
همیشه این دهکده آروم و ساکته. همه خوش و خرم در کنار هم، به دور از هر هیاهویی زندگی میکنن. به غیر از مواقعی که کدخدا با ملت کار داشته باشه. همه باید دور میدون مرکزی جمع بشن و شیپورچی، شیپورش رو بزنه و سخنران با صدای زمختش، اعلامیه ها رو اعلام کنه.
کدخدای شهر توی یه خونه اعیونی و شاهانه نیست. توی یه کلبه ساده و خالی هم نیست. توی یه دکه محقر و کوچیکه، که ازونجا به صحبت ها، درخواست ها و انتقادات مردم دهکده گوش میده و تمام تلاششو میکنه که اون خواسته ها به نحو احسن انجام بشن.
هرکسی که میخواد وارد این دهکده بشه، باید یدونه از این نقشه ها توی دستش باشه! وگرنه میون این همه مکان جادویی و غیر جادویی گم میشه؛ و وقتی یه تازه وارد اینجا گم بشه، معلوم نیست که کجا پیدا بشه؟ یا حتی اصلا پیدا بشه! خلاصه حواستون به خودتون باشه!
دهکده هاگزمید، با همه در و پیکری که داره؛ انقد بی در و پیکر هست که یه گروه پیدا بشه و خیلی راحت مردم رو اذیت کنه، ازشون دزدی کنه، هر خلافی که دلش بخواد بکنه و کسی هم چیزی بهشون نگه. درواقع کسی نمیتونه که چیزی بهشون بگه. چون بلافاصله کلاهش پس معرکه اس!
اوباش دهکده هاگزمید، عنصر جدا نشدنی این دهکده است و همه اوباش رو با هاگزمید و هاگزمید رو با اوباشش میشناسن. اوباش دهکده هم سالها شامل بهترین و زبده ترین دزدا، غارتگرا، قاتلا و خلافکارا بوده که اسم و میراثشون توی این ویترین ثبت شده.
باغ وحشی پر از حیوانات مقفوس جادویی و ماگلی. محلی بسیار مفرح برای تفریح و سرگرمی. البته ما فکر می کردیم محلی بسیار مفرح برای تفریح و سرگرمی! متاسفانه خیلی هم محلی بسیار مفرح برای تفریح و سرگرمی نیست و پر از اتفاقات جالب و ماجراهای شگفت انگیزه! پس مث اینکه واقعا محلی بسیار مفرح برای تفریح و سرگرمیه!
فروشگاهی برای انواع سازهای جادویی، با لوازم جانبی جادویی و نوازندگان جادویی. این سازها مثل ساعت برای شما انواع موسیقی هارو می نوازند. اما این مسئله شمارو گول نزنه! به موقعش یجوری گرفتارتون میکنن، که با هر ترفند و روشی نتونید از گرفتاری در بیاید.
تالار جشن هاگزمید، مناسب برای انواع سور و سات، جشن، شادی و بزن و بکوب! تالاری آرام و دلپذیر که اگه میخواین جشناتون به آروم ترین و راحت ترین شکل ممکن پیش بره، بیاین اینجا! نه مثل اینکه از اتاق فرمان اشاره میکنن که خیلی هم آروم نیست. کنکله! نیاین. اگرم اومدین همچی پای خودتونه!
هر شهر و یا منطقه ای، همواره علاوه بر اینکه منطقه ثروتمند آن در چشم است و همه نگاه دیگه ای به آن دارند؛ با منطقه فقیر نشینش هم که به اصطلاح پایین شهر گفته می شود، شناخته می شود. منطقه ای که هر اتفاقی ممکن است در آن رخ دهد و کسی به کسی جواب پس نمی دهد. از قتل بگیرید تا دزدی و غارت! این مکان با کسی شوخی ندارد!
کاربرایی که هافلی ان، میرن خوابگاه خودشون! ریونی ها هم توی خوابگاه خودشون لامپارو خاموش میکنن! گریفی ها، پتو رو از روی تختشون توی خوابگاهشون کنار میکشن و اسلیترینی ها توی خوابگاه خودشون به خواب میرن. سر کی بی کلاه میمونه و همیشه بیداره؟ مدیرا! اینجا خوابگاه مدیراس که معمولا خلوته. چون مدیرا مشغول مدیریت اوضاع سایتن! اما وقتی که شلوغ بشه، شلوغ میشه ها!
سفرایی که دریایی ان، ماجراهایی که دریایی ان، سیر زندگی آدمایی که دریایی ان و کلا هرچیز دریایی، منشا اش اینجاست. محلی برای ماجراجویی های دریایی و آبی و خیس! اگه می ترسید دریازده بشید، یا سابقه دریازدگی دارید، با احتیاط قدم به اینجا بزارید
اتوبوسی که پرسه زنان از همه جا رد میشه و اگه کسی بگه از فلان جا یا از کنار من رد نشده، یا حالش بده یا داره مثل تسترال دروغ میگه. به هرحال اتوبوسی که همه از پر ماجرا بودنش خبر دارن و اعتراف میکنن که سواری با این اتوبوس، تجربه ای تکرار نشدنی بوده براشون. یه تجربه تکرار نشدنیمون نشه؟!
همه فکر میکنن ملوان زبل ماگل بود و اسفناج میخورد و قوی میشد. البته که اون اسفناج نبود، حقیقتی بود که بعدا کشف شد. اما یه حقیقتم من بهتون میگم. ملوان زبل ماگل نبود! ملوان زبل جزو زبل ترین و زبده ترین جادوگران بود که با ساخت هتل خیلی ستاره دارش، کمک شایانی به جامعه جادوگری کرد.
نامه هایی برای افراد عزیز و غیر عزیزتان. مکانی پر از حرف های گفته و نگفته که حالا به رشته ی تحریر در آمده اند. حرف های عاشقانه، قربان صدقه ها، تهدید ها، فحاشی، توهین به نامو... چیز... از بحث خارج نشیم! خوب! اگه نامه ای دارید که نمیدانید کجا به شخصی بنویسید که بقیه نخوانند، جایی که دنبالش می گردید اینجاست! حالا شاید بقیه هم خواندند. خیلی مسئله مهمی نیست!
فروشگاهی برای تهیه لوازم جادویی از جناب ورانسکی، از شیر تسترال تا جون جادوگر. همه و همه اینجا پیدا می شن. البته اگه برای خرید بیاید. اما چون معمولا مرگخوارا و محفلیا دنبال مکانی برای درگیری هستن این فروشگاه شده پوششی برای نبرد های این دو جبهه! فروشگاهی پر از ماجرا
از زمانی که سه دسته جارو تاسیس شده تا به الان، باید حدودا پونزده شونزده دسته جارویی می شد. اما هنوز سه دسته مونده! کافه ای که بعنوان معروف ترین و شناخته شده ترین کافه در بین جادوگرا و ساحره ها شناخته شده. اما از همون زمان یه دسته بودنش، شاهد کلی ماجرای جالب و شنیدنی بوده که اگه مایل باشید، براتون تعریف کنه!
این مکان، در ابتدا قرار بود یه بنگاه املاک باشه که در نهایت صلح و صداقت، املاک ملت رو جابجا کنه. ولی بعدا، چون زیاد توی راه راست بود، 10 درجه بیشتر به راست متمایل شد و وارد راه کج شد. و اینگونه شد که بنگاهی مملو از کلاه برداری و دزدی به وجود اومد که اصلا پیشنهاد نمیکنیم برای املاکتون اینجا بیاین!
سفر به روش هوایی، یکی از پرطرفدار ترین روش هاست. یعنی توقع داشتین این روش مسافرت توی دهکده تمام جادویی هاگزمید نباشه؟ خب این توقع های اشتباهتون رو جمع کنید از وسط دست و پا خواهشا! بگذریم... آژانس مسافربری هاگزمید محلی مناسب برای مسافرت های تفریحی-هوایی شماست
کابوس هر شب مامان مروپ! مکانی پر از افراد سالخورده گوگولی و غیر گوگولی. مکانی که هیچکس علاقه ای نداره درونش بیاد، چون تداعی گر احساس تنهایی و بی کسیه. ولی باز اینجا هاگزمیده! همچی فرق داره. هیچکس تنها نیست، کدخدای اول، جعفر مراقب شماست!
بعنوان دهکده ی تمام جادویی، هاگزمید پر ماجرا ترین خونه هارو داره. مگه میشه جایی جادو و جادوگر باشه، اما اتفاقات عجیب غریب و ماجراهای جالب توجه نباشه؟ چی با خودتون فکر کردین؟ توی هرکدوم از خونه های این دهکده پا بزارین، کلی ماجرا می پاشه توی صورتتون!
تاریخ جادو و جادوگری، حتی از تاریخ ماگلی پربار تر و سنگین تره. به طوریکه بیشترین خودکشی های جادوآموزان هاگوارتز، بعد از کلاس های تاریخ اتفاق میفته. مگه میشه مکانی سنبل این چنین تاریخ پرباری باشه، اما یبار تماشای اون ارزش نداشته باشه؟ میشه؟ نمیشه!
فروشگاه های لوازم جادویی معمولا عجیب و غریبن. همشون، بلا استثنا! و هاگزمید پر از همچین فروشگاهاس. و این فروشگاها پر ماجرا. و این ماجراها پر اتفاق. و این اتفاقات پر از احساسات ترس، غم و شادی. آخ! ماهم که سرمون درد میکنه برای شادی!
همه فکر میکنن که دندان پزشکی شغل ماگلاست! کلا شغل های طبی و پزشکی شغل ماگلاست! تا یجایی هم درست فکر میکنن، اما دندون شوخی بردار نیست. دندون عضویه که اگه خراب بشه هیچ جادویی نمیتونه درستش کنه و به حالت اول برش گردونه. دکتر گلگومات، باید یک مطب آروم و بی سر و صدا می داشت. اما چشم طمع به گالیون ها اونو وادار کرد که هر مشتری ای رو بپذیره و این باعث دوری آرامش از مطبش میشه. هعی!
آیا از حمل کینه با خود رنج می برید؟ آیا از شادمانی شخصی دل خوش ندارید؟ آیا می خواهید اذیت کنید؟ نکنید. اذیت کار خوبی نیست. آیا کرم دارید؟ باغچه خود را درست مراقبت کنید و تمیز نگه دارید، کرم ها از آن دور می شوند. آیا بی کارید؟ دیگر خیار نکارید! بیاید اینجا شایعه بکارید.
مادام پادیفوت، بیکار بود. خیلی بیکار. خیلی خیلی بیکار. رفت به چهارتا بیکار تر از خودش گفت که بیاین باهم یه کافه تریا بسازیم، هرکی که کلی کار داشت و خسته بود، بیاد اینجا استراحت کنه. کار درستی بود و نشون می داد که مادام پادیفوت خیلی به فکره. بعد از اون همه ی آدم های بیکار اینجا جمع شدن و ماجراهای آدمای بیکار کافه مادام پادیفوت رو ساختن.
یکی دیگه از کافه های معروف هاگزمید. هاگزمید پر از کافه های خوب، شناخته شده و معروفه و این نشون میده جادوگرا آدمای شاد و فرح بخشی هستن. مثل جادوگرا باشید! یا اگرم نخواستین که مثل اونا باشین، میتونین بشینین و ماجراهایی که توی این کافه ها رخ میده بخونین و از سفر به جاهایی که نمیتونید برید، لذت ببرید.
جادوگرا هم به هنر اهمیت میدن و افراد هنرمند زیادی تحویل جامعه دادن. زیاد. خیلی زیاد. انواع هنر ها؛ نویسندگی، نقاشی، بازیگری، ساز و آواز. حتی یسری هنر جدید هم خودشون اختراع کردن که کسی نمیفهمه اصلا چی هستن. نمونش، کیمیاگری!
کی گفته جادوگرا از وسایل ماگلی خوششون نمیاد؟ اتفاقا اگه یه موقع هایی به درد بخورن و جالب باشن، خیلی هم خوششون میاد! ولی چون کم پیش بیاد از نظر جادوگرا یه وسیله ماگلی واقعا به درد بخوره و جالب باشه، خیلی وسایل ماگلی وارد دنیای جادوگری نشدن. اما بازی های ویدیویی شدن. چون کسی نتونست بفهمه این چیزا جادویی ان یا ماگلی؟ و همین مسئله خیلی به مذاق جادوگرا خوش اومد و پیش خودشون گفتن: ماگلا ترشی نخورن یچیزی میشن!
توی دنیای جادوگری، اتفاقات ترسناک مثل نقل و نبات تو فروشگاه آجیل فروشی، خیلی زیاد پیدا میشن و کاملا با اتفاقات ترسناک دنیای ماگلی متفاوتن. ساختمان مخوفی که در بی رفت و آمد ترین نقطه هاگزمید واقع شده، منبع این اتفاقات ترسناکه و هرکسی نمیتونه بره اونجا و زنده برگرده! اگه با دیدن فیلم ترسناکای ماگلی زهره میترکونید، این ورا اصلا آفتابی نشید!
میزگرد جادوگری
! شير خوار گاه !
گروه ضربت هاگزميد
کافه دوئل تا پای مرگ!
زز ... با زار
☆⚀کازینو دو دانه لودر⚅☆
كلوپ جادوگران
انجمن ترک اعتیاد چیژکشان گمنام
مرلینگاه عمومی هاگزمید
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





اهم...اهم...محلي براي اعلاميه هاي دهکده. 















