جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
تازه های انجمن ها
خوش آمدید، Guest
ورود به حساب کاربری
‹
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×
آنلاینها
22 کاربر(ها) آنلاین هستند (18 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17
مهمانان
5
اعضا
اعضای آنلاین
×
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
×
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
اطلاعیه مرداب هالادورین:
به جدیدترین
الهامات
گوش فرا دهید تا با خرید
چوبدستی
به جنگ دمنتورها رفته و
سپر مدافع یا مهاجم
خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه
زوپس مارکت جادوگران
، معجونهای
معجونسرای پاتیلطلا
و اقلام
شوخیکده فارس د ماره
بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به
شفاخانه مرداب زیرین
مراجعه کنید!
🦉 آقا/خانم عزیز [جادوگر]
با افتخار اعلام میداریم که به مدرسه جادوگری هاگوارتز پذیرفته شدهاید
جادوگران بزرگترین جامعه رولپلی هری پاتر فارسیزبان
شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝
یک داستان کوتاه بنویس
🧙
شخصیت خودت را بساز
🛒
از کوچه دیاگون خرید کن
🎓
به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
🔒 کاملاً رایگان | استاد راهنما اختصاصی | بدون پیشنیاز
💬 "فکر میکردم سخته، ولی استاد راهنما هر قدم رو آسون کرد!"
— علی، جادوآموز گریفیندور
— علی، جادوآموز گریفیندور
× بستن
- صفحه اصلی انجمن
- صفحه اصلی انجمن
- ایفای نقش جادوگران (Role Playing)
- وزارت سحر و جادو
- گاهنامه وزارت سحر و جادو

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/06/21
تولد نقش: 1398/06/25
آخرین ورود: امروز ساعت 01:07
از: خونِ جوانان محفل لاله دمیده...
پستها:
650
شغل
مدیر فنی دیوان جادوگران

گاهنامه وزارت سحر و جادو
دولت دوستی و دوپامین
شماره چهار (وقایع بهار و تابستان 1404)
دولت دوستی و دوپامین
شماره چهار (وقایع بهار و تابستان 1404)

وزیر پانمدی در نقش هاپوی فنی!
کمی قبل از پایان بهار، وزیر پانمدی تصمیم گرفت تا جهان جادوگری را آپدیت کند! او وزارتخانه را به امید رحمت و حکمت شورای الهی زوپس ترک کرد و به سمت ملکوت زوپس (Xoops)، جایی که سایت جادوگران در آن بنا شده بود حرکت کرد. اما غافل بود از اینکه راه برگشتی نیست و باید باقی عمر خود را در این مکان سپری کند تا به مسائل بی پایان فنی رسیدگی کند. گرچه جادوگرانی که هرروز بهتر، پرشور تر، پرامکاناتتر و زیباتر از دیروز باشد رویای دیرینه پانمدی بود به همین دلیل دست از افسوس خوردن برداشت و قبول کرد که شاید وقت آن باشد که به جای یک وزیر مردمی، حالا باید یک جادوگر فنی مردمی مستقر در ملکوت زوپس باشد. پانمدی نمیدانست به چقدر از قول ها و وعدههای خود در دوران انتخابات عمل کرده. او ظرفیت گستردهای در پیوند دادن طرح گالیون و وزارتخانه میدید. علاقه همیشگیاش به انجمن موزه باعث میشد که به تاریخ نگاری جادوگران و همچنین کارتهای قورباغه شکلاتی جدید فکر کند. حتی دادن یک کارت قورباغه شکلاتی جدید تا آخرین مراحل خود پیش رفت تا آنکه شخص منتخب فروتنانه علاقهای به دریافت آن نداشت!
وزیر پانمدی در بهار و تابستان، اوقات زیادی را در وزارتخانه نگذارند، اما امیدوار بود میراثی را به جای گذاشته باشد که وزیر بعدی بتواند آنها شکوفا کند و وزارتخانه همواره در خدمت جامعه جادوگری باشد. امیدوار بود و تلاش کرد دوستی ها همواره پابرجا باقی بمانند و دوپامینها هرگز از حد مجاز پایینتر نیایند.
پس از اتمام طرح خانه تکانی وزارتخانه سحر و جادو که در چهار فصل صورت گرفت، لیست نهایی تاپیکهای وزارتخانه به همراه توضیحاتشان مشخص شد و سیریوس با نگاهی امیدوار به آینده، کوله بارش را جمع کرد و وزارتخانه را با کوله باری از خاطرات ترک کرد...
دوستدارتان،
وزیر پانمدی.
وزیر پانمدی.

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on...that's who we really are

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/06/21
تولد نقش: 1398/06/25
آخرین ورود: امروز ساعت 01:07
از: خونِ جوانان محفل لاله دمیده...
پستها:
650
شغل
مدیر فنی دیوان جادوگران

گاهنامه وزارت سحر و جادو
دولت دوستی و دوپامین
شماره سه (وقایع زمستان 1403)
دولت دوستی و دوپامین
شماره سه (وقایع زمستان 1403)

شروع زمستان و سر به بیابان گذاشتنهای پی در پی کابینه
پاییز تمام شد و زمستانی سخت در راه بود! پانمدی از اینکه شب یلدایی باشکوه و بهیادماندنی برگزار کرده بود، خوشحال سرمست بود. در زمستان سخت و بیروح، مرگ معاون اول وزارتخانه شده بود و روح بوروکراسی اداری مرگ را هم در خود بلعیده بود. ریموس لوپین به جنگلهای آمازون گریخته بود تا از هیاهوی دنیا دور بماند و برای خودش مدیتیشن کند و از اضطراب کنکور کمی رها شود. در روزهای ابتدایی زمستان با حکم جناب مرگ، دو انتصاب جدید اتفاق افتاد. ترزا مک کینز به عنوان معاون امور خارجه (معاونت تبادل دوپامین) و سینگس بلک به عنوان معاونت امور تاریخی و حفظ میراث جادویی (جویندهی دوپامین در تاریخ) انتخاب شدند. گرچه که این دو شخص پرشور، از این مقامها و سمتها در عذاب بودند و دنبال هیجان میگشتند، پس طولی نکشید که خشتک دریدند و نوشیدنیهای دوپامین را سرکشیدند و راه به بیابان گرفتند.
در همان ابتدای زمستان، رویداد اقلیتهای جادویی دوباره از سرگرفته شده و ادامه پیدا کرد. چندروز بعد هم پانمدی نتایج رویداد را اعلام کرد و قول داد که بزودی برگزیدگان معرفی خواهند شد و به آنها آبنبات دوپامینی جایزه میدهد. در همین میان، فعالیت های مشکوکی در جامعه جادوگری مشاهده می شد. تعدادی از افراد وزارتخانه ناپدید شده بودند و هیچ خبری از آنها نبود. وزیر پانمدی هوشیار طی حکمی مفتشان وزارتخانه را معرفی کرد تا به جستجوی افراد گمشده و فعالیت های مشکوک بپردازند. مفتشان مخفیانه راهی ارتش تاریکی شدند و سعی کردند تا پرده از فعالیت های این ارتش مخوف بردارند اما متاسفانه سربه نیست شدند و هرگز به وزارتخانه بازنگشتند. مرگ از غم سربه نیست شدن مفتشان سر به بیابان گذاشت (باید اشاره شود که پدر پانمدی با این حجم از سر به بیابان گذاشتنهای اعضای کابینه در آمد!) اما از قدیم گفتند چو ایزد ببندد ز حکمت دری، به رحمت گشاید در دیگری!
همین شد که از در دیگری جناب آلبوس دامبلدور وارد شد و به عنوان معاون اول وزارتخانه آغاز به فعالیت کرد. آلبوس، وعده پانمدی را عملی کرد و طی اطلاعیهای افراد برتر رویداد اقلیت ها را معرفی کرد. وزارتخانه از مدالهای خوشگلی که درست کرده بود به خودش میبالید. شکلاتی و خوشمزه. از طرفی دیگر در یکی از همین روزها بود لرد ولدی که حوصلهاش سر رفته بود، به چاله میدان رفت و اعلام داشت که پانمدی را تبدیل به هورکراکس جدید خودش کرده است. پانمدی هم که هیچوقت کم نمیآورد، پا به چاله میدان گذاشت و پاسخ لرد را داد.

جنگی که خبر نکرد و از پشت آمد!
همه چیز تا اینجای کار برای وزارتخانه عادی و مثل آب خوردن بنظر میرسد. تا اینکه زمستان واقعی از راه رسید! جنگ و خونریزی! قتل و غارت! وحشت و ترس! لرد ولدمورت در اولین قدم خیزش ارتش خود، علیه وزارتخانه اعلام جنگ کرد. جنگی تمام عیار که قوانین تازه و نوآورانهای داشت. پانمدی که پیشتر به مدد مفتشان از امکان بروز چنین جنگی خبر داشت، غیورانه در میدان نبرد حاضر شد و اعلام آمادگی کرد. پیرو حضور رهبر ارتش تاریکی و وزیر سحر و جادو، جامعه دو شقه شد و جادوگران و ساحرگان وارد عرصه نبرد شدند و جبهه خود را مشخص کردند.
در نهایت سلحشوران ارتش روشنایی و سربازان ارتش تاریکی به همراه سلاحهایشان توسط رهبران دو جبهه ردهبندی شدند و جنگ گروهی و تن به تن در سه مکان ارتش وزارتخانه
، مجلس و راهروهای مجلس آغاز شد. روزها گذشت و نبرد ادامه داشت. نبردی طولانی و طاقت فرسا. طرفین تلفات سنگینی داده بودند و هیچکس از نتیجه خبر نداشت. سرانجام دژ مستحکم وزارتخانه، از حریم خود توانست با تمام قدرت دفاع کند و ارتش سفید پیروز نبرد شد. پانمدی نبرد را پایان داد و در نهایت برترینهای نبرد مشخص شدند. کمی بعد پانمدی اطلاعیهای در خصوص این نبرد تاریخی صادر کرد، به تشریح وقایع نبرد پرداخت و گفت در هیچ نبردی، هیچکس پیروز نیست چرا که نبردها جز رنج و هزینه، هیچ چیز دیگری ندارند.
نقل قول:
بخشی از اطلاعیه پانمدی:
در عین ناباوری و درحالی که با زیرشلواری خود در اتاق وزارتخانه دست به گریبان بودم و از تنهایی در چنین نبردی نمیدانستم چه کنم، ارتش مردمی سفید از راه رسید. ارتشی که از همان لحظه دیدنش اشک شوق در چشمانش جاری شد و زیرشلواری خود را به گوشهای پرت کردم و با عظم راسخ وارد میدان نبرد شدم.

تریبون آزاد وزارتخانه؛ محلی برای آزادی بیان تمام اقشار جامعه جادوگری
از کمی قبل از آغاز زمستان، وزیر پانمدی تریبون آزادی فراهم کرد تا همه موافقان و مخالفان دولتش بیایند و فحش بدند و اعتراض کنند تا بلکه کمی دلشان خنک شود و حتی دوپامین خونشان بالا برود. از دوستان نزدیک گرفته تا مخالفان سرسخت دولت دوستی و دوپامین، همگی به مرور به تریبون آزاد آمدند و سفره دلشان را باز کردند. وزیر پانمدی هم گوش نسبتا شنوایی داشت و با اعتماد به سقف کامل پاسخ همگی را میداد. این تریبون گامی بود برای تحقق وعده آزادی و شنیدن صدای مخالف.

بازگشایی باشگاه تفریحات وزارت خونه
پانمدی دوپامین دوست طی اقدامی باشگاه تفریحات وزارتخانه را مجددا بازگشایی کرد و با طرح داستان، چالش و پرسشهای جدید جامعه جادوگری را به چالشی دوپامینی و طنز دعوت کرد تا نشان دهد دولت دوستی و دوپامین همواره برای تفریحات جامعه ارزش بالایی قائل است. حتی اگر جامعه از صبح کله سحر تا بوق شب مشغول جان کندن برای چندرغاز گالیون باشد، اما هرگز نباید بیخیال تفریحات خود شود و دولت با محبت تمام، تفریحات پیشنهادیاش را در حلق ملت فرو... ببخشید به قلب ملت تقدیم میکند.

پایان نبرد و پانمدی فنی!
پس از پایان نبرد، پانمدی و جامعه جادوگری مدتی در سکوت فرو رفت تا زخمهایش را ترمیم کند. پانمدی، کابینه و جامعه جادوگری آستین را بالا زدند تا خشت به خشت خرابیها را ترمیم کنند و اینگونه بود که زمستان سخت به پایان رسید. البته کمی بعد پانمدی ناپدید شد چرا که به پشت پرده جادوگران و به مرکز مقر الهی زوپس رفته بود تا از جادوگرانی جدید پرده برداری کند...
در این مدت طرح خانه تکانی وزارتخانه نیز ادامه داشت و تاپیکهای بلااستفاده بیشتری به موزه جادوگران منتقل شدند:
ماجراهای دولت هجدهم
وزیر هزار چهره در جستجوی گمراهان
کانون جادویی آموزش (چوبدستیچی)
کشتارگاه وزارتخانه (مواظب دک و پوز خود باشید)
سازمان حل اختلافات (مافیای جماعت جادوگر)
ستاد اتم (این تاپیک مزخرف)
شورای ویزنگاموت
دوستدارتان،
وزیر پانمدی.
وزیر پانمدی.

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on...that's who we really are

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/06/21
تولد نقش: 1398/06/25
آخرین ورود: امروز ساعت 01:07
از: خونِ جوانان محفل لاله دمیده...
پستها:
650
شغل
مدیر فنی دیوان جادوگران

گاهنامه وزارت سحر و جادو
دولت دوستی و دوپامین
شماره دو (وقایع پاییز 1403)
دولت دوستی و دوپامین
شماره دو (وقایع پاییز 1403)
در فصل پاییز و همزمان با ریختن برگ درختان زیبا، برگهای کارمندان وزارتخانه نیز میریخت! حتی برگهای وزیر پانمدی نیز ریخته بود و پس از اتمام تابستان پرشور، پاییزی بی برگ آغاز شده بود. هرچند در همین بی برگی، دوستی و صلح و صفا در جامعه برقرار بود و فقط دوز دوپامین پایین آمده بود. وزیر باید فکر چاره میکرد... او معتقد بود که دوپامین هرگز نباید پایین بیاید!

آغاز رویداد اقلیتهای دنیای جادویی

در اواخر تابستان سرانجام خیزش اقلیتها شکل گرفت و برادر ریموس طی حرکتی انقلابی، سازمان اقلیتهای دنیای جادویی را تاسیس نمود. اقلیتها که از جامعه زخم خورده بودند، پشت درهای باز سازمان صف بستند و به این خیزش انقلابی پیوستند تا پس از قرون متوالی حقوق خود را زنده کنند. ریموس پس از مدتی سکوت، سرانجام پاسخ ملتی که خواهان پیوستن به سازمان بودند را داد و مو را از ماست بیرون کشید تا مبادا کسی در قالب گرگ شنگول و منگول خودش را به عنوان اقلیت جا بزند. وزیر پانمدی نیز با حمایت کامل از این سازمان و رهبر آن، ریموس لوپین، در اطلاعیهای لیست اعضای سازمان را اطلاعرسانی کرد و تاریخسازی این سازمان را قطعی خواند.

ریموس در جلسهای محرمانه، اعضای سازمان را فراخواند و اولین ماموریت سازمان را به همگی ابلاغ نمود. مدت کوتاهی پس از ابلاغ این ماموریت، متاسفانه ریموس مدتی ناپدید شد که معلوم شد عناصری که مخالفت حقوق اقلیتها بودند، او را دزدیده بودند و میخواستند به سوء او جان قصد کنند... ببخشید به جان او سوء قصد کنند. خوشبختانه ریموس از این واقعه جان سالم بدر برد اما ماموریت نیمه تمام ماند و برای مدت طولانی متوقف شد و سازمان برای مدتی در خفا فعالیتش را ادامه داد...

فصل کوییدیچ با طعم گالیون

هرچند که وزارتخانه نقش خاصی در برگزاری این دوره از مسابقات کوییدیچ را نداشت و فرزنده خوانده وزیر یعنی هری پاتر یک تنه مثل رستم دستان و به تنهایی بار اجرای این دوره از مسابقات را به دوش میکشید، اما وزیر پانمدی به عنوان یک وزیر مردمی وظیفه خودش میدانست تا در مسابقات شرکت کند و حتی با وجود خالی بودن جیبش، اسپانسر مالی یکی از تیمهای مسابقات شود. فصل پاییز با برگزاری مسابقات لیگالیون دوباره شکوفا شد و از آنجایی که جامعه جادوگری ظرفیت دوپامینیاش با برگزاری این مسابقات تکمیل شده بود، وزیر پانمدی برای جلوگیری از هرگونه اوردوزی، فعالیتهای وزارتخانه را صرفا به برقراری نظم و امنیت مسابقات محدود کرد.

اما متاسفانه وزارتخانه و فدراسیون کوییدیچ فریب خورده بودند! گنگستران مردمان خورشید که در قالب تیم «مردمان خورشید» خودشان را به فدراسیون معرفی کرده بودند و در مسابقات شرکت کرده بودند، پس از گذشت زمان کوتاهی، اقدام به شورش و آشوب کردند و اعلام کردند که مسابقات را به رسمیت نمیشناسند! وزارتخانه سحر و جادو با همکاری فدراسیون کوییدیچ، جستجوی شبانهروزی خودش را برای یافتن این گنگستران آغاز کرد و هرلحظه جامعه جادوگری را از آخرین اخبار این گنگستران مطلع مینمود.

وظیفه شناسی وزارتخانه به قدری بود که پانمدی حتی به بــرادر خودش نیز رحم نکرد و وقتی متوجه شد او یکی از اعضای این باند خطرناک است، تلاشها برای دستگیری او را متوقف نکرد.
سرانجام با تلاش های بیوقفه وزارتخانه، گنگسترهای کوییدیچ دستگیر شدند! پانمدی خودش شخصا این پرونده را بدست گرفت و تا زمان برگزاری دادگاهی عادلانه، مردمان خورشید را زندانی کرد. با فاصله کمی از زندانی شدن مردمان خورشید، متن کیفرخواست و ابلاغیه متهمان منتشر شد و نخستین جلسه دادگاه متهمان برگزار شد. مردمان خورشید تک به تک آمدند و از خودشان جانانه دفاع کردند. پانمدی از دفاع آنان بسیار متاثر شد و پس از ساعتها خود درگیری، معمای این پرونده را حل کرد و پرونده را مختومه اعلام کرد. متهمان پس از گذراندن حداقل مجازات که دولت مهربان دوستی و دوپامین برای آنان تعیین کرده بود، آزاد شدند و به آغوش جامعه جادوگری بازگشتند...
یلدای بیادماندنی وزارتخانه

در پایان فصل پاییز و در شب زیبای یلدا، وزیر پانمدی یک آهنگ یلدایی که توسط گروه غارتگران تنظیم و اجرا شده بود را به جامعه جادوگری هدیه داد و وعده داد که دولت هنردوست نوزدهم در آینده اثرهای هنری بیشتری منتشر خواهد کرد.
پس از اتمام پاییز جادویی، زمستان سختی در راه بود...
دوستدارتان،
وزیر پانمدی.
وزیر پانمدی.

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on...that's who we really are

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/06/21
تولد نقش: 1398/06/25
آخرین ورود: امروز ساعت 01:07
از: خونِ جوانان محفل لاله دمیده...
پستها:
650
شغل
مدیر فنی دیوان جادوگران

گاهنامه وزارت سحر و جادو
دولت دوستی و دوپامین
شماره یک (وقایع تابستان 1403)
دولت دوستی و دوپامین
شماره یک (وقایع تابستان 1403)
اینجانب، سیریوس اوریون بلک، از هماکنون به عنوان نوزدهمین وزیر سحر و جادو در مراسم تحلیف خود قسم یاد میکنم که آورنده دوستی و شادی برای تمامی جادوگران و ساحرگان عزیز باشم و تا آخرین لحظه مسئولیتم همه استعداد خود را در جهت شکوفایی جامعه جادوگری و فردایی بهتر بکار گیرم.
مقدمه

8 خرداد 1403، بعد از اتمام انتخاباتی نفسگیر رسما به عنوان نوزدهمین وزیر سحر و جادو انتخاب شدم. در زمان ثبت نام کاندیداها، با ارادهای فولادین و عظمی راسخ به عنوان اولین نفر کاندیدا شدم و رسما فعالیت خودم را آغاز کردم. آمده بودم تا شادی و نشاط را به جامعه برگردانم. آمده بودم تا با خوراکیهای خوشمزه و شکلاتهای ریموس دوستیها را بیشتر کنم. آمده بودم برای اعتلای فرهنگ، هنر و همه چیز! برای آزادی و شکوفایی!
در مدت انتخابات در رقابتی سنگین و نفسگیر با هشت کاندیداهای دیگر بودم. دوست داشتم در مدت انتخابات، ستادهای کاندیداهای دیگر در سالهای گذشته را بخوانم و از آنها بیاموزم. میدانستم خیلیها ایدههای خوبی را ارائه داده بودند که شاید هرگز آنچنان که باید و شاید دیده نشده است. در مناظرات سخت و پرچالش شرکت کردم و سرانجام آخرین اطلاعیه انتخاباتی خود را منتشر کردم. اطلاعیهای که آن را نقشه راه دولت دوستی و دوپامین در یکسال آینده معرفی کرده بودم. خوب به خاطر دارم که دوست عزیزم ریموس لوپین در واپسین لحظات به نفع من کنارهگیری کرد و این فداکاری هرگز از خاطرم فراموش نخواهد شد.
با برگزاری انتخاباتی عادلانه و پرشور، من و اما ونیتی به دور دوم انتخابات رفتیم و سرانجام در دور دوم به عنوان وزیر سحر و جادو انتخاب شدم. حالا دیگر رقابت معنا نداشت. همه چیز باید تبدیل به دوستی و همدلی خالصانه میشد و من باید تمام تلاش خود را به کار میگرفتم.
آغاز کار دولت دوستی و دوپامین

کار دولت رسما آغاز شده بود و من موظف بودم هیات دولت را معرفی کنم. پیش از شکل گیری رسمی هیات دولت باید مراسم ادای سوگند وزیر برگزار میشد. قبل از رسیدن به مراسم، من متن سوگندنامه را گم کرده بودم و همین میان ماجراجوییهای دولت آغاز شد. ماجراجویی که همچنان به پایان نرسیده است!
(آخرین رول ماجراجویی اول دولت تابدین لحظه)به هرحال من رسما طی یک سخنرانی پرهیاهو شروع دولت دوستی و دوپامین را اطلاع رسانی کردم و پس از چند روز مشورت با خبرگان و اندیشمندان سایت، مقاماتی را برای دولت طراحی کردم. بدین معنا که علاوه بر معاون اول وزیر و رئیس زندان آزکابان، مشاغل و مسئولیتهای دیگری را به عنوان کادر رسمی دولت در نظر گرفتم. مشاور وزیر، قاضی کل آزکابان، معاون امور خارجه، معاون سازمانها و احزاب، معاون اقلیتهای دنیای جادویی و در نهایت معاون امور تاریخی (حفظ میراث جادویی) از جمله این مسئولیتها بود.
اما برای شایسته سالاری هرچه بیشتر، از تمامی جادوگران و ساحرگان در فراخوانی تقاضا کردم که خودشان به وزیر سحر و جادو پیام بدهند تا از میان آنان، اشخاصی منتخب و مشغول به فعالیت در دولت شوند. به عنوان اولین انتصاب، کدخدای مرحوم عزیز یعنی کدوالادر جعفر را به عنوان معاون اول دولت برگزیدم و سپس اسکورپیوس مالفوی را به عنوان رئیس زندان آزکابان و آلنیس اورموند را به عنوان قاضی کل در جهت مبارزه با بیعدالتی و گسترش عدل در جامعه انتخاب نمودم. انتخابی که نشان از نگاه کاملا فراجناحی و شایسته سالارانه دولت داشت. در پایان نیز ریموس لوپین را به سمت مشاور وزیر و معاون امور اقلیتهای دنیای جادویی منصوب نمودم.
ماجراجوییهای دولت در تابستان

همه چیز از آنجایی شروع شد که زاخاریاس اسمیت طی اعتراضی اعلام کرد که «ما به پسران بیشتری نیاز داریم!» و از تمامی شهروندان دنیای جادویی تقاضای همکاری نمود. پس از این اعتراض جنبشی از جانب ساحرگان آغاز گردید که در طی این جنبش همگی ساحرهها ظاهر خودشان را مردانه نمودند و در ادامه حتی من و تعدادی دیگر از جادوگران جامعه نیز به این جنبش پیوستیم. این جنبش تا آنجا پیش رفت که دولت 12 تیر را رسما روز جادوگر (مرد) در سراسر جادوگران نامگذاری کرد. پس از آن بود که گابریل دلاکور با رجوع به دفتر وزیر، جنبش دیگری به نام ساحرگان که در گذشته اتفاق افتاده بود را یادآوری کرد و پیشنهاد داد تا 28 خرداد به عنوان روز ساحره در تقویم جادویی ثبت گردد. در نهایت با این پیشنهاد موافقت گردید و این دو روز مهم و بیادماندنی در تقویم جادویی ثبت شدند.

مصادف با همین رویداد، من به چاله میدون رفتم تا به کدخدا جعفر هشدار بدهم که زلزلهای مهیب در انتظار دهکده هاگزمید است و او به عنوان دهدار موظف است تا مقدمات لازم برای حفظ جان خودش و روستاییان را فراهم آورد. پس از حضور من، همگی شهروندان جامعه جادوگری نیز به آنجا آمدند و هرکدام به یک نحوی نسبت به این هشدار مهم واکنش نشان دادند. اما متاسفانه گوش کدخدا بدهکار نبود و من طبق وظیفه آخرین هشدار خودم را به او دادم. روستاییان همگی به سمت پناهگاه رفتند اما کدخدای شریف همچنان لجبازی کرد و در ساختمان قدیمی خودش در دهکده ماند و در نهایت زلزله هم آمد!
خوشبختانه کمی پیش از آمدن زلزله، وزارتخانه سحر و جادو اقدام به تشکیل یک تیم حرفهای نجات کرده بود و بسیاری از شهروندان دلسوز در دفتر فرماندهی کارآگاهان حاضر شدند و آموزشهای لازم را گذراندند. بعد از آمدن زلزله، تیم نجات ماموریت یافتند تا به محل حادثه بروند و کدخدای مانده در زیرآوار را نجات دهند. سرانجام پس از تلاش های تیم نجات معلوم شد که در تمام مدت کدخدا در دکه خودش خواب بوده است و سالم از میان آوار بیرون آمد.
اما این کدخدا دیگر کدخدای سابق نبود. کدخدایی با عظم و اراده قوی بود که میخواست با کمک وزارتخانه سحر و جادو، دهکده هاگزمید را از نو و به بهترین نحو بسازد. کدخدا و مردم روستا دست در دست هم، خشت به خشت دهکده هاگزمید را از نو ساختند و کدخدا به همگی ثابت کرد که یک مرد عمل واقعی و شریف است. پس از بازسازی کامل دهکده هاگزمید، از زحمت کش ترین مردم و روستاییان تقدیر شد و همچنین وزارتخانه نیز از بهترین مامور تیم نجات خود تقدیر کرد.
پس از زلزله و بازسازی دهکده، تلما هلمز نابغهای از خانواده معروف هلمز در لندن، از من درخواست کرد تا دوباره در دولت نوزدهم هم به جادوگران و ساحرگان مشکوک در جامعه جادوگری معجون راستی خورانده شود. من او را کارآگاهی باهوش و شکاک میدانستم به همین دلیل او را به سمت خوراننده معجون به ملت منصوب کردم و او نیز فورا کار خودش را شروع کرد. البته بعد از آنکه تصمیم گرفت تا اسکارلت لیشام را روی صندلی بنشاند، به طرز عجیبی غیبش زد و از آن روز دیگر ندیدمش.
متاسفانه از بازسازی دهکده هاگزمید مدت زیادی نگذشت که دولت دوستی و دوپامین داغدار شد و معاون اول خود را از دست داد. کدخدا کدوالادر جعفر از دنیا رفت و دار فانی را وداع گفت و وزیر را تنها گذاشت.
من به عنوان وزیر داغدار موظف بودم تا هرچه سریعتر دوباره به اوضاع وزارتخانه سر و سامان بدهم و نگذارم امور جامعه جادوگری عقب بماند. به همین دلیل طی اطلاعیهای ریموس لوپین را به عنوان معاون اول خود انتخاب نمودم تا با حضور او فصل جدیدی از ماجراجوییها جهت تحکیم دوستیها و تزریق شادی به آحاد جامعه جادوگری رقم بخورد. ریموس هم در اولین اقدام خود تصمیم گرفت تا بعد از مدتها نابرابری و سختی اقلیتها، حقوق اقلیتهای دنیای جادویی را زنده کند و سازمان اقلیتهای جادویی را تاسیس نمود. اقلیتها از سراسر دنیای جادویی با خوشحالی به این سازمان آمدند و طبق فراخوان ریموس، در آن عضو شدند. فصل تابستان بالاخره تمام شد و ریموس آرام نشسته بود و منتظر بود تا با اقلیتها، جهانی تازه بسازد...
طرح خانه تکانی وزارت خانه سحر و جادو

همینطور که مدام در قسمتهای مختلف وزارتخانه قدم میزدم، متوجه اتاقهای نامرتب و ناجوری شدم که تاریخشان گذشته بود و دیگر کاربردی نداشتند. البته مطمئن بودم که در گذشته این اتاقها بسیار مفید بودند و روزگاری پر هیاهو داشتند اما اکنون باید به اوضاع این اتاقها و بخشهای مختلف وزارت خانه سامان میدادم و فضایی برای اتاقهای جدیدتر ایجاد میکردم. در همین راستا به فکر طرحی افتادم تا وزارت خانه سحر و جادو را خانه تکانی کنم و ظاهری منظمتر به آن ببخشم. طبق طرح خانه تکانی اتاقهای زیر را به موزه جادوگران منتقل کردم تا به یادگار بماند. البته طرح خانه تکانی قرار است تا پایان دولت دوستی و دوپامین و به شیوههای مختلف ادامه یابد.

اتاقهای (تاپیکها) انتقال یافته به موزه جادوگران تا پایان تابستان 1403:
قوه قضاییه ارتش: عالیجناب مالفوی
تحریم انتخابات جادوگران!
وزارت ارتباطات: لوسیوس مالفوی
بيلبورد تبليغات
لیست شخصیتها، امتیازات (وزارت سحر و جادو)
ادارهی سوءاستفاده از وسایل ماگلها
انتخابات وزارت پرنسس نجینی
عذیذم، عذیذم، وزارتت موبارک!
شبکهی ایادی
دوستدارتان،
وزیر پانمدی.
وزیر پانمدی.

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on...that's who we really are
جزئیات کاربر

گاهنامه ی دولت کج و کوله، ملت گوشت و دنبه
شماره 1-1400/9/13
اخبار وزارت خانه
----
گزارش میشود پس از یک سانحه درانبار وزارت خانه، در چند روز گذشته اثری از وزیر الکساندرا ایوانوا، دیده نشده.
طبق گفتهی حاضرانِ در صحنه، وزیر که قصد داشته در انبار وزارت خانه سخنرانیِ مهمی ارائه بدهد، موقعی که پایش را روی سن گذاشته بود، پوست موز مزاحمی که آنجا حضور داشته بود، باعث شده بود وزیر به شکلی ناگهانی ناپدید شود.
خیلی از حاضران ادعا میکنند وزیر به خاطر دیدن پوست موز ذوق زده شده و فکر کرده میوه ی واقعی است. به خاطر همین سخنرانی را پیچانده و رفته تا موز را بخورد. اما دیگر هرگز برنگشته چون پوست موز مسموم بوده و او را کشته است. البته این فرضیه توسط کابینه ی وزیر به شدت تکذیب شد؛ تک تک آنها اظهار داشتند که وزیر روزانه چیز های خیلی بدتری از پوست موز میخورده و هیچ وقت هم نمیمرده.
مرگخواران و لرد سیاه هم از او اطلاعی ندارند.
اما اکنون سوال اصلی این است، وزیر سحر و جادو کجا به سر میبرد و مشغول چه کاری است؟ آیا وزیر جا زده و پس از بالا کشیدن ثروت های وزارت خانه و خالی کردن آشپزخانه، از قدرت و مقامش دست کشیده؟

---
مهم ترین دغدغهی جامعهی امروز جادوگری چیست؟
یک زندگی با آرامش و رفاه و داشتن کار و کاسبی مناسب در دنیای جاویی؟
یه نظام آموزشیِ درست؟
یه وزیر که همه ی این ها را در اختیار ملت بگذارزد؟
خیر! تمام دغدغه ی ملت، سیر بودن شکم وزیر بزرگ و پر عاظمات و پر کار و زحمتکش آنهاست!
وزارت خانه به تکاپو افتاده و دچار نوعی تشنج شده؛ وزیر الکساندرا ایوانوا، ابتدا با خوردن وزیر قبلی و قورت دادن عمامه ی ایشان، بر تخت وزارت خانه نشسته و سپس شروع به خوردن میز و صندلی ها و دیوار های وزارت خانه کرده است.
یکی از آبدارچی ها خبر داد:
"بعد از اینکه دسته ی جاروم رو قورت داد، چیزی برای خوردن پیدا نکردم و رفت سراغ ارباب رجوع ها."
کنترل وزارت هم اکنون از دست رفته است و کارمندان با نگرانی سعی در حل مشکل وزیر دارند.
بالاخره چه کسی ترمز شکم خانم وزیر را میکشد؟

---
سازمان حمایت از میوه گرایان؟
روزگذشته، مروپ گانت به طور رسمی اعلام کرد که الکساندرا ایوانوا، یک سیب را از داخل یخچال خانهی ریدلها برداشته و قصد داشته که با او فرار کند. اما طی حاثه ای سیب گم شده و وزیر، سخت سعی در پیدا کردنش دارد.
گرچه خود الکساندرا به شدت این را تکذیب میکند و میگوید که خود سیب، به خاطر ایوا از درخت روی زمین افتاده.
بهرحال، به گفته ی خانم گانت، دیروز که ایشان به دنبال سیب برای پخت غذای پسرمامان، به حیاط آمده، مچ آن دو را میگیرد.
او معتقد است:
«از وقتی مامان یادش میاد آدما با هم وصلت میکردن میوهها هم با هم، زمونه عوض شده دختره برداشته عاشق سیب شده!
بههرحال مامان صلاحشونو میخواد. اون سیب باید سوپ بشه برای فندقوانشدۀ مامان.
»آیا ایوا به سیب میرسد؟
پس از این اتفاقات، وزارت خانه چه رفتاری با میوه، و یا حتی غذا گرایان خواهد کرد؟
جامعه ی جادویی در حال دگرگونی است؟

___
لرد سیاه یا قورباغه؟
مرگخواران سخت در شک هستند...
لرد سیاه به خاطر دست زدن به یک رمزتاز خراب، چند ساعتی است که سر از یکی از چاه های مرلینگاه وزارت خانه در آورده است و نمی تواند از آنجا بیرون بیاید. البته در طی این مدت، مادر ایشان سخت در تلاش بوده که به لرد غذا و خوراک رسانی بکند. در این بین، صدای مهیبی ناگهان از درون مرلینگاه به گوش میرسد و تنها چیزی که پس از آن به چشم میخورد، قورباغهای سبزپوش و حشرهخوار است.
سوالی که پیش میاد این است که آیا برای بازگرداندن لرد باید از پرنسسی سیهچرده استفاده کنند؟ آیا با فرستادن لینی به درون چاه میشود لردباغه را وسوسه کرد؟

----
رقابت چای، با سیاه ترین مرگخوار لرد سیاه؟
خیر اشتباه نمیکنید. چای واقعا چای است. یعنی چای ای که ممکن است هر روز در قوری ریخته، دم کرده و برای صبحانه بخوریم.
اما مثل اینکه در زندان با چای برخورد های دیگری میشود؛ شب گذشته که اعلام شد زندانی ها قرار است به مدت 24 ساعت به امان خدا، در حالی که دیوانه سازی در و برشان نیست، داخل زندان رها شوند، قرار شد که بلاتریکس و یک کیسه چای با یکدیگر به نبرد بپردازند.
بلاتریکس لسترنج، نزدیک ترین دستیار لرد سیاه در طول عمر خود چند صد جادوگر و ساحره را با یک حرکت چوب دستی نابود کرده است نمیانده ی ساحره هاست... اما حالا یک کیسه چای به عنوان نماینده ی جادوگران انتخاب شده است؟
زندانی ها هیچ ایده ای راجع به چگونگی نبرد بلاتریکس با یه چای را ندارند.
آیا بلاتریکس برای حفظ شأن خود از دوئل با چای خودداری کرده، یا اینکه برای حفظ آبروی ساحرگان آزکابان با این دوئل موافقت میکند؟

____
شورش به آشپزخانه ی آزکابان، برنامه ی بعدی وزیر سحر و جادو!
الکساندرا ایوانوا، با فراخوان و اطلاعیه ای که منتشر کرد، جوانان جامعه ی جادویی را به پیکار در راه دنیای جادویی دعوت کرد و اعلام کرد:
اگه امروز جلوی کارای شرورانه ای که توی آشپزخونه ی آزکابان رو نگیریم، میخورم... چیز! فردا نمیتونیم جلوی فساد و هرج و مرجی که ممکنه بقیه ی جاهای آزکابان و وزرات خونه رو در بر بگیره، چیز کنیم... بایستیم!"
آیا جوان ها برای این شورش داوطلب خواهند شد؟
دواطلبان چگونه تعلیم خواهند دید؟ به راستی منشاء ین فسادی که آشپزخانه را در برگرفته و وزیر از آن میگوید چیست؟

____
اخبار مربوط به معجون راستی!
وزارت خانهی سحر و جادو، تصمیم گرفته که دوباره معجون راستی رو برگزار کنه و هر چند وقت یه بار، معجون های زیبا و غیر بدمزه ش رو بریزه تو حلق... یعنی به شرکت کننده ها تعارف بکنه!
چند ماه پیش یه مصاحبه رو با آگلانتاین پافت پیر داشتیم که بسیار دلنشین به سوالامون جواب دادن و اصلا طی سوالا قصد جون بعضی از اعضای کابینه ی بنده رو نکردن...
اینجا میتونید مصاحبهی این پیرمرد رو بخونید و ببینید چطور وقت پیرمردیش رو به بطالت و قمار بازی میگذرونه.
آره خلاصه... منتظر مصاحبه ها و معجون خورندگان بعدی باشید!
امیدوارم نفر بعدی با لطافت بیشتری عمل کنه و در ضمن سعی نکنه با آغوش های پدرانه ش به طرفم هجوم بیاره!
فعالیت های فوق برنامه!
ممکنه دیده باشید... یا ممکنه ندیده باشید شاید هم!
ولی وزارت سحر و جادو، چند وقت پیش اطلاعیه ای نوشته و از شما خواست برا حفظ امنیت جامعه ی جادویی دست به کار شده، و شروع به دستگیری مجرمانی که در جامعه ی جادویی حضور دارند و به هر نحوی دارن جامعه ی زیبای ما رو آلود میکنن، بکنید!
بعد از دستگیری چند مجرم و تعلیماتی که رئیس اداره ی کاآگاهان به شما میده، شما یه عضو رسمی از اداره ی کاآگاهان خواهید بود و رنک میگیرید و از این حرفا.
پس معطل نکنید! مجرم ها رو پیدا کنید... شاید یکیشون کنارتون ایستاده باشه.
اطلاعات تکمیلی در این مورد رو هم توی این تاپیک میتونید ببینید گاهنامه تموم شد خدافظ برید خونه هاتون.

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

به نام دولت نظافت و تقارن
گاهنامهی وزارت سحر و جادو
شماره چهارم(آخر)
آخرین اخبار:
●آخرین ایوِنت دولت نظافت و تقارن:
النکاح سنتی!
پس از درخواست عمیق رودولف لسترنج از مرلین، و اجابت درجا و عجیب ایشان، ساحرههای جامعهی جادوگری همسر رودولف و در نتیجه هوو گشتند و بلافاصله به دادگاه خانواده مراجعه کردند تا از این بند رهایی یابند. شایعه شده به دلایل نامعلوم مرلین تعدادی از جادوگر ها را هم مناسب همسری رودولف دیدهاست.
●آخرین اخبار از خورندگان معجون راستی
پس از بانو لینی وارنر، کریچر، رابستن لسترنج، تام جاگسن و در نهایت مرلین کبیرمعجون راستی نوشیدند و به گناهان نابخشودنیشان اعتراف کردند.
● نجات رودولف لسترنج!
بعد از تحمل بدبختیهای بسیار در آزکابان و دریای سیاه، بلاتریکس که دوری از همسر رو تاب نیاوردهبود برای نجاتش شتافت!
●رابستن در قالب روح آرسینوس فقید، دست از سر وزارتخانه برداشت!
رابستن و بچه که به دلیل در چنگ نگرفتن وزارت گلهمند بودند، در نهایت با کسب منصب معاونت رضایت دادند بیخیالِ روحبازی شوند.
●آخرین خبر:
پایان دولت
در تاریخ (23 شهریور 1398) وزارت سحر و جادو پس از مشکلات و دردسرهای فراوان به بنده رسید. کابینهی دولت شانزدهم سعی فراوان نمود تا با وجود درگیریهای خارج از سایت فعالیت خود را با قدرت ادامه دهد و انتظار جامعهی جادوگری را از یک وزارت برآورده کند. با توجه به در نظر گرفتن این احتمالِ قوی که ممکن است از سال جدید، وزیر توانایی و وقت رسیدگی به وزارتخانه را نداشتهباشد، برخلاف مدت زمان یکساله، با پایانِ شش ماه وزارت را تحویل میدهد.
در ادامه فعالیتهای بولد وزارت را مطالعه میفرمایید.
فعالیتهای انجام شده توسط وزارت نظافت و تقارن در طول مدت ششماههی وزارت:
■ بازسازی تقویم جادویی
■هالیپاف، به مناسبت همزمان شدن روز هافلپاف و هالیویزارد
■ برگزاری هالووین تمیز و متقارن
■ تحویل کارت قورباغه شکلاتی بارون خون آلود
■ تحویل کارت قورباغه شکلاتی لینی وارنر
■ برگزاری عقد همگانی
■ جشن روز گریفندور و رماتیسم نویسی در سطح سایت
■ اجرای خورندگان معجون راستی
■ راه اندازی انجمن حمایت از ساحرگان
■ بازسازی یادبود ناظران
دولت پانزدهم امیدوار است در این مدت زمان مفید عمل کردهباشد.
در آخر (کلیشهبازیه ولی همینه که هست.
) تشکر میکنم از:
مروپ گانت و رابستن لسترنج که در هر زمانی با ایده هاشون کنارم بودن.
مدیران ایفای نقش، سو لی و فنریر گریبک که هر وقت کمک خواستم حاضر شدن.
تام جاگسن، بابت لوگوها و نمادهای قشنگش.
مرلین و مورخینشون که همیشه به شدت متعهد و مسئولیت پذیر بودن.
دروئلا روزیه که با وجود مشغلههاش کنارمون موند و برای طرحریزیِ مسابقات فرار از آزکابان همراهیمون کرد.(که متاسفانه زمانی برای اجراش نداشتیم چون خورد به شطرنج
.)هوریس اسلاگهورن که انقدر ازشون کمک و مشاوره خواستم که روم سیاه آقا.
رکسان ویزلی که رسیدگی به انجمن حمایت از ساحرگان رو به عهده داشت.
رودولف لسترنج که با ایدهمون همراهی کردن و کمک رسوندن.
خیلیهای دیگه هم توی این دوران کمک رسوندن و اسمشون جا مونده. از همه ممنونم.
"آخرین عکس یادگاری کابینه و دوستان"
۹۸/۱۲/۲۶
پایان دولت نظافت و تقارن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1398/12/25 15:01:44
گب دراکولا!
جزئیات کاربر

به نام دولت نظافت و تقارن
گاهنامهی وزارت سحر و جادو
شماره دوم، چهارشنبه، 15 آبان 1398
بخش اخبار:
اخبار وزارت سحر و جادو:
- برگزاری ِ هالووین تمیز و متقارن!
پیش از فرا رسیدن آخرین شب ِ سرد اکتبر، وزارتخانه شروع به فراهم کردن اقدامات لازم جهت برگزاری یک هالووین باشکوه نمود. پس از غروب خورشید ۳۰ اکتبر سرگروهان ِ سه دستهی زامبیها، خونآشامها و گرگینه در خیابانها ریخته و سعی در افزودن به جامعهی کوچک خود داشتند. مراسم هالووین وزارتخانه با استقبال پرشوری روبرو شد و تعداد اعضای زیادی در آن شرکت داشته و به رعب و وحشت کمک نمودند. نکتهی قابل توجه اینکه، وزارتخانه توانست تمامیِ گرگینهها را به حمام برده و لباسهای زامبیها را تعویض نماید. در این میان تعدادی از کارکنان وزارتخانه به فنا رفتند که اصلا مهم نیست.
نهایتا، ماموران وزارتخانه با تلاش فراوان تا صبح روز ۱ نوامبر واکسن ضد هیولایی را به همه ملت فرهیخته هیولا پرور تزریق کردند اما طبق اخبار واصله تنها کسی که وزارتخانه تا کنون موفق به پاک سازی اش نشده فنریر گری بک است. بنابراین به محض رویت این زوپس نشین اعظم فاصله خود را حفظ کرده و برای جلوگیری از نوش جان شدن با آبلیمو و نان سنگک فرار را بر قرار ترجیح دهید!
- اخبار جدید از شرکت حمل و نقل جادویی!
لرد سیاه عزم سفر کرده است اما در اثر مسدودیت تمام خطوط حمل و نقل جادویی وی مجبور شده خود و مرگخوارانش را در جعبه بسته بندی کرده و جلوی در خانه ریدل بگذارد.
حالا لرد کورلئونه در ایتالیا پدرخوانده گروهی مافیایی است و قصد دارد خواسته های مراجعه کنندگانش را از هر طریقی که شده بر آورده سازد.
این خواسته ها به کجا خواهند رسید؟ آیا لرد میتواند خواسته فردی را که طلب قمه های رودولف را کرده بر آورده سازد؟ و آیا رودولف برای همیشه بی قمه خواهد ماند؟

کودتایی با ماجراهایی فراوان...
کودتای ساحره ها به کجا خواهد انجامید؟ آیا ساحرگانی که حالا جادوگران را وادار به پوشیدن دامن کرده اند به زودی برای همیشه به تعطیلات جزایر قناری خواهند رفت؟
مهر لوس و در پر قو نگهداری شده وزیر کریس که حالا می خواهد با ساحره ها قایم باشک بازی کند آیا بلاخره دم به تله خواهد داد؟
در این میان جادوگران برای احقاق حق خود چه تصمیمی خواهند گرفت و آیا به مقابله خواهند برخاست؟
با آبدارخانه وزارت سحر و جادو همراه باشید.
- عاشقانه یا نیرنگ وارانه؟!
مادر برای فرزندش، چه خواهد کرد؟
کتاب ِ زندگی و نیرنگهای ولدمورت هماکنون در دست انتشار!
تام ریدل، پیش از آنکه لرد ولدمورت شود، سعی در مخزدن و به آسانی به پول رسیدن دارد. به سارا، که عاشق سینهچاک اوست قول ازدواج داده و درست در زمانی که نیرنگهایش در حال ِ برملا شدن هستند به بلاتریکس خبر میدهد.
حالا بلاتریکس و سارا به جان ِ یکدیگر افتادهاند و تام که میترسد سرش بیکلاه بماند، از مادرش کمک میگیرد.
آیا این پایان نیرنگهای ولدمورت است یا، قرار است به درازا بکشد؟
نویسنده: آلبوس دامبلدور
تصویر آسلامیشدهی زیر، از حوادث آن خانه توسط خبرنگار اعزامی ِ ما شکار شدهاست:

اخبار آزکابان
مجرمین محکوم شدند، بیگناهان آزاد!
پس از مدت ها خاک خوردن، بالاخره تام جاگسن و دروئلا روزیه، معاون و مدیر آزکابان محکومین ارنی پرنگ، آلکتو کرو، هوریس اسلاگهورن، مروپ گانت، سدریک دیگوری و آگلانتاین پافت را به سزای خود رسانده و جوزفین مونتگومری را پس از پرداخت جریمه هایش آزاد کردند!
اخبار موزه
- برگزاری مسابقات زنگ انشا!
به مناسبت روز گریفیندور ریاست موزه، کنت الاف، طی یک جلسه با رماتیسم نویسان گریفیندور مسابقه زنگ انشا را برگزار کرده و تجربهی یک زنگ انشا را به همهی اعضای سایت هدیه دادند!
حوادث
- سرانجام لرد سیاه چه خواهد شد؟
رمزتازها در سراسرکشور پخش شدهاند. رمزتازهایی به هر شکل ممکن، و به انواع و اقسام اندازهها. وزارتخانه پیشنهاد میکند به هیچ چیز دست نزنید. عواقب آن ممکن مرگ بر اثر گرسنگی، تشنگی یا زخم بستر باشد که آنقدرها مهم نیست.
خبرنگاران ما به ما اطلاعاتی مبنی بر گرفتاری ِ لرد سیاه در مکانی را دادهاند اما... راستش ما این اخبار را اصلا تایید نمیکنیم.
... اگر مایل به دستیابی به اطلاعات بیشتر هستید، به محل مربوطه بروید. 
آیا آن اتفاقی که نباید بیفتد، برای لرد سیاه رخ خواهد داد؟ آیا مرگخواران میتوانند کاری کنند؟

- پشت پرده وزارت چه خبر است؟
سوژهی دردسر ساز، هماکنون در بند!
اما نه در بند زندان آزکابان، بلکه در بند دستان ِ فنریر گریبک. سوژهی تنها و بیکسی که سوژهای ندارد و تنهاست.
ملت غیور، بیایید با قدرتمان او را نجات دهیم! از هماکنون با هشتگ #سوژهخورها_تسترالند حمایت خود را اعلام دارید تا آن گرگینهی جانی هر جای دنیا که هست سوژه را به حال خود رها نماید.
سوژه های مظلوم و در راه مانده نیازمنده یاری گرم شما ملت غیور هستند.
وجوه پستی خود را به شماره حساب:
(۰۰۰۰۰۰۰۰۰ به نام: وزارت سحر و جادو)
رویدادها
لینی وارنر، معجون راستی نوشید! هماکنون به دلیل افشا سازی ِ حقایق توسط وی، در جامعه هرج و مرج به راه افتاده و او نیز فراری است!
9آذر، روز تغییر شناسه!
اگر شناسهای در دست تعویض دارید یا با شناسهی کنونی خود حال نمی کنید، تا روز تغییر شناسه صبر کرده و درآن روز زوپس را با بلیتهایتان خانهخراب کنید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1398/8/15 13:51:32
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1398/12/23 10:46:55
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1398/12/23 10:46:55
گب دراکولا!
جزئیات کاربر

به نام دولت نظافت و تقارن
گاهنامهی وزارت سحر و جادو
شماره اول، یکشنبه هفتم مهرماه 1398
بخش اخبار:اخبار وزارت سحر و جادو:
شکل گیری دولت جدید، وزیر جدید، کابینه جدید!
وزیر گابریل دلاکور، در تاریخ شنبه ۲۳ شهریور، توسط شورای آسمانی زوپس و با حمایت همه جانبهء انجمن ساحرگان، بر مسند قدرت نشست.
بلافاصله پس از این اتفاق ملت فهیم و همیشه در صحنه، به خیابانها آمدند و با شعاری که پرسشی بزرگ داشت، یعنی: "کریس را خوردید؟
" کابینه دولت پانزده و نیمام را مخاطب قرار دادند.کابینه نیز به سرعت و در حالیکه اصلا دستپاچه و دچار ترس و وحشت و اضطراب و نشستن دانههای درشت عرق بر جبین نشدهبود، مرگ ناگهانی وزیر اسبق را شرح داد.
دولت پانزده و نیمام به محض روی کار آمدن تغییراتی را در کابینه اعمال نموده و با شعارهای "مخالفان را شفاف خواهیم نمود" ، "موافقان را هم به دلیل سلامت خودشان شفاف خواهیم نمود" ، " آنهایی که نه مخالفند و نه موافق را نیز بهعلت این بیثباتی و در دست نگرفتن سرنوشت جامعهء خویش، شفاف خواهیم نمود" ، تمایل خود در شفاف نمودن همهء جامعه اعلام کرد.

آیا این دولت، دولتِ معتاد شدن سوژه هاست؟!
اعتراضات گستردهای مبنی بر ترویج اعتیاد در دولت ِ جدید رخ دادهاست. خبرنگار وزارتخانه طی گفتگو با یکی از معترضان میگوید:
- مردم میگن اگه قراره سوژهها از خطر اعتیاد در امان نباشن، پس جوونهامون چی؟ چه بلایی قراره سر بچههامون بیاد؟
خبرنگاران ِ فرصتطلب نیز بهسرعت روی وزیر ذرهبین انداخته و ایشان را در حالیکه کوچه دیاگون را تی میکشیدند گیر انداخته و سخن مردم را به وی رساندند. مفتخریم جواب ایشان را به عرض برسانیم:
- نشانههای دولتهای پیشین هنوز در میان جامعه به چشم میخوره و این تقصیر دولت تازهکار ما نیست ای مردم. به ما برای پاکسازی و مرتب کردن اوضاع وقت بدید و نگران نباشید... همهچیز متقارن خواهد شد!
دولت جدید، افتخار آفرین یا خائن؟
در پی مرگ سوری ارباب لرد ولدمورت و به قدرت رسیدن هاگرید به صورت موقت و به عنوان لرد شکلاتی، وزارتخانه که
من خواب دیدم ارباب کتابی که بهشون قرض دادهبودم رو ارباب بهم دادن و منم دادمش به رابستن! این یعنی ارباب میخوان ما با گرویدن به رباب وفاداریمون رو بهشون ثابت کنیم!
پس وزارتخانه شبیهترین مرگخوار به لرد ولدمورت را فراخوانده و رباب (ارباب راب) را موقتا و سوری و صرفا جهت کم کردن روی هوریس دادن قوت قلب به مرگخواران و این امید که "او زنده است" انتخاب نمود.
در نهایت با وجود تمامی اعتراضات بیهودهء، لرد ولدمورت بازگشته و با فراخواندن گابریل و دروئلا و رابستن به سمت چپ، آوادای محکمی بر پیکر همه معترضان زد.
انتقال تجربیات روح آرسینوس به وزیر جدید!
رابستن لسترنج که خود را جای روح آرسینوس جیگر، وزیر اسبق سحر و جادو جا زده و در کشوی میز وزیر سحر و جادو با بچه اش پنهان شده است قصد دارد تجربیات خود را با شرط باز نکردن کشوی میز توسط گابریل به او انتقال دهد!
آیا تجربیات کاذب رابستن فایده ای برای وزیر گابریل خواهد داشت؟ به انبار وزارت سحر و جادو بروید تا این تجربیات گرانبها را دریابید.
آیا با به قدرت رسیدن ساحرگان پیش از موعد مقرر، آنها به کار خود پایان خواهند داد؟
پس از شگلگیری انجمن ساحرگان، جمعی از ساحرگان بسیار محترم جامعه مقاصد والایی را نشانگذادی نموده و شروع به جنگ آشکار برای کسب اهدافشان شدند.
مرلین نیز با آنها یار بود و پیش از زمان موعد آنها با وزیر شدن گابریل دلاکور به قدرت رسیدند اما...
آیا این پایان کار است؟
در این باره با بانو گانت صحبت کردهایم. ایشان گفتهاند:
- کی گفته؟ پس تکلیف اون همه سبزیای که امروز خریدم چی میشه؟! فقط از امروز انجمن رئیس جدیدی داره... رکسان ِ خالی ِ مامان!

این مصاحبه نشان میدهد کار انجمن هنوز با جادوگران تمام نشدهاست.
اخبار آزکابان:
پس از گزینش تام جاگسن به عنوان معاونت زندان آزکابان، وی به سرعت راه ارتباطی با ناظران را ساخته و نشان داد وزارت کاملا مردمی و برپایهء نظرات مردم میباشد.
اخبار موزه وزارت سحر و جادو:
راهاندازی هالیپاف، اولین مسابقه دولت نظافت و تقارن، با پیشبریِ کنت الاف!
نزدیک بودن ِ روز سینمای جادویی با روز گروه هافلپاف، نوید مسابقهء فرح بخش و زیبای هالیپاف را داده و شرکت کنندگان پستهایشان را در تاپیک هالی ویزارد ارسال نمودند.
نتایج به داوری ِ کنت الاف، سو لی و هاگرید بهزودی اعلام خواهد شد. وزارتخانه جوایز نفیسی برای نفرات اول تا سوم در نظر گرفته است!
شرکت کنندگان:
تام جاگسن
مروپ گانت
رودولف لسترنج
پاتریشیا وینتربورن
سرکادوگان
پنهلوپه کلیرواتر
رکسان ویزلی
* ضمنا اسامی افرادی که ثبت نام نموده و از ارسال پست در جشنواره سر باز زدند، به ریاست آزکابان اعلام شده و به زودی به جرمشان رسیدگی خواهد شد.
رویدادهای پیش ِ رو:
۲۱ مهر، روز گریفیندور و رماتیسم!
گریفیندور، گروه پر افتخار هاگوارتز! گروهی که در همه ادوار با فراز و نشیبهایی روبرو بوده است.
مشتاقانه منتظر فرا رسیدن این روز مبارک و تبریک به دوستان گریفیندوریمان هستیم.
*وزارتخانه متعاقبا برنامههای مربوطه برای جشن گرفتن این روز را اعلام خواهد کرد.
بخش حوادث:
جنگ بلاتریکس با سارا بر سرد به دست آوردن لرد سیاه، یا تلاش سارا برای بدست آوردن ثروت مالفوی ها؟!
سارا دختری که با دیدن ثروت تام ریدل عاشقش شده است، امیدوار است که بتواند عمارت و ثروت تام ریدل را به نام خودش کند غافل از اینکه این ثروت ها به دوست تام یعنی لوسیوس مالفوی تعلق دارد. او در این راه در حال جدالی خونین با بلاتریکس لسترنجی است که شیفته واقعی تام ریدل است.
سرانجام این مثلث عشقی به کجا خواهد رسید؟
متفرقه:
راهاندازی "خورندگان معجون راستی"
پس از مدتهای مدید، وزارتخانه بطریهای معجون راستی را از انبار بیرون آورده و برای جلوگیری از اسراف، در خیابانها گشته و چهرههای مشکوک را به وزارتخانه دعوت مینماید. اولین چهرهء مشکوک آقای رودولف لسترنج بود که به سوالات پاسخهای تقریبا کاملی ارائه نمود. لیست سوالات و پاسخهای آقای لسترنج بزرگتر را در تاپیک "خورندگان معجون راستی" مشاهده مینمایید.
فرد مشکوک بعدی، چه کسی خواهد بود؟
وزارتخانه از مردم کمک و نظر می خواهد! در صورت مشاهده چهره مشکوک و تمایل به بازپرسی از اشخاص مشکوک به پیام شخصی مراجعه نمایید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1398/12/23 10:46:05
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1400/4/27 13:08:55
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1400/4/27 13:08:55
گب دراکولا!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/05/28
تولد نقش: 1397/08/03
آخرین ورود: یکشنبه 31 شهریور 1398 22:38
از: زیر ضلع شمالی سایه ارباب!
پستها:
458

به نام دولت چسبندگی و سازندگی.
روزنامه صبح وزارت!
شماره یک، سه شنبه پنجم شهریور ماه 1398.
بخش اخبار:
اخبار وزارت سحر و جادو!
-روح وزیر مرده، آرسینوس جیگر از انبار وزارت به پا خواست!
طبق اتفاقی عجیب، روح آرسینوس جیگر توانست خود را از انبار وزارت(که تابوت وزرای قبلی در آنجا قرار دارد) به دفتر شخص وزیر برساند و ایشان را زهره ترک کند. آخرین اخباری که از سوی خبرنگار اعزامی گرفته شده بدین شرح است:
طبق تحقیقاتی که در خانه ی ریدل و وزارت انجام شد، روح آرسینوس تا کنون درخواست های عجیبی از جمله ماتیک های کراب و لقمه ی ساندویچ هلو و عسل و خیارشور و گوجه بانو مروپ کرده است. همچنین شنیده شده این روح لهجه ی عجیبی دارد، برای مثال کارگری قسم خورده است صدای او را هنگام گفتن جمله ی :((باید این کارو انجام کردن بشیم! ))شنیده است و حتی قیافه ی او را از لای در دیده و عکس او را نقاشی کرده است.

طبق آخرین اخبار بدست آمده کریس چمبرز و معاونش با تایید پروفسور سمیعی تصمیم گرفتند لقمه را آلوده به معجون های هکتور کنند تا روح آرسینوس به کما برود...
-تمامی رمزتازهای وزارتخانه از تالار رمزتازها دزدیده و در سطح شهر پخش شده اند!
درست بیست و پنج دقیقه بعد از تایید وزارت کریس چمبرز، افرادی نامعلوم که طبق گزارش مامور تالار یک مار و یک خانم مو فرفری در راس آنها قرار داشتند، به تالار دستبرد زده ورمزتازها را در سطح شهر پخش کردند.
هماکنون شاهد انتقال جادوگران در تمام نقاط هستیم! مردم دیگر نمیتوانند بهآنچه که لمس میکنند اعتماد داشته باشند!
طبق آخرین اخبار بدست آمده معاون وزیر، گابریل دلاکور هنگام نظافت کردن به تی رمزتازی برخورد کرده و در یکی از اتاق های گریمولد افتاده است.
وزیر سحر و جادو طی مصاحبه با خبرنگار اعزامی گفت:
ما غافلگیر شدیم! پیشنهادمون به مردم اینه که هشیار دست بزنن!
-انجمن حمایت ازساحرگان به راه افتاد، غیبت ها شروع شد!
طبق آخرین خبرها، گابریل دلاکور سازمان حمایت از ساحره ها را نظافت کرده و سپس در آن را دوباره به روی همه ساحره ها باز کرد.تا کنون آندریا کگورت، رکسان ویزلی ، پاتریشیا وینتربورن، مروپ گانت، دروئلا روزیه، لیسا تورپین، ماتیلدا استیونز، ابیگل نیکولا، بلاتریکس لسترنج، تاتسویا موتویاما، جودی جک نایف، دیانا کارتر، نجینی و بچه رابستن زاده اصل عضو این گروه شده اند، همچنین طبق گفته ی معاون وزیر به کراب هم جغدی ارسال شده است که هنوز پاسخی در مقابلش دریافت نشده.
هنوز اطلاعات بیشتری از این سازمان بدست نیامده اما به گفته ی رییس این سازمان به زودی قرار است حرکت بزرگی از این انجمن ببینیم، امیدواریم در شماره ی بعدی خبرهای بیشتری از این انجمن در دسترس باشد.
و در آخر تنها عکسی که گزارشگر ما توانست از این انجمن به دست بیاورد را مشاهده میکنید.

اخبار آزکابان و موزه وزارت سحر و جادو!
-تقویم رسمی جادویی سال جدید عرضه شد!
کنت الاف موزه دار، ضمن تشکر از همه ی مورخ ها و همچنین ضمن تشکر از آتش زنه، اعلام کرد که بالاخره تقویم مورد تایید وزارت با رویدادها و مراسم جادویی به مرحله نهایی رسیده است. همچنین کنت الاف اعلام کرد که * اعضای ایفای نقش میتوانند با ارائه مدرک و دلیل محکمه پسند از طریق پیام شخصی، به تعداد مناسبت ها اضافه کنند.
آزکابان:
بخش زندانیان جدید:
طبق آخرین شکایات، مروپ گانت به دلیل شکایت رابستن لسترنج به زندان افتاد، رابستن اذعان داشت که بانو باعث شده اند تا بچه هوایی شده و هی((مامان مامان)) کند.
همچنین ابیگل نیکولا از رودولف لسترنج شکایت کرد زیرا رودولف ادعا کرده بود که: همه ی ساحره ها لطیف هستند!
البته که با دفاع جانانه ی رودولف و همچنین شکایت بک او از وزیر، احتمالا دفاعش مورد قبول قرار میگیرد.
همچنین دیانا کارتر و رودولف لسترنج اقدام به شکایت از شخص وزیر کردند که با اعلام ممنوعیت این کار توسط روسای زندان قائله ختم به خیر شد.
برای دیدن تمامی این رویداد ها میتوانید به تاپیک اعلام جرم مراجعه کنید.
-روسای آزکابان ، در به در دنبال زندانی!
کریس چمبرز که رویاهای بزرگی برای آزکابان و انواع شکنجه های اجرایی در این مکان داشت، بلافاصله بعد از وزیر شدن، به آزکابان شتافت، اما هیچ زندانی آنجا نبود!
حال وزیر و کابینه سخت به دنبال زندانی هستند و حتی به اداره ی کارآگاهان خبر دادند که تحویل دادن زندانی پاداش به همراه دارد، اما وقتی متوجه شدند هیچ اداره ی کارآگاهانی تشکیل نداده اند سه ماه گذشته بود.
بنابراین طبق آخرین اخبار، کریس چمبرز و گابریل دلاکور با نیسانی آبی در خیابان ها راه افتاده و با جمله ی:
_زندانی و مجرم... خلافکار و کیف قاپ... معتاد و جانی...خریداریم!
مردم را ترغیب میکنند که به زندان بشتابند، عکسی توسط گزارشگر ما از این نیسان گرفته شده است.

حوادث:
-آیا گبی دلاکور در سطل آشغال میفتد؟
داستان از آنجایی شروع میشود که لرد ولدمورت قصد سفر میکند، همه ی مرگخواران آماده اند اما به هیچ روش جادویی نمیتوانند سفر کنند! بنابراین قضیه پراید ارابه مرگ پیش میاید و حالا موضوع عوض شده است!
لرد ولدمورت به مرگخواران مشکوک شده و حس میکند یکی از یارانش میخواسته او را به کشتن دهد.
حالا مظنون شماره یک گابریل دلاکور است که قرار است به سطل آشغال پرتاب شود!
آیا این اتفاق شوم رخ میدهد؟
رویدادها:
طبق تقویم جادویی وزارت،
رویداد بعدی جامعه ی جادویی پانزده روز دیگر، یعنی بیستم شهریور است،
روز هافلپاف! گروهی که کم لطفی ها و نامهربانی های زیادی علیه اش صورت گرفته، آموخت تا پس از هر شکست دوباره برخیزد. در این روز هافلپاف برای اولین بار قهرمان هاگوارتز شد. به دوستان زردپوش خود تبریک بگویید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كريس چمبرز در 1398/6/5 13:53:06
ویرایش شده توسط كريس چمبرز در 1398/6/5 13:57:42
ویرایش شده توسط كريس چمبرز در 1398/6/5 13:57:42
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/05/28
تولد نقش: 1397/08/03
آخرین ورود: یکشنبه 31 شهریور 1398 22:38
از: زیر ضلع شمالی سایه ارباب!
پستها:
458

توجه!
توجه!
روزنامه ی صبح وزارت فعالیت خود را شروع میکند!
از این تاریخ، به دستور شخص وزیر ، وزارتخانه به طور کل روزنامه ی ((پیام امروز)) را از رده خارج شده اعلام میکند و هرگونه خرید و فروش و حتی مطالعه ی این روزنامه ممنوع میباشد!(قطعا جریمه چیزی جز بوسه ی دیوانه ساز نیست!)
مردم میتوانند اخبار روز وزارت را از طریق روزنامه ی معتبر و تایید شده ی صبح وزارت بدست آورند، این روزنامه به طور مستقیم زیر نظر وزیر به چاپ میرسد!
روزنامه دارای بخش های متفاوت و جذابی است و به صورت دوهفته نامه منتشر میشود.
شما میتوانید در روزنامه بخش های اخبار، حوادث، مسابقات، رویدادها، بخش تحت تعقیب ها و... را به صورت مصور دنبال کنید.
اخبار معتبر را دنبال کنید!
کریس چمبرز، وزیر سحر و جادو.

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
جغددانی
خروج