آقا یه حساب پسانداز قرضالپسنده برا ما وا میکنین؟ نه که بخوایم سیکل و ناتامونو توش بیریزیما ... نه! اونا جاش تو بالشت خودم امنتره. به هر حال کسی خبر نداره تو بالشتم پسانداز یک عمر مسافرکشیم جا خوش کرده که بهش چشم بد داشته باشه، اما به بانک همه چشم دارن. آره خلاصه. زیرنگیم ما!

پس واس چی میخوایم حساب وا کنیم؟ وام آقا! وام! شما حسابو وا کرده نرده، فرم درخواست وامو میکنم تو صورتت! بالاخره این پاکجاروی ما عمرشو کرده ... روغن سوزی که سالهاست سرجاهازیشه. دم به دمم جوش میاره. البته هنوزم که هنوزه آنتیکهها! دستفرمونش سیکلی صد نات با این عروسکای سوسولی امروزی فرق داره. ولی خوب دیگه چه کنیم دیگه ... باهاس یه وام بگیریم، اینو اسقاط کنیم و یه دونه ازین جدیدا بندازیم زیر پامون. خدا رو چه دیدی ... شاید اگه یکی پرسید جاروت چیه؟ به جای این که بگیم پاک جاروی مدل 1995 بگیم ازین جدیدایه، بعد عمری تنهایی، یه همدمی هم نصیبمون شد!
آره خلاصه دیگه. زحمتشو بکشید.
بانک جادوگری گرینگوتز - باجه دو
ممنون که بانک گرینگوتز رو انتخاب کردین. صندوقی به شما اختصاص داده شد تا گالیونها و داراییهاتون رو بهش منتقل کنید.

خانوم بانکدار! شما که تا اینجاشو زحمت کشیدین ... من سواد درست درمون ندارم، سختمه. میشه بقیشم شما به جای من انجام بدین؟ یعنی «گالیونها و داراییهاتون رو بهش منتقل کنید.»

نشد ... نه؟ گول نخوردی؟ خوب ما گالیون و داراییهامونو نخوایم به صندوق منتقل کنیم باید کیو ببینیم؟ اصلا نداریم دارایی. چی کار کنیم؟ کس پاسخگوعه؟