اندازی کردن و منم چون شخصیتم مذکر بود، بهشون پیوستم. بعد از یه مدت رئیس آنتی ساحریال، که اون موقع آنتونین دالاهوف بود، امکان سر زدن مداوم به سایتو نداشت دیگه، به خاطر همون مسئله تصمیم گرفته شد به اتفاق آرا یه نفر دیگه به جای آنتونین انتخاب بشه که بارتی انتخاب شد.

۳. لینک اولین پست ایفائیت رو با اولین شناسه‌ت بفرست!
روونایا... میشه بی خیال این سوال شیم؟
بفرمایید اینم از اولین پست با اولین شناسه...

۴. در طول تاریخ عضویتت با کسی به مشکل خوردی؟ کی؟ چرا؟
نه روونا رو شکر با کسی مشکلی نداشتم اصلا.

۵. با کدوم شناسه‌ت راحت تر بودی؟ یا، کدومشو بیشتر دوست داری؟
دروئلا رو هم بیشتر دوست دارم هم باهاش راحت ترم. البته خاطرات خیلی قشنگیم با بارتی دارم.

۶. توی امضای شناسه‌ی بارتی کراوچ‌ات، نوشتی به یاد اما دابز! چرا؟
اوایل که شخصیت بارتی رو گرفته بودم، زیاد با حال و هوای ایفا آشنایی نداشتم و درک درستی ازش نداشتم; در نتیجه بارتی همینجوری بی شخصیت فعالیت می کرد تا با اما دابز اون موقع آشنا شدم و نتیجه ش دوستی من و اما بود. آثار این دوستی به سایتم منتقل شد و یه بار یکی از دوستان از اما پرسید:" بارتی دوست پسرته؟"، مام گفتیم خب چرا که نه؟! ولی اما درگیر کنکور اینا شد و از سایت رفت. منم تو امضا بارتی نوشتم به یاد اما دابز. البته برگشت با یه شناسه دیگه اما، ولی رفت بازم. :/

۷. پستای چه کسانی رو به طور جدی دنبال می‌کنی و از خوندنشون لذت می‌بری؟(چهار نفر)
میدونی خب اینجوری نیست که بگم پستای بقیه رو نمیخونم و فقط پست افراد به خصوصی رو می خونم. تو بلاک ایفا هر انجمنی بیاد بالا و پست جدید بخوره، من میخونمش.

۸. به نظرتون چه کار مفیدی می‌شه برای کل سایت یا ایفای نقش انجام داد تا فضا رو بهتر کنه و انگیزه بیشتری ایجاد کنه؟
چیزی که مسلمه و همه میدونیم، اینه که سایت و ایفا فقط با فعالیت اعضا میتونن سر پا بمونن. اصلا پایه شون فعالیته.
به نظرم رقابت همیشه جذابه و توجه افرادو جلب می کنه. اما نه هر رقابتی. یه رقابت کنترل شده که در قالب یه مسابقه یا هر فعالیت مشابهی باشه و بشه واسه ش قوانین مشخصی تعیین کرد و یه جوری باشه که اکثر اعضا ازش لذت ببرن.

۹. دو تا از کسانی که بنظرت بیشترین کمک رو به سایت رسوندن نام ببر.
افراد زیادی به سایت کمک کردن، فقط یکی دو نفر نیستن. ولی چون قراره فقط اسم دو نفر رو بگم... لرد ولدمورت و لینی وارنر.
لرد واقعا دلسوز سایتن. همیشه به اعضا کمک می کنن و راهنمایی می کنن، حالا چه با نقد باشه، چه تو چت باکس و چه با پخ.
لینیم خیلی واسه سایت و ریون زحمت کشیده و همیشه نگران ریونه.

۱۰. بهترین دوستت توی سایت، و کسی که باهاش رودروایسی (یا مشکل) داری کیه؟
رودروایسی رو که تقریبا با همه دارم.

بهترین دوستم؟ یعنی فقط باید اسم یه نفرو بگم؟ نمیشه که.
دوستای خوب زیادی داشتم و دارم خوشبختانه. اون موقع که بارتی بودم، اما دابز، آیلین پرنس، ویلبرت اسلینکرد و واسه دروئلا، لایتینا فاست، رابستن و کل اعضای کابینه وزارت، خودت، سو، تام، مرلین، بانو. ولی کسی که غرامو تحمل می کنه و همیشه راه حلش جمله "بکشش ^__^" ئه، ایشونه.

۱۱. لینک دوتا از پستای موردعلاقه‌ت رو بفرست!
ببین من خیلی ماهیم! خیلی خیلی زیاد. در حدی که جواب دادن به این سوالارم یه جا که جلو چشم باشه نوشته بودم تا یه وقت یادم نره. قطعا پستای خیلی قشنگ زیادی خوندم ولی متاسفانه یادم نمیاد الان.

۱۲. کدوم شخصیت‌پردازی‌ رو توی سایت می‌پسندی؟
واقعا نمیتونم جواب مشخصی به این سوال بدم. هر کدوم از شخصیتا ویژگی بامزه مخصوص به خودشونو دارن. نمیتونم بگم فلان شخصیت بهتره. همه رو دوست دارم.

۱۳. اگه همه‌ی شخصیت‌ها باز باشه و دستت توی انتخاب آزاد، کدوم رو انتخاب می‌کنی؟
لونا لاوگود رو خیلی دوست دارم. یه مدت طولانیم باز بود اتفاقا. ولی خب دروئلا رو دوست دارم. اصلی ترین دلیلمم سفید بودن لوناس. اگه لونا رو انتخاب کنم نمی تونم دیگه مرگخوار باشم.

۱۴. کدوم دوره‌ی زمانی از فعالیتتون توی سایت رو بیشتر دوست داشتید؟
حال هوای سایت اوایل عضویتم رو بیشتر دوست دارم، ولی زمانی که خودم خیلی از فعالیت توی سایت لذت بردم، بهار و تابستون 97 بود.

۱۵. دلیل اینکه بعضی از اعضا توی تاریخ سایت فراموش نشدنی شدن چی بود؟
خیلیا به سایت کمک کردن و رفتن، خیلیا شخصیت پردازی ویژه ای داشتن و رفتن، اما اکثرا اعضای جدید نمی شناسنشون. ولی خب یکی مثل مورفین رو همه می شناسن. علاوه بر اینکه شخصیت ساده و بامزه ای داشت، پستا و نوشتنش باعث شدن اکثرا بشناسنش به نظرم.

۱۶. چه دورانی از فعالیتت توی سایت رو بیشتر دوست داشتی؟ (مثلا زمانِ فعالیت چه افرادی)
اینو بالاترم جواب دادم. از نظر "زمان چه افرادی"، اوایل عضویتم.

۱۷. از سایت رفتی تا حالا؟ چند بار؟ چرا؟
نه ...
یه بار سال 92 اینا بود که رفتم. بعدش 93 برگشتم و شخصیت دروئلا رو گرفتم. 94 غیبم زد باز و اواخر 96 بود که برگشتم فک کنم. بازم مهر 97 غیبم زد و تابستون 98 برگشتم. کلا در رفت و آمد بودم.
دلایل هیچکدومم یادم نیست جز این آخریه. یهو به طرز عجیبی سرم شلوغ شد. تا به اوضاع عادت کردم و همه چی رو تقریبا سر و سامون دادم، دیدم خیلی وقته به سایت سر نزدم و چند ماه گذشته.

۱۸. فعلا رو که می‌دونم چقدر بی‌حاشیه‌ای... قبل‌تر ها چطور بودی؟
کلا به جمله " آسه برو، آسه بیا، که گربه شاخت نزنه." خیلی اعتقاد دارم.

۱۹. دوتا از اعضای قدیمی که دوست داری برگردن کیا هستن؟ و چرا؟
مورفین و لایتینا.
چرا؟ چون simply دوست دارم.

۲۰. چه اتفاق خاصی در طول مدت عضویتت رخ داده که برات جالب و دوست‌داشتنی بوده و همیشه یه خاطره جذاب راجع به سایت محسوب می‌شده؟ لطفا با جزئیات اون اتفاق رو شرح بده تا حضار تازه‌وارد هم ازش لذت ببرن.
روونا شاهده رو این خیلی فک کردم. حتی از فنرم پرسیدم و ازش خواستم همه اتفاقات جالب و مهم این مدتو بگه. ولی هیچ کدوم چیزی یادمون نمیومد متاسفانه.
ببخشید دیگه من خیلی ماهیم.

۲۱. اگه ازت بپرسن چه دلیلی واسه موندن توی سایت داری و تو بتونی فقط یه دلیل بیاری، اون چیه؟
کلا جادوگران!
هم خاطره ها، هم دوستیا، هم تجربه های قشنگ و گاها تلخ... همه چیز سایت.

۲۲. وجدانا اینجا چند ساله‌ بودی؟
خلاسه!
11،12 سال فک کنم.

۲۳. ایده‌ی شخصیت ئلا از کجا اومد؟
از خودم! خودم بشدت عاشق کتابم. یکی از آرزوهام اینه که یه اتاق بزرگ از خونه مو تبدیل به کتابخونه کنم. چیزی که خیلی خوشحالم می کنه کتابه و هروقت مدت زیادی رو درگیر زندگی واقعی باشم، به کتاب پناه می برم.
ساده ترین شخصیتی بود که میتونستم واسه ئلا بسازم و باهاش راحت باشم.
البته قبل از این ئلا خیلی تسترال خون بود و همه ش تست می زد. که اون شخصیتم باز به خاطر شرایط اون موقع خودم بود که درگیر کنکور بودم.

۲۴. نظری یا پیشنهادی برای اعضای جدید سایت داری؟
از فعالیتتون تو سایت لذت ببرین و سعی کنین در کنارش چیزای جدید یاد بگیرین. تخیل قوی و توانایی خوب نوشتن، همیشه به درد می خورن.

همینا؟ برم دیگه؟ فردا امتحان دارم، نخوندم.


One must always be careful of the books and what's inside them, for the words have the power to change us

-Tessa Gray-

تصویر کوچک شده


پاسخ به: خورندگان معجون راستی
پیام زده شده در: ۲۳:۳۶ یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

گابریل دلاکور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۳۹ یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۰۶:۲۳
گروه:
اسلیترین
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
ناظر انجمن
گردانندگان سایت
پیام: 388
آفلاین
- به ما بهتون نزن آقا! برو بشین معجونت‌و بخور تموم شه بره پی کارش دیگه!
- نمی‌خوااام! نمی‌خورم! کل کابینه‌تون رو فسق و فجور برداشته اون‌وقت شما میاین سراغِ ما؟ اول از خودتون شروع کنید، از درونِ خودتون!

گابریل دندان به دندان سایید.
- با چوب‌دستی با من حرف نزن و بذارش پایین تا توی آستینت نکردیمش!
- من رو تهدید کرد؟ ... فسق و فجور کابینه‌ش رو پنهان کرده و دست به تهدید مردم می‌زنید؟
- تو چرا دست از سرِ کابینه‌ بر نمی‌داری؟
- همینه که هست!
- باشه، باشه! من امروز به یکی‌شون معجونِ راستی می‌خورونم. حالا همین خط مسقیم رو بگیر و برو تا به دلیل عدم استشمامِ بوی شوینده‌ها از تنت، این بو رو با تک تک سلول‌های تنت عجین نکردیم.
- هرگز.
- چی هرگز؟
- من باید شخصا در جلسه‌ حضور داشته باشم.
- یعنی چه؟ مگه برتی باتزه؟
- ها؟ ... مهم نیست. من باید تو جلسه باشم تا مطمئن بشم شما قصد کلاه‌ بر سر ملت فهیم گذاشتن رو ندارید.

گابریل همین‌طور که سعی می‌کرد مردِ زبان‌نفهمِ روبرویش را مورد شلیک مستقیم گلوله قرار ندهد، به فکرِ راهِ چاره افتاد.
- پس می‌خوای توی جلسه‌ی خوروندن حضور داشته باشی هوم؟
- دقیقا.
- پس برو توی اتاقِ کناری تا آماده‌ت کنن.

همین‌طور که مرد از اتاقِ وزیر بیرون می‌رفت، مروپ با شک پرسید:
- واقعا می‌خوای بیاریش گبِ مامان؟
- البته بانو. ما به حرف مردممون گوش می‌دیم. حالا از اون اسیدهای قوی و خورنده‌‌مون که الکترولیت‌های قوی‌ای هستن و ثابت یونش بسیار بالایی دارن و کاملا به‌شکل یونی در آب حل می‌شن و.‌.. عه... هیچی ولش کن، از همون اسیدها بیارید و توش حل‌ش کنید و بعد با یه باز خنثی‌ش کنید و توی مقدار زیادی آب حل‌ش کنید و بعد چند سی‌سی رو بریزید توی معجونِ راستی. ما باید به حرف مردممون گوش فرا دهیم.
- البته! ... خب، الان کدوم یک از اعضای کابینه رو احضار کنیم؟
- به‌گمونم ئلا از همه بهتر باشه، کسی جز اون نمی‌تونه راهی برای مقاومت در برابر معجون رو داشته باشه..‌.
- درسته. ولی خب می‌تونیم خیلی راحت خربزه عسل آبلیموی منو بدیم به این مرده و کارشو بسازیم ها...
- نه بانو، مردم! مردم باید به پاسخِ سوالاتشون برسن، ما اون‌ها رو سرکوب نمی‌کنیم.

***


نتیجتا، خورنده‌ی ششمین بطری معجونِ راستی، بانو دروئلا روزیه هستن! با دست و جیغ و هورا ایشون رو دعوت می‌کنیم تا بیست و چهار ساعتِ آینده به سوالات پاسخ بدن.

لیست سوالات:

۱. مثل همیشه، مهم‌ترین سوتی‌ای که در طول عضویتتون دادی رو شرح کامل بده!
۲. چرا آنتی ساحریال؟
۳. لینک اولین پست ایفائیت رو با اولین شناسه‌ت بفرست! 
۴. در طول تاریخ عضویتت با کسی به مشکل خوردی؟ کی؟ چرا؟
۵. با کدوم شناسه‌ت راحت تر بودی؟ یا، کدومشو بیشتر دوست داری؟
۶. توی امضای شناسه‌ی بارتی کراوچ‌ات، نوشتی به یاد اما دابز! چرا؟
۷. پستای چه کسانی رو به طور جدی دنبال می‌کنی و از خوندنشون لذت می‌بری؟(چهار نفر)
۸. به نظرتون چه کار مفیدی می‌شه برای کل سایت یا ایفای نقش انجام داد تا فضا رو بهتر کنه و انگیزه بیشتری ایجاد کنه؟
۹. دو تا از کسانی که بنظرت بیشترین کمک رو به سایت رسوندن نام ببر.
۱۰. بهترین دوستت توی سایت، و کسی که باهاش رودروایسی (یا مشکل) داری کیه؟
۱۱. لینک دوتا از پستای موردعلاقه‌ت رو بفرست!
۱۲. کدوم شخصیت‌پردازی‌ رو توی سایت می‌پسندی؟
۱۳. اگه همه‌ی شخصیت‌ها باز باشه و دستت توی انتخاب آزاد، کدوم رو انتخاب می‌کنی؟
۱۴. کدوم دوره‌ی زمانی از فعالیتتون توی سایت رو بیشتر دوست داشتید؟
۱۵. دلیل اینکه بعضی از اعضا توی تاریخ سایت فراموش نشدنی شدن چی بود؟
۱۶. چه دورانی از فعالیتت توی سایت رو بیشتر دوست داشتی؟ (مثلا زمانِ فعالیت چه افرادی)
۱۷. از سایت رفتی تا حالا؟ چند بار؟ چرا؟
۱۸. فعلا رو که می‌دونم چقدر بی‌حاشیه‌ای... قبل‌تر ها چطور بودی؟
۱۹. دوتا از اعضای قدیمی که دوست داری برگردن کیا هستن؟ و چرا؟
۲۰. چه اتفاق خاصی در طول مدت عضویتت رخ داده که برات جالب و دوست‌داشتنی بوده و همیشه یه خاطره جذاب راجع به سایت محسوب می‌شده؟ لطفا با جزئیات اون اتفاق رو شرح بده تا حضار تازه‌وارد هم ازش لذت ببرن.
۲۱.  اگه ازت بپرسن چه دلیلی واسه موندن توی سایت داری و تو بتونی فقط یه دلیل بیاری، اون چیه؟
۲۲. وجدانا اینجا چند ساله‌ بودی؟

۲۳. ایده‌ی شخصیت ئلا از کجا اومد؟
۲۴. نظری یا پیشنهادی برای اعضای جدید سایت داری؟

همینا دیگه، تموم شد.


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۳۹۸/۱۰/۲۳ ۰:۴۳:۴۷

کی آماده‌ی شفاف شدنه؟




پاسخ به: خورندگان معجون راستی
پیام زده شده در: ۲۳:۳۷ چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸

محفل ققنوس

کریچر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۵۷ پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۲۰:۴۳:۳۶ جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۹
از میدان گریمولد، خانه شماره 12
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 118
آفلاین
۱. مهم‌ترین سوتی‌ای که در طول عضویتتون دادید رو شرح کامل بدید!

سوتی؟ سراغ خوب کسی اومدین! من کلا اوایل عضویتم گاهی بین سوتی هام مینوشتم... محفلو بگم؟ ایفا رو بگم؟ گریفو بگم؟ کدومو بگم؟
یه بار وسط ماموریت محفل زدم سوژه شون رو ترکوندم اونم نه یک بار... چندین بار! بندگان خدا یه درستش می کردن من باز می زدم منهدمش میکردم.

۲. چرا کریچر رو انتخاب کردید؟ زمانی که انتخابش کردین ریگولوسی هم بود؟

کریچر چهارمین شناسه ای بود که انتخابش کردم. قبلش سه تا شناسه دیگه داشتم که هیچ کدوم موفق نبودن. کم کم به این نتیجه رسیدم شناسه انسان برندارم و برم سراغ موجودات دیگه. کریچر اولین چیزی بود که به ذهنم رسید. با توجه به اینکه همه آشناییم با شخصیتش به نظرم خوب می شد. این شد که رفتم سراغ کریچر. و بله اون زمان ریگولوس هم داشتیم. ایفامون به این شکل بود که کریچر باور نکنه ریگولوس زنده مونده و فکر میکنه ریگولوس فعلی شیاده و میخواد تیکه تیکه اش کنه! ایده اش مال ویولت بودلر بود.

۳. لینک اولین پست ایفائیتون رو با اولین شناسه‌تون بفرستین!

بفرمایین

۴. در طول تاریخ عضویتتون با کسی به مشکل خوردید؟ کی؟ چرا؟

قطعا بله! البته این طور نبوده که به مشکل بخوریم و دعوامون شه. گاهی مثلا کسی حرفی زده یا کاری کرده که از نظر من درست یا منطقی نبوده. صرفا نظرم راجع به اون شخص عوض شده همین.

۵. چه شناسه‌هایی داشتید تا حالا؟ با کدومشون راحت تر بودین؟

اولین شناسه ام تد تانکس بود. بعد برایان دامبلدور، چارلی ویزلی، کریچر، آلبوس دامبلدور و آخری مون بود.


با کریچر از همه راحت تر بودم. مون هم خوب بود. اتفاقا خیلی ها هم بهم گفتن ادامه بده خوب میشه. ولی دلم برای کریچر تنگ شده بود. انگار داشت صدام می کرد. این بود که دوباره کریچر شدم.

۶. نظرتون درباره حقوق جن های خانگی چیه؟ به نظرتون به حقوقتون احترام گذاشته میشه؟ اصلا اجنه چه حقوقی در جامعه جادوگری دارن؟

کریچر به بقیه کار نداره! همین که ارباب ریگولوس نبود یعنی به حقوقش احترام گذاشته نمیشه!

۷. پستای چه کسانی رو به طور جدی دنبال می‌کنید و از خوندنشون لذت می‌برید؟(چهار نفر)

سر کادوگان، ولدمورت، وینکی و فنگ

۸. به نظرتون چه کار مفیدی میشه برای کل سایت یا ایفای نقش انجام داد تا فضا رو بهتر کنه و انگیزه بیشتری ایجاد کنه؟

بنظرم بهترین راهش فعالیت بیشتر اعضاس. مخصوصا اعضای قدیمی تر و با تجربه تر. وقتی انجمن سوژه های خوب داشته باشه همه ترغیب میشن به فعالیت قطعا.
خیلی کارها میشه کرد. مثلا یکیش ماموریت مشترک بین دو جبهه. کارهایی هم که در حال حاضر انجام میشن بنظرم یه خرده تکراری شده. مثلا همین کوییدیچ. میشد به جاش مثلا کلوپ دوئل گروهی راه انداخت یا حتی هاگوارتز... می شه با یه خرده تغییر و اینجور چیزا مثلا ترم دورمشترانگ برگزار کرد. قدیم یه مسابقه ای برگزار شد فکر کنم فرار از آزکابان بود یا همچین چیزی. اعضای دو به دو گروه میشدن و سوژه رو جلو می بردن. اینجور چیزها اگه درست اجرا بشه قطعا اعضا ترغیب میشن به فعالیت و لذت می برن.

۹. چهار تا از شخصیتایی که بنظرتون بیشترین کمک رو به سایت رسوندن نام ببرید.

سوال خیلی سختیه. سایت نزدیک 14 یا 15 سالی قدمت داره اگر اشتباه نکنم. تو این مدت طولانی قطعا افراد زیادی بودن که کمک های زیادی کردن به سایت تا به اینجا که هست برسه. از اعضای عادی گرفته تا مدیران. من با توجه به زمان ورودم یعنی سال 94 تا الان جواب این سوال رو میدم.
لینی وارنر، لرد ولدمورت، فنریر گری بک و ویولت بودلر که در حال حاضر نیستش اما به تازه واردها خیلی کمک می کرد.

۱۰. بهترین دوستتون توی سایت، و کسی که باهاش رودروایسی دارین کیه؟

بهترین دوستم توی سایت فنریر گری بکه. اصن خیلی مظلومه این بچه. هرکی، هرجا، هر مشکلی داره اول میره سراغش! اونم نهایت تلاششو میکنه که کمکش کنه. حقیقتا من خودم اصلا اعصاب این کارا رو ندارم!
با ولدمورت رو در وایسی دارم راستش!

۱۱. لینک دوتا از پستای موردعلاقه‌تون رو بفرستید!

1. خیلی بی نظمه!

2. قشنگ به یکی از صحنه های کتاب محفل ققنوس اشاره کرده.

۱۲. کدوم شخصیت‌پردازی‌ رو توی سایت می‌پسندید؟

یه باروفیو بود قبلا. خیلی بامزه بود.

۱۳. اگه همه‌ی شخصیت‌ها باز باشه و دستتون توی انتخاب آزاد، کدوم رو انتخاب می‌کنید؟


دلورس آمبریج

۱۴. کدوم دوره‌ی زمانی از فعالیتتون توی سایت رو بیشتر دوست داشتید؟

از زمانی که برای اولین بار کریچر رو انتخاب کردم تا زمانی که دامبلدور شدم.

۱۵. دلیل اینکه بعضی از اعضا توی تاریخ سایت فراموش نشدنی شدن چی بود؟

دلایلش مختلفه. یکی خیلی نوشتنش قویه تا مدتها راجع بهش صحبت میشه. یکی زحمات زیادی میکشه برای انجمن، گروه یا حتی جبهش. یکی اصلا کاری به هیچی نداره و بی هیچ چشم داشتی کمک میکنه به تازه واردا فارغ از گروه و جبهه و هرچی. یکی هم تمام موارد بالا رو داره! طبیعیه که اینجور اعضا موندگار میشن هرچند از سایت برن.


۱۶. تصمیمی برای پیوستن به جبهه‌ها ندارید؟ کریچر قراره بدونِ جبهه بمونه؟

جبهه ام محفل بوده و خواهد بود. نه قرار نیست بی جبهه بمونه. فقط این چند وقت فرصت فعالیت نبود برام. یه خرده فعالیت هم سخت شده برام راستش. کلی اعضای جدید داریم که آشنا نیستم باهاشون. این که ندونی شخصیتی که میخوای راجع بهش بنویسی چه خصوصیاتی داره طبیعتا نوشتن رو برات سخت میکنه.

۱۷. تا حالا شده از سایت برای مدتی رفته باشین؟ چی شد برگشتین و به طور کلی چی باعث میشه که انگیزه پیدا کنید و به فعالیتتون توی سایت ادامه بدین؟

بله یک سالی نبودم. دلیلش هم غول کنکور بود. تسترالی که در خونه هم مون می‌خوابه! بعدش نمی خواستم برگردم کلا. یعنی واقعا تمام انگیزه هایی که داشتم محو شده بود.نه اینکه فکر کنید سایت بد بود. خودم دیگه حوصله نوشتن و این جور چیزا رو نداشتم. ولی نمی دونم چی شد که برگشتم. یه چیزی باز صدام می کرد. یه جمله تو کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون هست که میگه:

هرکس با آب نیل رفع تشنگی کرد نمی تواند پیوسته با آب‌های دیگر خود را سیراب نماید و نیل او را به سوی خود می کشاند.

جادوگران هم همینه. حداقل برای من که اینجوری بود.

۱۸. کلا علاقه‌ای به حاشیه ندارید یا موقعیتش پیش نیومده؟

موقعیتش پیش نیومده!
جدا از شوخی ...فکر نمی کنم بشه پاسخ درستی به این جور سوال ها داد. آدم با خودش فکر میکنه مثلا فلان کار رو نمی کنم یا اگه جای فلانی بودم فلان کار رو می کردم. ولی بنظر من تا توی موقعیت نباشیم نمی تونیم تصمیم بگیریم که چه می کردیم.

۱۹. دوتا از اعضای قدیمی که دوست دارید برگردن کیا هستن؟ و چرا؟

وندلین شگفت انگیز رو دوست دارم برگرده. من اصلا دوران فعالیتش رو ندیدم ولی پست هاش رو می خوندم و دوست دارم سبکش رو.
آملیا سوزان بونز هم خیلی آشوب وار می نوشت اونم دوست دارم برگرده.

۲۰. چه اتفاق خاصی در طول مدت عضویتتون رخ داده که براتون جالب و دوست‌داشتنی بوده و همیشه براتون یه خاطره جذاب راجع به سایت محسوب می‌شده؟ لطفا با جزئیات اون اتفاق رو شرح بدید تا حضار تازه‌وارد هم ازش لذت ببرن.

یکی از بهترین تجربه هام تف تشت بود. خیلی بهم خوش گذشت. البته آخراش دیگه همه مون خسته شده بودیم. دوران خوبی بود کلی سر انتخاب سوژه می خندیدیم. همیشه هم وقتی حریف پستش رو میزد هر چهارتا مون میگفتیم خب... حریف خیلی بهتر بود می بازیم قطعا...که چیزی از ارزش هامون کم نمیکنه!
بعد که نتایج میومد می بردیم خودمونم وحشت می کردیم! فقط یک بار گفتیم این بازی رو قطعا می بریم...همونو باختیم!
یکی دوباری هم سوژه رو انتخاب کردیم، نوشتیم، دیدیم خوب نشد. کلا سوژه رو عوض کردیم اونم در حالیکه کمتر از 24 ساعت وقت داشتیم! حالا یکی سر کار بود، یکی مهمون داشت، یکی امتحان داشت، اون یکی مریض بود! خلاصه به بدبختی می رسوندیم خودمونو! خودم پستام رو وسط کلاس تاریخ امامت می نوشتم!

۲۱. کریچر توی کتاب زیاد به نظافت توجه ای نداشت و مثل بقیه جن های خونگی با یه سری لباس و وسایل کهنه سر می کرد. چیشد که کریچر سایت انقدر جن پاکیزه و وایتکسی شد؟

ایده اش از اینجا اومد که با خودم فکر کردم ارباب ریگولوس در راه مبارزه با سیاهی کشته شد. حالا بهترین راه مبارزه با سیاهی چیه؟ وایتکس! کریچر چندان باهوش نبود پس همچین برداشتی از اربابش داشته باشه خیلی غیرمنطقی بنظر نمی رسه.
اینجوری شد که وایتکس اضافه شد به شخصیتش.

۲۲. مدتی شناسه آلبوس دامبلدور رو داشتین. نظارت محفل و به طور کلی ایفای نقش دامبلدور چطور بود؟

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی کار سختیه! هرچقدر از سختیش بگم کم گفتم. اصلا اون طور که بنظر می رسه نیست. خیلی چیزها لازم داره. باید اول خودت به نوشتن کاملا مسلط باشی، به شدت صبور باشی، وقت بذاری برای انجمنت و از همه این ها مهم تر، توانایی مدیریت داشته باشی.
خلاصه که کار سختیه. اگه اون موقع عقل الانم رو داشتم محال بود قبول کنم همچین مسئولیت بزرگی رو.

۲۳. اولین بار که وارد ایفا شدین چقدر طول کشید تا از پیچ و خم سایت سر در بیارین و با اعضا آشنا بشین و بزرگترین چالشی که باهاش رو به رو بودین چی بود؟

به اندازه دوتا شناسه طول کشید!
ضعفم تو جلو بردن سوژه ها بود. اغلب تلاش می کردم شبیه کسایی که تو نوشتن قبولشون داشتم بنویسم. طول کشید تا فهمیدم تقلید کار درستی نیست و می بایست راه و روش خودمو پیدا کنم توی نوشتن.

۲۴. نظری یا پیشنهادی برای اعضای جدید سایت دارین؟

برای اعضای جدید توصیه ام بهشون اینه که کتاب زیاد بخونن خیلی توی نوشتن شون تاثیر میذاره. اگه اشتباهی می کنن نا امید نشن و ادامه بدن. به هرحال همه که رولینگ دنیا نیومدیم! اینجاییم که کمک کنیم بهم و لذت ببریم.

۲۵. دابی، وینکی یا کریچر؟ کدوم جن خونگی کتابو بیشتر دوست داشتین؟

وینکی.
کارها و رفتارهاش تو کتاب جام آتش واقعا بامزه و دوست داشتنی بود.

۲۶. هرچه دل تنگتان می خواهد بفرمایین!

ممنونم از جادوگران. با یک دنیای دیگه آشنام کرد. بگم رو شخصیت و طرز فکرم تاثیر خوبی گذاشت اغراق نکردم حقیقتا. تا ابد ممنونم و همیشه ازش به خوبی یاد میکنم.



وایتکس!



پاسخ به: خورندگان معجون راستی
پیام زده شده در: ۴:۱۸ سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۸

اسلیترین، وزارت سحر و جادو

مروپ گانت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۸ شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۶:۲۷:۵۰ دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۰
از زیر سایه عزیز مامان
گروه:
ناظر انجمن
ایفای نقش
کاربران عضو
اسلیترین
پیام: 423
آفلاین
ماجرا از اونجا شروع شد که:

نقل قول:
27 آذر: روز اجنه! در این روز برای اولین بار یک جن به عنوان وزیر سحر و جادو انتخاب شد. لطفاً با اجنه مهربان باشید!

-خب که چی گابریل مامان؟!
-باید مهربون باشیم دیگه!
-الان چطوری مهربون باشیم؟ با گل و شیرینی بریم دم خونه اجنه؟!
-بد هم نیستا.

خانه گریمولد_ساعت ۴ صبح روز ۲۶ آذر

گابریل در حالی که دستکش یک بار مصرفی پوشیده بود، با دقت انگشتش را روی دکمه زنگ آیفون فشار داد و به سرعت دستکش را در آورد و در سطل زباله انداخت. صدای تابلوی خانم بلک از آن طرف در شنیده می شد که زمین و زمان را مورد عنایت قرار می داد.
-احمق ها...لجن زاده هایی که خونه اجداد منو لجن مال کردید...

کریچر در حالی که به اندازه خانم بلک خشمگین بود با احتیاط در را روی وزیر سحر و جادو که لبخندی دندان نما بر چهره داشت و دسته گلی در یک دست و شیرینی را در دست دیگرش گرفته بود، باز کرد.
-وزیر سحر و جادو ساعت چهار صبح با گل و شیرینی مزاحم شد. شاید قصد خواستگاری از کریچر رو داشت. اوه....اگر بانوی من این وضعیت رو می دید چی می گفت؟
-خروس های بی محل...خائن های آداب نشناس...مزاحم های علاف!

گابریل که به وضوح صحبت های کریچر و بانویش را شنیده بود سعی کرد لبخندش را که کج شده بود حفظ کند.
-روز اجنه مبارک. وزارت سحر و جادو قصد داره از شما دعوت کنه که در این روز فرخنده...
-ارباب ریگولوس هر روز رو روز اجنه دونست. ارباب ریگولوس همیشه برای اجنه احترام قائل بود. ارباب ریگولوس کریچر رو خیلی دوست داشت. ارباب ریگولوس...

کریچر که یاد خاطرات دل انگیزش با ریگولوس بلک افتاده بود شروع به ناله و زاری کرد. همینطور که ناله هایش شدت می یافت آب دماغش هم شدت می یافت و روی کفش های نو و تمیز گابریل می ریخت.

شاید گابریل تحمل ناسزا ها و ناله های کریچر را داشت اما تحمل آب دماغ کریچر را نداشت.
-مرلینا تو خودت شاهدی من با محبت تلاشمو کردم ولی خب نشد که نشد دیگه!

در همان لحظه گابریل گونی از جیبش در آورد و به سرعت روی سر کریچر کشید، سپس گونی دست و پا زنان را برعکس کرد و سطلی پر از وایتکس و مایع ظرفشویی و شامپو و صابون را در آن خالی کرد و با رضایتمندی در گونی را گره زد.
-خب دیگه...حالا این گونی مثل ماشین لباسشویی عمل می کنه و تا برسیم به وزارتخونه یه جن تمیز تحویلمون میده. مطمئنم خودشم از اینهمه وایتکس استقبال می کنه.

تاحدودی حق با گابریل بود. شاید کریچر استقبال می کرد اما نه در یک گونی کوچک پر از آب و وایتکس و مواد شوینده که جایی برای تنفس ندارد!

وزارت سحر و جادو

-چیشد گابریل مامان؟ با محبت و مهربونی برای مصاحبه دعوتش کردی؟
-آمم...آره...خیلی محبت آمیز بود...خیلی.

و گونی حاوی کریچر و مقدار فراوان مواد شوینده را روی زمین خالی کرد.

-آره...فقط فکر کنم انقدر بهش محبت کردی که کشتیش مامان جان!
-نه...چیز...نمرده که...فقط یکم خفه شده. اونم اشکالی نداره حالا...بجاش مری و معده و نای و ریه هاش قشنگ تمیز شده. دیگه چه محبتی از این بالاتر که آن مرحوم پاکیزگی رو تا عمق وجودش حس کرد و رفت؟
-وایتکسی که استفاده کردی با رایحه پرتقال بود؟ گمونم حق با توئه مامان جان...رحم المرلین من یقرا فاتحه مع صلوات.

وزیر و معاونش با آرامش و وقار خاصی مشغول فاتحه خواندن بالای سر جسد کف آلود کریچر شدند.

* * *


به مناسبت روز اجنه، پنجمین خورنده معجون راستی کسی نیست جز کریچر که تا بیست و چهار ساعت آینده وقت داره خودشو به وزارتخونه برسونه و معجونشو بنوشه!

اینم لیست سوالات:

۱. مهم‌ترین سوتی‌ای که در طول عضویتتون دادید رو شرح کامل بدید!
۲. چرا کریچر رو انتخاب کردید؟ زمانی که انتخابش کردین ریگولوسی هم بود؟
۳. لینک اولین پست ایفائیتون رو با اولین شناسه‌تون بفرستین! 
۴. در طول تاریخ عضویتتون با کسی به مشکل خوردید؟ کی؟ چرا؟
۵. چه شناسه‌هایی داشتید تا حالا؟ با کدومشون راحت تر بودین؟
۶. نظرتون درباره حقوق جن های خانگی چیه؟ به نظرتون به حقوقتون احترام گذاشته میشه؟ اصلا اجنه چه حقوقی در جامعه جادوگری دارن؟
۷. پستای چه کسانی رو به طور جدی دنبال می‌کنید و از خوندنشون لذت می‌برید؟(چهار نفر)
۸. به نظرتون چه کار مفیدی میشه برای کل سایت یا ایفای نقش انجام داد تا فضا رو بهتر کنه و انگیزه بیشتری ایجاد کنه؟
۹. چهار تا از شخصیتایی که بنظرتون بیشترین کمک رو به سایت رسوندن نام ببرید.
۱۰. بهترین دوستتون توی سایت، و کسی که باهاش رودروایسی دارین کیه؟
۱۱. لینک دوتا از پستای موردعلاقه‌تون رو بفرستید!
۱۲. کدوم شخصیت‌پردازی‌ رو توی سایت می‌پسندید؟
۱۳. اگه همه‌ی شخصیت‌ها باز باشه و دستتون توی انتخاب آزاد، کدوم رو انتخاب می‌کنید؟
۱۴. کدوم دوره‌ی زمانی از فعالیتتون توی سایت رو بیشتر دوست داشتید؟
۱۵. دلیل اینکه بعضی از اعضا توی تاریخ سایت فراموش نشدنی شدن چی بود؟
۱۶. تصمیمی برای پیوستن به جبهه‌ها ندارید؟ کریچر قراره بدونِ جبهه بمونه؟
۱۷. تا حالا شده از سایت برای مدتی رفته باشین؟ چی شد برگشتین و به طور کلی چی باعث میشه که انگیزه پیدا کنید و به فعالیتتون توی سایت ادامه بدین؟
۱۸. کلا علاقه‌ای به حاشیه ندارید یا موقعیتش پیش نیومده؟
۱۹. دوتا از اعضای قدیمی که دوست دارید برگردن کیا هستن؟ و چرا؟
۲۰. چه اتفاق خاصی در طول مدت عضویتتون رخ داده که براتون جالب و دوست‌داشتنی بوده و همیشه براتون یه خاطره جذاب راجع به سایت محسوب می‌شده؟ لطفا با جزئیات اون اتفاق رو شرح بدید تا حضار تازه‌وارد هم ازش لذت ببرن.
۲۱. کریچر توی کتاب زیاد به نظافت توجه ای نداشت و مثل بقیه جن های خونگی با یه سری لباس و وسایل کهنه سر می کرد. چیشد که کریچر سایت انقدر جن پاکیزه و وایتکسی شد؟
۲۲. مدتی شناسه آلبوس دامبلدور رو داشتین. نظارت محفل و به طور کلی ایفای نقش دامبلدور چطور بود؟
۲۳. اولین بار که وارد ایفا شدین چقدر طول کشید تا از پیچ و خم سایت سر در بیارین و با اعضا آشنا بشین و بزرگترین چالشی که باهاش رو به رو بودین چی بود؟
۲۴. نظری یا پیشنهادی برای اعضای جدید سایت دارین؟
۲۵. دابی، وینکی یا کریچر؟ کدوم جن خونگی کتابو بیشتر دوست داشتین؟
۲۶. هرچه دل تنگتان می خواهد بفرمایین!


ویرایش شده توسط مروپ گانت در تاریخ ۱۳۹۸/۹/۲۶ ۱۳:۰۸:۰۳







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.