هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۴۷:۰۸ چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۱۹:۵۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6516
آفلاین
نتیجه دوئل اینیگو ایماگو و جیسون سوان:


امتیازهای داور اول:
اینیگو ایماگو: 26 امتیاز – جیسون سوان: 26.5 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
اینیگو ایماگو:26 امتیاز – جیسون سوان: 26.5 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
اینیگو ایماگو: 24.5 امتیاز – جیسون سوان: 26 امتیاز


امتیازای نهایی:
اینیگو ایماگو: 25.5 امتیاز – جیسون سوان: 26.33 امتیاز


برنده دوئل: جیسون سوان!

.....................................

صدای باز شدن در را شنید... و بعد صدای قدم های منظم را.

رو برویش ایستاد و به چشمانش خیره شد.
-خسته شدم... می فهمی؟ واقعا خسته...

صدای شکستن شیشه... انعکاس صدا در اتاق و سکوت مطلق و عمیق...


.....................................


اینیگو سرش را پایین انداخته بود. خسته و بی هدف از این اتاق به اتاق دیگر می رفت... قدم زدن و تغییر مکان، هیچ تاثیری روی اندوه عمیقش نداشت.
تصمیم گرفت سری به آرزوهایش بزند.
به اتاقی در انتهای راهرو نزدیک شد و به آرامی درش را باز کرد.
وارد اتاق شد.
مثل همیشه تاریک بود.
دلیلش را می دانست. برای این که تمرکز بیننده را فقط و فقط معطوف به آینه بزرگ وسط اتاق کند.
جلوی آینه رفت.
اینیگوی خوشحال داخل آینه را دید.
ولی خوشحال نشد.
این فقط فکر و خیال بود. حتی آینده اش هم نبود. خیال خالی... به هیچ دردی نمی خورد.
به چشمان اینیگوی خوشحال خیره شد و زمزمه کرد:
-خسته شدم... می فهمی؟ واقعا خسته...

اینیگوی داخل آینه بهت زده و شوکه شده بود. لبخندش محو شد.
آینه ترک برداشت...
و شکست...
اینیگوی غمگین چشمانش را بست و خودش را به جریان هوایی که از داخل آینه احساس می کرد سپرد.
او هم محو شد. درست مثل لبخند تصویرش...
چند ثانیه بعد، آینه ترمیم شده بود.

اتاق خالی بود و اینیگوی غمگین، جایی در پس آینه، چشمانش را باز کرد.

روبرویش اتاق خالی قرار داشت.

صدای باز شدن در را شنید... و بعد صدای قدم های منظم را.

جیسون را دید که وارد اتاق شد و رو برویش ایستاد و به چشمانش خیره شد. چند ثانیه طول کشید تا اولین جمله را بر زبان بیاورد.
-خسته شدم... می فهمی؟ واقعا خسته...

صدای شکستن شیشه... انعکاس صدا در اتاق و سکوت مطلق و عمیق...

جیسون هم ناپدید شد.

همه "خسته" های واقعی، داخل آینه دور هم جمع شده بودند. حالا وظیفه جدیدی داشتند. وظیفه ساختن آرزوهای زیبا و ترسیم تصاویر امیدوار کننده برای دیگران.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱:۰۲:۲۲ جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۶:۰۲:۵۱
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
گردانندگان سایت
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
پیام: 5030
آفلاین
سوژه دوئل کتی بل و اسکورپیوس مالفوی: ترور!

توضیح:

شما سیاه هستین. آخرین روز قبل از فارغ التحصیلی از هاگوارتز، تصمیم می گیرین دامبلدور رو ترور کنین و با دست پر پیش لرد سیاه برین.

توضیح بدین که چیکار می کنین و نتیجه چی می شه.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل سه هفته (تا 23:59 شنبه 30 مرداد) فرصت دارید.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۵:۲۰:۱۶ پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰

گریفیندور، مرگخواران

کتی بل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۴ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۴۱:۵۲
از زیر زمین
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
مترجم
مرگخوار
پیام: 234
آفلاین
سه هفته.
با تشکر!


ارباب من Lord

گر کسی مرا ببیند نتواند که ببیند چون که او قارقارو نیست!

قاقاروی بدون مو!



تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۱۳:۵۲ چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۱۹:۵۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6516
آفلاین
دوئل کنندگان محترم!

لطفا موقع دعوت به دوئل، حتما لینک پروفایل حریفتون رو هم بذارین. برای دادن سوژه باید سوابق و جبهه و سبک نوشتن و دوئل های قبلیش رو بررسیش کنیم.

.......................

سوژه دوئل جیسون سوان و اینیگو ایماگو: انعکاس دروغین!


توضیح:

شما تصادفا آینه نفاق انگیز رو می شکنین. بدون این که کسی بفهمه اون رو با یه آینه معمولی جایگزین می کنین.
ولی مشکل این جاست که همه می دونن شما اونجا بودین و نباید لو برین. برای همین گوشه ای قایم می شین و تصاویری که توی آینه دیده می شن رو حدس می زنین و با جادو می سازین.

قسمت اول سوژه (شکستن آینه و جایگزین کردنش) رو آزادین که بنویسین یا نه. درباره قسمت دومش هم آزادین که بعد از جایگزین شدن آینه، یه نفر یا دو نفر یا چند نفر بیان جلوی آینه و شما مجبور بشین آرزوهاشون رو حدس بزنین و تصویر ها رو توی آینه بهشون نشون بدین.

محل آینه لازم نیست هاگوارتز باشه. هر جایی می تونه باشه.

سوالی داشتین بپرسین.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل، پنج روز( تا 23:59 دوشنبه 11 مرداد) فرصت دارید.


جان سالم به در ببرید!

....................................

کتی و اسکورپیوس

ما منتظر اعلام یه زمان واضح و مشخص و هماهنگ شده از طرف شما هستیم.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۴:۳۷:۳۷ سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰

گریفیندور، مرگخواران

جیسون سوان


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۴۴:۲۳ سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۰
آخرین ورود:
امروز ۱:۰۳:۳۷
گروه:
ناظر انجمن
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 111
آفلاین
سلام سرورم!

درخواست دوئل با اینیگو ایماگو دارم و هماهنگ شدست.
مدت زمانی که نیاز داریم هم پنج روزه.



چیر لیدر گریفیش خوبه.
تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۳:۴۲:۳۷ سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰

گریفیندور، مرگخواران

کتی بل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۴ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۴۱:۵۲
از زیر زمین
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
مترجم
مرگخوار
پیام: 234
آفلاین
اسکوپیوس!
چرا اون هماهنگ نشدرو به هماهنگ شده، تغییر نمیدی؟
با زمانش موافقم! ( اگه نصف بشه و بر چهار تقسیم بشه. )
ممنون!


ارباب من Lord

گر کسی مرا ببیند نتواند که ببیند چون که او قارقارو نیست!

قاقاروی بدون مو!



تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۲:۴۹:۳۹ سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰

اسلیترین، مرگخواران

اسکورپیوس مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۱۱:۰۸ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۲۱:۲۱
از دست حسودا و بدخواها!
گروه:
کاربران عضو
مرگخوار
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 60
آفلاین
سلام بر ارباب و بقیه داوران!
درخواست دوئل دارم با کتی بل هماهنگ نشده و زمانشم یک ساله...


کسی ندید که؟




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۳۵:۴۲ جمعه ۲۵ تیر ۱۴۰۰

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۶:۰۲:۵۱
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
گردانندگان سایت
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
پیام: 5030
آفلاین
× پست نتیجه توسط لرد ولدمورت نوشته شده ×

نتیجه دوئل جرمی استرتون و کتی بل:

امتیازهای داور اول:
جرمی استرتون: صفر امتیاز( به دلیل ارسال پست بعد از مهلت قانونی) _ کتی بل: ۲۴ امتیاز

امتیازهای داور دوم:
جرمی استرتون: صفر امتیاز _ کتی بل: ۲۴ امتیاز

امتیازهای داور سوم:
جرمی استرتون: صفر امتیاز _ کتی بل: ۲۵.۵ امتیاز

امتیازهای نهایی:

جرمی استرتون: صفر امتیاز _ کتی بل: ۲۴.۵ امتیاز

برنده دوئل: کتی بل!

.............................


در اتاق نیمه باز بود و زنی در آستانه در ایستاده بود.
کتی در فضای اتاق با سرعتی غیر عادی قدم می زد. چوب دستی اش را محکم در دست گرفته بود.
- کشتمش... کشتمش... خودم دیدم که مرد‌. چشماش باز مونده بود.

مادرش با صدایی ضعیف جواب داد:
- خب دوئل یعنی همین. هر دوتون می دونستین ممکنه همچین اتفاقی بیفته. راستش نمی تونم ناراحت باشم که اونی که مرد تو نیستی. ولی برای اون بچه هم ناراحتم. شما دوتا برای دوئل کردن خیلی جوون بودین.

کتی صدای مادرش را می شنید ولی کلمات برایش مفهومی نداشت. جرمی مرده بود و دیگر هرگز باز نمی گشت.

تا شب مثل دیوانه ها در خانه چرخید.

مادرش نگران به نظر می رسید.
- بهتره سعی کنی بخوابی. اتفاق تلخی بود. ولی طبیعی بود. جادوگرا دوئل می کنن کتی. این یکی از رسم های ماست. کمی زمان بگذره فراموش می کنی.

با حالتی گیج و منگ به تختخواب رفت.

خواب به چشمش نمی آمد.

مدتی درگیر افکار پریشانش شد. چهره جرمی هنوز جلوی چشمش بود.

و بالاخره بیدار شد!
بیدار شد... چون اصلا نفهمیده بود کی خواب، موفق به تسخیرش شده بود.

نگاهی به ساعت انداخت.
هفت صبح بود.

احساس خستگی می کرد و اندوه شدیدش ذره ای کم نشده بود.


دو ضربه به در خورد و مادرش با چهره ای بشاش در را باز کرد.
- ظهر به خیر! بالاخره بیدار شدی؟

کتی اخم هایش را در هم کشید.
- کاش بیدار نمی شدم. بیدار شدن یعنی مواجه شدن با واقعیت. واقعیت هم اصلا قشنگ نیست.

چهره مادر متعجب شد.
- کدوم واقعیت؟

کتی داشت عصبانی می شد.
- واقعا فکر می کنین اگه وانمود کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده همه چی درست می شه؟ منظورم دوئل دیروزه. مرگ جرمی.

چهره مادرش هنوز متعجب بود.
- جرمی؟ اون که همین امروز صبح اومد دنبالت. ولی تو خواب بودی. گفتم بعد از ظهر بیاد.

کتی گیج شده بود. جمله بعدی مادر همه چیز را برایش روشن کرد.
- خواب دیدی؟ باید از قیافه عصبانیت حدس می‌زدم. می بینی که گاهی بیدار شدن و مواجه شدن با واقعیت می تونه خیلی قشنگ باشه. مثل یه فرصت دوباره. حالا زودتر بیا پایین. صبحانه آماده اس.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۶:۱۸:۱۹ یکشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۰

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۶:۰۲:۵۱
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
گردانندگان سایت
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
پیام: 5030
آفلاین
× پست نتیجه توسط لرد ولدمورت نوشته شده ×

نتیجه دوئل آلانیس شپلی و لاوندر براون:


امتیازهای داور اول:
آلانیس شپلی: 23 امتیاز – لاوندر براون: 25 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
آلانیس شپلی: 23 امتیاز – لاوندر براون: 25 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
آلانیس شپلی:22.5 امتیاز – لاوندر براون: 27 امتیاز

امتیازهای نهایی:
آلانیس شپلی: 22.83 امتیاز – لاوندر براون: 25.66 امتیاز


برنده دوئل: لاوندر براون!

.............................


- بازش نمی کنم. خواهش می کنم اصرار نکنین.

آلانیس بسته کادو پیچی شده را با ناراحتی کنار گذاشت.
- وقتی حاضر نمی شه نیم ساعت از وقتشو به من اختصاص بده و توی جشن تولدم شرکت کنه، دلیلی نداره که کادوشو قبول کنم.

خانم شپلی تردید داشت که چیزی بگوید یا نه. نمی خواست دخترش را در روز تولدش غمگین ببیند.
بالاخره تصمیم گرفت فعلا چیزی نگوید. بسته را برداشت و جایی دورتر از هدایای دیگر قرار داد.

در پایان جشن، همانطور که حدس می زد، آلانیس کم کم به بسته نزدیک شد.
- کاغذ کادوشو... رنگ مورد علاقمه. یعنی... بازش کنم؟

مادر از فرصت استفاده کرد.
- البته که بازش کن. لاوندر دوست توئه.

و آلانیس هدیه را باز کرد.
دفترچه ای با جلد چرمی و نسبتا کهنه.
دفترچه را ورق زد.

خالی بود.

کمی ناامید شد.
- همین؟ نه پیامی... نه تولدت مبارکی... چیزی! لاوندر همیشه همینجوری بوده. بی احساس!

برخلاف آلانیس، خانم شپلی با دیدن دفترچه هیجان زده شد.
- صبر کن. این که یه دفترچه عادی نیست. پناه بر سر تا پای مرلین. آخرین باری که یکی از اینا دیدم، دوازده سالم بود. این خیلی خاصه!

آلانیس دفترچه را با دو انگشت گرفت و طوری که انگار شیء کثیفی است، بالا گرفت.
- چه خاصیتی داره دقیقا؟ حتی قشنگ هم نیست.

خانم شپلی با همان هیجان شروع به توضیح دادن کرد.
-این... راستش... تا جایی که یادمه، باید یه داستان توش بنویسی. هر چی که خواستی. و فقط برای یه بار می تونی واردش بشی. فکرشو بکن. یه دنیا خلق کنی و واردش بشی... عالی نیست؟

عالی بود!

حتی آلانیس هم نتوانست به بی نظیر بودن این ایده، اعتراف نکند.
- خب... جالبه... چطوری واردش می شم؟ کله مو بکنم لای صفحه هاش؟
و با انگشتانش شروع به ضربه زدن به جلد کتاب کرد.

خانم شپلی کمی فکر کرد.
- صبر کن... چطوری بود؟... آهان... مادربزرگم می گفت باید به تعداد سال های تولدت روی جلد... کتاب... ضربه... خدای من! آلانیس...

و آلانیس درست در عدد سیزده، ناپدید شد.

مادر، کتاب را ورق زد. خودش هم نمی دانست به دنبال چه چیزی می گردد. سعی می کرد گفته های مادر بزرگش در مورد خطر ورود به کتاب خالی را به خاطر بیاورد.

- باید مواظب باشی. همین که داستان معمولی تموم بشه، از کتاب میای بیرون... ولی کتاب خالی هیچوقت تموم نمی شه. فکرشو بکن... کتاب، دنیای واقعی نیست. توش نه خسته می شی و نه گرسنه و نه حتی پیر. تا ابد توی یه فضای خالی گیر می کنی... تا ابد از این صفحه به اون صفحه... و هیچی جز خلاء وجود نداره. هیچی!

چشمان مادر پر از اشک شد. ضربان سریع قلبش را احساس می کرد. کاش اجازه نمی داد هدیه را باز کند.
سعی کرد خودش را آرام کند. با این فکر که دفترچه را تا روز تولد خودش نگه می دارد... و در روز تولدش، داستانی نجات بخش برای دخترش می نویسد.

صدای مادر بزرگ ناخواسته در گوشش زنگ می زند.
- کتاب فقط برای یه نفره. وقتی یکی واردش شد، دیگه نمی شه ازش استفاده کرد. وسیله جالبیه. ولی خطرناک هم هست.

دو کلمه "خلاء" و "تا ابد" هنوز در ذهن مادر می چرخیدند...




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۴۵:۱۹ دوشنبه ۷ تیر ۱۴۰۰

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۱۹:۵۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6516
آفلاین
نتیجه دوئل آلانیس شپلی و لوسی ویزلی:


امتیازهای داور اول:
آلانیس شپلی: ۲۳.۵ امتیاز _ لوسی ویزلی: ۲۳ امتیاز

امتیازهای داور دوم:
آلانیس شپلی: ۲۲ امتیاز _ لوسی ویزلی: ۲۳ امتیاز

امتیازهای داور سوم:
آلانیس شپلی: ۲۳.۵ امتیاز _ لوسی ویزلی: ۲۴ امتیاز


امتیازهای نهایی:
آلانیس شپلی:۲۳ امتیاز _ لوسی ویزلی: ۲۳.۳۳ امتیاز


برنده دوئل: لوسی ویزلی!

..............................................

همزمان با طلوع آفتاب، آلانیس، کتری برقی را روشن کرد.

ولی کتری روشن نشد.

چون در دنیای جادویی برق در کار نبود. آلانیس سری به نشانه تاسف تکان داد و چوب دستی اش را به کتری چسباند. مشنگ ها هرگز چیز به درد بخوری درست نمی کردند.

با شنیدن صدای ضربه‌ای که به پنجره خورد از جا پرید.
جغد بود!
مسلما‏ یک جغد ویزلی!
جغد های ویزلی همیشه به پنجره می خوردند.

ولی این یکی کمی فرق میکرد.

بعد از برخورد به پنجره از جا بلند شد. یکی از پاهایش را مشت کرد و با عصبانیت به پنجره کوبید، در حالی که همزمان بال هایش را باز و بسته می کرد و جیغ می کشید.

آلانیس با دیدن این صحنه کمی ترسید. جغد بسیار طلبکار و پررو به نظر می رسید.

به خودش جرات داد و پنجره را باز کرد.

هیچ نامه‌ای به پای جغد بسته نشده بود. آلانیس تعجب کرد.
- تو که چیزی نیاوردی. چته پس؟

جغد جلو رفت و دست آلانیس را با خشونت گرفت و کشان کشان به طرف پنجره برد.

- هی، داری چیکار می کنی؟ منو کجا می بری؟

جغد گوش نمی کرد. پنجره را باز کرد و پنجه هایش را محکم دور دست های آلانیس پیچید.


فلش بک...دو روز قبل


صدای لوسی در فضای خانه پیچیده بود.
- بله بله از همونا می خوام. جغد مخصوص. با قابلیت حمل حداقل پنجاه کیلوگرم. لطفاً هوشمند باشه. قرار بره بسته رو تحویل بگیره و به جای دیگه ای منتقل کنه.

ساعاتی بعد، لوسی در حال صحبت با جغد بود.
- آلانیس شپلی‌. فهمیدی؟ اینم عکسشه. بذار تو جیبت گم نکنی. می بریش دره گودریک. تحویل رودخونه می دی. نزدیک رودخونه هم نشو. از بالا بنداز.

جغد فهمیده بود. او بهترین جغد اداره پست بود. نشان پست طلایی روی پرهای سینه اش برق می زد.


پایان فلش بک!


و حالا بسته در چنگش بود!

بسته پنجاه کیلویی معترض و پر سرو صدا را به دقت تحویل گرفت و به سمت دره گودریک پرواز کرد.










شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.